مهر | فرهنگی و هنری، استانها | پنجشنبه، 14 خرداد 1405 - 09:27
رشت- چهاردهم خرداد سالگرد شهادت «محمدحسین عطری» است که به روایت مادرش عشق به حضرت زینب(س) و اهل بیت(ع) او را از قم تا دمشق برای دفاع به حرم بانوی کربلا رساند.

خلاصه خبر
محمدحسین عطری، معروف به «آقا مجید»، دومین شهید مدافع حرم استان گیلان و اولین شهید مدافع حرم رشت، در ۱۴ خرداد ۱۳۹۲ پس از ۴۰ روز حضور در جبهه سوریه به شهادت رسید.
حاجیه خانم «بیبی غلامی» مادر ۷۲ ساله این شهید، در گفتگو با خبرنگار مهر، از نشانههایی میگوید که مسیر فرزندش را از همان ابتدا آسمانی کرد؛ از خوابی که مانع سقط جنین شد، از زیر درخت گردو و نمازهای شب با آب سرد حوض، از مردد ماندن میان پاسداری و معلمی، و از رهبر شهیدی که در خواب لباس سبز پاسداری را به پسرش هدیه داد تا راهش را برای همیشه پیدا کند.
مادر شهید اظهار کرد: فرزندم دومین فرزند خانواده بود.
حاجیه خانم غلامی افزود: خوابم اینگونه بود که در روز عاشورا یک پسر بچه در بغل من است و با هم وارد خیمه اهل بیت امام حسین(ع) شدیم.
مادر شهید از روزهای کودکی پسرش گفت: محمدحسین هنوز به سن مدرسه نرسیده بود که بسیار زیبا بود و زبانزد دوستان و آشنایان.
مادر شهید تأکید کرد: بسیار مرتب و منظم بود.
حاجیه خانم غلامی ادامه داد: محمدحسین اتاقش رو به ایوان خانه داشت.
مادر شهید با اشاره به اخلاق و منش پسرش گفت: همیشه از عطر مشهدی استفاده میکرد.
۴ فرزند پسر دارم.
حاجیه خانم غلامی گفت: یک شب بعد از نماز خوابش برد.
مادر شهید از زندگی ساده پسرش گفت: در قم زندگی میکرد.
وی ادامه داد: محمدحسین به حال برادر بزرگترش که به جبهه رفته بود، غبطه میخورد.
حاجیه خانم غلامی از ازدواج پسرش گفت: محمد حسین قصد ازدواج با یک دخترخانم طلبه را داشت.
ماموریت سوریه و دل نگرانی همسر
مادر شهید ادامه داد: ۷ اردیبهشت سال ۱۳۹۲ اعزام شد که پس از ۴۰ روز به شهادت رسید.
آقا مجید برای دلداری دادن به او گفت: فکر حضرت زینب(س) باشد.
مادر شهید خاطرهای از آخرین عید پیش از شهادت پسرش روایت کرد: عید سال ۱۳۹۲ آمد خانه ما.
محمد حسین با دقت اخبار را دنبال میکرد.
توی دمشق نزدیک حرم خانم حضرت زینب(س) شدند و میخواهند به حرم خانم جسارت کنند.
حاجیه خانم غلامی ادامه داد: من پیگیر اخبار سوریه بودم.
بعد به همه برادرها، خواهر و پدرخانمش زنگ زد و حلالیت گرفت.
فردایش به قم برگشت.
خبر شهادت؛ در مسجدالغدیر
حاجیه خانم غلامی از سختترین لحظه زندگیاش گفت: خبر شهادتش را در مسجدالغدیر به من دادند.آن موقع به دلایل امنیتی، به وضوح اعلام نمیشد.
گفتند محمد حسین...
گفتم محمد حسینم چی شده؟
گفتند جانباز.
مادر شهید در پایان به روزهای جنگ تحمیلی اشاره کرد: محمد حسین متولد هشتم مرداد ۱۳۵۵ بود.
اما آقا مجید سن و سالش اجازه نمیداد که جهاد در جنگ تحمیلی را تجربه کند.
به هر فیلمی با موضوع شهدا علاقه داشت.
حاجیه خانم «بیبی غلامی» مادر ۷۲ ساله این شهید، در گفتگو با خبرنگار مهر، از نشانههایی میگوید که مسیر فرزندش را از همان ابتدا آسمانی کرد؛ از خوابی که مانع سقط جنین شد، از زیر درخت گردو و نمازهای شب با آب سرد حوض، از مردد ماندن میان پاسداری و معلمی، و از رهبر شهیدی که در خواب لباس سبز پاسداری را به پسرش هدیه داد تا راهش را برای همیشه پیدا کند.
مادر شهید اظهار کرد: فرزندم دومین فرزند خانواده بود.
حاجیه خانم غلامی افزود: خوابم اینگونه بود که در روز عاشورا یک پسر بچه در بغل من است و با هم وارد خیمه اهل بیت امام حسین(ع) شدیم.
مادر شهید از روزهای کودکی پسرش گفت: محمدحسین هنوز به سن مدرسه نرسیده بود که بسیار زیبا بود و زبانزد دوستان و آشنایان.
مادر شهید تأکید کرد: بسیار مرتب و منظم بود.
حاجیه خانم غلامی ادامه داد: محمدحسین اتاقش رو به ایوان خانه داشت.
مادر شهید با اشاره به اخلاق و منش پسرش گفت: همیشه از عطر مشهدی استفاده میکرد.
۴ فرزند پسر دارم.
حاجیه خانم غلامی گفت: یک شب بعد از نماز خوابش برد.
مادر شهید از زندگی ساده پسرش گفت: در قم زندگی میکرد.
وی ادامه داد: محمدحسین به حال برادر بزرگترش که به جبهه رفته بود، غبطه میخورد.
حاجیه خانم غلامی از ازدواج پسرش گفت: محمد حسین قصد ازدواج با یک دخترخانم طلبه را داشت.
ماموریت سوریه و دل نگرانی همسر
مادر شهید ادامه داد: ۷ اردیبهشت سال ۱۳۹۲ اعزام شد که پس از ۴۰ روز به شهادت رسید.
آقا مجید برای دلداری دادن به او گفت: فکر حضرت زینب(س) باشد.
مادر شهید خاطرهای از آخرین عید پیش از شهادت پسرش روایت کرد: عید سال ۱۳۹۲ آمد خانه ما.
محمد حسین با دقت اخبار را دنبال میکرد.
توی دمشق نزدیک حرم خانم حضرت زینب(س) شدند و میخواهند به حرم خانم جسارت کنند.
حاجیه خانم غلامی ادامه داد: من پیگیر اخبار سوریه بودم.
بعد به همه برادرها، خواهر و پدرخانمش زنگ زد و حلالیت گرفت.
فردایش به قم برگشت.
خبر شهادت؛ در مسجدالغدیر
حاجیه خانم غلامی از سختترین لحظه زندگیاش گفت: خبر شهادتش را در مسجدالغدیر به من دادند.آن موقع به دلایل امنیتی، به وضوح اعلام نمیشد.
گفتند محمد حسین...
گفتم محمد حسینم چی شده؟
گفتند جانباز.
مادر شهید در پایان به روزهای جنگ تحمیلی اشاره کرد: محمد حسین متولد هشتم مرداد ۱۳۵۵ بود.
اما آقا مجید سن و سالش اجازه نمیداد که جهاد در جنگ تحمیلی را تجربه کند.
به هر فیلمی با موضوع شهدا علاقه داشت.