FarhangYar فرهنگ‌یار
  • قرآن و عترت
    منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام حسین سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی دیدگاه حضرت زینب سلام الله علیها منظرگاه مدیریتی دیدگاه حضرت رقیه سلام الله علیها منظرگاه مدیریتی دیدگاه قرآن منظرگاه مدیریتی دیدگاه حضرت محمد سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی دیدگاه حضرت فاطمه سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام علی سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام حسن مجتبی سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام زین العابدین سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام محمد باقر سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام جعفر صادق سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام موسی کاظم سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام رضا سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام محمد جواد سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام هادی سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام حسن عسکری سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام مهدی سلام الله علیه
  • مرجعیت و رهبری
    منظرگاه مدیریتی بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خمینی رحمت الله علیه منظرگاه مدیریتی رهنمودهای مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای دامه حفاظاته اصول دین عدل اصول دین. معاد احکام دین. نماز احکام دین. روزه احکام دین. حج احکام دین. تولا و تبرّا احکام دین خمس احکام دین. زکات احکام دین. جهاد احکام دین. امر به معروف و نهی از منکر رذائل اخلاقی فضائل اخلاقی اصول دین نبوت اصول دین. توحید رهبر انقلاب اسلامی ایران حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای اصول دین امامت
  • مناسبتها
    ماه های شمسی ماههای قمری خانواده در اسلام احکام حلال و حرام و مستحبات و مکروهات فرهنگ مدیریت و کارکنان احکام و قوانین مختلف دین و شریعت اسلام منظرگاه مدیریتی تعلیم و تربیت فرهنگ اقتصاد عفاف و حجاب
  • پیوندها
    منظرگاه مدیریتی دیدگاه قرآن منظرگاه مدیریتی رفاه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی خانواده منظرگاه مدیریتی دیدگاه حضرت محمد سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی امام حسن مجتبی سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی ادبیات عطر بهار میز نظریه پرداری فرهنگ یار جوانان نماد شور و نشاط نگاه پر نور پای میز اندیشه اخلاق تعلیم و تربیت شخصیت و کرامت انسانی اصول و مبانی نقد و تبلیغ راه یافتگان منظرگاه مدیریتی مهدی منتظران منظرگاه مدیریتی حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها منظرگاه مدیریتی حضرت فاطمه سلام الله علیها منظرگاه مدیریتی حضرت زینب سلام الله علیها منظرگاه مدیریتی دیدگاه امام علی سلام الله علیه منظرگاه مدیریتی حضرت خدیجه سلام الله علیها
  • حوزه دین
    پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری حضرت آیت الله سید علی خامنه ای منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله سید علم الهدی منظرگاه مدیریتی ثقلین منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد سید ابراهیم رئیسی منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد حائری شیرازی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله مصباح یزدی بنیاد فارس المومنین منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله مکارم شیرازی منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد مسعود عالی منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد شهاب مرادی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله سید علی سیستانی منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد پناهیان منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد حسین انصاریان منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله علی صافی گلپایگانی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله علوی گرگانی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله سید موسی شبیری زنجانی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله میرزا جواد تبریزی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله وحید خراسانی منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد حاج شیخ علی فروغی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله عبدالنبی نمازی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله محمد جواد لنکرانی منظرگاه مدیریتی در راه حق منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله مبشر کاشانی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله شیخ حسین امامی نیای کاشانی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله مجتهد تهرانی منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد سید رضی موسوی شکوری منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله بهجت منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد سید عباس موسوی مطلق منظرگاه حضرت آیت الله حاج شیخ محمد صالح کمیلی خراسانی کتابخانه مجلس شورای اسلامی منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد محمد علی جاودان جامعه مدرسین حوزه علمیه قم منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد محمد محمدی مرکز تحقیقات اسلامی شورای اسلامی منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد سید حسن خمینی منظرگاه مدیریتی حجةالاسلام و المسلمین حضرت استاد عبدالحسین بابائی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله شوشتری منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله سید حسن آملی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله سید محمد تقی مدرسی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله عباس محفوظی منظرگاه مدیریتی استاد حضرت آیت الله جعفر سبحانی منظرگاه مدیریتی حضرت آیت الله جعفر سبحانی منظرگاه مدیریتی حضرت آیت الله صافی گلپایگانی منظرگاه مدیریتی حضرت آیت الله مکارم شیرازی پایگاه اطلاع رسانی بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت آیت الله روح الله خمینی رحمت الله علیه منظرگاه مدیریتی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله سید علی خامنه ای پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای دامة حفاظاته
  • رساله احکام دین
    رساله حضرت آیت الله سید علی خامنه ای رساله حضرت آیت الله فاضل لنکرانی رساله حضرت آیت الله بهجت رساله حضرت آیت الله سید حسینی سیستانی رساله احکام مراجع سایت انهار رساله حضرت آیت الله مظاهری رساله حضرت آیت الله جعفر سبحانی
  • کتابخانه
    کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران کتابخانه تخصصی فرهنگستان هنر کتابخانه تخصصی حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام کتابخانه تخصصی وزارت امورخارجه کتابخانه تبیان کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران کتابخانه نور کتابخانه تخصصی دانشگاه ادیان و مذاهب کتابخانه تخصصی فقه واصول کتابخانه مرکزی دانشگاه صنعتی امیرکبیر کتابخانه ادبیات پایگاه اطلاع رسانی کتابخانه های ایران کتابخانه مرکزی دانشگاه صنعتی شریف کتابخانه دانشگاه پیام نور سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران پایگاه اطلاع رسانی کتابخانه ملی کتابخانه احادیث شیعه پایگاه مجلات تخصصی نور بزرگترین پایگاه قرآنی جهان اسلام جامع الاحادیث نور


اسماء و صفات خدا در قرآن (تفسیر قرآن مجید)


 

منبع : مجله مکتب اسلام، شماره 7 ( سال 76) , جعفرسبحانی 

(حرف غ)  

غافر الذنب

این اسم در قرآن یک بار آمده، و همراه با اسمهای دیگر وصف خدا قرار گرفته است، چنان که می فرماید:

«تنزیل الکتاب من الله العزیز العلیم; غافر الذنب و قابل التوب شدید العقاب ذی الطول لا اله الا هو الیه المصیر» (غافر، آیه 2 - 3) .

کتاب نازل شده از جانب خدای نیرومند و دانا، آمرزنده گناه، پذیرنده توبه، سخت عقوبت، صاحب مکنت، خدائی جز او نیست، بازگشت به سوی خداست .

«غافر» به صورت جمع همراه با کلمه «خیر» یک بار در قرآن آمده است آن هم وصف خدا قرار گرفته است چنان که می فرماید:

«... فاغفر لنا وارحمنا و انت خیر الغافرین » (اعراف، آیه 155) .

ما را ببخش و بر ما رحم کن تو بهترین آمرزندگانی .

از ماده «غفر» که به معنی «ستر» است، سه اسم برای خدا در قرآن مشتق شده است:

1 - غافر «غافرالذنب » (غافر، 3) بخشنده گناه .

2 - غفور «ربک الغفور ذوالرحمة » (کهف، 58): پروردگار تو بخشنده و صاحب رحمت است .

3 - غفار «و انی لغفار لمن تاب » (طه، 82): و من کسی را که توبه کند، می آمرزم .

و شگفت این است که برای انسان گنهکار سه اسم معادل اسم غفار، از ماده ظلم یا معادل آن به کار رفته است .

1 - ظالم «... فمنهم ظالم لنفسه ...» (فاطر، 32): برخی از آنها بر خویش ستمگرند .

2 - ظلوم «... انه کان ظلوما جهولا» (احزاب، 72): او ستم پیشه و نادان اسست .

3 - ظلام «قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ...» زمر، 53): ای بندگان من که در حق خود اسراف کرده اید، از رحمت خدا مایوس نباشید، و اسراف بر نفس در حقیقت عبارت دیگری از «ظلام » است .

با توجه به سه اسمی که خدا در قرآن و انسان نیز دارد می توان چنین گفت: خدا می خواهد برساند که بنده من، تو در اثر گناه سه اسم داری، و من هم که از آن جهت که مبدا رحمت و مغفرت هستم سه اسم دارم:

اگر تو ظالمی من غافرم .

اگر تو ظلومی من غفورم .

اگر تو ظلامی من غفارم (1) .

در گذشته در معنای «غفر» سخن گفتیم و یادآور شدیم که معنی لغوی آن ستر و پوشاندن است . تو گوئی خدا گناهان بنده را می پوشاند . و اگر هم به کلاه خود «مغفر» می گویند، چون سر را پوشانده از آسیب حفظ می کند .

و تفاوت «غفور» با «عفو» به هنگام بحث از اسم «عفو» بیان گردید .

هشتاد و پنجم ; الغالب

لفظ «غالب » سه بار در قرآن آمده و در یک مورد وصف خدا قرار گرفته است . چنان که می فرماید:

«... و کذلک مکنا لیوسف فی الارض و لنعلمه من تاویل الاحادیث والله غالب علی امره و لکن اکثر الناس لا یعلمون » (یوسف، 21): این چنین یوسف را متمکن ساختیم تا تعبیر خواب را به او بیاموزیم، خداوند بر کار خویش چیره است، ولی اکثر مردم نمی دانند .

مقصود از جمله «والله غالب علی امره » چیست؟ در این جمله دو احتمال وجود دارد: یکی این که ضمیر در کلمه «امره » به یوسف برگردد، دیگری این که به خدا بر گردد .

بنابر احتمال نخست مقصود این است که خدا در امور مربوط به یوسف تواناست، او را حفظ می کند، روزی می دهد و از قعر چاه به نهایت قدرت می رساند و زعامت یوسف به این شکل جلوه گاه اسم «غالب بودن » است .

و بنابر احتمال دوم، مقصود این است که خدا در امور مربوط به خویش توانا است . چهان را می آفریند و آن را تدبیر می کند، و مغلوب کسی نمی شود و آنجا که اراده کند، احدی را یارای تمرد و تکبر نیست .

در آیه دیگر می فرماید:

«... ان الله بالغ امره ...» (طلاق، 3): خدا مشیت و تدبیر خود را به پایان می رساند . سرانجام خدا موجود قاهری است که قدرتی بالاتر از آن نیست، و مشیت او نافذ و پایدار است .

هشتاد و ششم ; الغفار

اسم غفار در قرآن به صورت معرفه و نکره پنج بار آمده است چنان که می فرماید:

«و انی لغفار لمن تاب و آمن و عمل صالحا ثم اهتدی » (طه، 82): من آمرزنده کسی هستم که توبه کند و ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد .

و نیز می فرماید:

«فقلت استغفروا ربکم انه کان غفارا» (نوح، 10): نوح می گوید به قوم خود گفتم از پروردگارتان طلب آمرزش کنید او آمرزنده گناهان است .

و در سه مورد دیگر این اسم با اسم «عزیز» همراه آمده است چنان که می فرماید:

«رب السموات والارض و ما بینهما العزیز الغفار» (ص، 66): پروردگار آسمانها و زمین و آنچه که در میان آنها قرار دارد که توانا و آمرزنده است .

و نیز می فرماید: «کل یجری لاجل مسمی الا هو العزیز الغفار» (زمر، 5): هر یک از این اجرام سماوی تا زمان معینی در حرکتند، آگاه باش که او قدرتمند و بخشنده است .

و در جای دیگر می فرماید: «و انا ادعوکم الی العزیز الغفار» (غافر، 62): من شما را به سوی خدای توانا و آمرزنده دعوت می کنم .

شاید علت این که غفار همراه عزیز آمده است این است که بخشایندگی او به خاطر عجز و ناتوانی نیست، بلکه او در عین قدرت می بخشد، و این خود کمال است .

نمایش این اسم در زندگی بشر این است که در مواردی که مصلحت ایجاب می کند در عین قدرت از تقصیر دیگران درگذریم، و در برخی از روایات آمده است از صفات کمال، گذشت در عین قدرت است .

هشتاد و هفتم ; الغنی

اسم غنی در قرآن به صورت مرفوع و منصوب بیست بار آمده و در هیجده مورد وصف خدا قرار گرفته است و با اسم هائی مانند «حمید; حلیم; کریم » همراه می باشد چنان که می فرماید:

1 - «... واعلموا ان الله غنی حمید» (بقره، 267): بدانید که خدا بی نیاز و ستوده است .

2 - «قول معروف و مغفرة خیر من صدقة یتبعها اذی والله غنی حلیم » (بقره، 263): زبان خوش و گذشت، بهتر است از صدقه ای که آزاری به دنبال داشته باشد خداوند بی نیاز و بردبار است .

3 - «و من کفر فان ربی غنی کریم » (نمل، 40): هر کس کفر ورزد، (شکر نعمت را به جای نیاورد)، پروردگار من بی نیاز و بزرگوار در احسان است .

اما معنی لغوی «کریم »

«ابن فارس » می گوید: دو معنی اصلی دارد . یکی از کفایت و بی نیازی و دیگری حاکی از نوعی صدا است .

«راغب » می گوید: غنا اقسامی دارد:

1 - بی نیازی مطلق و این مخصوص خداست . چنان که می فرماید: «ان الله هو الغنی الحمید» .

2 - بی نیازی نسبی چنان که می فرماید: «و وجدک عائلا فاغنی » تو را فقیر یافت بی نیاز کرد .

ولی بهتر است بگوئیم «غنا» یک معنا بیش ندارد و این تفاوت ها مربوط به مصداق است، برخی از مصادیق آن به خاطر وجوب وجود، بی نیازی مطلق است، ولی غیر آن به خاطر امکان، فقیر مطلق بوده و احیانا در سایه ارتباط با مبدا بی نیاز غنا و بی نیازی عرضی و نسبی پیدا می کند .

این مطلب در همه صفات خدا جاری است، مثلا خدا جمیل و زیبا است، و آفرینش نیز سهمی از جمال دارد، ولی در این جمال نسبی خود مرهون جمال مطلق است .

و به قول شاعر عرب که می گوید:

ارایت حسن الروض فی آصاله

ارایت بدر التم عند کماله

هذا، و ذاک کل شئ رائق

اخذ التجمل من فروع جماله

هلک القلوب باسرها فی اسره

شغفا و شد عقولنا بعقاله (2)

مقصود شاعر این است که آن زیبائی های باغ به هنگام عصر، و زیبائی ماه در شب بدر، (زیبائی این دو) و زیبائی همه چیز پرتوی از جمال اوست، دلها در عشق به این جمال بی طاق شدند، و خردهای ما بسته به عقال اوست .

و حافظ شیرازی این مطلب فلسفی و عرفانی را چنین ترسیم کرده است:

این همه عکس من و نقش نگارین که نمود

یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد

هشتاد و هشتم; الغفور

غفور به صورت مرفوع و منصوب 91 بار در قرآن آمده و با صفاتی مانند «رحیم; عفو; عزیز; شکور; ودود; حلیم » همراه می باشد چنان که می فرماید:

1 - «ثم یتوب الله من بعد ذلک علی من یشاء والله غفور رحیم » (توبه، 27): خداوند پس از آن توبه هرکس را بخواهد می پذیرد، خداوند آمرزنده و مهربان است .

2 - «و من عاقب بمثل ما عوقب به ثم بغی علیه لینصرنه الله ان الله لعفو غفور» (حج، 6): هرکس به همان اندازه که ستم دیده است، مجازات کند، آنگاه باز بر او ستم کنند، خدا او را یاری خواهد کرد . خدا بخشایشگر و آمرزنده است .

3 - «... انما یخشی الله من عباده العلماء ان الله عزیز غفور» (فاطر، 28): فقط بندگان دانا از خدا می ترسند، حقا که خدا توانا و آمرزنده است .

4 - «لیوفیهم اجورهم و یزیدهم من فضله انه غفور شکور» (فاطر، 30): خدا پاداش آنها را به تمامی بدهد و از فضل خود بر آن بیفزاید، خدا آمرزنده و شکرپذیر است .

5 - «انه هو یبدئ و یعید و هو الغفور الودود» (بروج، 13 - 14): او است که ایجاد و ابداع می کند (پس از میراندن) باز می گرداند و اوست آمرزنده و بسیار مهربان .

6 - «... و لئن زالتا ان امسکهما من احد من بعده انه کان حلیما غفورا» (فاطر، 41): اگر (آسمان و زمین) فرو ریزند جز او کسی نمی تواند آنها را نگه دارد، خدا بردبار و آمرزنده است .

سرانجام یادآور می شویم که «غفور» بر وزن رسول از الفاظی است که دلالت بر مبالغه دارد، و معنای اصلی آن به هنگام بحث از غافر گذشت .

حرف ف

هشتاد و نهم; الفاطر

فاطر در قرآن شش بار آمده و در همه موارد به عنوان اسم خدا وارد شده است که برخی را یادآور می شویم:

1 - «قل اغیر الله اتخذ ولیا فاطر السموات و الارض ...» (انعام، 14): بگو آیا جز خدا برای خویش سرپرستی بگیرم خدائی که آفریننده آسمانها و زمین است .

2 - «... فاطر السموات و الارض انت ولی فی الدنیا و الآخرة ...» (یوسف، 101): ای خدا آفریننده آسمانها و زمین، تو سرپرست من در دنیا و آخرتی .

3 - «قالت رسلهم افی الله شک فاطر السموات والارض ...» (ابراهیم، 10): پیامبران آنان گفتند: آیا در وجود خدا شک است درحالی که آفریننده آسمانها و زمین است (3) .

دراین موارد ششگانه «فاطر» به تنهائی وصف خدا قرار نگرفته، بلکه به صورت اضافه «سموات و ارض » به کار رفته است .

اکنون باید دید معنای لغوی «فاطر» چیست؟

فاطر از «فطر» گرفته شده و معنای آن گشودن و آشکار کردن است، از این جهت خوردن غذا هنگام مغرب را افطار می گویند، زیرا روزه دار در این زمان دهان خود را از نظر غذا خوردن، باز می کند . و نیز در دوشیدن گوسفند به کار می رود، می گویند: «فطرت الشاة فطرا» ، حلبتها زیرا با دوشیدن، چشمه پستان باز می شود .

از کلام «راغب » استفاده می شود که معنی واقعی «فطر» دو نیم کردن از طرف درازا است، چنان که می فرماید: «السماء منفطر به کان وعده مفعولا» در آن روز آسمان شکافته می شود، و وعده او تحقق می یابد .

اکنون سخن در این است که چرا در آفرینش موجودات، کلمه «فطر» به کار رفته است، شاید نکته آن این باشد که با خلقت; عدم که نوعی ظلمت است، شکافته و هستی از آن بیرون کشیده می شود و شاید معنی «فاطر السموات و الارض » این است که آنها را از تاریکی عدم به روشنی وجود آورد .

«علامه طباطبائی (ره) می فرماید:

«فاطر در مورد خدا نوعی استعاره است تو گوئی عدم را می شکافد و از دل آن آسمانها و زمین را بیرون می کشد . و مقصود این است که خدا آفریننده آسمانها و زمین، بدون الگوی پیشین است، و دراین صورت با اسم «بدیع » و «مبدع » یکسان خواهد بود، با این تفاوت در بکار بردن «مبدع » عنایت به این است که آفرینش بدون مثال و الگو بوده است، درحالی که در استعمال «فطر» عنایت به این است که از عدم پدید آورده، و نبود را بود کرده است و این که کار خدا مانند: نجار و دیگر سازنده های بشری نیست که فعل خود را از ترکیب مواد قبلی پدید می آورند» .

و در هر حال اسم «فاطرالسموات » حاکی از استمرار این فعل است، نه این که تنها در گذشته انجام داده است .

نودم; فالق الاصباح

این اسم در قرآن یک بار آمده و وصف خدا قرار گرفته است، چنان که می فرماید:

«فالق الاصباح و جعل اللیل سکنا و الشمس و القمر حسبانا ذلک تقدیر العزیز العلیم » (انعام، 96): او شکافنده صبح است، شب را برای آرامش و خورشید و ماه را روی نظم معین مقرر داشت، این است اندازه گیری خدای قدرتمند و دانا .

اکنون باید دید معنی «فلق » چیست؟

«ابن فارس » می گوید: معنی لغوی آن فرجه و جدائی دو شئ است .

«راغب » می گوید: فلق به معنای جدا کردن چیزی از چیزی است، چنان که می فرماید: «فالق الاصباح » و «ان الله فالق الحب والنوی » خدا شکافنده دانه و هسته ها است، و باز می فرماید: «اعوذ برب الفلق » (فلق، 1): پناه می برم به خدای صبح .

و در هر حال بدین جهت در مورد صبح کلمه فالق به کار رفته است که روشنائی ظلمت را می شکافد .

اکنون برگردیم مفاد صفات وارد در آیه را توضیح دهیم:

1 - «فالق الاصباح » شکافنده صبح، و اصباح به معنی صبح است، نه به معنی مصدری .

2 - «و جعل اللیل سکنا» شب را آرامگاه قرار داد . روح و بدن هر دو در فضای تاریک و درخواب و آرامش می یابند .

3 - «والشمس والقمر حسبانا» خورشید و ماه با نظم معینی می گردند، و طبعا حرکت و گردش منظم آنها وسیله محاسبات مردم می باشد .

و در آیه دیگر به آن تصریح کرده می فرماید:

«هو الذی جعل الشمس ضیاء والقمر نورا و قدره منازل لتعلموا عدد السنین والحساب ...» (یونس، 5): اوست که خورشید را درخشنده و ماه را نورانی قرار داد، و برای ماه منزلهائی قرار داد تا از این طریق مردم از شمارش سال و محاسبات خود آگاه شوند .

پی نوشت:

1) رازی، لوامع البینات، ص 212 .

2) سبزواری، شرح الاسماء الحسنی، ص 40 .

3) موارد دیگری که اسم فاطر آمده است، عبارتند از: فاطر، 1 - زمر، 46 و شوری، 11 .

 
کلمات کلیدی
خدا  |  اسم  |  قرآن  |  اسماء و صفات خدا  |  صفات خدا  |  صفات خدا در قرآن  |  صفات  |  غفور  | 
لینک کوتاه :  
موارد مرتبط با کلیدواژه
بحث های مقدماتی درباره وحی مقالات

ابو اسحاق نیز گفته است:«اصل الوحی فی اللغة کلها اعلام فی خفاء و لذلک سمی الالهام وحیا،اصل وحی در لغت...

زبان وحی مقالات

قرآن در میان قوم عرب نازل گردید و با زبان عربی رسا و آشکار بر آنان عرضه شده است. لذا باید گفت:زبان و...

بررسی کامل مسئله اعجاز قرآن مقالات

بررسی کامل مسئله اعجاز قرآن ترجمه تفسیر المیزان جلد 1 طباطبائی ، سید محمد حسین 90 138 ...

تشخیص اعجاز مقالات

او از در چاره اندیشی درباره پیامبر صلی الله علیه و آله با سران قریش چنین گوید:«به خداسوگند!پیش آمدی ...

اعجاز تشریعی قرآن مقالات

انسان هم واره پرسش هایی درباره هستی و راز آفرینش با خود داشته و پیوسته درتلاش بوده است تا پاسخ های ق...

جنبه های اعجاز قرآن مقالات

انسانی که بشر از راه علوم می شناسد، در میان دو پرانتز(تولد - مرگ)قرار دارد و قبل و بعد این پرانتزها ...

 

https://hawzah.net/fa/Article/View/84104/%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%A1-%D9%88-%D8%B5%D9%81%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%22%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF%22


شنبه، 10 مرداد 1405 - 13:31 نظر بدهید

ارسال نظر آزاد است.
نظر بدهید ...


پنل مدیریت
  نسخه بتا 1.1.0