علما و مراجع و محققین و پژوهشگران علوم اسلامی
خلاصه خبر
«کل أمر ذی بال لم یبدأ ببسم الله فهو ابتر».
ابتر یعنی منقطع الآخر.
این کار را انسان به خدا نسبت میدهد میگوید به نام خدا آغاز میکنم به نام خدا شروع میکنم.
از انضمام آن حسن فاعلی که طهارت ضمیر فاعل است و این حسن فعلی که حق بودن عمل است انسان یقین پیدا میکند که این کار به مقصد میرسد.
چون حسن فعلی به تنهایی برای رسیدن به هدف کافی نیست باید فاعل هم حَسَن باشد حسن فاعلی در او باشد.
اگر کلمهٴ حق شد، حسن فعلی داشت ولی حسن فاعلی نداشت به ثمر نمیرسد.
خواه «کلمة حق یراد بها الباطل» خواه «فعل حق یراد به الباطل».
اگر حسن فاعلی در کنار حسن فعلی نبود.
این فعل به ثمر نمیرسد.
فعلی به هدف میرسد یعنی ابتر و منقطع الآخِر نمیماند که به نام خدا شروع بشود کدام فعل است که میتواند به نام خدا شروع بشود؟
فعل خیر و حق.
مگر میشود فعل باطل و شر را به نام خدا آغاز کرد.
اینکه فرمود: «کل أمر ذی بال لم یبدأ فیه ببسم الله» یعنی کاری که بتوان به نام خدا شروع کرد، اگر به نام خدا شروع نشود، او ابتر است یعنی منقطع الآخر است.
این فعل برای یک هدفی است وقتی فعل به هدف میرسد که حق باشد اولاً و صاحب فعل هم این را به نام خدا شروع بکند ثانیاً.
یک وقت است لفظ میگوید از معنا غافل است.
در خصوص لفظ توی بحثهای فقهی در مسئله ذبیحه و امثال ذبیحه معتبر است که ﴿و لا تأکلوا ممّا لم یُذْکَر اسمُ الله علیه و إنّه لفسقٌ ﴾ این یک حکم شرعی است.
اما کاری که شروع میشود، انسان این معنی و این حقیقت را باید در ذهن داشته باشد اولاً و این لفظها را هم باید بگوید ثانیاً حالا ممکن است یک جایی هم که لفظ را نگفت باز اثر بکند اما آنچه را که دستور رسید این است که خود این کلمهٴ طیبه بر زبان جاری بشود.
کار که ذاتاً خیر نیست، خیر و شر یک امر قیاسی و نسبی است؛ خدای سبحان نجات غریق را به همه واجب کرده است، یک واجب توصلی است، قصد قربت هم لازم نیست این شخص هم واجب توصلی را انجام داده است اما چون نه برای خداست به هدف نمیرسد ولی در دنیا بیاجر نیست از مواهب طبیعی برخوردار است.
خود این شخص ابتر است به مقصد نرسیده است.
در آن حدیث معروف فرمود: «هر کاری که به نام خدا شروع نشود ابتر است».
یکى از روشهاى صحیح و کارآمد در تربیت انسان، روش احترام و «تکریم شخصیت» است. این شیوه در حقیقت پشتوانه سلامت روان بشر و از مهمترین عوامل رشد شخصیّت اوست.
خداوند متعال در قرآن کریم بنى آدم را تکریم نموده است و هیچ موجودى را برتر از او نیافریده است: «و لقد کرّمنا بنى آدم و حملناهم فى البرّ و البحر و رزقناهم من الطیّبات و فضّلناهم على کثیرٍ ممّن خلقنا تفضیلاً؛(1) ما فرزندان آدمى را گرامى داشتیم و آنها را در خشکى و دریا بر مرکبهاى راهوار سوار کردیم و از انواع غذاهاى پاکیزه به آنان روزى دادیم و بر بسیارى از مخلوقات برترى بخشیدیم.»
از آیه مزبور چنین استنباط مىکنیم که خداوند بر نوع بشر منّت نهاده و به او دو چیز بخشیده است: یکى کرامت و بزرگوارى و دیگرى برترى بر سایر مخلوقات. منظور از تکریم انسان، اعطاى خصوصیاتى است به او که در سایر موجودات و پدیدهها نیست و منظور از برترى، اعطاى خصوصیاتى است به انسان که دیگر موجودات در آن شریک هستند، ولى انسان در حدّ اعلاء از آن برخوردار است. نظر به این که انسان از این دو مزیّت عالى و فطرى برخوردار است، احترام و تکریم وى یک وظیفه اساسى است که هیچ عاملى نباید آن را متزلزل سازد، بنابراین پیشوایان معصوم(ع) در سیره عملى خود توجه خاصى به این موضوع دارند و آن را سرلوحه برنامههاى تربیتى و سازنده خویش قرار دادهاند که به استناد احادیث و روایات در این نوشتار به تبیین و تشریح آن خواهیم پرداخت. کرامت نبوى
سیره عملى پیامبراسلام (ص) گویاى توجه و احترام به شخصیت مردم است. در زمان آن حضرت هرکس بر او وارد مىشد، مورد تکریم قرار مىگرفت که این خود یکى از عوامل بسیار مؤثر در گرایش مردم به دین مبین اسلام بوده است. ایشان در راستاى کار و تلاش، کارگران و تولید کنندگان را تکریم و تمجید مىنمودند.
مفهوم شناسی تکریم
واژه «تکریم» در لغت به معنای گرامی داشتن، احترام کردن و نیکویی رساندن به انسان است و در اصطلاح، برخوردها، رفتارها و روابط مبتنی بر ارج نهادن انسان ها به یکدیگر را تکریم گویند. شخصیت انسان، از دیدگاه قرآن و روایات بسیار والاست. برای نمونه، خداوند در آیه 30 سوره بقره، درجه انسان را به خلیفة اللهی می رساند و خطاب به فرشتگان می فرماید: «اِنّی جاعِلٌ فِی الاَْرْضِ خَلِیفَةٌ؛ من در زمین جانشینی خواهم گماشت.» همچنین کرامت و بزرگواری و برتری آدمی بر موجودات دیگر، ارزشی است که خداوند در آیه زیر این گونه به آن اشاره می فرماید:
وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلی کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلاً. (اسراء: 70)
و به راستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا نشاندیم و از چیزهای پاکیزه به ایشان روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از آفریده های خود برتری دادیم.
نقل است پیامبر خدا صلی الله علیه و آله درباره ارزش والای انسان فرمود: «هیچ چیز در پیش گاه خداوند از فرزند آدم، گرامی تر و ارزشمندتر نیست.» پرسیدند: ای رسول خدا آیا فرشتگان برتر نیستند؟ فرمود: «فرشتگان همانند ماه و خورشید در کار خود مجبورند». بنا براین، گرامی داشتن آدمی گذشته از رعایت حقوق او، دربردارنده این دستور اخلاقی است که انسان سزاوار احترام است.
پیام متن:
خداوند، انسان ها را مورد تکریم خویش قرار داد، بر این اساس، رفتار ما نیز با انسان ها باید به همراه تکریم و احترام به او باشد.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله باکرامت ترین انسان
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که بزرگوارترینِ آدمیان است، بیشترین تکریم را در رفتارش با خلق داشت. در حدیثی از آن حضرت نقل است: «قصدم فخرفروشی نیست. من باکرامت ترین فرزند آدم نزد پروردگار خویش هستم».
خداوند برای بزرگداشت پیامبر، در هیچ جای قرآن، او را با اسم مخاطب قرار نداده، بلکه با لقب هایی مانند «یا ایّها النبی» و «یا ایّها الرسول» از وی یاد می کند. آن حضرت، شریف ترین خلق خدا بود که خداوند نیز در کتاب حقش به وجود گرامی او چنین سوگند یاد می کند: «لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفی سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ؛ به جانت سوگند که اینها در مستی خود سرگردانند».
پیام متن:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با کرامت ترین خلق نزد خدا بود و همواره با مردم رفتاری کریمانه داشت.
تکریم یتیمان
مهر | دین و اندیشه | چهارشنبه، 10 دی 1404 - 12:40
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت:ترویج و آموزش نهجالبلاغه کاری فرهنگی و اقدامی تمدنساز برای جامعه نیازمند تعمیق خرد دینی و اخلاق علوی است
خلاصه خبر
بسم اللّه الرحمن الرحیم
برگزاری نخستین آئین تکریم حافظان کل نهجالبلاغه در این شهر، نشاندهندۀ درک درست از اهمیت تربیت نسل آگاه، توانمند و وفادار به آرمانهای عدالتطلبانه و انسانساز امیرالمؤمنین (علیهالسلام) است.
اینجانب این تلاش صادقانه و برنامهریزی مؤثر را ارج نهاده و از تمامی حافظان نهجالبلاغه، مربیان دلسوز، خانوادههای پشتیبان و مسئولان و دستاندرکاران این حرکت مبارک، صمیمانه قدردانی میکنم و توفیقات روزافزون شما را در مسیر نشر کلام امیر حکمت از خداوند متعال خواستارم.
ملاقات با دوستان
قالَ الامام الجواد(ع ): مُلاقاةُ الاْخوانِ نَشْرَةٌ، وَتَلْقیحٌ لِلْعَقْلِ وَإنْ کانَ نَزْراً قَلیلاً.
امام جواد (ع):ملاقات و دیدار با دوستان و برادران، موجب صفای دل و نورانیّت آن می شود و سبب شکوفایی عقل و درایت خواهد شد، گرچه در مدّت زمانی کوتاه انجام پذیرد. امالی شیخ مفید، ص ۳۲۸ ، ح ۱۳
نیازمندی مؤمن به سه خصلت
قالَ الإمام محمد تقی الجواد(ع): الْمُؤمِنُ یَحْتاجُ إلی ثَلاثِ خِصال: تَوْفیق مِنَ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ وَواعِظ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُول مِمَّنْ یَنْصَحُهُ.
امام جواد (ع):مؤمن در هر حال نیازمند به سه خصلت است: توفیق از طرف خداوند متعال واعظی از درون خود، قبول و پذیرش نصیحت کسی که او را نصیحت کند. بحارالأنوار، ج ۷۲ ، ص ۶۵ ، ح ۳
مهر | دین و اندیشه | یکشنبه، 07 دی 1404 - 17:40
اهواز - آیتالله سید علی شفیعی، مجتهدی ریشهدار در سنت فقاهت و چهرهای ماندگار در تاریخ دینی و اجتماعی خوزستان، پس از دههها تدریس، مجاهدت انقلابی و همراهی با مردم، چشم از جهان فروبست.
خلاصه خبر
دیوارهای مسجد هنوز آیات را به خاطر دارند، محراب هنوز قامت نماز را از بر است اما جای آن نگاه مهربان و آن صدای شمرده که کلمات دین را ساده و صمیمی مینشاند، خالی است.
تولد در خانواده علم و تقوا
پس از طی مقدمات علوم اسلامی در اهواز، استعداد، پشتکار و شوقی سیریناپذیر برای فهم عمیقتر معارف دینی، او را به مسیر حوزه و مراتب عالیتر رهنمون ساخت.
در سن ۲۰ سالگی، آیتالله شفیعی راهی نجف اشرف شد؛ شهری که قرنها کانون فقاهت شیعه بوده و نفس کشیدن در آن، خود درسی بزرگ بهشمار میآید.
وی از محضر بزرگانی چون آیات عظام سید محسن حکیم، سید ابوالقاسم خوئی، امام خمینی (ره)، میرزا باقر زنجانی و دیگر استادان طراز اول بهره برد و در دروس خارج فقه و اصول، به مرتبهای رسید که نبوغ و ژرفاندیشیاش مورد توجه استادان قرار گرفت.
ثمره این سالها، نائلشدن به درجه اجتهاد در ۳۵ سالگی بود؛ اجتهادی مستحکم که با دریافت اجازات متعدد از مراجع بزرگ تقلید، رسمیت یافت و جایگاه علمی او را در شمار مجتهدان صاحبنظر تثبیت کرد.
از سال ۱۳۶۲، تدریس دروس خارج فقه و اصول را آغاز کرد؛ دروسی که بهسرعت به کانونی برای طلاب مستعد، فضلا و حتی اساتید تبدیل شد.
آیتالله شفیعی، استادِ صرفِ درس نبود؛ مربی اندیشه و اخلاق بود و همواره بر پیوند علم با تقوا و مسئولیت اجتماعی تأکید داشت.
آثار او حوزههای متنوعی چون فقه، اصول، اخلاق، تاریخ اسلام و نظام ولایت فقیه را دربرمیگیرد.
مجاهدت انقلابی و مسئولیتهای اجتماعی
او در این مسئولیتها، همواره کوشید عدالت را با رأفت و قانون را با اخلاق همراه سازد.
از دست دادن فرزند دیگرش، مرحوم حجتالاسلام سید محسن شفیعی نیز بر این اندوه افزود، اما قامتش خم نشد؛ چرا که زندگیاش، پیشتر برای چنین امتحانهایی آماده شده بود.
اکنون که مسجد آزادگان، قامت آیتالله سید علی شفیعی را در محراب نمیبیند، مسئولیت بر دوش ما سنگینتر است.
مهر | دین و اندیشه | جمعه، 05 دی 1404 - 08:06
آیتالله سید صدرالدین صدر، نه تنها یک مرجع تقلید صاحبنام و فقیهی چیرهدست،بلکه استوانه ثباتی بود که در یکی از بحرانیترین دورانهای تاریخ روحانیت ایران،نقش کلیدی در حفظ میراث تشیع ایفا کرد.
خلاصه خبر
پدرش، آیتالله سید اسماعیل صدر، از مراجع بزرگ و نامدار کاظمین و سامرا بود که در پارسایی و زهد شهرتی فراوان داشت.
با هجرت پدر به کربلا و سپس نجف، سید صدرالدین نیز راهی این حوزههای سترگ شد تا از محضر استوانههای فقاهت کسب فیض کند.
او در نجف و کربلا، خوشهچین دانش بزرگانی چون آخوند ملأ محمدکاظم خراسانی، میرزا حسین نائینی، سید محمدکاظم طباطبایی یزدی (صاحب عروه) و آقا ضیاالدین عراقی شد.
هجرت به ایران؛ از مشهد تا دعوت شیخ مؤسس
بار اول در سال ۱۲۹۲ شمسی به مشهد مقدس عزیمت کرد و حدود شش سال در جوار بارگاه رضوی به تدریس و ارشاد پرداخت.
پس از مدتی اقامت در مشهد و بازگشت کوتاهی به عراق برای پرستاری از پدر، نقطه عطف زندگی ایشان با دعوت تاریخی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، مؤسس حوزه علمیه قم، رقم خورد.
دوران مراجع ثلاث و حفظ میراث حوزه
پس از رحلت آیتالله حائری، حوزه علمیه قم با بحرانی جدی مواجه شد.
او حتی در دوران عسرت مالی حوزه، با توکل و توسلی که در خاطرات شاگردانش به کرامت راه برده است، حقوق و شهریه طلاب را تأمین میکرد تا شعله دانش در قم خاموش نشود.
شاید برجستهترین فراز زندگی آیتالله صدر، برخورد ایشان با ورود آیتالله بروجردی به قم باشد.
پس از استقرار آیتالله بروجردی در قم، آیت الله سید صدرالدین صدر در حرکتی که تاریخ حوزههای علمیه کمتر به خود دیده است، محل نماز جماعت خود در صحن بزرگ حرم حضرت معصومه (س) را به ایشان واگذار کرد و خود به تدریس و عبادت در گوشهای دنج بسنده نمود.
اندیشههای علمی و آثار ماندگار
امام موسی صدر
او پدرِ بزرگوار امام موسی صدر (رهبر شیعیان لبنان)، آیتالله سید رضا صدر و خانم سیده رباب صدر بود؛ فرزندانی که هر یک به نوبه خود، مشعلدار اندیشههای اصلاحی و انقلابی پدر شدند و نام خاندان صدر را در جهان اسلام جاودانه ساختند.
آیت الله سید رضا صدر
رحلت ایشان شهر قم را در اندوهی عمیق فرو برد و تشییع جنازه بیسابقهای برای ایشان برگزار شد.
آیتالله بروجردی بر پیکر ایشان نماز گذارد و بدن پاکش در جوار مرقد استادش، حاج شیخ عبدالکریم حائری در حرم مطهر حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴿١﴾
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
همیشه سودمند و با برکت است آنکه فرمانروایی [همه هستی] به دست اوست و او بر هر کاری تواناست. (۱)
2
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ ﴿٢﴾
آنکه مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید، و او توانای شکست ناپذیر و بسیار آمرزنده است. (۲)
3
الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا ۖ مَا تَرَىٰ فِي خَلْقِ الرَّحْمَٰنِ مِنْ تَفَاوُتٍ ۖ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَىٰ مِنْ فُطُورٍ ﴿٣﴾
آنکه هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفرید. در آفرینش [خدای] رحمان، خلل و نابسامانی و ناهمگونی نمی بینی، پس بار دیگر بنگر آیا هیچ خلل و نابسامانی و ناهمگونی می بینی؟ (۳)
4
ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِئًا وَهُوَ حَسِيرٌ ﴿٤﴾
سپس بار دیگر بنگر تا دیده ات در حالی که خسته و کم سو شده [و از یافتن خلل، نابسامانی و ناهمگونی فرو مانده] و درمانده گشته است، به سویت باز گردد. (۴)
5
وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِلشَّيَاطِينِ ۖ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ ﴿٥﴾
همانا ما آسمان دنیا را با چراغ هایی آراستیم و آنها را تیرهایی برای راندن شیطان ها قرار دادیم، و برای آنان [در آخرت] آتشی افروخته، آماده کرده ایم؛ (۵)
6
وَلِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ ۖ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿٦﴾
و برای کسانی که به پروردگارشان کافر شدند، عذاب دوزخ است و بد بازگشت گاهی است. (۶)
مهر | دین و اندیشه | جمعه، 28 آذر 1404 - 19:52
چهلمین دفتر از «شبهای فرهنگ» که به همت اکبر نبوی، نویسنده و پژوهشگر برجسته حوزه فرهنگ و هنر برگزار میشود به دیدار با منوچهر صدوقی سها استاد و پژوهشگر حکمت و عرفان اسلامی اختصاص پیدا کرد.
خلاصه خبر
به گزارش خبرگزاری مهر، چهلمین دفتر از «شبهای فرهنگ» که به همت اکبر نبوی، نویسنده و پژوهشگر برجسته حوزه فرهنگ و هنر برگزار میشود به دیدار با منوچهر صدوقی سها استاد و پژوهشگر حکمت و عرفان اسلامی اختصاص پیدا کرد.
در ابتدای این جلسه پس از خیر مقدم اکبر نبوی به حاضران، غلامرضا اعوانی، استاد فلسفه و رئیس سابق مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران طی سخنانی گفت: حضور در این مجلس برای بنده موجب مسرت و افتخار است.
رئیس سابق مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران تصریح کرد: یکی از خدمات مهم استاد صدوقی سها، ثبت تاریخ زنده حکمت در ایران است.
وی افزود: به یاد دارم که استاد روزی با شگفتی از حضور نسل جوان در این دروس سخن گفته و اظهار نمودند که گمان میکردند نسل آخرِ حاملان این معارف باشند.
وی ادامه داد: حکمت متعالیه ملاصدرا پس از قرنها بهتدریج به محور آموزش فلسفه بدل شد و توانست در کنار عرفان نظری و حکمت مشاء، جایگاهی استوار پیدا کند.
در پایان، منوچهر صدوقی سها به ایراد سخن پرداخت و گفت: یکی از دلایل ماندگاری فلسفه در ایران، پیشینه حکمت و عرفان در ایران پیش از اسلام است.
برخلاف تبلیغاتی که در دورهای رواج داشت و همه چیز را به ایران باستان تقلیل میداد یا بالعکس، حقیقت آن است که هم فلسفه و هم عرفان در ایران پیش از اسلام وجود داشته و همین زمینه تاریخی سبب شده است که فلسفه در ایران اسلامی استمرار یابد.
برخلاف این تلقی رایج که فلسفه اسلامی را صرفاً ترجمهای از فلسفه یونانی میداند، باید گفت فلسفه اسلامی دستگاهی مستقل و متمایز است.
لذا ابنسینا صرفاً اندیشه ارسطو را تکرار نکرد؛ فلسفه یونانی در اسلام دگرگون شد و به نظامی تازه بدل گشت.
ظلم بزرگی است اگر بگوییم فلسفه اسلامی همان فلسفه یونانی است که فقط جهت نوشتن آن تغییر کرده است.
این پژوهشگر حکمت و عرفان اسلامی افزود: برخلاف این ادعا که فلسفه دینی ممکن نیست، باید گفت معارف قرآن و احادیث خود واجد بنیانهای عقلیاند.
نتیجه آنکه؛ فلسفه، اسلام و ایران در تاریخی زنده به هم پیوستهاند و این پیوند همچنان باید پاس داشته شود.