اصول دین. توحید
إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ ءَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ ﴿٦﴾ خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ ﴿٧﴾ وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْیَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِینَ ﴿٨﴾ یُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَمَا یَخْدَعُونَ إِلا أَنْفُسَهُمْ وَمَا یَشْعُرُونَ ﴿٩﴾ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا کَانُوا یَکْذِبُونَ ﴿١٠﴾ وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِی الأرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ﴿١١﴾ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَکِنْ لا یَشْعُرُونَ ﴿١٢﴾ وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ کَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَکِنْ لا یَعْلَمُونَ ﴿١٣﴾ وَإِذَا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَیَاطِینِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَکُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ ﴿١٤﴾ اللَّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَیَمُدُّهُمْ فِی طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُونَ ﴿١٥﴾ أُولَئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَتْ تِجَارَتُهُمْ وَمَا کَانُوا مُهْتَدِینَ ﴿١٦﴾ مَثَلُهُمْ کَمَثَلِ الَّذِی اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَکَهُمْ فِی ظُلُمَاتٍ لا یُبْصِرُونَ ﴿١٧﴾ صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَرْجِعُونَ ﴿١٨﴾ أَوْ کَصَیِّبٍ مِنَ السَّمَاءِ فِیهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ یَجْعَلُونَ أَصَابِعَهُمْ فِی آذَانِهِمْ مِنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَاللَّهُ مُحِیطٌ بِالْکَافِرِینَ ﴿١٩﴾ یَکَادُ الْبَرْقُ یَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ کُلَّمَا أَضَاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِیهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَیْهِمْ قَامُوا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿٢٠﴾ یَا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ وَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ ﴿٢١﴾ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الأرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَکُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٢٢﴾ وَإِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ ﴿٢٣﴾ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ ﴿٢٤﴾ وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿٢٥﴾ إِنَّ اللَّهَ لا یَسْتَحْیِی أَنْ یَضْرِبَ مَثَلا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا فَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِینَ کَفَرُوا فَیَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلا یُضِلُّ بِهِ کَثِیرًا وَیَهْدِی بِهِ کَثِیرًا وَمَا یُضِلُّ بِهِ إِلا الْفَاسِقِینَ ﴿٢٦﴾ الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الأرْضِ أُولَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿٢٧﴾ کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَکُنْتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْیَاکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٢٨﴾ هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ مَا فِی الأرْضِ جَمِیعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴿٢٩﴾
کسانی که کافر شدند، برای آنان تفاوت نمیکند که آنان را (از عذاب الهی) بترسانی یا نترسانی; ایمان نخواهند آورد. (6)
خدا بر دلها و گوشهای آنان مهر نهاده; و بر چشمهایشان پردهای افکنده شده; و عذاب بزرگی در انتظار آنهاست. (7)
گروهی از مردم کسانی هستند که میگویند: «به خدا و روز رستاخیز ایمان آوردهایم.» در حالی که ایمان ندارند. (8)
میخواهند خدا و مؤمنان را فریب دهند; در حالی که جز خودشان را فریب نمیدهند; (اما) نمیفهمند. (9)
در دلهای آنان یک نوع بیماری است; خداوند بر بیماری آنان افزوده; و به خاطر دروغهایی که میگفتند، عذاب دردناکی در انتظار آنهاست. (10)
و هنگامی که به آنان گفته شود: «در زمین فساد نکنید» میگویند: «ما فقط اصلاحکنندهایم سذللّه! (11)
آگاه باشید! اینها همان مفسدانند; ولی نمیفهمند. (12)
و هنگامی که به آنان گفته شود: «همانند (سایر) مردم ایمان بیاورید!» میگویند: «آیا همچون ابلهان ایمان بیاوریم؟!» بدانید اینها همان ابلهانند ولی نمیدانند! (13)
و هنگامی که افراد باایمان را ملاقات میکنند، و میگویند: «ما ایمان آوردهایم!» (ولی) هنگامی که با شیطانهای خود خلوت میکنند، میگویند: «ما با شمائیم! ما فقط (آنها را) مسخره میکنیم!» (14)
خداوند آنان را استهزا میکند; و آنها را در طغیانشان نگه میدارد، تا سرگردان شوند. (15)
آنان کسانی هستند که «هدایت» را به «گمراهی» فروختهاند; و (این) تجارت آنها سودی نداده; و هدایت نیافتهاند. (16)
آنان ( منافقان) همانند کسی هستند که آتشی افروخته (تا در بیابان تاریک، راه خود را پیدا کند)، ولی هنگامی که آتش اطراف او را روشن ساخت، خداوند (طوفانی میفرستد و) آن را خاموش میکند; و در تاریکیهای وحشتناکی که چشم کار نمیکند، آنها را رها میسازد. (17)
آنها کران، گنگها و کورانند; لذا (از راه خطا) بازنمیگردند! (18)
یا همچون بارانی از آسمان، که در شب تاریک همراه با رعد و برق و صاعقه (بر سر رهگذران) ببارد. آنها از ترس مرگ، انگشتانشان را در گوشهای خود میگذارند; تا صدای صاعقه را نشنوند. و خداوند به کافران احاطه دارد (و در قبضه قدرت او هستند). (19)
(روشنائی خیره کننده) برق، نزدیک است چشمانشان را برباید. هر زمان که (برق جستن میکند، و صفحه بیابان را) برای آنها روشن میسازد، (چند گامی) در پرتو آن راه میروند; و چون خاموش میشود، توقف میکنند. و اگر خدا بخواهد، گوش و چشم آنها را از بین میبرد; چرا که خداوند بر هر چیز تواناست. (20)
ای مردم! پروردگار خود را پرستش کنید; آن کس که شما، و کسانی را که پیش از شما بودند آفرید، تا پرهیزکار شوید. (21)
آن کس که زمین را بستر شما، و آسمان ( جو زمین) را همچون سقفی بالای سر شما قرار داد; و از آسمان آبی فرو فرستاد; و به وسیله آن، میوهها را پرورش داد; تا روزی شما باشد.بنابر این، برای خدا همتایانی قرار ندهید، در حالی که میدانید (هیچ یک از آنها، نه شما را آفریدهاند، و نه شما را روزی میدهند). (22)
و اگر در باره آنچه بر بنده خود ( پیامبر) نازل کردهایم شک و تردید دارید ،( دست کم) یک سوره همانند آن بیاورید; و گواهان خود را - غیر خدا - برای این کار، فرا خوانید اگر راست میگویید! (23)
پس اگر چنین نکنید - که هرگز نخواهید کرد - از آتشی بترسید که هیزم آن، بدنهای مردم (گنهکار) و سنگها ( بتها) است، و برای کافران، آماده شده است! (24)
به کسانی که ایمان آورده، و کارهای شایسته انجام دادهاند، بشارت ده که باغهایی از بهشت برای آنهاست که نهرها از زیر درختانش جاریست. هر زمان که میوهای از آن، به آنان داده شود، میگویند: «این همان است که قبلا به ما روزی داده شده بود.(ولی اینها چقدر از آنها بهتر و عالیتر است.)» و میوههایی که برای آنها آورده میشود، همه (از نظر خوبی و زیبایی) یکسانند. و برای آنان همسرانی پاک و پاکیزه است، و جاودانه در آن خواهند بود. (25)
خداوند از این که (به موجودات ظاهرا کوچکی مانند) پشه، و حتی کمتر از آن، مثال بزند شرم نمیکند. (در این میان) آنان که ایمان آوردهاند، میدانند که آن، حقیقتی است از طرف پروردگارشان; و اما آنها که راه کفر را پیمودهاند، (این موضوع را بهانه کرده) میگویند: «منظور خداوند از این مثل چه بوده است؟!» (آری،) خدا جمع زیادی را با آن گمراه، و گروه بسیاری را هدایت میکند; ولی تنها فاسقان را با آن گمراه میسازد! (26)
فاسقان کسانی هستند که پیمان خدا را، پس از محکم ساختن آن، میشکنند; و پیوندهایی را که خدا دستور داده برقرار سازند، قطع نموده، و در روی زمین فساد میکنند; اینها زیانکارانند. (27)
چگونه به خداوند کافر میشوید؟! در حالی که شما مردگان (و اجسام بیروحی) بودید ، و او شما را زنده کرد; سپس شما را میمیراند; و بار دیگر شما را زنده میکند; سپس به سوی او بازگردانده میشوید.(بنابر این، نه حیات و زندگی شما از شماست، و نه مرگتان; آنچه دارید از خداست). (28)
او خدایی است که همه آنچه را (از نعمتها) در زمین وجود دارد، برای شما آفرید; سپس به آسمان پرداخت; و آنها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود; و او به هر چیز آگاه است. (29) سوره بقره کتاب قرآن آیات ششم تا بیست و نهم
خلاصه علوم
الإمام الكاظم(ع : وَجَدْتُ عِلْمَ النّاسِ فی أرْبَعٍ: أوَّلُها أنْ تَعْرِفَ رَبَّكَ، وَالثّانِیةُ أنْ تَعْرِفَ ما صَنَعَ بِكَ، وَالثّالِثَةُ أنْ تَعْرِفَ ما أرادَ مِنْكَ، وَالرّابِعَةُ أنْ تَعْرِفَ ما یخْرِجُكَ عَنْ دینِكَ.
امام كاظم(ع):تمام علوم جامعه را در چهار مورد شناسائی كرده ام:
اوّلین آن ها این كه پروردگار و آفریدگار خود را بشناسی و نسبت به او شناخت پیدا كنی.
دوّم، این كه بفهمی كه از برای وجود تو و نیز برای بقاء حیات تو چه كارها و تلاش هائی صورت گرفته است.
سوّم، بدانی كه برای چه آفریده شده ای و منظور چه بوده است.
چهارم، معرفت پیدا كنی به آن چیزهائی كه سبب می شود از دین و اعتقادات خود منحرف شوی یعنی راه خوشبختی و بدبختی خود را بشناسی و در جامعه چشم و گوش بسته حركت نكنی.
كافی: ج ۱، ص ۵۰، ح ۱۱،
امام موسی کاظم سلام الله علیه:
أفضَل مَا یَتَقَرَّبُ بِه العَبدِ إلَی الله بَعدَ المَعرِفَهُ بِه الصَّلاه وَ بِرُّ الوالِدَینِ و تَرکُ الحَسَد و العُجبُ و الفَخر
بهترین چیزی که به وسیله آن بنده به خداوند تقرب میجوید، بعد از شناختن او، نماز و نیکی به پدر و مادر و ترک حسد و خودبینی و به خود بالیدن است.
تحف العقول، ص. 455
متن
یکى از روشهاى صحیح و کارآمد در تربیت انسان، روش احترام و «تکریم شخصیت» است. این شیوه در حقیقت پشتوانه سلامت روان بشر و از مهمترین عوامل رشد شخصیّت اوست.
خداوند متعال در قرآن کریم بنى آدم را تکریم نموده است و هیچ موجودى را برتر از او نیافریده است: «و لقد کرّمنا بنى آدم و حملناهم فى البرّ و البحر و رزقناهم من الطیّبات و فضّلناهم على کثیرٍ ممّن خلقنا تفضیلاً؛(1) ما فرزندان آدمى را گرامى داشتیم و آنها را در خشکى و دریا بر مرکبهاى راهوار سوار کردیم و از انواع غذاهاى پاکیزه به آنان روزى دادیم و بر بسیارى از مخلوقات برترى بخشیدیم.»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُونَ ﴿١﴾ هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ طِینٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلا وَأَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ ﴿٢﴾ وَهُوَ اللَّهُ فِی السَّمَاوَاتِ وَفِی الأرْضِ یَعْلَمُ سِرَّکُمْ وَجَهْرَکُمْ وَیَعْلَمُ مَا تَکْسِبُونَ ﴿٣﴾
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
ستایش برای خداوندی است که آسمانها و زمین را آفرید، و ظلمتها و نور را پدید آورد; اما کافران برای پروردگار خود، شریک و شبیه قرارمیدهند (با اینکه دلایل توحید و یگانگی او، در آفرینش جهان آشکار است)! (1)
او کسی است که شما را از گل آفرید; سپس مدتی مقرر داشت (تا انسان تکامل یابد); و اجل حتمی نزد اوست (و فقط او از آن آگاه است). با این همه، شما (مشرکان در توحید و یگانگی و قدرت او،) تردید میکنید! (2)
اوست خداوند در آسمانها و در زمین; پنهان و آشکار شما را میداند; و از آنچه (انجام میدهید و) به دست میآورید، با خبر است. (3)
برای دفع خطرات و در امان ماندن از بلایا، چه دستورالعملی وجود دارد؟
مهر | دین و اندیشه | جمعه، 19 دی 1404 - 17:47
مرحوم آیت الله محمدتقی بهجت همواره محل رجوع مردم و مؤمنین درباره دعا برای رفع مشکلات دنیوی و رهایی از بلایا و مشکلات بودند و در این خصوص دعایی از امام صادق(ع) نقل کرده اند.
به گزارش خبرنگار مهر، مرحوم آیت الله محمدتقی بهجت همواره محل رجوع مردم و مؤمنین درباره دعا برای رفع مشکلات دنیوی و رهایی از بلایا و مشکلات بودند.
در کتاب بهجتالدعاء، ویراست دوم، ص٢٨٠ به نقل از آن عارف واصل دعایی برای رفع گفتاری و بلایا نقل شده است.
این دعا، یکی از دستورالعملهایی است که به دست خط آیت الله بهجت بر اساس روایتی از امام صادق علیهالسلام برای حفظ در طول سال به آن توصیه شده است.
طبق این روایت، هرکس این عمل را حتی اگر یک بار در سال انجام دهد: «خداوند، تمام گناهان او را آمرزیده، و از همان لحظه و روز و ماه و سال تا سال دیگر، از فقر، نیازمندی، دیوانگی، جذام، پیسی، مرگ بد و از هر گرفتاری و بلایی که از آسمان به زمین فرو میآید عافیت می بخشد.
و برای او در برابر این عمل شهادت به کلمه اخلاص «لا إله إلّا الله» همراه با ثواب آن تا روز قیامت نوشته میشود، و ثواب و پاداش آن مسلّما بهشت است.»
برای خواندن این دعا، ابتدا تسبیحات بدین ترتیب که سی و چهار مرتبه «الله اکبر»، سی و سه مرتبه «سبحان الله» و سی وسه مرتبه «الحمدلله» بگوید و بعد این دعا را بخواند:
لَا إِلهَ إِلَّا اللهُ إِنَّ اللّٰهَ وَ مَلٰائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ
معبودی جز خدا نیست، براستی که خداوند و ملائکه اش بر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهو آلهوسلم درود میفرستند،
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً.
ای کسانی که ایمان آورده اید، بر او درود فرستید، و براستی تسلیم او شوید.
لَبَّیْکَ رَبَّنَا وَ سَعْدَیْکَ اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
آری، ای پروردگار ما، اجابت باد تورا.
خداوندا، درود فرست بر محمّد و آل محمّد
وَ عَلَیٰ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلَیٰ ذُرِّیَّةِ مُحَمَّدٍ وَ السَّلَامُ عَلَیْهِ
و اهل بیت و فرزندان حضرت محمّد صلیاللهعلیهو آلهوسلم و سلام
وَ عَلَیْهِمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ التَّسْلِیمَ
و درود و رحمت و برکات خداوند بر او و ایشان باد.
گواهی میدهم که ما تسلیم
مِنَّا لَهُمْ وَ الْإِیمَانَ [اَلإِئْتِمامَ] بِهِمْ وَ التَّصْدِیقَ لَهُمْ رَبَّنٰا
آنان هستیم و به ایشان ایمان داریم [یا: اقتدا کردیم]، و ایشان را تصدیق میکنیم پروردگارا،
آمَنّٰا وَ صَدَّقْنَا وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ وَ آلَ الرَّسُولِ فَاکْتُبْنٰا
ایمان آوردیم و تصدیق نمودیم و از پیامبر و خاندان او پیروی نمودیم، پس ما را از جمله
مَعَ الشّٰاهِدِینَ اَللّٰهُمَّ صُبَّ عَلَیْنَا الرِّزْقَ صَبّاً صَبّاً
شاهدان و گواهان بنویس.
خدایا، روزی ای، بسیار بسیار بر ما فرو بار که ما را به
بَلَاغاً لِلْآخِرَةِ وَ الدُّنْیَا مِنْ غَیْرِ کَدٍّ وَ لَا نَکَدٍ وَ لَا مَنٍّ
خواستههای آخرت و دنیا برساند بدون اینکه بسیار و سخت بکوشیم و کم بدست آوریم
مِنْ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ إِلَّا سَعَةً مِنْ رِزْقِکَ وَ طَیِّباً مِنْ
و یا کسی از آفریدگانت بر ما منّت نهد بلکه روزی وسیع و گسترده و پاکیزه ات را از
وُسْعِکَ مِنْ یَدِکَ الْمَلْأیٰ عَفَافاً لَا مِنْ أَیْدِی لِئَامِ خَلْقِکَ
دست پر رحمت تر خویش همراه با پاکدامنی، و نه از دست خلایق پستت [به ما ارزانی دار]
إِنَّکَ عَلیٰ کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ.
براستی که تو بر هر چیز توانایی.
اَللّٰهُمَّ اجْعَلِ النُّورَ فِی بَصَرِی وَ الْبَصِیرَةَ فِی دِینِی وَ الْیَقِینَ
خداوندا، در دیده ام روشنایی، و در دینم بصیرت و روشندلی و در قلبم یقین
فِی قَلْبِی وَ الْإِخْلَاصَ فِی عَمَلِی وَ السَّعَةَ فِی رِزْقِی وَ ذِکْرَکَ
و در عملم اخلاص، و در روزی ام وسعت و یادت را در
بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ عَلَیٰ لِسَانِی وَ الشُّکْرَ لَکَ أَبَداً مَا أَبْقَیْتَنِی
شبانه روز بر زبانم قرار ده، و شکرت را پیوسته و تا زمانی که پاینده ام داشته ای، ارزانی ام دار
اَللّٰهُمَّ لَا تَجِدُنِی حَیْثُ نَهَیْتَنِی وَ بَارِکْ لِی فِیمَا أَعْطَیْتَنِی
خداوندا، هرگز مرا در آنجا که نهی فرموده ای نیاب، و آنچه را که عطا فرموده ای پر برکت گردان
وَ ارْحَمْنِی إِذَا تَوَفَّیْتَنِی إِنَّکَ عَلَیٰ کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ.
و هنگامی که جانم را میستانی بر من رحم کن، براستی که تو بر هر چیز توانایی.
الف . اهمیت و آثار توحید
بی گمان، اصل توحید از جایگاهی والا در میان اصول اعتقادی دینی برخوردار است به گونه ای که دیگر اصول اعتقادی، بر این اصل استوار گشته اند . بنابر همین حقیقت است که امام علی علیه السلام بر توحید و نیز آثار و پیامدهای اعتقاد به توحید بسی ارج می نهد و از آن بسیار سخن می گوید .
در روایتی، آن حضرت از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل می فرماید: «التوحید نصف الدین » (1) و خود نیز می فرماید:
«خداوند در میان اعضای بدن آدمی، مقام زبان را افزون کرده است و قرآن را به توحید گویا نموده است .» (2)
امام علیه السلام در برخی احادیث فضیلت و پاداشی بسیار ارجمند برای یکتاپرستی و ایمان به یگانگی خداوند برشمرده است; چنان که می فرماید:
«هیچ بنده مسلمانی زبان به لا اله الاالله نمی گشاید مگر آن که این گفتارش هر سقفی را فرو می شکافد و فرا می رود و به گناهی از او نمی رسد مگر آن که از میانش برمی دارد و از حرکت باز می ایستد تا سرانجام به همچون خودی رسد و آرام گیرد .» (3)
امام رضا علیه السلام در پایان حدیث سلسلة الذهب به واسطه علی علیه السلام از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم نقل می کند که جبرئیل امین از خداوند متعال نقل کرده است:
«من خداوند یگانه ام . بندگان! مرا بپرستید بدانید که هر کس مخلصانه لا اله الاالله گوید و نزد من آید، به دژ من درآمده است و هر کس به دژ من درآید، از کیفرم در امان است . از امام رضا علیه السلام پرسیدند: ای فرزند رسول خدا، مراد از اخلاص چیست؟ فرمود: اطاعت از خدا و پیامبرش و سر نهادن به ولایت اهل بیت علیهم السلام » (4)
در روایتی دیگر حضرت علی علیه السلام به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ثمره اعتقاد به توحید را دخول به بهشت می داند و می فرماید: «من مات لا شرک بالله شیئا احسن او اساء دخل الجنة .» (5)
در جایی دیگر می فرماید: «از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم شنیدم که در باره آیه «هل جزاء الاحسان الا الاحسان » الرحمن/60 فرمود:
«خداوند عز و جل می فرماید: آن کس را که به توحید گرامی داشتم، جز بهشت پاداشش ندهم .» (6)
امام علیه السلام در روایاتی دیگر از پیامدهای دیگر توحید سخن گفته است; از جمله در خطبه دوم نهج البلاغه می فرماید:
«شهادت می دهم که خداوندی جز الله - خدای یکتا - نیست . یگانه است و بی شریک . شهادت می دهم; شهادتی که خلوصش از آزمون به نیکی برآمده است و باور به آن با صفای نیت همراه است . همواره بدان چنگ در می زنم تا آن گاه که ما را زنده می دارد و آن را می اندوزیم برای روزهای هولناکی که در پیش داریم . چنین شهادتی نشان از عزم استوار ما در ایمان است و سرلوحه نیکوکاری و خشنودی خداوند است و سبب دور شدن شیطان است .»
در روایت گوهرین بالا، برخی پیامدهای ایمان به یکتایی پروردگار از قرار زیر است:
ثُمَ أَنْشَأَ سُبْحَانَهُ فَتْقَ الْأَجْوَاءِ وَ شَقَّ الْأَرْجَاءِ وَ سَكَائِكَ الْهَوَاء
سپس خداوند سبحان طبقات جوّ را از هم گشود و اطراف آن را باز کرد و فضاهای خالی ایجاد نمود!
ترجمه لغات
فَتْقَ الأَجْواء: طبقات جو را از هم گشود.
«فتق» (اسم مصدر): گشاده و فراخ. «اجواء» (جمع «جَوّ»): فضاهای باز و بیکران
شَقَّ: به معنای شکاف در چیزی است و از همین رو به اختلافاتی که درمیان جمعیت واقع میشود و آنها را از هم جدا می کند شقاق میگویند.
أَرْجَاء: جمع «رجی» کرانهها، کنارها، جوانب.
سَکائِک: جمع «سُکَاکة» به معنای فضای خالی میان آسمان و زمین.(ر.ک: مجمع البحرین، ج5، ص270)
هَواء: در اصل به معنای خالی بودن و سقوط کردن است و لذا هر چیز خالی، هوا میگویند، از جمله فضای میان زمین و آسمان. و اینکه به تمایلات شهوانیِ نفس «هوا» گفته میشود به خاطر آن است که در دنیا و آخرت مایه سقوط انسان است.(مقاییس الغه، مفردات راغب، لسان العرب)
شرح اجمالی
پس از آنکه در بخش قبل به کلّیاتی در آفرینش و خطوط اصلی آن اشاره شد و تفاوت اصلی و ریشهایِ آفرینش الهی با محصولات مخلوقات را بیان فرمود، در این قسمت به سراغ آغاز آفرینش می رود و با اشاره به خلقت فضا میفرماید: «سپس خداوند سبحان طبقات جوّ را از هم گشود و فضا را ایجاد کرد.»
موضوعات کلی بخش پنجم
- گشودن فضا(ثُمَ أَنْشَأَ سُبْحَانَهُ فَتْقَ الْأَجْوَاءِ)
- ایجاد اطراف و جوانب فضا (وَ شَقَّ الْأَرْجَاءِ)
- طبقات فضا و هوا (وَ سَكَائِكَ الْهَوَاء)
- آیا آفرینش فضا پیش از ایجاد آسمان به وقوع پیوست؟
در قسمت اول، اشاره به گشودن فضا و در قسمت دوم، ایجاد اطراف و جوانب آن و در قسمت سوم، اشاره به طبقات آن شده است. تمام این جمله ها نشان می هد که قبل از آفرینش آسمان ، آفرینش فضای جهان بوده است، فضایی که استعداد پذیرش کرات آسمانی و منظومهها و کهکشانها را داشته باشد. درست همانند صفحه کاغذ وسیعی که نقّاش چیره دست، قبلاً برای کشیدن نقش آماده می کند.(پیام امام، ص126) در بخش چهارم بحثی اجمالی درباره آفرینش موجودات شده است و در این قسمت شرح و تفصیل تازهای برای آن بیان میفرماید. در هر حال ظاهر این عبارات این است که فضا یکی از مخلوقات یا نخستین مخلوق در عالم ماده است.(همان، ص137)
همچنین حضرت علی علیه السلام در سخنانی زیبا و علمی درباره مراحل دقیق آفرینش میفرماید: خدای سبحان نخست هوا و سپس آب و دیگر پدیدهها را آفرید. امروزه دانشمندان به این حقیقت دست یافتهاند که آب از اکسیژن و هیدروژن تشکیل میشود و آفرینش موجودهای فلکی، از هوا و توده بخار آغاز شده است. (سلونی، ج1، ص161)
شکافته شدن فضا
بررسی یکی از نشانههای توحید
بخش زیادی از آیات قرآنی، به معرفی آفریدهها اختصاص دارد. خداوند درباره فلسفه نزول این آیات تاکید میکند که هدف این آیات آن است که آدمی متذکر نعمتهای الهی شده و با تدبر و تفکر در آیات خلقی، ضمن شناخت آفریدگاری و پروردگاری خداوند، در همه هستی، آثار ربوبیت الهی را ببیند و هدف از آفرینش خود و هستی را بشناسد و در آن مسیر حرکت کند.
نویسنده در این مطلب به مراجعه به آیات قرآنی به تبیین یکی از نشانههای توحید پرداخته که با هم این مطلب را از نظر میگذرانیم.
لزوم تفکر در آیات خلقی
قرآن هر چند کتاب هدایت است، ولی این گونه نیست که تنها به هدایت از یک زاویه دید بنگرد و خوانندگان خود را محدود نماید، بلکه به گونه ای عمل کرده است تا انسانها با توجه به تفاوت ظرفیتها و درک بتوانند در مسیر هدایتی قرار گیرند. از این رو با تصریف آیات کتبی و خلقی خواسته است تا حقیقت واحدی را به همگان در هر شرایطی از فهم و درک بشناساند و بفهماند. تصریف آیات، به این معناست که حقیقت هستی امر واحد و یگانه ای همانند فعل است که در صرف به اشکال گوناگون در میآید تا اهداف خاصی را برآورده سازد.
هر یک از آیات خلقی الهی همانند آیات کتبی الهی بیانگر جلوه و مظاهری از یک حقیقت هستند. خداوند در آیات 27 و 28 سوره فاطر به نمونه ای اشاره میکند که تفکر و تدبر در آن میتواند در شناخت این حقیقت و مطلب یاری رساند. در این آیه آمده است: «آیا ندیدی خداوند از آسمان آبی فرستاد که از آن میوه-های رنگارنگ برآوردیم...؟! و از انسان و جنبندگان و چهار پایان انواعی با رنگهای مختلف آفریدیم.»
پرسش :
امام صادق(علیه السلام) در روایت معروف «توحید مفضّل» چگونه اسرار خلقت «گیاهان» را تبیین می فرماید؟
پاسخ اجمالی:
در حديث «توحيد مفضل» از امام صادق(ع)، شگفتی های زیادی از خلقت گیاهان مورد اشاره قرار گرفته؛ مانند ميوه ها براى غذاى انسان، و گاه براى حيوانات، هيزم براى آتش افروزى، و اینکه لذتى كه از مشاهده مناظر زيبا و با طراوت گیاهان مى بريم با هيچ منظره اى در جهان برابرى نمى كند. همچنین پدید آمدن یکصد دانه از یک دانه، حفاظ ها و غلاف هایی که دانه های خوراکی را از آفات محیط و پرندگان محافظت می کنند، ریشه های گیاهان که برای تامین آب و مواد غذایی در زمین نفوذ می کنند و ... که همه اينها به اراده و امر پروردگار و نشانه عظمت اوست.
پاسخ تفصیلی:
در حديث «توحيد مفضّل» از امام صادق(علیه السلام) چنين مىخوانيم، كه فرمود: «اى مفضّل! انديشه كن درباره اين گياهان و انواع منافع آنها. ميوه ها براى غذاى انسان، و گاه براى حيوانات و هيزم براى آتش افروزى، چوب براى انوع فرآورده هاى چوبى و پوست و برگ و ريشه و انواع صمغ ها هر كدام منافعى در بر دارد؛ و اگر اينها نبودند چه مشكلات فراوانى در زندگى ما پيدا مى شد؟ و از اين گذشته لذّتى كه از مشاهده مناظر زيبا و با طراوت آنها مى بريم با هيچ منظره اى در جهان برابرى نمى كند!
اى مفضّل! بينديش چگونه گاهى از يك دانه صد دانه يا كمتر و بيشتر به وجود مى آيد؛ در حالى كه ممكن بود از يك دانه تنها يك دانه برويد؟! اين نيست مگر براى اينكه انسان ها در وسعت باشند و بتوانند غذاى خود را تا سال آينده تأمين كنند. درست بينديش اين دانه هاى غذائى مانند عدس و ماش و باقلا چگونه در پوسته ها و كيسه هاى مخصوصى از آفات محافظت مى شود؟ درست همانگونه كه جنين در «مشيمه» حفظ مى گردد؛ و خوشه هاى گندم و مانند آن را بنگر كه علاوه بر اين، بر سر هر خوشه رشته هاى درازى همچون نيزه ها است، تا از حملات پرندگان در امان باشد!... درست در آفرينش درختان و نباتات بينديش، اينها نيازمند به غذا هستند در حالى كه قادر بر حركت نيستند! لذا ريشه هاى آنها در اعماق زمين فرو رفته تا مواد غذائى را به تمام گياه برساند.