اصول دین نبوت
۱ - نام پیامبر اسلام در قرآن
پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در نزد خداوند دارای مقامی با عظمت است و بر دیگر پیامبران الهی برتری دارد.
اسم مبارک پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در قرآن پنج بار آمده است که یک بار با نام احمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و چهار بار با نام محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) آمده است که در آیات زیر میباشند.
۱. «و مبشرا برسول یاتی من بعدی اسمه احمد؛
و بشارت دهند به رسولی که بعد از من میآید و نام او احمد است.»
۲. «و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل؛
محمد فقط فرستاده خداست و پیش از او فرستادگان دیگری نیز بودند.»
۳. «ما کان محمد ابا احد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبیین؛
محمد پدر هیچ یک از مردان شما نیست ولی رسول خدا و ختم کننده و آخرین پیامبران است.»
۴. «و الذین آمنوا و عملوا الصالحات و آمنوا بما نزل علی محمد؛
و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و به آنچه بر محمد نازل شده ایمان آوردند.»
۵. «محمد رسول الله؛
محمد فرستاده خداست.»
۲ - صفات پیامبر در قرآن
۱. «اول المسلمین: سوره انعام، آیه ۱۶۳.»
۲. «اول المؤمنین: سوره شعراء، آیه ۵۱.»
۳. «اول العابدین: سوره زخرف، آیه ۸۱.»
۴. «برهان: سوره نساء، آیه ۱۷۴.»
۵. «بشیر: سوره سبأ، آیه ۲۸.»
مهر | دین و اندیشه، استانها | چهارشنبه، 21 مرداد 1405 - 09:22
شیراز- در سالروز رحلت حضرت محمد مصطفی(ص)، بازخوانی سیره پیامبر رحمت نشان میدهد که «رحمت للعالمین» تنها یک عنوان نیست؛ بلکه روایتی از اخلاق، گذشت، کرامت و مهربانی با همه انسانهاست.
خلاصه خبر
حضرت محمد(ص) در روزگاری مبعوث شد که جاهلیت تنها به بتپرستی خلاصه نمیشد؛ تبعیض، انتقامجویی، تعصبهای قبیلهای، پایمال شدن حقوق ضعیفان، بیتوجهی به یتیمان و محرومیت بخشهایی از جامعه، چهرهای خشن از زندگی اجتماعی ترسیم کرده بود.
در سالروز رحلت پیامبر گرامی اسلام(ص)، شاید یکی از مهمترین پرسشها این باشد که اگر امروز بخواهیم تصویری واقعی از «رحمت للعالمین» ارائه کنیم، باید به کدام بخش از سیره آن حضرت بازگردیم؟
پاسخ را باید در همان زندگی ساده و پربرکتی جستوجو کرد که در آن، مهربانی نه یک رفتار مقطعی، بلکه اساس ارتباط پیامبر با خدا، مردم و حتی مخالفانش بود؛ سیرهای که نشان میدهد بزرگترین رسالت یک انسان میتواند آن باشد که جهان پیرامون خود را، حتی اندکی، مهربانتر و انسانیتر کند.
حضرت محمد مصطفی(ص) حتی با مخالفان و دشمنان خود مهربان بود
چوگانی با تأکید بر اینکه رحمت پیامبر(ص) تنها شامل مؤمنان نمیشد، گفت: قرآن کریم در سوره توبه میفرماید «بِالمُؤمِنینَ رَؤوفٌ رَحیم»؛ پیامبر نسبت به مؤمنان بسیار رئوف و مهربان بود، اما این مهربانی حتی نسبت به غیرمسلمانان و مخالفان نیز در سیره ایشان دیده میشد.
تلاش دشمن برای مخدوش کردن چهره اسلام
مهربانی؛ راهی برای معرفی واقعی اسلام
چوگانی با تأکید بر اینکه پیامبر اسلام(ص) پیامبر مهربانیها بود، گفت: پیامبر(ص) نسبت به کفار مهربان و نسبت به مؤمنان رئوف و رحیم بود و این ویژگی افتخاری برای مسلمانان است که خود را امت چنین پیامبری میدانند.
مدیر مرکز تخصصی فقه و حقوق امام حسین(ع) خاطرنشان کرد: اگر جامعه با یکدیگر متحد، یکدل، همراه و همدل باشد، میتواند شایستگی بیشتری برای قرار گرفتن در زمره امت پیامبر اسلام(ص) داشته باشد و در قیامت نیز در کنار آن حضرت محشور شود.
حجتالاسلام والمسلمین محمدباقر ولدان، مدیرکل تبلیغات اسلامی فارس، در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به سالروز رحلت حضرت محمد مصطفی(ص) اظهار کرد: وقتی قرآن کریم درباره پیامبر اسلام(ص) میفرماید «وَما أرسَلناکَ إِلّا رَحمَةً لِلعالَمین»، در حقیقت یک ویژگی بنیادین از شخصیت و رسالت آن حضرت را برای همه تاریخ معرفی میکند؛ پیامبری که وجودش برای عالمیان رحمت بود.
وی افزود: اگر بخواهیم مفهوم رحمت پیامبر(ص) را درست بفهمیم، نباید آن را فقط در رابطه ایشان با مؤمنان جستوجو کنیم.
قرآن کریم پیامبر را نسبت به مؤمنان «رَؤوفٌ رَحیم» معرفی میکند، اما سیره عملی آن حضرت نشان میدهد که دایره این رحمت حتی مخالفان و کسانی را که با ایشان دشمنی میکردند نیز دربرمیگرفت.
حجت الاسلام ولدان با بیان اینکه یکی از مهمترین جلوههای رحمت نبوی، تحول جامعه جاهلی به جامعهای اخلاقمدار بود، گفت: حضرت محمد مصطفی(ص) در جامعهای مبعوث شدند که بسیاری از ارزشهای انسانی زیر سایه تعصبات قبیلهای، خشونت و تبعیض قرار گرفته بود، اما ایشان با محور قرار دادن توحید و اخلاق، انسان را به کرامت واقعی رساندند.
مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالْأَعْمَى وَالْأَصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ﴿۲۴﴾
وصف این دو گروه [مشرک و مؤمن] همانند نابینا و کر و بینا و شنواست؛ آیا [این دو گروه] در صفت و حال یکسانند؟ پس آیا متذکّر نمی شوید؟ (۲۴)
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ ﴿۲۵﴾
بی تردید نوح را به سوی قومش فرستادیم [که به آنان بگو:] من برای شما بیم دهنده ای آشکارم. (۲۵)
أَنْ لَا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ ﴿۲۶﴾
که جز خدا را نپرستید؛ من بر شما از عذاب روزی دردناک بیمناکم. (۲۶)
فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلَّا بَشَرًا مِثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَيْنَا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ ﴿۲۷﴾
اشراف و سران کافر قومش گفتند: ما تو را جز بشری مانند خود نمی بینیم، و کسی را جز فرومایگان که نسنجیده و بدون اندیشه از تو پیروی کرده باشند مشاهده نمی کنیم، و برای شما هیچ برتری و فضیلتی بر خود نمی بینیم، بلکه شما را دروغگو می پنداریم. (۲۷)
قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَآتَانِي رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنْتُمْ لَهَا كَارِهُونَ ﴿۲۸﴾
نوح گفت: ای قوم من! مرا خبر دهید: اگر من بر دلیل روشنی از سوی پروردگارم متکی باشم و مرا از نزد خود رحمتی عطا کرده باشد که بر شما مخفی مانده [باز هم نبوّت مرا تکذیب می کنید؟] آیا [در صورتی که اجباری در پذیرش دین نیست] می توان شما را به پذیرش آن دلیل روشن در حالی که آن را خوش ندارید، وادار کنیم؟ (۲۸)
وَيَا قَوْمِ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مَالًا إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَلَكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ ﴿۲۹﴾
و ای قوم من! من از شما [در برابر ابلاغ رسالتم] هیچ پاداشی نمی خواهم؛ پاداشم فقط بر عهده خداست، و من [برای به دست آوردن دل شما] طرد کننده کسانی که ایمان آورده اند [و شما آنان را فرومایه می دانید] نخواهم بود؛ زیرا اینان دیدارکنندگان [پاداش و مقام قرب] پروردگار خویش اند. ولی من شما را گروهی می بینم که جهالت می ورزید. (۲۹)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
الر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ ﴿۱﴾
الر ـ [این] کتابی [با عظمت] است که آیاتش [به صورت حقیقتی واحد] استواری واستحکام یافته، سپس از سوی حکیمی آگاه [در قالب سوره ها، آیه ها، حقایق اعتقادی، اخلاقی و عملی] تفصیل داده شده است. (۱)
أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنَّنِي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ ﴿۲﴾
که جز خدا را نپرستید، یقیناً من از سوی او برای شما بیم دهنده [از عذاب] و مژده دهنده [به بهشت و رضوان] هستم. (۲)
وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ ﴿۳﴾
و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس به سوی او بازگردید تا آنکه شما را تا پایان زندگی از بهره نیک و خوشی برخوردار کند، و هر که را صفات پسندیده و اعمال شایسته او افزون تر است، پاداش زیادتری عطا کند، و اگر روی از حق برگردانید، من از عذاب روزی بزرگ بر شما بیمناکم. (۳)
إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۴﴾
بازگشت شما فقط به سوی خداست و او بر هر کاری تواناست. (۴)
أَلَا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُوا مِنْهُ أَلَا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيَابَهُمْ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿۵﴾
آگاه باشید که مشرکان سر در گریبان فرو می برند تا [خود را] از شنیدن قرآن [به هنگام تلاوتش به وسیله پیامبر و مؤمنان] پنهان بدارند؛ آگاه باشید! چون جامه هایشان را بر سر و روی خود می پوشانند [تا دیده نشوند، این پنهانکاری سودی به حال آنان ندارد] خدا آنچه را پنهان می کنند وآنچه را آشکار می نمایند، می داند؛ یقیناً او به آنچه در سینه هاست، داناست. (۵)
وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُبِينٍ ﴿۶﴾
و هیچ جنبده ای در زمین نیست مگر اینکه روزیِ او برخداست، و [او] قرارگاه واقعی و جایگاه موقت آنان را می داند؛ همه در کتابی روشن ثبت است. (۶)
وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَلَئِنْ قُلْتَ إِنَّكُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ ﴿۷﴾
و او کسی است که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید، در حالی که تخت فرمانروایی اش بر آب [که زیربنای حیات است] قرار داشت، تا شما را بیازماید که کدام یک نیکوکارترید؟ و اگر بگویی: [ای مردم!] شما یقیناً پس از مرگ برانگیخته می شوید، بی تردید کافران می گویند: این سخنان جز جادویی آشکار نیست. (۷)
سوره یونس دهمین سوره قرآن کریم است که در مکه بر رسول خدا (ص) نازل شده و در جزء یازدهم قرار دارد. از فضایل خواندن سوره یونس که در روایات به آنها اشاره شده است میتوان به اعطای پاداش فراوان و دوری از جهالت اشاره کرد. از آثار و برکات خواندن این سوره نیز آمده است که برای درمان درد پهلو و آسانی وضع حمل مفید است. در این مطلب سعی داریم فضایل، آثار و برکات و پاداش خواندن سوره یونس را برای شما بیان کنیم، پس اگر بهدنبال آشنایی بیشتر با این سوره هستید، تا انتها ما را همراهی نمایید.
دلیل نامگذاری سوره یونس، محل نزول و ویژگیهای آن
دلیل نامگذاری «سوره یونس این است که در آن از ماجرای نجات قوم یونس از عذاب سخن گفته است» (1). سوره یونس «از سورههای مکی قرآن بهشمار میرود و ذکر شده که فقط آیات 94 ، 95 و 96 آن در مدینه بر پیامبر (ص) نازل شده است» (2). در ترتیب نزول «سوره یونس سوره پنجاه و یکمی است که بر رسول خدا (ص) نازل شده است» (3). این سوره «دارای 109 آیه است و از 1844کلمه تشکیل شده و تعداد حروف آن 7593 حرف است. از نظر حجمی سوره یونس در گروه سورههای مئون قرار میگیرد و دو سوم یک جزء را تشکیل میدهد. این سوره سوره چهارم از سورههایی است که با حروف مقطعه آغاز میشوند» (4).
محتوای سوره یونس
محتوای سوره یونس «درباره دلایل اثبات وجود خداوند، مظاهر قدرت خدا، نبوت و بعثت پیامبران، وحی، اسرار خلقت و آیات تکوینی و علوم طبیعی است و در آن تمثیلی از حقیقت دنیا و ناپایداری آن و نیز آخرت را مورد توجه قرار میدهد. در سوره یونس به داستان زندگی پیامبرانی مانند نوح، موسی و یونس اشاره شده است» (5). در این سوره «از مقام رسول خدا (ص) نیز سخن به میان آمده است» (6).
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
الر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ ﴿۱﴾
الر ـ [این] کتابی [با عظمت] است که آیاتش [به صورت حقیقتی واحد] استواری واستحکام یافته، سپس از سوی حکیمی آگاه [در قالب سوره ها، آیه ها، حقایق اعتقادی، اخلاقی و عملی] تفصیل داده شده است. (۱)
أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنَّنِي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ ﴿۲﴾
که جز خدا را نپرستید، یقیناً من از سوی او برای شما بیم دهنده [از عذاب] و مژده دهنده [به بهشت و رضوان] هستم. (۲)
وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ ﴿۳﴾
و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس به سوی او بازگردید تا آنکه شما را تا پایان زندگی از بهره نیک و خوشی برخوردار کند، و هر که را صفات پسندیده و اعمال شایسته او افزون تر است، پاداش زیادتری عطا کند، و اگر روی از حق برگردانید، من از عذاب روزی بزرگ بر شما بیمناکم. (۳)
إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۴﴾
بازگشت شما فقط به سوی خداست و او بر هر کاری تواناست. (۴)
أَلَا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُوا مِنْهُ أَلَا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيَابَهُمْ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿۵﴾
آگاه باشید که مشرکان سر در گریبان فرو می برند تا [خود را] از شنیدن قرآن [به هنگام تلاوتش به وسیله پیامبر و مؤمنان] پنهان بدارند؛ آگاه باشید! چون جامه هایشان را بر سر و روی خود می پوشانند [تا دیده نشوند، این پنهانکاری سودی به حال آنان ندارد] خدا آنچه را پنهان می کنند وآنچه را آشکار می نمایند، می داند؛ یقیناً او به آنچه در سینه هاست، داناست. (۵)
وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُبِينٍ ﴿۶﴾
و هیچ جنبده ای در زمین نیست مگر اینکه روزیِ او برخداست، و [او] قرارگاه واقعی و جایگاه موقت آنان را می داند؛ همه در کتابی روشن ثبت است. (۶)
وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَلَئِنْ قُلْتَ إِنَّكُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ ﴿۷﴾
و او کسی است که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید، در حالی که تخت فرمانروایی اش بر آب [که زیربنای حیات است] قرار داشت، تا شما را بیازماید که کدام یک نیکوکارترید؟ و اگر بگویی: [ای مردم!] شما یقیناً پس از مرگ برانگیخته می شوید، بی تردید کافران می گویند: این سخنان جز جادویی آشکار نیست. (۷)
وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ لَيَقُولُنَّ مَا يَحْبِسُهُ أَلَا يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفًا عَنْهُمْ وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿۸﴾
و اگر عذاب را از آنان تا مدتی اندک به تأخیر اندازیم، مسلماً [از روی استهزا] خواهند گفت: چه عاملی آن را [از آمدن] باز می دارد؟! آگاه باشید! روزی که عذاب به آنان رسد، از آنان بازگشتنی و بازداشتنی نیست و عذابی را که همواره مسخره می کردند، آنان را فراخواهد گرفت. (۸)
وَلَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ ﴿۹﴾
و اگر از سوی خود رحمتی [چون سلامتی، ثروت، اولاد و امنیت] به انسان بچشانیم، سپس آن را [به علتی حکیمانه] از او سلب کنیم [نسبت به آینده زندگی] بسیار نومید شونده و [نسبت به نعمت هایی که دارا بود] بسیار کفران کننده است. (۹)
وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ ﴿۱۰﴾
و اگر پس از گزند و آسیبی که به او رسیده خوشی و رفاهی به او بچشانیم، قطعاً خواهد گفت: همه [گزندها و] آسیب ها از فضای زندگی ام رفت [و دیگر آسیبی نمی بینم و] مسلماً در آن حال [که غافل از حوادث آینده است] بسیار شادمان و خودستا خواهد بود. (۱۰)
إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ ﴿۱۱﴾
مگر کسانی که [در خوشی ها و آسیب ها] شکیبایی ورزیدند و کارهای شایسته انجام دادند، اینانند که برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ است. (۱۱)
فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنْتَ نَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ﴿۱۲﴾
ممکن است به سبب آنکه [دشمنان] می گویند: چرا گنجی بر او نازل نشده، یا فرشته ای همراهش نیامده؟ برخی از آنچه را به تو وحی می شود ترک کنی وسینه ات [از ابلاغ و اظهار آن] تنگ شود [به سبب موضع گیری های دشمنان از ابلاغ پیام حق خودداری مکن] تو فقط بیم دهنده ای و خدا بر هر چیز نگهبان است. (۱۲)
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ﴿۱۳﴾
بلکه [در برابر همه قرآن می ایستند و] می گویند: او این قرآن را از نزد خود ساخته [و به خدا نسبت می دهد] بگو: اگر راستگویید، شما هم ده سوره مانند آن بیاورید و هر کس را غیر خدا می توانید، به یاری خود دعوت کنید. (۱۳)
فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَأَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ﴿۱۴﴾
پس اگر آنان دعوت شما را اجابت نکردند [که هرگز اجابت نمی کنند] بدانید که آنچه نازل شده به دانش خداست وهیچ معبودی جز او نیست، پس آیا تسلیم [حق] می شوید؟ (۱۴)
مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لَا يُبْخَسُونَ ﴿۱۵﴾
کسانی که زندگی دنیا و زیور و زینتش را بخواهند، ثمره تلاششان را به طور کامل در [همین] دنیا به آنان می دهیم و در اینجا چیزی از آنان کاسته نخواهد شد. (۱۵)
أُولَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِيهَا وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿۱۶﴾
اینان کسانی هستند که در آخرت، سهمی جز آتش برای آنان نیست و آنچه [در دنیا از کار خیر] کرده اند، در آخرت تباه و بی اثر می شود، و آنچه همواره [ریاکارانه] انجام می دادند، باطل است. (۱۶)
أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً أُولَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلَا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۱۷﴾
آیا کسانی که از سوی پروردگارشان بر دلیلی روشن [از بصیرت و بینش] متکی هستند و شاهدی از سوی او [چون قرآن برای تأیید آن دلیل روشن] از پی درآید و پیش از قرآن [هم] کتاب موسی در حالی که [برای مؤمنان] پیشوا و رحمت بود [بر حقّانیّت قرآن گواهی داده مانند کسانی می باشند که چنین نیستند] اینان [که متکی بر دلیل روشن اند] به قرآن ایمان می آورند، و هر کس از گروه ها [چه یهود، چه نصاری و چه مشرکان] به آن کفر ورزد، وعده گاهش آتش است؛ پس [ای انسان!] درباره قرآن در تردید مباش که آن از سوی پروردگارت حق است، ولی بیشتر مردم [به خاطر کبر باطنی، لجاجت و جهل] ایمان [به آن] نمی آورند. (۱۷)
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أُولَئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الْأَشْهَادُ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى رَبِّهِمْ أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ ﴿۱۸﴾
و ستمکارتر از کسانی که به خدا دروغ بندند چه کسی است؟ اینان [در قیامت] بر پروردگارشان عرضه خواهند شد، وگواهان [اعمال] می گویند: اینان کسانی هستند که بر پروردگارشان دروغ بستند؛ آگاه باشید! لعنت خدا بر ستمکاران باد. (۱۸)
الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ ﴿۱۹﴾
آنان که مردم را از راه خدا باز می دارند و می خواهند آن را [با وسوسه و اغواگری] کج نشان دهند و به آخرت کافرند. (۱۹)
أُولَئِكَ لَمْ يَكُونُوا مُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَمَا كَانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ يُضَاعَفُ لَهُمُ الْعَذَابُ مَا كَانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَمَا كَانُوا يُبْصِرُونَ ﴿۲۰﴾
اینان در زمین، عاجزکننده [خدا] نیستند تا [بتوانند از دسترس قدرت او بیرون روند]، و برای آنان سرپرستان و یاورانی جز خدا نیست، عذابشان [در روز قیامت] دو چندان خواهد شد؛ آنان [به سبب بسیاریِ گناه] تاب وتوانِ شنیدنِ [حق را] نداشتند و [با چشم بصیرت، حقیقت را] نمی دیدند. (۲۰)
أُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ ﴿۲۱﴾
اینان کسانی هستند که سرمایه وجودشان را تباه کردند، و آنچه را همواره به دروغ [به عنوان شریکان خدا به خدا] نسبت می دادند [گم شده] از دستشان می رود. (۲۱)
لَا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ ﴿۲۲﴾
ثابت و یقینی است که اینانند که در آخرت از همه زیانکارترند. (۲۲)
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿۲۳﴾
قطعاً کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و به پروردگارشان آرامش و اطمینان یافتند، اهل بهشت اند و در آن جاودانه اند. (۲۳)
مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالْأَعْمَى وَالْأَصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ﴿۲۴﴾
وصف این دو گروه [مشرک و مؤمن] همانند نابینا و کر و بینا و شنواست؛ آیا [این دو گروه] در صفت و حال یکسانند؟ پس آیا متذکّر نمی شوید؟ (۲۴) سوره هود کتاب قرآن
مهر | دین و اندیشه | سه شنبه، 20 مرداد 1405 - 21:33
یکی از بنیادیترین و کلیدیترین ابعاد در شناخت سیره و جایگاه پیامبر اعظم (ص)، مسئله «خاتمیت» ایشان در سلسله نبوت و پیامآوران الهی است.
خلاصه خبر
یکی از بنیادیترین و کلیدیترین ابعاد در شناخت سیره و جایگاه پیامبر اعظم (ص)، مسئله «خاتمیت» ایشان در سلسله نبوت و پیامآوران الهی است.
حضرت محمد (ص) آخرین پیامبر خداوند متعال است که زنجیره فرستادگان الهی با بعثت شریف ایشان به پایان رسیده و از همین رو والاترین لقب آن حضرت، «خاتمالانبیاء» قرار گرفته است.
قرآن کریم به عنوان سند جاویدان رسالت نبوی، در آیات متعدد بر خاتمیت و شمول جهانی دعوت پیامبر (ص) تصریح فرموده است.
از جمله خداوند متعال در سوره مبارکه احزاب میفرماید که محمد (ص) پدر هیچیک از مردان شما نیست، بلکه فرستاده خدا و خاتم پیامبران است.
این خلود و ماندگاری در سخنان حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) در نهجالبلاغه نیز انعکاسی پرفروغ دارد؛ چنانکه در خطبه نود و یک نهجالبلاغه بیان شده است که خداوند متعال به وسیله پیامبر ما حضرت محمد (ص)، حجت خویش را بر بندگان به پایان رسانید و دیگر جای هیچگونه عذر و بهانهای برای هیچکس باقی نگذاشت و تمامی هشدارها و بیمدادنهای لازم را به همگان ابلاغ فرمود.
همچنین در خطبه یکصد و هفتاد و سه نهجالبلاغه، در توصیف مقام والای پیامبر آمده است که حضرت محمد (ص) امین وحی خداوند، خاتم فرستادگان و بشارتدهنده رحمت الهی به شمار میرود.
رسول خدا (ص) در روزهای پایانی عمر شریف و با برکت خود، در حدیث گرانقدر ثقلین فرمودند که من از میان شما میروم و دو چیز بس گرانسنگ و باارزش را به یادگار میگذارم که یکی کتاب خدا قرآن و دیگری عترت و اهلبیت من است؛ تا زمانی که به این دو تمسک جویید هرگز گمراه نخواهید شد و این دو هرگز از یکدیگر جدا نمیشوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد گردند.
قرآن کریم سرچشمهگرفته از علم بینهایت الهی است و امامان معصوم (ع) نیز متکی بر وحی و علم الهی هستند.