اصول دین. توحید
مهر | دین و اندیشه | چهارشنبه، 29 بهمن 1404 - 17:58
امشب اولین شب و فردا اولین روز از ماه مبارک رمضان است و برای شب و روز اول ماه مبارک رمضان اعمال مستحبی ذکر شده است .
خلاصه خبر
امشب اولین شب و فردا اولین روز از ماه مبارک رمضان است.
اعمال شب اول ماه رمضان
استهلال یعنی جستوجوی هلال ماه و توصیه شده در این شب مسلمانان به سوی آسمان نگاه و ماه را جستوجو کنند؛ بعضی استهلال این ماه را واجب دانستهاند.
روایت شده: زمانی که رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله هلال ماه رمضان را رؤیت میکرد، روی شریفش را به جانب قبله میگرداند و میگفت: «اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ وَ الْعَافِیَةِ الْمُجَلَّلَةِ وَ دِفَاعِ الْأَسْقَامِ [وَ الرِّزْقِ الْوَاسِعِ] وَ الْعَوْنِ عَلَی الصَّلاةِ وَ الصِّیَامِ وَ الْقِیَامِ وَ تِلاوَةِ الْقُرْآنِ اللَّهُمَّ سَلِّمْنَا لِشَهْرِ رَمَضَانَ وَ تَسَلَّمْهُ مِنَّا وَ سَلِّمْنَا فِیهِ حَتَّی یَنْقَضِیَ عَنَّا شَهْرُ رَمَضَانَ وَ قَدْ عَفَوْتَ عَنَّا وَ غَفَرْتَ لَنَا وَ رَحِمْتَنَا؛ خدایا این ماه را بر ما نو کن به ایمنی و ایمان و سلامت و اسلام و عافیت بزرگ، و دفاع در برابر بیماریها و یاری بر نماز و روزه و شب زنده داری و تلاوت قرآن.
نماز شب اول ماه رمضان
اعمال روز اول ماه رمضان
بعد از طلوع فجر ماه رمضان نیز خواندن این دعا از امام صادق (ع) توصیه شده است که میفرماید: اَللّهُمَّ قَدْ حَضَرَ شَهْرُ رَمَضانَ وَ قَدِ افْتَرَضْتَ عَلَینا صِیامَهُ وَاَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرآنَ هُدی لِلنّاسِ وَبَیناتٍ مِنَ الْهُدی وَالْفُرْقانِ اَللّهُمَّ اَعِنّا عَلی صِیامِهِ وَتَقَبَّلْهُ مِنّا وَتَسَلَّمْهُ مِنّا وَسَلِّمْهُ لَنا فی یسْرٍ مِنَک وَعافِیةٍ اِنَّک عَلی کلِّشَیءٍ قَدیرٌ؛ خدایا ماه رمضان آمد و تو واجب کردهای بر ما روزه این ماه را و فرو فرستادی در آن قرآن را که راهنمای مردم است و حجتهایی از هدایت و تمیز حق و باطل است خدایا کمک بده ما را بر روزه آن و آن را از ما بپذیر و سالم بدار ما را در این ماه و از این ماه و آن را نیز برای ما سالم گردان در آسانی و تندرستی که به راستی تو بر هر چیز قادری ای بخشاینده مهربان.
معراج حق، از زندان نفس، رهیدن است
حقیقت را به چشم، سورمه کشیدن است
مبعث، تعبیر عروج الرحمن قرآن است
با آیاتِ یاسین، مقدراتِ حق را، سرودن است
خدایا عاشقان کویت، همسفران رسول معراجند
مخلصان دلشکسته، همرازان رسول معراجند
برآورده نما ای خدا دعای گدایانِ سعادتمندی را
به مقدّرات همه، وام داران رسول معراجند
ما و یاری اسماء الحسنای الهی تو خدایا
ملتمس و تشنۀ بارش اعجازِ الهی تو خدایا
به کجا جز به درگاه تو به گدائی درآئیم متمکّن
ما ندیده ایم بخشنده ای به ارحم الراحمینی تو خدایا
گوئیا کوی حرا منظرگاه کرامتُ الکاتبین است
رسولِ حق محمد "س"، تجلی رحمتُ اللِلعالَمین است
به الطاف عمیمت عطا نما امشب عیدی جهانیان را خدایا
که آرزوی احسن تقویم خلایق، از ازل در کتاب رب العالمین است
گل افشان گل محمدی
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ، يَا خالِقَ الْخَلْقِ، وَيَا باسِطَ الرِّزْقِ، وَيَا فالِقَ الْحَبِّ، وَيَا بارِئَ النَّسَمِ، وَمُحْيِيَ الْمَوْتَىٰ، وَمُمِيتَ الْأَحْياءِ، وَدائِمَ الثَّباتِ، وَمُخْرِجَ النَّباتِ، افْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ، وَلَا تَفْعَلْ بِي مَا أَنَا أَهْلُهُ، وَأَنْتَ أَهْلُ التَّقْوَىٰ وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ. به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است، ای آفرینندهی مخلوقات و ای گسترنده روزی و ای شکافنده دانه و ای آفریننده تنفّس کنندگان و زنده کننده مردگان و میراننده زندگان و همیشه پایدار و برآورندهی گیاه، با من آن کن که تو شایستهی آنی و با من آن مکن که من سزاوار آنم و تو اهل پروا و اهل آمرزشی.
دعای باطل کردن سحر از حضرت علی (ع):
برای دور ماندن سحر و جادو از خود و باطل شدن آن، سفارش میشود شبها بعد از نماز و روزها قبل از نماز هفت مرتبه آیه زیر را بخوانید:
بِسمِ الله وَ بِالله سَنَشُدُّ عَضُدَکَ بِأَخِیکَ وَنَجْعَلُ لَکُمَا سُلْطَانًا فَلَا یَصِلُونَ إِلَیْکُمَا بِآیَاتِنَا أَنْتُمَا وَمَنِ اتَّبَعَکُمَا الْغَالِبُونَ ﴿سوره قصص،٣٥﴾
دعای باطل سحر قوی حزر حضرت زهرا (س)
در فصل پنجم از کتاب “صحیفه فاطمیه” دعای حزر برای باطل کردن سحر و جادو آمده است که به شرح زیر میباشد:
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ بِرَحْمَتِكَ اسْتَغْنَيْتُ فَأَغِثْنِي وَ لَا تَكِلْنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً وَ أَصْلِحْ لِي شَأْنِي كُلَّهُ
دعای باطل السحر قوی و فوری از امام رضا (ع)
یکی دیگر از ادعیه توصیه شده از امامان برای باطل کردن صحر در صحیفه الرضا و به نقل از از امام رضا(ع) روایت شده است که برای دفع ضرر سحر و باطل شدن آن دست را مقابل صورت قرار دهید و بخوانید:
«بِسمِ الله الْعَظیم رَبّ الْعرشِ الْعظیم إلاّ ذَهبت و انْقرضت».
دعای باطل کردن سحر به نقل از امام صادق (ع)
محمد بن مسلم از امام صادق(ع) اینطور آورده است که جهت باطل کردن فوری سحر، این دعا را نوشته و بهمراه خود داشته باشید:
امکان دارد برخی از ما به سحر و جادو اعتقاد داشته باشیم و برخی اعتقادی نداشته باشیم. اما آنچه مشخص است، این است که سحر و جادو این روزها در زندگی عده ای از مردم وارد شده و تاثیراتی را هم بر آن گذاشته است. ظاهراً در قرآن نیز به آن اشاره شده است که ما قصد داریم پیرامون سحر و جادو در قرآن و راهکار هایی برای ابطال و رفع جادو اطلاعاتی را در اختیار شما قرار دهیم، پس با ما همراه باشید.
سحر و جادو از موضوعاتی است که در قرآن هم از آن صحبت شده است و افرادی نیز وجود دارند که از آن علیه دیگران استفاده می کنند. در این مطلب می خواهیم درباره دعای باطل کردن سحر و جادو مطالبی ارائه دهیم که به شما کمک می کند از شر دشمنی ها و بد طینتی ها در امان باشید.
راهکار هایی برای ابطال سحر و طلسم
پناه بردن به خداوند (گفتن اعوذ بالله من الشیطان الرجیم) و زیاد خواندن سوره های فلق و ناس؛
خواندن آیه ۵۱ و ۵۲ سوره قلم (یعنی از: «وَ إِنْ یَکادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصارِهِمْ لَمّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَ ما هُوَ إِلاّ ذِکْرٌ لِلْعالَمِینَ») و هم چنین خواندن «آیة الکرسی».
محمدبن عیسی گفت: از امام رضا علیه السلام در مورد جادو پرسیدم؟
فرمودند : آن واقعیت دارد و به اذن خدا ضرر می رساند و هرگاه تو را جادو کردند پس دست هایت را تا محاذی صورتت بالا ببرو بگو:
بسم الله الْعَظیم بِسمِ الله الْعَظیم رَبّ الْعرشِ الْعظیم إلاّ ذَهبت و انْقرضت
به نام خدای عظیم،به نام پرودگار عرش عظیم که بروی و منقرض شوی.
فردی که سحر شده آیات :
فَلَمَّا أَلْقَوْا قَالَ مُوسَى مَا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللَّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللَّهَ لَا يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ ﴿۸۱﴾
پس چون افكندند موسى گفت آنچه را شما به ميان آورديد سحر است به زودى خدا آن را باطل خواهد كرد آرى خدا كار مفسدان را تاييد نمى كند (۸۱)
وَيُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ ﴿۸۲﴾
و خدا با كلمات خود حق را ثابت مى گرداند هر چند بزهكاران را خوش نيايد (۸۲)
اگر مناجات شعبانیه درست خوانده و زیسته شود، میتواند انسان را از پراکندگی درون، به وحدت وجودی برساند.
گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم: مناجات شعبانیه صرفاً متنی برای زمزمههای عبادی در ماهی خاص از سال نیست. این دعا یک «بیانیه معرفتی» و نقشهای دقیق برای ساختن انسان موحّد است. متنی که از عمیقترین لایههای خداشناسی آغاز میشود، به خودشناسی میرسد و در نهایت، سبک زندگی و نسبت انسان با دنیا و آخرت را بازتعریف میکند.
گریز آگاهانه به سوی خدا
مناجات شعبانیه با تصویری تکاندهنده آغاز میشود: «فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْكَ». این «هرب» فرار از مسئولیت یا واقعیت نیست، بلکه گریز از تکیهگاههای دروغین به سوی حقیقت مطلق است. انسان در این دعا اعتراف میکند که هیچ پناهی جز خدا ندارد و این اعتراف، نقطه آغاز بلوغ توحیدی است.
در نگاه قرآنی، فرار به سوی خدا عین عقلانیت است: «فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ» (سوره ذاریات، آیه 50). مناجات شعبانیه این فرمان قرآنی را از سطح گزاره به سطح تجربه وجودی میآورد. دعاکننده نهتنها میداند باید به خدا پناه ببرد، بلکه این پناهبردن را با تمام وجود زیست میکند.
نکته مهم آن است که این پناهجویی با تضرع همراه است. انسان در برابر خدا از جایگاه قدرت و استحقاق سخن نمیگوید، بلکه از موضع فقر و نیاز مطلق میایستد. این همان حقیقتی است که قرآن آن را بنیاد رابطه انسان و خدا میداند: «أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ» (سوره فاطر، آیه 15). این بخش از مناجات، بنیان روانی انسان مؤمن را اصلاح میکند. انسانی که بداند پناه واقعی دارد، در برابر بحرانها فرو نمیریزد و دچار اضطراب مزمن نمیشود. توکل در اینجا نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه یک شیوه زیستن است.
معرفت نفس؛ اعترافی که مقدمه رهایی است
یکی از محورهای اساسی مناجات شعبانیه، مواجهه بیپرده انسان با خویشتن است. در فرازهایی مانند «قَدْ جُرْتُ عَلىٰ نَفْسِى» انسان بدون فرافکنی و توجیه، مسئولیت خطای خود را میپذیرد. این اعتراف نه برای تحقیر خویش، بلکه برای رهایی از خودفریبی است.
این مناجات را که از ابن خالویه روایت شده بخواند؛ به گفته او این مناجات حضرت امیرالمؤمنین(علیهالسلام) و امامان پس از اوست که در ماه شعبان میخواندند:
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاسْمَعْ دُعائِى إِذا دَعَوْتُكَ، وَاسْمَعْ نِدائِى إِذا نادَيْتُكَ، وَأَقْبِلْ عَلَىَّ إِذا ناجَيْتُكَ، فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ، وَوَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ مُسْتَكِيناً لَكَ، مُتَضَرِّعاً إِلَيْكَ، راجِياً لِما لَدَيْكَ ثَوابِى، وَتَعْلَمُ مَا فِى نَفْسِى، وَتَخْبُرُ حاجَتِى، وَتَعْرِفُ ضَمِيرِى، وَلَا يَخْفىٰ عَلَيْكَ أَمْرُ مُنْقَلَبِى وَمَثْواىَ، وَما أُرِيدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِى، وَأَتَفَوَّهُ بِهِ مِنْ طَلِبَتِى، وَأَرْجُوهُ لِعاقِبَتِى، وَقَدْ جَرَتْ مَقادِيرُكَ عَلَىَّ يَا سَيِّدِى فِيما يَكُونُ مِنِّى إِلىٰ آخِرِ عُمْرِى مِنْ سَرِيرَتِى وَعَلانِيَتِى وَبِيَدِكَ لَابِيَدِ غَيْرِكَ زِيادَتِى وَنَقْصِى وَنَفْعِى وَضَرِّى .
خدایا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و شنوای دعایم باش آنگاه که میخوانمت و صدایم را بشنو هنگامی که صدایت میکنم و به من توجّه کن هنگامیکه با تو مناجات مینمایم، همانا بهسوی تو گریختم و در حال درماندگی و زاری در برابرت ایستادم، پاداشی را که نزد توست امیدوارم، آنچه را که در درون دارم میدانی و حاجتم را خبر داری، نهانم را میشناسی، کار بازگشت به آخرت و خانه ابدیام بر تو پوشیده نیست و آنچه میخواهم به زبان آرم و خواهش خویش را بازگو کنم و هم آنچه را که برای عاقبتم امید دارم، بر تو پنهان نیست، همانا آنچه برای من تقدیر کردهای ای آقای من، در آنچه تا پایان عمر بر من فرود میآید از نهان و آشکارم جاری شده است و تنها به دست توست نه به دست غیر تو، فزونی و کاستیام و سود و زیانم،
إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللهُ فَلا غالِبَ لَکُمْ وَ إِنْ یَخْذُلْکُم فَمَنْ ذَا الَّذی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَ عَلَى اللهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
اگر خداوند شما را یارى کند، هیچ کس بر شما غلبه نخواهد کرد; و اگر دست از یارى شما بردارد، کیست که بعد از او، شما را یارى کند؟! و مؤمنان باید، تنها بر خداوند توکّل کنند.
#159
۱ - معنای لغوی
«ارباب» در اصل واژهای عربی و جمع «ربّ» است. «ربّ» در ریشه اصلی به معنای تربیت و پرورش است؛ یعنی ایجاد کردن حالتی پس از حالتی دیگر در چیزی تا به حدّ نهایی و تمام و کمال آن برسد.
بدینترتیب «ربّ» در ریشه لغوی، مفهومی مصدری دارد که بهطور استعاره بهجای فاعل بهکار رفته است؛
یعنی در کاربرد عرفی، به صورت استعاره برای پرورشدهنده و کسی که فرآیند رشد چیزی را بر عهده میگیرد و آنرا به تدریج به سمت کمال و رشد مطلوب ارتقا میدهد، بهکار رفته است و در نتیجه مفهوم اسم فاعل یافته است.
در این مفهومِ استعارهای، برای ربّ معانی گوناگونی را برشمردهاند. برخی از این معانی عبارتاند از: سیّد (آقا و رئیس)،
مصلح،
مالک،
صاحب.
«ربّ» وقتی به صورت مطلق بهکار رود، از نامهای خدای تعالی است و در این مفهوم، نمیتوان آنرا جمع بست.
اما به شکل مضاف، قابل کاربرد برای دیگر موجودات نیز میباشد: «ربّ الدّار» و «ربّ الفرس»، چنانکه جناب عبدالمطلب به ابرهه گفته بود: «انا ربّ الابل و للبیت ربّ یمنعه (سیمنعه)؛
من صاحب شترانم، کعبه هم صاحبی دارد که از آن حفاظت خواهد کرد.»
در صورتی که «ربّ» برای موجودی غیر از خداوند متعال بهکار رود، قابل جمع بستن است. بدینترتیب، در کاربرد عرفی، معنا و مفهوم «ارباب» عبارت است از: صاحبان، مالکان و پرورندگان.
البته ارباب در زبان فارسی، با اغماض از معانی جمع آن، به رئیس ده و مالک و بزرگ گفته میشود و در نتیجه به صورت مفرد استعمال میگردد.
۲ - کاربرد قرآنی