اصول دین نبوت
بهترین و به روزترین متن های مبعث
سلام بر مبعث، بهاریترین فصل گیتی!
سلام بر مبعث، فصل شکفتن گل سرسبد بوستان رسالت!
سلام بر مبعث؛ نوید تزکیه انسانهای شایسته از زشتیها.
سلام بر مبعث؛ روزی که گلهای ایمان در گلستان جان انسان شکوفا شد!
سلام بر مبعث، نوید وحدت حقطلبان جهان از خاستگاه وحی!
سلام بر مبعث، پیام خیزش انسان، از خاک تا افلاک!
سلام بر مبعث، انفجار نور و ظهور همه ارزشها در صحنه حیات بشر!
سلام بر مبعث، جشن بزرگ ستمدیدگان و بییاوران!
سلام بر مبعث، جاری کننده چشمه ایمان و عدالت در کویر خشک زمین!
سلام بر مبعث، پایهگذار حکومت صالحان در عرصه خاک!
سلام بر مبعث، عید بزرگ نجات از حیرت و سرگردانی، عید ختم ناامیدی!
سلام بر مبعث، عید تمایز عدل و ظلم، عید بیداری و تعهّد، عید هدایت!
معبودی جز خدا نیست و خدا بزرگتر است، و پاک است خدا، و جنبش و نیرویی جز به خدا نیست؛
و هفت بار بگویید:
اللَّهُ اللَّهُ رَبِّی لا أُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً
خدا، خدا پروردگار من است و هیچ چیر شریکش نگیرم و میخوانی هر دعا که خواهی.
۷- خواندن دعای زیر در این روز مستحب است:
یا مَنْ أَمَرَ بِالْعَفْوِ وَالتَّجاوُزِ، وَضَمَّنَ نَفْسَهُ الْعَفْوَ وَالتَّجاوُزَ، یَا مَنْ عَفا وَتَجاوَزَ اعْفُ عَنِّى وَتَجاوَزْ یَا کَرِیمُ. اللّهُمَّ وَقَدْ أَکْدَى الطَّلَبُ، وَأَعْیَتِ الْحِیلَةُ وَالْمَذْهَبُ، وَدَرَسَتِ الْآمالُ، وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ إِلّا مِنْکَ وَحْدَکَ لا شَرِیکَ لَکَای آنکه به عفو و گذشت فرمان داده و عفو و گذشت را بر عهده خویش ضمانت نموده است،ای آنکه بخشید و در گذشت، مرا عفو کن و از من درگذرای کریم. خدایا! طلب سخت شده و چارهجویی و راهیابی مرا به زحمت افکنده و آرزوها کهنه گشته و رشته امید جز از تو که یگانهای و شریکی نداری بریده شده است.
اللّهُمَّ إِنِّى أَجِدُ سُبُلَ الْمَطالِبِ إِلَیْکَ مُشْرَعَةً، وَمَناهِلَ الرَّجاءِ لَدَیْکَ مُتْرَعَةً، وَأَبْوابَ الدُّعاءِ لِمَنْ دَعاکَ مُفَتَّحَةً، وَالاسْتِعانَةَ لِمَنِ اسْتَعانَ بِکَ مُباحَةً، وَأَعْلَمُ أَنَّکَ لِداعِیکَ بِمَوْضِعِ إِجابَةٍ، وَ لِلصَّارِخِ إِلَیْکَ بِمَرْصَدِ إِغاثَةٍ، وَأَنَّ فِى اللَّهْفِ إِلى جُودِکَ وَالضَّمانِ بِعِدَتِکَ عِوَضاً مِنْ مَنْعِ الْباخِلِینَ؛ وَمَنْدُوحَةً عَمَّا فِى أَیْدِى الْمُسْتَأْثِرِینَ، وَأَنَّکَ لَاتَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِکَ إِلّا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمالُ دُونَکَ.
خدایا! من راههای خواهش را به سوی تو باز مییابم و چشمهسارهای امید نزد تو پر آب است و درهای دعا را برای هرکه به درگاهت دعا کند گشودهای و یاریات آن را که از تو یاری خواهد فراهم است و میدانم که برای آنکه تو را خواند در جایگاه اجابتی و برای فریادکنندهات درصدد فریادرسی هستی و همانا در طمع ورزیدن به بخششت و اعتماد به وعدهات جایگزینی است برای دریغ ورزی بخیلان؛ و گشایشی است از آنچه در دست ثروت اندوزان است، تو از بندگانت در پرده نمیروی، جز اینکه کردارشان بین تو و ایشان پرده میافکند.
مهر | دین و اندیشه | چهارشنبه، 10 دی 1404 - 11:12
اصفهان - قرآن کریم با روایت زندگی حضرت مریم (س) و حضرت عیسی (ع)، از معجزه تولد تا وعده ظهور، پیوندی روشن میان توحید، نبوت و عدالت جهانی ترسیم میکند.
خلاصه خبر
حضرت مریم (س)، مادر حضرت عیسی (ع)، نامش به طور مستقیم در قرآن کریم ذکر شده و سورهای به نام او (سوره مریم) اختصاص یافته است.
حضرت عیسی بن مریم (ع)، که در قرآن مسیح و «روح الله» نامیده میشود، یکی از پنج اولوالعزم است.
طباخیان افزود: در قرآن کریم توصیفهای بسیاری درباره حضرت مسیح (ع) به کار رفته است که حکایت از جایگاه ویژه ایشان نزد خداوند متعال دارد.
اقامت نماز حضرت عیسی (ع) به امامت حضرت مهدی (عج) آغاز عصر جدید از عدالت
رهبر حکومت جهانی اسلامی، حضرت مهدی (عج) است و حضرت عیسی بن مریم (ع) آن حضرت در راه جهانی شدن ارزشهای قرآنی، ایشان را یاری میکند.
وی افزود: در زمان ظهور آن حضرت، مسیح (ع) نزول خواهند کرد و در رکاب آن بزرگوار و پشت سر آن بزرگوار اقامه نماز خواهند نمود و این به مفهوم خاتمیت و خاتم الاوصیا بودن آن بزرگوار است.
دانشمند با بیان اینکه در روایت آمده که آن بزرگوار به حضرت مسیح (ع) احترام نموده و مسیح (ع) به حضرت ولی عصر (عج) میگوید: کسی را نرسد که بر ائمه اهل البیت (ع) تقدم بجوید و حق تقدم با شماست.
نام و اوصاف حضرت عیسی در قرآن
همچنین ایشان در قرآن کریم حضرت عیسی (ع)، بنده خدا (سوره مریم، آیه ۳۰) و رسول به سوی بنی اسرائیل (سوره آل عمران، آیه ۴۹) و یکی از پیامبران اولوالعزم و صاحب شریعت و کتاب است (سوره احزاب، آیه ۷، سوره شوری، آیه ۱۳، سوره مائده، آیه ۴۶).
حضرت عیسی (ع) در دین اسلام جایگاه ویژهای دارد که بهطور مستمر از سوی حضرت محمد (ص) و دیگر مسلمانان محترم شمرده میشود.
مهر | اجتماعی و حوادث | جمعه، 05 دی 1404 - 18:52
وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی گفت: پیام حضرت عیسی(ع) دعوتی تاریخی و فرادینی به مهرورزی، همزیستی مسالمتآمیز، گفتوگو و احترام متقابل میان انسانها به شمار میرود.
خلاصه خبر
صالحیامیری در این پیام با اشاره به جایگاه رفیع حضرت مسیح (ع) در سنتهای توحیدی تصریح کرد: حضرت عیسی مسیح (ع) در منظومه ادیان الهی، شخصیتی الهامبخش و پیامآور صلح، محبت، کرامت انسانی و معنویت است و پیام او، دعوتی تاریخی و فرادینی به مهرورزی، همزیستی مسالمتآمیز، گفتوگو و احترام متقابل میان انسانها به شمار میرود.
وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در بخش دیگری از پیام خود، به پیشینه تمدنی ایران اشاره کرد و گفت: تمدن و فرهنگ ایرانی در طول تاریخ، با اتکا بر خرد، معنویت و مدارا، نمونهای روشن و ماندگار از همزیستی ادیان و احترام به تنوع فرهنگی و اعتقادی را به نمایش گذاشته و میراثی گرانسنگ از تسامح، گفتوگو و همدلی برای نسلهای امروز و فردا به یادگار نهاده است.
مهر | دین و اندیشه | پنجشنبه، 04 دی 1404 - 08:46
سیره عیسی مسیح (ع) در دوران حیات زمینیاش، عالیترین الگوی «زهد مثبت» و «مجاهدت اخلاقی» است در حالی که دنیاطلبی و اشرافیت مذهبی در میان برخی احبار و روحانیون بنیاسرائیل رخنه کرده بود.
خلاصه خبر
خلقت ایشان بدون دخالت پدر، در نگاه قرآن کریم، همچون خلقت حضرت آدم (ع) است که با فرمان «کُن» (باش) موجودیت یافت.
حضرت مسیح (ع) در سیره تبلیغی خود، محبت را با قاطعیت در برابر باطل درآمیخته بود.
ایشان ضمن تصدیق تورات، بسیاری از قید و بندهای سختگیرانهای را که یهود بر خود تحمیل کرده بودند، به اذن خدا نسخ کرد و راه را برای شریعت سهل و سمحه نبوی هموار ساخت.
بخش دوم و پرشکوه رسالت حضرت عیسی (ع) با ظهور حضرت مهدی (عج) آغاز میشود.
این نماز، شکوه وحدت توحیدی را به تصویر میکشد و به پیروان مسیحیت ثابت میکند که منجی موعود ادیان، حضرت صاحبالزمان (عج) است و مسیح (ع) به عنوان وزیر و یاریگر او عمل میکند.
نقش حضرت عیسی (ع) در عصر ظهور، نقشی چندبعدی است.
همچنین در نبردهای سرنوشتساز آخرالزمان، به ویژه در مقابله با فتنه دجال، مسیح (ع) نقشی محوری دارد.
دجال که نماد فریب و ابزارهای مادی برای تخدیر تودههاست، به دست حضرت عیسی (ع) در منطقه «لُد» نابود میشود.
حضور حضرت مسیح (ع) در کنار امام زمان (عج)، نشاندهنده این است که آرمانشهر نهایی، ثمره تلاش تمامی انبیاست و عیسی (ع) به عنوان میراثدار بزرگ نبوت، در رکاب خاتمالاوصیاء، پرچم توحید را بر فراز تمامی قلههای جهان به اهتزاز درمیآورد.
نشست علمی «غدیر، محور وحدت اسلامی» برگزار میشود
مهر | دین و اندیشه | جمعه، 07 آذر 1404 - 09:12
نشست علمی «غدیر، محور وحدت اسلامی» از تبیین نظری تا برنامه عملیاتی در قم برگزار میشود.
به گزارش خبرنگار مهر، انجمن علمی امامت حوزه علمیه و مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، نشست علمی «غدیر، محور وحدت اسلامی» را برگزار میکنند.
در این نشست، حجتالاسلام والمسلمین حمید شهریاری دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و حجتالاسلام والمسلمین محمدتقی سبحانی رئیس انجمن امامت حوزه علمیه و مرکز الحضاره لبنان به ارائه محورهای مورد نظر این نشست خواهند پرداخت.
دبیر علمی این نشست، حجتالاسلام والمسلمین مرتضی علیزاده نجار، عضو هیأت علمی بنیاد بین المللی امامت است.
نشست علمی «غدیر، محور وحدت اسلامی» از تبیین نظری تا برنامه عملیاتی روز دوشنبه ۱۰ آذرماه ساعت ۱۰ در قم، بلوار ۱۵ خرداد نبش کوچه ۶ برگزار میشود.
و من خطبة له عليهالسلام في الرسول الأعظم صلىاللهعليهوآله و بلاغ الإمام عنه (1)
ترجمه خطبه 89 (اين خطبه طبق نقل برخى از شارحان در شهر كوفه ايراد شد) وصف روزگاران بعثت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
أَرْسَلَهُ عَلَى حِينِ فَتْرَةٍ مِنَ اَلرُّسُلِ (2)
خدا پيامبر اسلام را هنگامى مبعوث فرمود كه از زمان بعثت پيامبران پيشين مدّتها گذشته
وَ طُولِ هَجْعَةٍ مِنَ اَلْأُمَمِ (3)
و ملّتها در خواب عميقى فرو خفته بودند
وَ اِعْتِزَامٍ مِنَ اَلْفِتَنِ (4)
فتنه و فساد جهان را فرا گرفته
وَ اِنْتِشَارٍ مِنَ اَلْأُمُورِ (5)
و اعمال زشت رواج يافته بود
وَ تَلَظٍّ مِنَ اَلْحُرُوبِ (6)
آتش جنگ همه جا زبانه مىكشيد
وَ اَلدُّنْيَا كَاسِفَةُ اَلنُّورِ (7)
و دنيا،بىنور
ظَاهِرَةُ اَلْغُرُورِ (8)
و پر از مكر و فريب گشته بود
عَلَى حِينِ اِصْفِرَارٍ مِنْ وَرَقِهَا (9)
برگهاى درخت زندگى به زردى گراييده
وَ إِيَاسٍ مِنْ ثَمَرِهَا (10)
و از ميوۀ آن خبرى نبود
وَ اِغْوِرَارٍ مِنْ مَائِهَا (11)
آب حيات فروخشكيده
قَدْ دَرَسَتْ مَنَارُ اَلْهُدَى (12)
و نشانههاى هدايت كهنه و ويران شده بود
سومین اصل از اصول دین اسلام، نبوت است. اصلی که بر شخص نبی استوار است و ایمان به او، در ادامه ی ایمان به یگانگی خداوند و اصل معاد آمده و دینداری مسلمین را تکمیل می کند. پروردگار یکتا در یک جهان بینی شکوهمند و گسترده، برای به کمال رسانیدن انسان، پیرو معرفت به توحید و معاد، پیام آورانی را برای شکوفا کردن بنیه عقلی، علمی و عملی آنها ارسال کرده تا او را به مرتبه ی کمال انسانیت و بندگی رسانده و سزاوار سعادت ابدی گرداند. این پیام آوران، انبیاء و پیامبران الهی هستند که ایمان به ایشان تحت لوای اصل نبوت معنی شده است. بر اساس آیات قرآن کریم، نبوت یا همان پیامبری، گزینشی الهی است که طی آن، خداوند متعال، معارف و حقایق الهی را بر بنده ی برگزیدهاش به وسیله ی وحی نازل میکند تا از این طریق، اعمال، اخلاق و رفتار بندگانش را در مسیر رسیدن به کمال و سعادت، رهبری و هدایت نماید.[۱]
معنی واژه نبوت و نبی
برای اصطلاح نبی و نبوت، معانی متعددی عنوان شده است، از آن جمله راغب [۲] میگوید: نبوّت، سفارت بین خدا و بین خردمندان از بندگان او برای برطرف کردن علّت (نیاز) آنان در امر معاش و معاد است و نبی را از آن جهت که خبردهنده است به آنچه عقلهای پاک به سوی او آرام میگیرند، نبیّ، میگویند و صحیح است که فعیل به معنی فاعل باشد؛ یعنی خبردهنده، [۳] چنانکه خداوند متعال در قرآن مجید میفرماید: «نَبِّئْ عِبادِی اَنِّی اَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»؛ بندگانم را آگاه کن که من بخشنده مهربانم![۴]
علامه حلی رحمه الله علیه [۵]، نیز پیامبر را کسی معرفی می کند که بدون واسطه از جانب خدای تعالی خبر می رساند. بر این اساس می توان گفت: نبوت به معنی خبر دادن بدون واسطه از سوی خداوند است.[۶]
در زبان عربی برای واژه ی نبوت، معانی مختلفی ذکر شده است: خبر دهنده[۷]، راه روشن[۸]، مکان مرتفع[۹]، خروج از مکان[۱۰] و صدای مخفی.[۱۱]
ملا صدرا [۱۲] براین عقیده است که نبوت، مفهومی است دارای باطن و ظاهر. باطنِ آن ولایت و ظاهرش شریعت است و هر یک از پیامبران به سبب همین امرِ ولایت، وحی را به طور مستقیم از جانب خداوند حکیم و یا به صورت غیر مستقیم به واسطه فرشتهای که او را مشاهده می کند و شایسته ی مقام او در ولایت و نبوت است، دریافت میکند و هر آنچه را که از این طریق از جانب خداوند دریافت می کند به بندگان منتقل می کند و آنان را دعوت کرده و تهذیب می کند و به آنان تعلیم می دهد و این امر جز از طریق شریعت امکان پذیر نیست. [۱۳] او همچنین عقیده دارد که نبوت موضوعی موهبتی و از مواهب ربانی و غیر اکتسابی است و با سعی و تلاش و … حاصل نمی شود.
آیه خاتمیت (سوره احزاب: آیه ۴۰) تنها آیهای است که به صراحت حضرت محمد(ص) را آخرین پیامبر معرفی میکند. به پایان رسیدن نبوت با پیامبری حضرت محمد(ص) از ضروریات دین اسلام و مورد اتفاق مسلمانان است.
در ابتدای آیه، وجود فرزند نسبی پسر برای پیامبر(ص)، انکار شده و در ادامه به خاتمیت او اشاره میشود. برخی از مفسران در مورد ارتباط صدر و ذیل آیه معتقدند که خداوند پس از قطع ارتباط نسبی پیامبر(ص) با دیگران به ارتباط معنوی او با همه مؤمنان در قالب رسالت و خاتمیت اشاره میکند و از مخاطبان میخواهد تا پیامبر را به خاطر جایگاه رسالت و رهبری او اطاعت کنند.
برخی با تکیه بر تفاوت معنایی نبی و رسول گفتهاند در این آیه تنها به ختم نبوت اشاره شده نه ختم رسالت. پس امکان دارد که بعد از حضرت محمد(ص) رسول دیگری بیاید. مفسران در پاسخ به این ابهام، گفتهاند مفهوم نبی شامل رسول هم میشود؛ یعنی هر رسولی نبی هم است. بنابراین با ختم نبوت، رسالت نیز ختم خواهد شد.
خاتمیت پیامبر اسلام(ص)
قطعه خوشنویسی از آیه خاتمیت، به خط نستعلیق اثر حافظ نجم محمود[۱]
آیه چهلم سوره احزاب، آیه خاتمیت نبوت یا آیه خاتم نامیده شده است.[۲] این آیه روشنترین دلیل بر خاتمیت پیامبر اسلام(ص) دانسته شده[۳] و به یکی از فضایل اختصاصی حضرت محمد(ص) که همان ختم نبوت و رسالت بهوسیله ایشان است، اشاره دارد.[۴] خاتمیت نبوت پیامبر اسلام مورد اتفاق مسلمانان بوده[۵] و آن را از ضروریات دین اسلام میدانند.[۶]
این آیه تنها آیهای دانسته شده که هم نام (محمد) و هم لقب پیامبر (خاتم النبیین) را در خود جای داده است.[۷]
﴿مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا ٤٠﴾ [احزاب:40]
﴿محمد پدر هیچیک از مردان شما نیست ولی فرستاده خدا و خاتم پیامبران است و خدا همواره بر هر چیزی داناست ٤٠﴾
سوره احزاب: آیه ۴۰
شأن نزول
در باب شأن نزول این آیه چنین گفتهاند که پس از ازدواج پیامبر اسلام(ص) با زینب بنت جَحْش، همسر مطلقه زید بن حارثه (پسرخوانده پیامبر)، منافقان و برخی از اصحاب[۸] تلاش کردند تا این اقدام پیامبر(ص) را تخطئه کنند؛[۹] زیرا براساس سنتهای جاهلی، پسرخوانده تفاوتی با پسر نداشت.[۱۰] خداوند با نزول این آیه به مبارزه با این سنت جاهلی پرداخت[۱۱] و نشان داد که پسرخواندگی زید صرفاً براساس بالا بردن جایگاه او بوده[۱۲] و هرگز پسرخوانده نمیتواند به جای پسر باشد؛ چنانکه پدرخوانده نیز در جایگاه پدر قرار نمیگیرد.[۱۳] خداوند در ادامه آیه به نوع دیگری از ارتباط پیامبر(ص) یعنی ارتباط معنوی با مردم اشاره میکند.[۱۴]
پیوند صدر و ذیل آیه
در ابتدای آیه ۴۰ سوره احزاب، رابطه پدری پیامبر اکرم(ص) با همه مردان مورد انکار قرار گرفته و در ادامه به رسالت ایشان از جانب خدا و ختم نبوت توسط او اشاره شده است.[۱۵] برخی برای ارتباط دادن بین این مضامین گفتهاند که خداوند هرچند رابطه نسبی رسول خدا(ص) با دیگران را قطع میکند، اما ارتباط معنوی پیامبر(ص) با امت خود را در قالب رسالت و خاتمیت اثبات میکند.[۱۶] در تعبیری مشابه، حضرت محمد(ص) پدر تمام مؤمنان با هر دینی دانسته شده است؛ چراکه او خاتم و وارث جمیع انبیاء خواهد بود.[۱۷] در همین راستا محبت رسول خدا(ص) نسبت به مردمان خود با توجه به آنکه دیگر پیامبری نخواهد بود،[۱۸] همچون پدری است که فرزند او جز همین پدر، هیچکس دیگری را ندارد.[۱۹]
برخی بر این اعتقادند که ذکر رسالت پیامبر(ص) و خاتمیت او بعد از نفی فرزند برای ایشان بدان جهت است که مخاطبان را به این معنا برساند که اطاعت از رسول خدا(ص) به خاطر رابطه پدری نبوده، بلکه به خاطر جایگاه رسالت و رهبری ایشان است.[۲۰]
معناشناسی خاتم
برخی از قراء سبعه «خاتم» را با کسر تاء یعنی خاتِم[۲۱] و برخی چون عاصم[۲۲] و قراء دیگر[۲۳] نیز با فتح تاء یعنی خاتَم خواندهاند. خاتَم با فتحه به این معناست که پیامبر اسلام(ص) آخرین پیامبر است[۲۴] و خاتِم با کسره به معنای این است که ایشان ختمکننده سلسله نبوت است.[۲۵] برخی معتقدند که فتحه و کسره چندان فرقی نکرده و یک معنا از آن برداشت میشود.[۲۶]
برخی مفسران بر این اعتقادند که خاتم به معنای چیزی است که به وسیله آن پایان داده میشود و مساوی با مُهر کردن است که با آن خانه، ظرف و یا نامه، از هرگونه تغییر بعدی حفظ میگشت.[۲۷] از طرفی چون یکی از ابزارهای مُهر کردن، انگشترهایی بوده که مهر هر فرد بر روی آن کَنده میشد، برای همین خاتم به معنای انگشتر هم آمده است[۲۸] و به انگشترهای زینتی بدون نقش مهر هم خاتم گفته شده است.[۲۹] بر همین اساس، برخی پنداشتهاند که منظور از توصیف پیامبر اسلام(ص) به خاتم پیامبران، ختم نبوت نیست و هدف آیه بیان جایگاه ایشان به عنوان زینت انبیا باشد. این تفسیر با توجه به اصل ارتباط واژه خاتم و انگشتری، از سوی برخی مفسران مردود انگاشته شده است.[۳۰]
ختم نبوت و رسالت
مقالهٔ اصلی: خاتمیت
در برخی از مواقع تشکیکهایی پیرامون مفاد این آیه[۳۱] و حتی اصل خاتمیت مطرح شده است.[۳۲] عدهای با این ابهام مواجه شدهاند که خداوند تنها به خاتمیت نبوت توسط پیامبر خود اشاره کرده و ممکن است پیامبر اسلام(ص) آخرین رسول نباشد.[۳۳] مفسران در پاسخ به این ابهام، نبی را اعم از رسول دانسته و خاتم نبوت را بهطریقاولی شامل ختم رسالت میدانند.[۳۴] چنانکه رسالت هم جزئی از موارد و اخبار غیبی است که توسط برخی از انبیاء یعنی کسانی که از غیب (دین و حقایق دینی) خبر میدهند به مردم ارائه میشود. در نتیجه پیامبر هم «خاتمالنبیین» است و هم «خاتمالرسل» و ارتباطش با مردم هم از باب این است که رسول و فرستاده خداست و هم از این باب است که نبیّ است و اخبار غیبی را از سوی خداوند به مردم میرساند و تمام کارهایش به فرمان خداوند است.[۳۵] البته معانی دیگری از رسول و نبی نیز ارائه شده است.[۳۶]