فرهنگ اقتصادی
خودکفایی و استقلال جامع در همه حوزهها، بر اساس آموزههای قرآنی، آئین مسلمانی است. تأکید قرآن بر این است که جامعه اسلامی در عرصه اقتصادی باید با اتخاذ روشهایی بر روی پاهای خود بایستد و به بیگانگان محتاج نباشد.
آنچه در پی میآید بررسی برخی آیات مربوط به ضرورت خودکفایی مسلمانان است.
خودکفایی و استقلال، آئین مسلمانی
خداوند در آیات قرآنی بر استقلال همه جانبه امت اسلام از جوامع دیگر تأکید میکند. برخی از آیات به صراحت هر گونه وابستگی به ویژه در حوزه اقتصادی را مردود شمرده و از مسلمانان خواسته تا به گونهای اقتصاد جامعه را بنیاد گذاشته و استوار سازند که نیازی به بیگانگان وجود نداشته باشد؛ زیرا اقتصاد، قوام جامعه است (نساء، آیه ۵) و همانند ستون میانی خیمه عمل میکند. پس اگر اقتصاد خودکفا و مستقل وجود نداشته باشد، جامعه فاقد ستون اصلی و میانی خواهد بود و توان ایستادگی و مقاومت نخواهد داشت.
خداوند با تمثلی در آیه ۲۹ سوره فتح وضعیت مسلمانی و جامعه اسلامی را همانند گیاهی دانسته که بر ساق خود استوار است و به جایی تکیه ندارد. خداوند میفرماید: «محمد پیامبر خدا و کسانی که با او هستند بر کافران سختگیرند و با یکدیگر مهربان؛ آنان را میبینی که رکوع میکنند، به سجده میآیند و جویای فضل و خشنودی خدا هستند، نشانشان اثر سجدهای است که بر چهره آنهاست، این است وصفشان در تورات و در انجیل، که چون کشتهای هستند که جوانه بزند و آن جوانه محکم شود و بر پاهای خود بایستد و کشاورزان را به شگفتی وادارد، تا آنجا که کافران را به خشم آورد، خدا از میان آنها کسانی را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند به آمرزش و پاداشی بزرگ وعده داده است».
آیا می توان ادعا کرد که در قرآن اقتصاد اسلامی است؟ اگر بله، توصیف قرآن از شاخصه ها و ویژگی های اقتصاد اسلامی چیست؟
پاسخ اجمالی:
«اقتصاد اسلامی» در مقایسه با «کمونیسم» و «کاپیتالیسم» داری چهار ویژگی عمده است:
۱. در اقتصاد اسلامی، از عنصر ایمان و اخلاق و کاربرد آن در تولید، مصرف و خدمات استفاده می شود.
۲. در اقتصاد اسلامی مالک اصلی خداست و انسان امانتدار خداوند در روی زمین است.
۳. اقتصاد اسلامی هر گونه تولید و یا هر کیفیت از مصرف را آزاد ندانسته و برای آن یک سلسله از دستورات حلال و حرام مطرح کرده است.
۴. در اقتصاد اسلامی برخلاف سایر مکاتب، «مالکیّت» هدفدار است و اسلام دنیا و مواهب آن را به عنوان مزرعه آخرت می داند.
پاسخ تفصیلی:
هنوز زیادند کسانی که فکر می کنند «اقتصاد اسلامی» شباهتی به یکی از دو مکتب اقتصادی شرق و غرب دارد.
آنان غالباً می پرسند: اقتصاد اسلامی به کدامیک از سیستم های شرق و غرب «کمونیسم» و «کاپیتالیسم» شباهت دارد؟ یا به کدامیک نزدیکتر است؟ گوئی جهان، اقتصاد است و این دو راه، و راه سومی مطلقاً وجود ندارد. جالب اینکه در این وسط در حالی که گروهی سعی دارند اقتصاد اسلامی را متّهم به حمایت از سیستم سرمایه داری کنند، گروه دیگری می کوشند که رنگ کمونیستی و سوسیالیستی به آن بدهند، به گمان اینکه ریشه های مشترکی با آن دارد، و گوئی این سیستم به عدالت اجتماعی که هدف نهائی اقتصاد اسلامی است کمک بیشتری از مکتب رقیبش می کند.
در صورتی که توجّه به ویژگی های اقتصاد اسلامی نشان می دهد نه شباهتی به این مکتب دارد، و نه شباهتی به آن مکتب، و نه حتی به یکی نزدیکتر از دیگری است. و از سوی دیگر توجّه به ماهیت و طبع سیستم اقتصادی شرق و غرب نیز این واقعیت را روشن می سازد که هیچ کدام در نفی عدالت اجتماعی، و نفی جامعه توحیدی، و ایجاد جامعه طبقاتی و شرک آلود و مبارزه با آزادی و کرامت انسان دست کم از دیگری ندارند.
با توجّه به این اجمال به شرح ویژگی های اقتصاد اسلامی می پردازیم، تا بیگانگی این مکتب از مکاتب دیگر کاملا مشخص گردد. روی هم رفته اقتصاد اسلامی داری چهار ویژگی عمده است که هر یک به تنهائی برای جدا ساختن آن از دیگر مکتب ها کافی به نظر می رسد تا چه رسد به مجموع آن:
علی قنبریان
اقتصاد و معیشت از مسائل بسیار مهم و حیاتی جوامع انسانی است. در منابع اسلامی (آیات و روایات) به مسئله اقتصاد بسیار پرداخته شده است. از مباحث مهم اقتصادی تولید،اشتغال، و حمایت از کالاهای داخلی است. اهمیت این سه مقوله تا آنجاست که مقام معظَّم رهبری، سال 1396 شمسی را «اقتصاد مقاومتی؛ تولید ـاشتغال»، سال ۱۳۹7 شمسی را «حمایت از کالای ایرانی»، سال ۱۳۹۸ شمسی را «رونق تولید» و سال 1399 را «جهش تولید» نامگذاری کردند. در نوشتار حاضر درصدد آن هستیم که به اهمیت مسائل اقتصادی و معیشت مردم، آثار و فوایداشتغال و افزایش تولید داخلی و وظایف مسئولین و مردم در افزایشاشتغال و تولید داخل بپردازیم. در تمامی مباحث کوشیدهایم که از آیات و روایات و منظومه فکری رهبر معظم انقلاب به فراخور موضوع استفاده کنیم.
***
اهمیت مسائل اقتصادی در قرآن و روایات
برنامههای اسلام به سه دسته تقسیم میشود: عقاید، اخلاق، احکام. در احکامِ اسلامی مسائل اقتصادی وارد شده است مانند: خمس، زکات، صدقه. عمل به احکام مالی اسلام، زمینهساز از بین رفتن فقر و شکاف طبقاتی در جامعه خواهد بود. در آموزههای قرآن، هرکسی باید حاصلِ دسترنج خود را بخورد و دستدرازی و دستاندازی به اموال دیگران ممنوع شده است: «وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَینَكُمْ بِالْباطِلِ» «و اموال یكدیگر را به باطل (و ناحق) در میان خود نخورید.» (بقره ـ 188)
در آیات قرآن کریم و همچنین روایاتی که از معصومین(ع) به دست ما رسیده است، اقتصاد و فروعات آن، با صراحت و یا کنایه مطرح شده است. به مواردی از آیات و روایات، ذیلاً اشاره میشود:
الف) در سوره طه آیه 124 خداوند متعال به رابطه بین یاد خدا و اطاعت کردن از وی و اقتصاد و معیشت فردیاشاره میکند: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَهًْ ضَنْكاً» «و هر كس از یاد من روىگردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت.» پس، اینکه رونق و شکوفایی اقتصادی و یا جمود و سکون آن را منحصر در سعی و تلاش و خلاقیت بدانیم، از نظر منطق قرآن، اشتباه و نادرست است؛ بلکه طبق این آیه، یاد خدا و یا غفلت از وی، اثر تکوینی بر معیشت و اقتصاد دارد. بسیار دیدهایم، افراد رویگردانِ از معنویت را که شبانهروز سعی و تلاش میکنند، اما بهره بسیار ناچیزی از دنیا نصیبشان میشود.
ب) «أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا» «خدا بیع را حلال و ربا را حرام كرده است.» (بقره ـ 275) معامله از سوی شرع مقدس تجویز شده است زیرا بهوسیله معامله، شهروندان نیازهای خویش را برطرف میکنند اما مواردی مانند احتکار و ربا حرام اعلام شده است. زیرا احتکار سبب کمیاب و یا حتی نایاب شدن مواد مصرفی مردم میشود و مال احتکار شده، چندبرابر افزایش مییابد. افزایش جنس، قدرت خرید را پایین آورده و به اقتصاد ضربه وارد میکند.
با بررسی آیات و روایات پی می بریم که اسلام نسبت به «اقتصاد» اهمیت خاصّی قائل است. اینک این مطلب را در ضمن چند عنوان مورد بررسی قرار خواهیم داد.
1- مال، ودیعه الهی
برخی از آیات قرآن، مال را یک ودیعه الهی معرفی می کند که از جانب خداوند در اختیار بشر قرار گرفته است. خداوند متعال می فرماید: «... وَأَنْفِقُوا مِمّا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفِینَ فِیهِ»[1]؛ (... و از آنچه خداوند شما را نماینده خویش در آن ساخته انفاق کنید). و نیز در آیه ای دیگر می فرماید: «وآتُوهُمْ مِنْ مالِ اللَّهِ الَّذِی آتاکُمْ»[2]؛ (و چیزی از مال خدا را که به شما داده است به آنان بدهید).
در آیه نخست، مال ودیعه خدا و در آیه دوم، خداوند مالک مال معرفی شده است. و به خاطر چنین موقعیتی که مال و ثروت دارد قرآن از آن به لفظ «خیر» تعبیر کرده است و می فرماید: «کُتِبَ عَلَیکُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَکَ خَیراً الْوَصِیهُ لِلْوالِدَینِ وَالْأَقْرَبِینَ»[3]؛ (بر شما مقرر شده: هنگامی که مرگ یکی از شما فرارسد، اگر چیز ارزشمندی [مالی] از خود به جای گذارده، برای پدر و مادر و خویشاوندان، بطور شایسته وصیّت کند).
و به همین جهت است که در احادیث اسلامی، مال دنیا مایه پرهیزکاری و وسیله کسب آخرت و دوری از ستم بر دیگران معرفی شده است. از پیامبر(صلی الله علیه وآله) نقل شده که فرمود: «نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَی تَقْوَی اللَّهِ الْغِنَی»[4]؛ (بی نیازی وسیله خوبی برای تقوا است). همچنین از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود: «نِعْمَ الْعَوْنُ الدُّنْیَا عَلَی الْآخِرَة»[5]؛ (دنیا کمک خوبی برای آخرت است). و نیز نقل شده که فرمود: «نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَی تَقْوَی اللَّهِ الْغِنَی غِنًی یَحْجُزُکَ عَنِ الظُّلْمِ خَیْرٌ مِنْ فَقْرٍ یَحْمِلُکَ عَلَی الْإِثْم »[6]؛ (بی نیازی که تو را از ستم بازدارد بهتر از فقری است که تو را بر گناه وادار سازد).
2- دعوت به کار
در اسلام به کار و کوشش دعوت اکیدی شده است. از امام هشتم(علیه السلام) نقل است که فرمود: «الَّذِی یَطْلُبُ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا یَکُفُّ بِهِ عِیَالَهُ أَعْظَمُ أَجْراً مِنَ الْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل »[7]؛ (کسی که برای تأمین زندگی خانواده خویش تلاش می کند از مجاهد در راه خدا ارزشمندتر است).
۱ - معنای بازار
واژه بازار که ریشه ایرانی باستانی دارد، به معنای جایگاه داد و ستد است.
۲ - واژه های گوناگون بازار
این واژه با گونههای مختلف در گویشهای محلی ایران و زبانهای پیرامونی حضور داشته
و از یک سو به عربی ، ترکی عثمانی و انگلیسی و از سوی دیگر به سرزمینهای هند راه یافته است. «سُوق» معادل عربی آن، اسم مصدر از «سَوْق» به معنای راندن و حرکت دادن به پیش است
و در وجه این نامگذاری گفته شده که کالاها برای خرید و فروش به بازار سَوْق داده میشوند.
برخی نیز احتمال دادهاند این کلمه از آرامی وارد عربی شده باشد.
بازارهای سنتی غالباً از دو راسته دکانهای بسیار تشکیل شده که سقفی آن دو را به یکدیگر میپیوندد.
۳ - اجزای گوناگون بازار
اجزای گوناگون بازارها عبارت بودند از راستهها به عنوان اصلیترین عنصر که از تقاطع آنها چار سو ( چهار سوق ) پدید میآمد، رسته (محل استقرار صنف )، دالان، سرا ( خان یا تجارتخانه )، خانبار (کالنبار) به عنوان محل انبار یا پردازش کالا، تیم یا تیمچه به عنوان محل کار صنعتکاران ظریفکار و دکانهای مختلف که هر دسته از آنها به عرضه کالای معینی میپرداختند. در کنار این عناصر مسجد ، حمام ، قهوهخانه ، خوراکپزخانه و واحدهای فرهنگی یا خدماتی وجود داشت.
۴ - بازار در اصطلاح علم اقتصاد
بازار در اصطلاح علم اقتصاد معنایی وسیعتر از جایگاه داد و ستد دارد و به هرگونه فرایند یا ترتیباتی گفته میشود که با رویارویی تقاضا و عرضه، قیمت و مقدار کالا با هم سازگاری مییابند.
در مدخل بازار به چارچوبهای محیطی تجارت و بیشتر از منظری تاریخی پرداخته خواهد شد و مباحث مربوط به خرید و فروش و گونهها و احکام آن که صبغهای فقهی دارد به مدخل تجارت واگذاشته میشود.
۵ - واژه سوق در قرآن
چرایی اهمیت رشد اقتصادی
از آنجا که رشد اقتصادی به معنای رسیدن به همه بایستهها و شایستهها در فعالیتها و مسائل اقتصادی است، به طور طبیعی از نظر قرآن، این امر از اهمیت و ارزش بسیاری برخوردار خواهد بود؛ زیرا از نظر قرآن، اقتصاد مایه قوام اجتماع بوده و ستون اصلی آن را تشکیل میدهد(نساء، آیه 5) به طوری که فقدان آن به معنای آن است که مردم و اجتماع توان ایستادن نخواهند یافت و به فقر دچار شده و فروپاشی اجتماعی به سبب عدم تحقق فلسفه وجودی اجتماع را رقم میزند.(همان؛ آل عمران، آیه 112؛ بقره، آیه 61؛ سباء، آیات 15 تا 19)
در ارزش و اهمیت مسائل اقتصادی و لزوم رشد و شکوفایی آن همین بس که امور اقتصادى و معيشتى مردم، داراى جايگاهى مهمّ در حدّ مسائل اعتقادى و عبادى دارد(بقره، آیات 3 و 41 و 43 و 83 و 177 و 277؛ نساء، آیه 39؛ انفال، آیات 2 و 3)؛ زیرا از نظر قرآن، تأمين سعادت واقعى انسان در سايه يكتاپرستى، سلامت امور اقتصادى و پرهيز از فسادانگيزى است(اعراف، آیه 85؛ هود، آیات 84 تا 86) به طوریکه همه پیامبران برای تأمین عدالت برانگیخته میشوند که یکی از مهمترین آنها عدالت در امور اقتصادی است.(حدید، آیه 25)
در این میان پیامبر مکرم و معظم اسلام (ص) مأمور میشود تا در سطح برتر وارد عمل شده و در مقام مکارم اخلاقی مردمان را به جایگاهی از عدالتخواهی برساند که همه هستی و هویت وجودی آنان قسط خواهی و سهم خواهی باشد؛ زیرا خدا قسط خواهی را به عنوان مقوم و مؤلفه اصلی ذاتی مؤمنان قرار داده و میفرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ؛ اى كسانى كه ايمان آورده ايد! براى خدا به عدالت بسیار با استواری برخيزيد و به عدالت شهادت دهيد.(مائده، آیه 8)
در جایی دیگر نیز میفرماید:اى كسانى كه ايمان آورده ايد! پيوسته و استوار به عدالت قيام كنيد و براى خدا گواهى دهيد، هر چند به زيان خودتان يا به زيان پدر و مادر و خويشاوندان شما باشد. اگر يكى از دو طرف دعوا توانگر يا نيازمند باشد، باز خدا به آن دو از شما سزاوارتر است. پس از پى هوس نرويد كه درنتيجه از حق عدول كنيد؛ و اگر به انحراف گراييد يا اعراض نماييد، قطعاً خدا به آنچه انجام مى دهيد، آگاه است.(انعام، آیه ۱۳۵)
یکى از اهداف ارزشمند انقلاب اسلامى ایران تدوین مبانى علوم انسانى از جمله اقتصاد از دیدگاه وحى و اهل بیت وحى(علیهم السلام)است که به منظور تدبیر بهینه امور اجتماعى اقتصادى صورت مى گیرد.
مقاله حاضر، که در آن «مبانى اقتصاد از دیدگاه قرآن کریم» مورد بررسى قرار گرفته، گامى هرچند ابتدایى اما بدیع و راهگشا در این خصوص است. در این بررسى، خاطرنشان شده که از منظر قرآن کریم، اقتصاد سالم و رشدیابنده مبتنى بر اصول ذیل است: شناخت و تدبیر امور اقتصادى از راه تفقّه، تعقل، اعتقاد به توحید (تجلّى توحید در اقتصاد)، اعتقاد به معاد، اعتقاد به مظهرى از عبودیت بودن عملیات اقتصادى، دخالت دولت در اقتصاد، عدالت در عملیات اقتصادى و تزکیه.
مقدّمه
مطالعه زندگى بشر در ادوار گوناگون تاریخ، گویاى این حقیقت است که یافتن شیوه هاى مناسب براى بقاى بهتر و بیش تر (سعادت)، از مهم ترین دغدغه هاى خاطر تمامى انسان هاست و همواره براى نیل به این هدف، تلاش هاى فراوانى صورت گرفته و رنج هاى طاقت فرسایى تحمل شده است.
گستردگى، ظرافت و در هم تنیدگى شؤون گوناگون وجودى انسان از یک سو، و پیوندهاى او با دیگر کاینات از سوى دیگر، آن چنان پیچیده و اعجاب انگیز است که تمامى جستوجوگران با فراست را به اظهار عجز از شناخت همه جانبه و دقیق انسان واداشته، و طنین فریاد «انسان موجود ناشناخته» را در زمین و زمان پراکنده است. در این میان، انبوه عظیمى از نظریات از سوى صاحب نظران در زمینه هاى گوناگون علوم انسانى، از جمله اقتصاد (که در آن ارائه راه هاى دست یابى به تولید، توزیع و مصرف بهینه کالاها و خدمات مورد توجه است)، ابراز و در بوته نقد قرار گرفته است.
مقدّمه
اقتصاد ایران در سایة تفکّر جمهوری اسلامی همیشه آماج حملات دشمنان است و یکی از ضربههای دشمنان که میتواند جامعه را دچار تزلزل کند، مشکلات اقتصادی است. در واقع، یکی از عناصر و اجزای جامعه که به شکل مستقیم، سکّان هدایت یک جامعه را در دست میگیرد، اقتصاد آن کشور است و هرگونه قدم برداشتن برای اصلاح و بهبود آن میتواند به منزلة گامهایی در جهت تعالی دیگر بخشهای جامعه و رفاه حال عمومی و فعّالیّت اعتلای پایة نظام و کشور باشد. قرآن کریم افزون بر بیان اهمیّت و تأکید بر انجام جهاد و رونق اقتصادی، در آیات فراوانی شیوههای عملی بهرهگیری از مواهب طبیعی را عمران و آبادانی زمین و دستیابی به پیشرفت اقتصادی افراد و جوامع پیش روی آنان نهاده است.
1ـ اهمیّت اقتصاد در جامعه
مهمترین عاملی که جامعة انسانی را بر اساس خود پایدار میدارد، اقتصاد است که خداوند آن را مایة قوام جامعه قرار داده است. نقش ثروت در زندگی فردی و اجتماعی، همچون نقش آب در زندگی جانداران است؛ یعنی همچنانکه زندگی جانداران بدون آب ممکن نیست و حیات همة موجودات زنده به آن بسته است، در زندگی فردی و اجتماعی نیز حیات افراد به مال و ثروت بستگی دارد و بدون آن، ادامة حیات ممکن نیست. نیز همچنانکه جریان یافتن خون در بدن، موجب حیات همة بافتهای بدن شده، جسم انسان را شاداب نگه میدارد، جریان داشتن پول، ثروت و مواهب طبیعی در رگهای اجتماع، موجب زنده ماندن همة طبقات اجتماع و شاداب ماندن جامعة انسانی میشود. از همین روی، قرآن کریم ثروت را عامل پایایی و قیام فرد و جامعه میداند: ﴿وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ قِیَاماً...: اموال خود را، که خداوند وسیله قوام زندگى شما قرار داده، به دست سفیهان نسپارید...﴾ (النّساء/5). در واقع، از آن روی که مال سبب قیام و استقلال است، آن را بنا بر اطلاق مسبّب بر سبب برای مبالغه به قیام نامیده است (ر.ک؛ حقّی بروسوی، 1421ق.، ج 2: 202).
پس یکی از عناصر و اجزای جامعه که به شکل مستقیم، سکّان هدایت جامعه را در دست میگیرد، اقتصاد آن کشور است و هر گونه قدم برداشتن برای اصلاح و بهبود آن میتواند به منزلة گامهایی در جهت تعالی دیگر بخشهای جامعه و رفاه حال عمومی و فعّالیّت در اعتلای پایة نظام و کشور باشد. در نظام اقتصاد اسلامی، تأمین رفاه عمومی و زدودن فقر از سطح جامعه و نیز رسیدن به اقتدار و استقلال اقتصادی، مستلزم داشتن اقتصادی شکوفا و در حال رشد است. استقلال اقتصادی و شکوفایی آن را میتوان از آیات قرآن دریافت. از اطلاق برخی آیات و لازمة برخی دیگر، لزوم استقلال و شکوفایی آن فهمیده میشود؛ برای مثال میفرماید: ﴿...وَلَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً: و خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلّطى نداده است﴾ (النّساء/141) که غالب فقهای بزرگ اسلام، برای نفی هر گونه سلطة کافران بر مسلمانان بدین آیه استناد کردهاند و مفادّ آن را محکم دانستهاند؛ یعنی مسلمانان میباید کاری کنند که کفّار به آنان مسلّط نشوند و هر عملی که منتهی به سلطة کفّار شود، نامشروع است و از جمله راههای سلطة کفّار بر مؤمنین، سلطة اقتصادی است. متأسّفانه در این روزگار سلطة اقتصادی بیگانگان بر مسلمانان تحقّق یافته است و این واقعیّت تلخ به دلیل عمل نکردن مسلمانان به مقتضای ایمان و مهجور گزاردن قرآن میباشد. مطابق مستفاد این آیه، مؤمنان وظیفه دارند تلاش کنند و خود را از وابستگیها، از جمله وابستگی اقتصادی، رهایی دهند. در آیة دیگری میخوانیم: ﴿وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ: اگر مؤمن هستید، سُستی مکنید و غمگین مشوید که شما برترید﴾ (آلعمران/ 139). از این آیه استفاده میشود که از لوازم ایمان، بینیازی اقتصادی از کفّار و خودکفایی مسلمین است؛ زیرا نیاز همیشه ملازم با ذلّت و اسارت است و امّتی که بخواهد عزیز و سربلند زندگی کند، باید خود را از یوغ کفّار آزاد کند. همچنین خداوند میفرماید: ﴿مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا
نويسنده:وجيهه گلمكاني
نمونهاي از آیات اقتصادي قرآن
1 ـ تعاون و همكاري ـ سورة مائده آيه 2 تعاونوا… تا آخر آيه
2 ـ منابع طبيعي ـ سوره نحل آيه 10 ـ هوالذي … تا آيه 13 يذكرون
3 ـ مسكن و خانهسازي ـ اعراف 74 ـ نحل 80 تا 82
4 ـ كشاورزي ـ ، انعام 95 ـ انعام 141
5 ـ كميته امداد ـ ، توبه 60
7 ـ معادن : رعد 3 و 4 ـ حجر 19 تا 23
8 ـ قرض الحسنه: بقره 245 ـ مائده 12 ـ حديد / 10 ـ 13 ـ مزمل/20 ـ تغابن/19 ـ حديد/18
9 ـ بانكداري بدون ربا ـ آل عمران/120 ـ روم/39
10 ـ خريد و فروش : انعام/153 ـ اعراف/85 ـ هود/84 ـ 86
نظري به اقتصاد اسلامي:
كساني كه فكر ميكنند مسائل زندگي از يكديگر جداست و هر چيزي يك مرز و قلمرو خاصي دارد و هر گوشهاي و قسمتي از زندگي بشر به يك شي ءِ بخصوص تعلق دارد تعجب و يا احياناً انكار ميكنند كه كسي مسألهاي به نام مسائل اقتصادي در قرآن طرح كند زيرا به عقيده اينها هر يك از اسلام و اقتصاد يك مسأله جداگانه است، اسلام به عنوان يك دين براي خودش و اقتصاد به عنوان يك علم براي خودش اسلام قلمرويي دارد و اقتصاد قلمروي ديگر . اما نكته اين است كه مسائل زندگي را نبايد مجرد فرض كرد. صلاح و فساد در هر يك از شؤن زندگي در ساير شئون مؤثر است . نظام ارزشي اسلام، خوشبختي دنيا وآخرت انسان را به طور همزمان مورد توجه قرار داده و دنيا را مزرعه آخرت معرفي نموده است . بر اين مبنا به هر رفتار اقتصادي مفيد كه در حوزة ارزشهاي اسلامي مجاز باشد، انجام آن مطلوب و شايسته است .
مدلها و الگوهاي اقتصادي از آن جا كه به شدت تابع شرايط زماني و مكاني مي باشد، قابل تجويز و ارائه به طور كلي از سوي مكتب اسلام نبوده است . اما قوانين ثابت و هميشگي حاكم بر آنها ، در منابع اسلامي بيان شدهاند . اين مقاله تحقيقي در جهت شناخت آموزههاي اقتصادي قرآن ميباشد.
نظر قرآن راجع به ثروت : ما آنگاه كه ميخواهيم نظري به ايدههاي اقتصادي قرآن بيفكنيم اول بايد ببينيم نظر قرآن دربارة ثروت و مال چيست؟ ممكن است كسي بپندارد كه قرآن اساساً ثروت را مطرود و به عنوان يك امر پليد و دورانداختني ميشناسد اما چيزي كه پليد و مطرود باشد ديگر مقرارتي نميتواند داشته باشد. كه آن چيز را بدست نياوريد، دست به آن نزنيد، استفاده نكنيد. همچنانكه دربارةمشروب چنين مقرراتي آمده است : لَعَنَ الله بايغها و مًشْتَريها و آكِلَ ثَمَنها و ساقيها و شاربها .
جواب اين است كه قرآن مال و ثروت را تحقير نكرده، قرآن با هدف قرار دادن ثروت، با اين كه انسان فداي ثروت شود محال است به عبارت ديگر اينكه انسان پول را به خاطر خود پول و براي ذخيره كردن بخواهد مخالف است: « الَّذينَ يَكنزْونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّه وَ لايُنفْقِوُنَها في سَبيل ا… فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابِ اليم … توبه /34» آياتي وجود دارند كه نقش پول را در فاسد كردن شخصيت انساني بيان ميكنند و به همين دليل نيز ثروت پرستي مطرود كرده است.
ـ « اِنَّ الاِنسانَ لَيَطَغْي، اَنْ را'ه اسْتَغْني » علق 6
ـ « وَ لاتُطِعْ كُلَّ حَلاّفِ مَهين، مَمَّازِ مَنشّاءِ بَنَميمْ …… اَنْ كان ذامالٍ و بَنينْ …… قلم/15ـ10
ـ زُيِّنَ لِلإِنْسانِ حُبَّ الشَّهواتِ مِن النِّساءِ و اَلبْنَينْ و التَضاطيرَ المُقَنْطَره مِنَ الذَّهَبِ و الَفْضَّه وَالْخيَلْ المسُومَّه » ال عمران/14 .
اما قرآن خود ثروت را در كمال صراحت به عنوان « خير » ناميده است. كُنتَ عَلَيكُمْ اذِا حَضَرَ اَحَدَكُمُ الْمَوْتُ اِنْ تَرَكَ خَيْراً الوَصَّهُ لِلْوالدينِ و الاَقْربَين » بقره 180
و دفاع از مال را در حكم جهاد و كشته شدن در اين راه و شهيد تلقي كرده است الَمْقَتُولْ دُونَ اَهْلِهِ وَ مالِهِ …… و براي مال بر انسان حقوقي تأمل شده است.
ـ آشنا شدن با فهم كلام الهي از اهميت والايي برخوردار است و اين امر، جز با درك درست كيفيت مطلوب زندگي انساني از ديدگاه قرآن و سنت ميسر نخواهد بود و از آنجا كه معمولاً در اقتصاد نيز از چهار موضوع عمده يعني توليد،توزيع، مصرف و رشد بحث ميشود لذا آيات قرآني مربوط به علم اقتصاد را نيز بر چنين مبنا طبقهبندي نموده همراه با شرح مختصري از آنها.
در این پژوهش کلیات و تعاریف مکتب اقتصادی قرآن منطبق با جهان بینی توحیدی و قواعد شرعی و کاربرد اقتصادی آنها، عقود اقتصادی، اهداف اقتصادی اسلام، اصول و راهبردها، مفاهیم عملی اقتصاد قرآنی همچون تأمین اجتماعی، مالکیت، تولید، کار، سرمایه گذاری، بهره وری، تجارت، محیط زیست، توزیع، فقر و ثروت، نفقه، ربا، مصرف، اقتصاد داخلی، مالیات، ثروت های عمومی، منابع طبیعی و درآمدهای عمومی مطرح گردیده است.
منبع : فصلنامه قرآنی کوثر، شماره 38 , علاءالدین، سید محمد رضا تعداد بازدید : 41907 تاریخ درج : 1397/03/09
قرآن کریم کتابی است زمان شمول و جهان شمول که همگام با زمان و تطورها و تحول ها به نیازهای زندگی انسان پاسخ می دهد. قرآن کریم تبیان جامعی است که موضوعات مبتلا به جامعه بشری را به نحو مطلوب تبیین نموده است. (تبیاناً لکل شیء) (نحل/ 16/ 89) قرآن کریم کتابی واقع نگر است که با توجه به واقعیت های زمان و مکان و زندگی انسان و شرایط محیط و نیازهای او، آهنگ پر کشیدن انسان به مقصد اعلی و مقصود والا را داشته و دارد. بر این اساس بخشی از آیات قرآن پیرامون اقتصاد و احکام و اخلاق اقتصادی است که بر بنیان توحید و فطرت توحیدی انسان نهاده شده است. آموزه های اقتصادی قران همچون سایر آموزه های قرآن کریم ابعاد زندگی انسان را فرا گرفته است و خطوط اصلی روابط اقتصادی و حقوق اقتصادی افراد را تبیین نموده است. از ویژگی های مهم احکام اسلام که آن را جاودانه ساخته است، توجه به نیازهای ثابت و متغیر انسان هاست که نیازهای متغیر را بر اساس اصول ثابت در هر وضع متغیر با تعیین قانون مشخص ساخته است. در این پژوهش کلیات و تعاریف مکتب اقتصادی قرآن منطبق با جهان بینی توحیدی و قواعد شرعی و کاربرد اقتصادی آنها، عقود اقتصادی، اهداف اقتصادی اسلام، اصول و راهبردها، مفاهیم عملی اقتصاد قرآنی همچون تأمین اجتماعی، مالکیت، تولید، کار، سرمایه گذاری، بهره وری، تجارت، محیط زیست، توزیع، فقر و ثروت، نفقه، ربا، مصرف، اقتصاد داخلی، مالیات، ثروت های عمومی، منابع طبیعی و درآمدهای عمومی مطرح گردیده است.
مقدمه
قرآن کریم در آیات 58 تا 62 سوره بقره ضرورت آشنائی با علم اقتصاد را مطرح نموده است. بنی اسرائیل تا قبل از ورود به بیت المقدس بیابانگرد بودند و با آزادی کامل عمل می کردند اما وقتی اجازه ورود به بیت المقدس را یافتند ملزم به مراعات شرایط و ضوابط زندگی شهری و قوانین اقتصادی شدند. علامه طباطبائی معتقد است شرایط زندگی در شهر بیت المقدس تسلیم بودن در برابر قوانین اقتصادی و حقوق شهروندی است که اگر تابع این قوانین همزیستی و حقوق شهروندی شوند ازهرج و مرج و متلاشی شدن نجات می یابند. (طباطبائی، 1363، ج 1، ص 249).(و اذا قلنا ادخلوا هذه القَریه...منها... قولوا حِطّه...) (بقره / 2/ آیات 58 تا 61) ولی بنی اسرائیل با لجاجت و عناد خود از قوانین اقتصادی سرباز زده و به حدود الهی و حقوق مردم تجاوز کردند. (بقره/ 2/ 61) قرآن آنگاه به رابطه میان مکاتب اقتصادی و جهان بینی در آیات 40 سوره غافر و 10 سوره اعراف پرداخته است.(و لقد مکنّا کم فی الارض وَ جَعلنا لکم فیها معایش قلیلاً مّا تشکرون) (اعراف 7/ 10)(یا قوم انما هذه الحَیوه الدنیا متاع و اِنّ الاخرَه هی دارالقرار... یرزقون فیها بغیر حساب) (غافر / 40/ 39 و40)
شکر این همه نعمت که خداوند به انسان ارزانی داشته است ایجاب می کند که انسان این مواهب الهی را در مسیر رضای الهی استفاده نماید.