FarhangYar فرهنگ‌یار
  • قرآن و عترت
    منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام حسین سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی دیدگاه حضرت زینب سلام الله علیها منظرگاه مدیریتی دیدگاه حضرت رقیه سلام الله علیها منظرگاه مدیریتی دیدگاه قرآن منظرگاه مدیریتی دیدگاه حضرت محمد سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی دیدگاه حضرت فاطمه سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام علی سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام حسن مجتبی سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام زین العابدین سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام محمد باقر سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام جعفر صادق سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام موسی کاظم سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام رضا سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام محمد جواد سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام هادی سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام حسن عسکری سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام مهدی سلام الله علیه
  • مرجعیت و رهبری
    منظرگاه مدیریتی بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خمینی رحمت الله علیه منظرگاه مدیریتی رهنمودهای مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای دامه حفاظاته اصول دین عدل اصول دین. معاد احکام دین. نماز احکام دین. روزه احکام دین. حج احکام دین. تولا و تبرّا اصول دین. توحید احکام دین. زکات احکام دین. جهاد احکام دین. امر به معروف و نهی از منکر رذائل اخلاقی فضائل اخلاقی اصول دین نبوت احکام دین خمس اصول دین امامت
  • مناسبتها
    ماه های شمسی ماههای قمری خانواده در اسلام احکام حلال و حرام و مستحبات و مکروهات فرهنگ مدیریت و کارکنان احکام و قوانین مختلف دین و شریعت اسلام منظرگاه مدیریتی تعلیم و تربیت فرهنگ اقتصاد عفاف و حجاب
  • پیوندها
    منظرگاه مدیریتی دیدگاه قرآن منظرگاه مدیریتی رفاه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی خانواده منظرگاه مدیریتی دیدگاه حضرت محمد سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی امام حسن مجتبی سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی ادبیات عطر بهار میز نظریه پرداری فرهنگ یار جوانان نماد شور و نشاط نگاه پر نور پای میز اندیشه اخلاق تعلیم و تربیت شخصیت و کرامت انسانی اصول و مبانی نقد و تبلیغ راه یافتگان منظرگاه مدیریتی مهدی منتظران منظرگاه مدیریتی حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها منظرگاه مدیریتی حضرت فاطمه سلام الله علیها منظرگاه مدیریتی حضرت زینب سلام الله علیها منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام علی سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی حضرت خدیجه سلام الله علیها
  • حوزه دین
    پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری حضرت آیت الله سید علی خامنه ای منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله سید علم الهدی منظرگاه مدیریتی ثقلین منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد سید ابراهیم رئیسی منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد حائری شیرازی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله مصباح یزدی بنیاد فارس المومنین منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله مکارم شیرازی منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد مسعود عالی منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد شهاب مرادی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله سید علی سیستانی منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد پناهیان منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد حسین انصاریان منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله علی صافی گلپایگانی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله علوی گرگانی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله سید موسی شبیری زنجانی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله میرزا جواد تبریزی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله وحید خراسانی منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد حاج شیخ علی فروغی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله عبدالنبی نمازی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله محمد جواد لنکرانی منظرگاه مدیریتی در راه حق منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله مبشر کاشانی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله شیخ حسین امامی نیای کاشانی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله مجتهد تهرانی منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد سید رضی موسوی شکوری منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله بهجت منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد سید عباس موسوی مطلق منظرگاه حضرت آیت الله حاج شیخ محمد صالح کمیلی خراسانی کتابخانه مجلس شورای اسلامی منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد محمد علی جاودان جامعه مدرسین حوزه علمیه قم منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد محمد محمدی مرکز تحقیقات اسلامی شورای اسلامی منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد سید حسن خمینی منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد عبدالحسین بابائی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله شوشتری منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله سید حسن آملی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله سید محمد تقی مدرسی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله عباس محفوظی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله جعفر سبحانی منظرگاه مدیریتی حضرت آیت الله جعفر سبحانی منظرگاه مدیریتی حضرت آیت الله صافی گلپایگانی منظرگاه مدیریتی حضرت آیت الله مکارم شیرازی پایگاه اطلاع رسانی بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت آیت الله روح الله خمینی رحمت الله علیه منظرگاه مدیریتی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله سید علی خامنه ای پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای دامة حفاظاته
  • رساله احکام دین
    رساله حضرت آیت الله سید علی خامنه ای رساله حضرت آیت الله فاضل لنکرانی رساله حضرت آیت الله بهجت رساله حضرت آیت الله سید حسینی سیستانی رساله احکام مراجع سایت انهار رساله حضرت آیت الله مظاهری رساله حضرت آیت الله جعفر سبحانی
  • کتابخانه
    کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران کتابخانه تخصصی فرهنگستان هنر کتابخانه تخصصی حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام کتابخانه تخصصی وزارت امورخارجه کتابخانه تبیان کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران کتابخانه نور کتابخانه تخصصی دانشگاه ادیان و مذاهب کتابخانه تخصصی فقه واصول کتابخانه مرکزی دانشگاه صنعتی امیرکبیر کتابخانه ادبیات پایگاه اطلاع رسانی کتابخانه های ایران کتابخانه مرکزی دانشگاه صنعتی شریف کتابخانه دانشگاه پیام نور سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران پایگاه اطلاع رسانی کتابخانه ملی کتابخانه احادیث شیعه پایگاه مجلات تخصصی نور بزرگترین پایگاه قرآنی جهان اسلام جامع الاحادیث نور


احکام دین. جهاد


«بیروط» تصویر نزدیکی از امام موسی صدر نشان می­‌دهد

 

 مشرق | یادداشت | سه شنبه، 16 اسفند 1401 - 09:56

فیروزان گفت: وقتی این کتاب را خواندم، متوجه شدم که آقای دیزگاه موفق شدند که از هر بخش وجودی و اندیشه‌­ای امام موسی صدر برشی بزنند که تقریبا تصویر نزدیکی از امام را به مخاطب نشان می­‌دهد.

 

خلاصه خبر

به گزارش مشرق، نشست نقد و بررسی کتاب «بیروط» در سالن طاهره صفارزاده حوزه هنری، با حضور ابراهیم اکبری دیزگاه (نویسنده)، مهندس مهدی فیروزان (فعال فرهنگی)، حجت الاسلام محمدرضا زائری (منتقد و پژوهشگر) و محمدقائم‌ خانی (نویسنده و منتقد ادبی) برگزار شد.
اصلی‌ترین مسئله من چه آن زمان و چه همین موقع، «پدر» است؛ پدر درون جامعه ایران و یا نسبت انسان ایرانی با پدر.
حجت‌الاسلام زائری نیز درباره این رمان گفت: بیروط یک ویژگی مهم دارد و آن آکنده بودن از استعاره‌های متعدد قصص انبیاء و تمثیلات و تلمیحات قرانی است.
نویسنده دارد در داستان از پدر خود حرف میزند اما آن امام جمعه که مستعفی است درواقع می‌تواند نماینده هر ادعای دعوت دینی باشد که در کنار این نسخه متفاوت دارد مقایسه می‌شود.
امام موسی صدر می‌داند این جوان شیعه‌ای که گرفتار چندین مسئله است اول باید اشتغالش درست شود.
راوی شرایطی دارد که فلسفه خوانده و در مجموع ذهن تیزی دارد.
قسمت عمده کتاب بر عهده بیان خوابها و تفسیر های آن و تقابل خواب با واقعیت هست


جمعه، 11 فروردین 1402 - 22:08 ادامه مطلب نظر بدهید

وصیت‌نامه محرمانه سردار به همسرش

 

 مشرق | یادداشت | شنبه، 20 اسفند 1401 - 07:28

حاج حمید سه برگه مخصوص برای من نوشته بود که من سه تایی را کنار هم گذاشتم و از بالای آن عکس انداختم. چون نوشته بود محرمانه، فقط همسرم بخواند.

 

خلاصه خبر

وی در جبهه سوسنگرد واحد اطلاعات و عملیات را تشکیل داد و مدتی فرماندهی قرارگاه رمضان را نیز بر عهده گرفت.
با پایان جنگ، شهید تقوی‌فر فعالیت خویش را در سپاه قدس ادامه داد و سرانجام در سال ۱۳۹۰ از خدمت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بازنشسته شد.
در عملیات سامراء که خمپاره‌های داعش در حرم مطهر امامین عسکریین فرود می‌آمد و سه روز طول کشید، با فرماندهی سردار تقوی‌فر داعش مجبور به عقب نشینی شد و منطقه پاک سازی گردید.
در زمانی که حاج حمید زنده بود، بچه‌ها در سایت دیده بودند که قرار است حاج قاسم سلیمانی فرمانده سپاه بشود و ایشان فرمانده نیروی قدس بشود.
حتی یادم هست یک بار سربازی آمد و زنگ خانه را زد و پشت آیفون پرسید، «سردار هستند؟» دختر با تعجب گفت، «مامان!
همسر شهید: خودش که نمی‌گفت، ولی بچه‌ها وقتی وارد دانشگاه شدند، تقریباً متوجه شده بودند.
همسر شهید: از طرز صحبت‌ها یا اینکه دنبالش می‌آمدند.
وقتی بزرگ شدند متوجه شدند، ولی وقتی بچه بودند متوجه نبودند.
به همین دلیل وقتی آن سرباز پرسید سردار خانه است، دختر خیلی تعجب کرد.
صبح زود برای کارگرهایی که استخدام کرده بود که حسینیه را بسازند، صبحانه می‌گرفت و برایشان می‌برد.
همیشه عادت داشت زود بخوابد که فردا صبح زود بیدار شود، ولی آن شب‌ها زود نمی‌خوابید و می‌نشستیم و فیلم تماشا می‌کردیم.
مثلاً در مورد پدر و مادرش می‌گفت پدر من یک باغبان شهرداری بود و خواهر و برادرهای من هم زیاد بودند و شغلی هم نداشتند.
مادرم بعد از پدرم می‌خواست بیاید در محله دیگری بنشیند.
بعد از شهادتش حس کردم می‌خواست حرف نگفته‌ای نماند و همه چیز را گفته باشد.
نمی‌گرفت بخوابد.
صحبت می‌کرد و حرف می‌زد، در حالی که از جوانی عادت داشت سر شب بخوابد و صبح زود که چه عرض کنم، نیمه‌شب بیدار شود.
حتی آن دفعه‌ای که به شما گفتم به او قرص خواب دادیم، باز هم بلند شد و قرص خواب هم روی او اثر نکرد.
این اواخر اصلاً نمی‌خوابید، خوابش خیلی کم شده بود.
انگار دوست داشت برای همه کارهایی که کرده بود توضیح بدهد و حرف بزند و بگوید که چه شد که این کار را کردم.
بعضی وقت‌ها به خودم می‌گویم شاید می‌خواست حرف ناگفته‌ای نمانده باشد و همه چیز را گفته باشد.
انقلاب یک نهال نوپا بود، والا من خیلی دوست داشتم کنار شما باشم.
مگر می‌شود که یک جوان دوست نداشته باشد کنار همسر جوان و بچه‌های کوچکش باشد.
بعد که آنها می‌آمدند، به سراغ آنها می‌رفت.
از این گذشته بچه کوچک داشتم و خوابم زیاد شده بود.
من از اول دعا تا پایان خوابم برد.
بعد بغل‌دستی من صدایم زد که خانم بیدار شو، هم دارند می‌روند، یک وقت خواب نمانی.
از حالت صورت معلوم بود که خواب بوده‌ام.
نکند خواب بوده‌ای؟
گفتم بله، خواب بودم.
آن اوایل بلد نبودم دروغ بگویم.
پدرم ما را می‌برد.
مادرم می‌نشست گوش می‌داد و من می‌خوابیدم.
همسر شهید: خیلی هم قشنگ تاریک بود و طرف دعا را می‌خواند و من خوابم برد.
وقتی آمدم بیرون، پرسید چقدر از دعا را گوش دادی؟
قطعاً شما هم با همه امکاناتی که در خانه پدر داشتید، ساده‌زیست بوده‌اید، وگرنه مرد نمی‌تواند در برابر اصرار زن تاب بیاورد.
همسر شهید: خانه پدرم هم ساده بود.
همسر شهید: درست می‌گویید.
سال بعد هم اسمش را مدرسه نزدیک خانه نوشتیم.
خانه روبه‌روی ما می‌خواستند اسباب‌کشی کنند و بروند و وسایلشان را برای فروش گذاشته بودند.
یادم هست که رفتم و وسایل را دیدم و از سرویس خوابشان خوشم آمد و به حاج حمید گفتم می‌خواهم این را بگیرم.
یادم هست که آن سرویس خواب را خریدم و در اتاق خواب خودمان گذاشتم.
همیشه می‌گفت چیزهای ساده بخر، تجملاتی نباشد.
می‌گفت اگر خودت داری بگیر، ولی پی تجملات نباش و ساده بخر.
همسر شهید: یک‌بار با حاج حمید رفته بودیم سر مزار مادر من.
هر چه را که خدا گفته انجام بدهید، خدا خودش کارساز است.
همیشه می‌گفت من یک بچه دهاتی هستم، ولی تلاش کردم و خواستم که مثمرثمر باشم.
هر کاری که از دستم برآمد کردم، ولی همیشه حدود شرع خدا را درنظر داشتم.
**: خدا را شکر.
همسر شهید: کدام تخت؟
**: به خاطر این می‌پرسم که داشتید تعریف می‌کردید که صبح‌ها حالم بد می‌شد و می‌خواستم به آن آقایی که صبح می‌آمد دنبالم بگویم نمی‌آیم که حاج حمید را کنار خودم حس کردم.
جانم!
مثل اینکه خودش بود، واقعی بود، چون خواب هم نبودم، بیدار بودم.
مرا سرگرم کرد تا موبایلم زنگ خورد و دیگر حاج حمید را ندیدم.
این در خاطرم هست.
چون نوشته بود محرمانه، فقط همسرم بخواند.
سپاه آمد و ما دنبال وصیت‌نامه حاج حمید هستیم.
خانم تقوی!
به دخترم گفتم سامسونت پدرت را باز کن.
وصیت‌نامه پدرت آنجاست.
بیاور بده سپاه ببرد.
بالایش نوشته محرمانه، فقط عیال بخواند.
سه بار نوشته بود محرمانه، محرمانه، محرمانه.
دخترم پرسید چه کار کنم؟
بالای این برگه عمومی هم نوشته بود احتراماً به همسر، فرزندان، بستگان.


جمعه، 11 فروردین 1402 - 22:06 ادامه مطلب نظر بدهید

اسم «سوریه» را که شنیدم بی‌هوش شدم

 

 مشرق | یادداشت | شنبه، 20 اسفند 1401 - 09:28

همسر شهید کریمی می‌گوید: امین اول گفت‌ می‌خواهم به مأموریت اصفهان بروم. مأموریتی که ۱۰ روز و شاید هم ۱۵ روز طول می‌کشد. با شنیدن این حرف شروع کردم ناراحتی کردن.

 

خلاصه خبر

امین اول گفت‌ می‌خواهم به مأموریت اصفهان بروم.
همش ناراحتی می‌کنی.» دلم ریخت.
امین با آب قند بالای سرم ایستاده بود.
بیا تو هم مرا به با رضایت از زیر قرآن رد کن...»
تو می‌دانی نفسم به نفس تو بند است...» گفت: «آره می‌دانم» گفتم: «پس چرا برای رفتن اصرار می‌کنی؟» صدایش آرام‌تر شده بود، انگار که بخواهد مرا آرام کند.
تلاش‌های امین برای راضی کردن من بود و من آنقدر احساساتی بودم که اصلاً هیچ کدام از دلایل مرا راضی نمی‌کرد.گفتم: «امین هر وقت همه رفتند تو هم برو.
الآن دلم نمی‌خواهد بروی.» گفت: «زهرا من آنجا مسئولم.
نگران نباش.» انگار که مجبور باشم گفتم: «باشه ولی تو را به خدا برای خرید سوغات هم از حرم بیرون نرو!»


جمعه، 11 فروردین 1402 - 22:03 ادامه مطلب نظر بدهید

جانباز عبدالعلی یزدانیار به دوستان شهیدش پیوست

 

 مشرق | یادداشت | شنبه، 20 اسفند 1401 - 16:34

جانباز عبدالعلی یزدانیار که در واحد ادوات لشکر ۱۰ سید الشهدا(ع) خدمت می‌کرد، در طول جنگ تحمیلی بارها تا مرز شهادت رفت و جراحت‌های زیادی را از آن روزها به یادگار داشت.

 

خلاصه خبر

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، جانباز عبدالعلی یزدانیار که بارها در طول جنگ تحمیلی مجروح شده و به درجه جانبازی نائل شده بود، پس از سال‌ها رنج و شکیبایی به همرزمان شهیدش پیوست.
جانباز عبدالعلی یزدانیار که در واحد ادوات لشکر ۱۰ سید الشهدا(ع) خدمت می‌کرد، در طول جنگ تحمیلی بارها تا مرز شهادت رفت و جراحت‌های زیادی را از آن روزها به یادگار داشت.


جمعه، 11 فروردین 1402 - 22:02 ادامه مطلب نظر بدهید

«زندان در زندان» نقد و بررسی می‌شود

 

 مشرق | یادداشت | شنبه، 20 اسفند 1401 - 18:56

کتاب «زندان در زندان» در قالب یازدهمین نشست از مجموعه نشست‌های «پاورقی» روز دوشنبه ۲۲ اسفند در حوزه هنری نقد و بررسی می‌شود.

 

خلاصه خبر

این‌کتاب در سال ۱۴۰۱ توسط انتشارات سوره مهر و حوزه هنری استان قزوین منتشر شده است.
یازدهمین نشست «پاورقی» توسط مرکز رسانه معاونت راهبری استان‌های حوزه هنری و با همکاری مؤسسه «سپهر سوره هنر»، دوشنبه این هفته ۲۲ اسفند از ساعت ۱۵ در تماشاخانه مهر حوزه هنری با حضور خبرنگاران و اهالی حوزه نشر برگزار می‌شود.


جمعه، 11 فروردین 1402 - 22:01 ادامه مطلب نظر بدهید

لطفا قهرمان‌بازی نکنید؛ کسی حق ندارد شهید شود!

 

 مشرق | یادداشت | یکشنبه، 21 اسفند 1401 - 07:57

شهید علیرضا توسلی روزی در خط‌ مقدم جبهه برای ایران، روزی در افغانستان در مبارزه با شوروی و سال‌های بعد در مبارزه با داعش در سوریه حضوری فعال داشت. او معتقد بود تا برپایی حکومت حق کسی حق شهادت ندارد!

 

خلاصه خبر

سردار شهید توسلی در سن ۲۵ سالگی و در هنگامه جنگ ایران و عراق به کردستان رفت و بیش از یک سال در آن منطقه به مبارزه با دشمن بعثی پرداخت، با پایان جنگ ایران و عراق، برای نبرد با ارتش شوروی راهی کشورش شد.
پاسخ ابوحامد به یک رزمنده فاطمیون برای دعایی خاص!


جمعه، 11 فروردین 1402 - 22:00 ادامه مطلب نظر بدهید

عکس/ شهدای خاص

 

 مشرق | یادداشت، چند‌رسانه‌ای | دوشنبه، 22 اسفند 1401 - 14:06

در دوران باشکوه دفاع مقدس،ستارگان درخشانی ظهور و بروز پیدا کردند که شاید اگر این دوران وجود نداشت.هیچگاه فرصت این ظهور و بروز به وجود نمی‌آمد.این گزارش بمناسبت ۲۲ اسفند روز بزرگداشت شهدا تهیه شده است.


جمعه، 11 فروردین 1402 - 21:59 ادامه مطلب نظر بدهید

فرمانده‌ی مو بوری که لقبش «عقرب زرد» بود+ عکس

 

 مشرق | یادداشت | چهارشنبه، 09 فروردین 1402 - 04:00

همه‌ی نیروهایش شهید شدند. باید برمی‌گشت ایران. تنها، مجبور به عقب‌نشینی شد که توی راهش به یک گروهان از صدامی‌ها رسید. یا باید تسلیم می‌شد یا اینکه همان کاری را می‌کرد که فقط عقرب زرد از پسش برمی‌آمد.

 

خلاصه خبر

وقتی پدرش بغلش گرفت تا اولین اذان را زیر گوشش بخواند با چشم‌های آبی و درخشانش توی صورتش خندید.
پدر هم که با دیدن زلال چشم‌های «علی» یاد فرات و تشنگی سید الشهدا (ع) افتاده بود، پسرش را نذر کرد که «سقا» شود!
اصلا از آن‌جا که خانه‌ی پدری علی بود تا علقمه و کربلا آن‌قدر راه بود که این نذر از سرش بیفتد.
اما مگر می‌شد سقای علمدار نتواند خودش را به خیمه‌ی حسین (ع) برساند؟
توی یکی از جلسات، فرمانده قرارگاه نجف پرسید: «این جوون ریش خرمایی که همه جا حرفشه، کیه؟» یکی از فرماندهان گفت: «مسؤول اطلاعات و عملیاته؛ اعجوبه‌اییه تو کار اطلاعات» وقتی علی را صدا زدند تا آخرین گزارشش را بدهد، روبه‌روی نقشه ایستاد و با انگشت روی جاده‌ی «زرباطیه» به «بدره» کشید و ریز به ریز به فرماندهان گفت که فرمانده تیپ عراقی کی می‌آید، با چه می‌آید، از کدام خط می‌آید و کجا می‌رود.
اگه مقاومت کنید تا آخرین گلوله باتون می‌جنگم و الا تسلیم بشید و جون سالم به در ببرید.»
سردار «علی چیت‌سازان»، آن سقای همدانی، سرانجام در چهارم آذر سال یک هزار و سیصد و شصت و شش، در منطقه «ماووت»، و در حالی که در گیر و دار عملیات شناسایی بود، در سن بیست و پنج سالگی خودش را به قافله‌ی سیدالشهدا (ع) رساند و به دست شمرهای زمانه‌اش، به شهادت رسید.


جمعه، 11 فروردین 1402 - 21:55 ادامه مطلب نظر بدهید

این شهید، ۳۰ سال روزه بود!+ عکس

 

 مشرق | یادداشت | جمعه، 11 فروردین 1402 - 06:39

شاید عجیب باشد اما واقعیت دارد. شهید حاج «سید حمید تقوی‌فر»، از سال ۶۲ تا زمان شهادت، یعنی دی ماه ۱۳۹۳، تمام عمرش را به جز روزهای معدودی، روزه بود؛ چیزی بیش از ۳۰ سال...

 

خلاصه خبر

با مرور روایت‌های همسر شهید از زندگی سراسر جهاد آن سردار بلندآوازه اما گمنام، فلسفه روزه‌داری دائمی او هم آشکار می‌شود.
شهید حاج «سید حمید تقوی‌فر»(معروف به سردار سامرا)
شما مگه مأمور خرید ندارید؟!
از همسر شهید و فرزندانش بپرسید، روایت‌ها دارند از مبارزه تمام‌نشدنی مرد همیشه سربازِ خانه؛ سردار بزرگ و گمنام دفاع مقدس و دفاع از حرم که آن سوی مرزها، او را بهتر و بیشتر می‌شناختند.
حاج خانم مرادی، همسر شهید، برمی‌گردد به روزهای جنگ تحمیلی که در قامت تازه عروس و داماد، ساکن مناطق جنگی شده بودند و می‌گوید: «حاج حمید اخلاق خاصی داشت.
یک روز در خیابان، همسر فرماندار را دیدم.
توکل بر خدا.
۳۴ سال زندگی مشترک حاج خانم شهادت می‌دهد که این حرف‌های حاج حمید، شعار نبود: «حاج حمید دلبستگی به هیچ‌کدام از لذت‌های این دنیا نداشت؛‌ حتی غذا خوردن.
چون ترجیح می‌داد با غذای ساده خانه افطار کند نه غذاهای تجملاتی هتل...»
«یک سال قبل از شهادتش، سهم خواهران و برادران از خانه پدری در یکی از روستاهای اهواز را داد و آن خانه را به نیت پدر و برادرش، اموات فامیل و شهدا، وقف حسینیه کرد.
حاج حمید که یکی‌یکی وصیت‌هایش را می‌گفت، یکی‌یکی بند دل همسر و ۴ دختر دلبندش پاره می‌شد.
حاج خانم مرادی می‌گوید: «یک روز که دسته‌جمعی داشتیم به نمایشگاه مطبوعات می‌رفتیم، حاج حمید گفت: «بچه‌ها!
شما تمام عمرتان به جهاد در راه خدا گذشته.
اهل انفاق در راه خدا هستید.
دومأ اگر شهید از خدا چیزی بخواهد، خدا درخواستش را رد نمی‌کند.» آن روز هیچ‌کدام نفهمیدیم حاج حمید چه گفت.
وقتی چند روز بعد خبر شهادتش آمد، تازه یاد حرف‌های آن روزش افتادیم...»
دوستتان دارم...» «ندا تقوی‌فر»، دختر شهید در ادامه، پدرش را بهتر برایمان معرفی می‌کند: «بزرگ‌ترین ویژگی بابا این بود که هیچ‌وقت ما را به انجام واجبات مجبور نکرد.
در تمام آن سال‌ها، هر شب برای نماز شب بیدار می‌شد و تا نماز صبح به عبادت و قرائت قرآن مشغول بود، بدون اینکه چراغی روشن کند یا صدایش ما را اذیت کند.
تازه وقتی ما برای نماز صبح بیدار می‌شدیم، پتو را روی رختخواب‌مان می‌کشید تا جایمان گرم بماند.
وقتی می‌دید با صدای اذان، خودمان برای نماز می‌رویم،‌ خیلی خوشحال می‌شد.


جمعه، 11 فروردین 1402 - 21:54 ادامه مطلب نظر بدهید

مدافع حرمی که سیّد نبود، اما سوری‌ها به او می‌گفتند: سیّد!

 

 مشرق | یادداشت | پنجشنبه، 25 اسفند 1401 - 09:34

سوری‌ها با اینکه «عباسعلی علی‌زاده» از سادات نبود، اما عنوان «سیدعباس» را که حکایت از آقایی و بزرگیش داشت، برای او انتخاب کردند.

 

خلاصه خبر

حتی سردار شهید حاج قاسم سلیمانی به پاس شجاعتش، انگشتر متبرک به انگشتان حضرت آقا را به او هدیه کرد.
این انگشتر به ‎عنوان یادگاری در دست شهید علیزاده بود تا اینکه شب عملیات انگشترش را در آورد و به همرزمش داد و گفت: من فردا در سیلو شهید می‌شوم.
این انگشتر را بعد از شهادت به پسرم سینا بده.
امتیازی که منجر به فرصتی برای انتقال فرهنگی ۲ کشور و نیز صمیمیت میان شهید علیزاده و رزمندگان سوری شد.


جمعه، 11 فروردین 1402 - 21:49 ادامه مطلب نظر بدهید


  • صفحه 25 از 78


پنل مدیریت
  نسخه بتا 1.1.0