مقدمه
سیره ائمه«علیهم السلام»،سیره تربیت و هدایت عملی انسان و جامعه است.آنها با عمل خود انسان و جامعه را تربیت و با ارائه الگویی تمام و کامل دلها را از محبت خویش پر نمودند تا جوامع و انسانها با پیروی از سیره عملی آنها در مسیر کمال قرار گیرند.
سیره ائمه«علیهم السلام»دارای ابعاد فردی،اجتماعی،سیاسی،نظامی،خانوادگی، اقتصادی و مدیریتی است و تمام ابعاد مورد نیاز انسانها و جوامع را در رسیدن به مقصد نهایی شامل می شود.در بین ائمه«علیهم السلام»امام علی علیه السّلام در مدتی که حکومت جامعه اسلامی را در اختیار داشتند،سیره مدیریتی دینی کامل و جامعی را در مقایسه با یقیه ائمه،که امکان حکومت در اختیار آنها قرار نگرفت از خود بر جای گذاشت و می طلبد که امروزه برای نسل انقلاب اسلامی تبیین گردد.این مقاله بر آن است که در سیره مدیریتی امام علی علیه السّلام اصل شایسته سالاری را که از مؤلفه های مهم مدیریت است مورد بررسی قرار دهد.
مسئولیت و مدیریت به عنوان یک امانت
مسئولیت ها،امانت های بسیار مهمی هستند که باید به اهلش سپرده شود.آنان که بدون داشتن شایستگی های لازم،خود را در مقام اداره قرار می دهند یا آنهایی که افراد را بدون شایستگی های لازم برای اداره امور می گمارند،بالاترین خیانتها را مرتکب شده و سبب هلاکت خود و دیگران می شوند و در دنیا و آخرت مبغوضند.
حضرت علی علیه السّلام در نامه ای به قاضی منصوب خود در اهواز نوشته اند که:
«و اعلم یا رفاعه ان هذه الاماره امانة فمن جعلها خیانة فعلیه لعنة الله الی یوم القیامه و من استعمل خائنا فان محمدا صلی الله علیه و آله بری ء منه فی الدنیا و الآخره»1
--------------
(1)-ابو حنیفه النعمان بن محمد التمیمی:دعائم الاسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الاحکام،تحقیق آصف بن علی اصغر فیضی،جلد دوم،القاهره،دار المعارف،1389 ق،ص 531
......................................................... انقلاب اسلامی » شماره 5 (صفحه 25)
ای رفاعه بدان که این حکومت امانتی است که هرکس به آن خیانت کند،لعنت خداوند را تا روز قیامت به همراه خواهد داشت و هرکس خیانت کاری را به کار گیرد پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و اله در دنیا و آخرت از او بیزار است.
تلاش حضرت علی علیه السّلام بر این بود که کارگزاران ایشان در شهرهای مختلف، بخوبی دریابند که مسئولیتی که به آنها سپرده شده است یک امانت است،آن هم یک امانت الهی که به به عهدهء آنها گذاشته شده است.
مورد دیگر اینکه حضرت علی علیه السّلام در نامه خود به«اشعث بن قیس»فرماندار آذربایجان می فرماید:
«و ان عملک لیس لک بطعمه و لکنه فی عنقک امانه»
همانا پست و مقام برای تو وسیله آب و نان نبوده،بلکه امانتی بر گردن تو است.1 البته باید گفت که امانت اشکال متفاوتی دارد بنابراین میزان مسئولیت و تعهد در مقابل آن نیز متفاوت خواهد بود.گاهی امانت به صورت اموال عمومی است و گاهی مال شخصی است که نزد کسی به امانت سپرده می شود و گاهی اسرار و رازهای درونی و شخصی افراد است زمانی نیز مدیریت و حاکمیت اجتماعی است.از دیدگاه امام علی علیه السّلام،مسئولیتها،امانتهایی سنگین از جانب خدا و مردم است که باید به افراد شایسته و لایق سپرده شود.
و من استهان بالامانة و رتع فی الخیانة و لم ینزه نفسه و دینه عنها،فقد احل بنفسه الذل و الخزی فی الدنیا،و هو فی الاخره اذل و اخزی.و انّ اعظم الخیانة خیانه...الامه،و افظع الغش غش الائمة.
کسی که امانت الهی را خوار شمارد و دست به خیانت آلوده کند،خود و دین خود را پاک نساخته و درهای خواری دنیا را به روی خود گشوده و در قیامت خوارتر و رسواتر خواهد بود و همانا بزرگترین خیانت!خیانت به ملت،و رسواترین دغلکاری و دغلبازی با امامان است.2
ضرورت شایسته سالاری در مدیریت
--------------
(1)-نهج البلاغه:ترجمه محمد دشتی،قم،انتشارات مشرقین،1379،نامه 5،ص 484.
(2)-نهج البلاغه،نامه 26،ص 508
......................................................... انقلاب اسلامی » شماره 5 (صفحه 26)
مسئولیت اداره هر کاری،از بالاترین امور که منصب امامت و رهبری مردمان است تا پایین ترین امور،باید براساس رعایت شایستگی ها باشد و چنانچه این اصل مهم زیر پا گذارده شود،شیرازه امور از هم می پاشد و هیچ کاری به مقصد نمی رسد. به عقیده امام علی علیه السّلام،مسأله توان و لیاقت و شایستگی افراد در نظام سیاسی، مهمترین اصل برای اداره جوامع بشری است.امام برای پیاده کردن این اصل در جامعه و نظام سیاسی خویش،ابتدا از خود شروع می کنند و به این نکته می پردازند که آیا لیاقت رهبری جامعه اسلامی را دارا می باشند یا اینکه اشخاص لایق تر از ایشان،برای این امر وجود دارند.امام علی علیه السّلام قبل از خلافت،با بیان دهها دلیل عقلی،استدلال می کنند که لایق ترین فرد برای حکومت هستند و گاهی به صورت پرسش و پاسخ در خطاب به مردم برتریهای خود را برمی شمارد.1
در نظر حضرت علی علیه السّلام رهبری جامعه و تمام پست های مدیریتی و سیاسی، کارهای تخصصی ویژه ای هستند که هرکدام افراد خاص خود را می طلبد و هر پستی به تناسب نیاز خلاقیت،شایستگی و تخصص ویژه ای که دارد و جایز نیست که افراد متناسب با نیاز سایر پستها و مشاغل متصدی آنها شوند.زیرا در آن صورت نمی توان به یک نظام سیاسی مطلوب دست یافت.
حضرت علی علیه السّلام مدیریت جامعه و اداره آن را به قطب وسط آسیاب و محور آن تشبیه کرده اند.«ان محلی منها محل القطب من الرحی»2همچنان که سنگ آسیاب فقط حول محور خود به چرخش در می آید و در صورت بزرگتر و یا نامناسب بودن محور،سنگ نمی چرخد و یا در صورت ضعیف بودن می شکند،مدیران جامعه و نخبگان نیز محورهای چرخش جامعه هستند که باید هرکدام برای شغل و منصب خود مناسب بوده و از توان،خلاقیت و شایستگی لازم برخوردار باشند در غیر اینصورت ضعف،نارسایی،بی عدالتی،بی قانونی جامعه و تشکیلات اداری را فرا گرفته و آن را
--------------
(1)-محمد باقر المحمودی:نهج السعاده فی مستدرک نهج البلاغه،جلد 1،بیروت،مؤسسه الاعلمی للمطبوعات،مؤسسه التضامن الفکری،1385-1379،ص 50 و 105.
(2)-ابن ابی الحدید:شرح نهج البلاغه،تحقیق محمد ابو الفضل ابراهیم،الجزء الاول،قاهره،دار احیاء الکتب العربیه،1385 هـ1965/ م،ص 151.
......................................................... انقلاب اسلامی » شماره 5 (صفحه 27)
به انحطاط می کشاند.آن حضرت ضمن بیان لیاقت و شایستگی خود برای امر حکومت،لزوم توجه به این معیار را در خطبه شقشقیه یاد آور شده و می فرمایند:«اما و الله لقد تقمصها فلان بن ابی قحافه و انه لیعلم ان محلی منها محل القطب من الرحا. ینحدر عنی السیل،و لا یرقی الی الطیر».1
آگاه باشید:به خدا سوگند،ابا بکر جامعه خلافت را بر تن کرد،درحالی که می دانست جایگاه من نسبت به حکومت اسلامی،چون محور آسیاب است به آسیاب که دور آن حرکت می کند.او می دانست که سیل علوم از دامن کوهسار من جاری است و مرغان دور پرواز اندیشه ها به بلندی ارزش من نتوانند پرواز کنند.
شرایط لازم برای مدیریت شایسته جامعه از دید امام علی علیه السّلام
از دید امام علی علیه السّلام برای رهبری و اداره جامعه،توان علمی،لیاقت و تخصص مدیریتی در اداره جامعه و در دستیابی به توسعه همه جانبه لازم است.امام در نهج البلاغه در این مورد چنین فرموده اند:
«ایها الناس،و ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و أعلمهم بأمر الله فیه.» ای مردم سزاوارترین اشخاص به خلافت آن کسی است که در تحقق حکومت نیرومندتر و در آگاهی از فرمان خدا داناتر باشد.2
این بدان معنا است که در منصب اداره مردمان،باید قویترین افراد از نظر مدیریت و تواناترین و نیز عالمترین افراد در مسائل دین باشند.این دو شرط در عالیترین مرتبه لازمهء رهبری مردمان است و در مراتب پائین تر در دیگر مدیریتها باید ساری و جاری باشد.
استحقاق حضرت علی علیه السّلام برای حکومت اجتماع آن روز،نه فقط به دلیل شجاعتها و رشادتهای بی نظیرش در راه اسلام یا پیشقدمی در قبول اسلام و یا خویشاوندی ایشان با پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و اله و.....بوده بلکه به خاطر توان علمی،لیاقت و تخصص مدیریتی در اداره جامعه ایشان بود که رهبری را بر قامت رسای او سزاوار
--------------
(1)-همان،ص 44.
(2)-نهج البلاغه،خطبه 173،ص 327.
......................................................... انقلاب اسلامی » شماره 5 (صفحه 28)
می ساخت.
امام علی علیه السّلام با بیان دو مقدمه ارزش و اهمیت و دلیل حاکمیت اصل تخصص گرایی در نظام سیاسی را روشن می کنند:
مقدمه اول:کارها بوسیله کارکنان و کارگزاران راست و درست می شود.1
مقدمه دوم:آفت کارها،ناتوانی کارکنان است.2
امام علی علیه السّلام در جای دیگر اصل تخصص گرایی را روشن تر مورد توجه قرار داده و آشکارا می فرمایند:کارها را بدست افراد متخصص و خبره بسپارید.3به اعتقاد امام علی علیه السّلام اصل شایسته سالاری که از عدالت سرچشمه می گیرد،نباید به هیچ قیمتی خدشه دار گردد.ازاین رو آن امام بزرگوار تضعیف حکومت خود و جنگهای متعدد از سوی دشمنانش را پذیرفت،ولی اصل مزبور را زیر پا ننهاد.امام در نامه های فراوانی که خطاب به استانداران خود نوشته اند ضمن تأکید به رعایت اصل لیاقت و شایستگی در نصب کارگزاران،معیارها و ویژگیهای دقیقی را ذکر می کنند که نشانگر اهمیت این امر می باشد.
پرهیز از سپردن امور به نااهلان
از عوامل عمده ضعف و سستی مدیریتها،سپردن امور به کسانی است که شایستگی لازم برای آن امور را ندارند.یعنی افراد فاقد علم و قدرت،عدالت و تجربه،ناپخته و بی بصیرت و بی تدبیر،افراد خود رأی و مستبد و قدرت طلب،افراد تنگ نظر و کوته بین و خودخواه،افراد ترسو و آزمند،افراد بی پروا و بد سابقه و... رهبران و پیشوایان حق اصرار داشته اند که چنین افرادی در مناصب مهم و مسئولیتها قرار نگیرند و خود از سپردن مسئولیتها به آنان پرهیز داشته اند،حضرت علی علیه السّلام در
--------------
(1)-عبد الکریم بن محمد یحیی قزوینی:بقا و زوال دولت در کلمات سیاسی امیر المؤمنین علی علیه السّلام«نظم الغرر و نضد الدرر»،بکوشش رسول جعفریان،قم،انتشارات کتابخانه عمومی آیت الله مرعشی نجفی،سال 1371،ص 84.
(2)-همان،ص 70.
(3)-جمال الدین محمد خوانساری:شرح غرر الحکم و درر الکلم،جلد 1،تهران، انتشارات دانشگاه تهران،1360،ص 18.
......................................................... انقلاب اسلامی » شماره 5 (صفحه 29)
سخنان خود در تبیین بر سر کار آمدن افراد نااهل و پیامدهای تصدی امور به دست نا اهلان می فرماید:«همانا شما دانستید که سزاوار نیست بخیل بر ناموس و جان و غنیمت ها و احکام مسلمین،ولایت و رهبری یابد و امامت مسلمین را عهده دار شود، تا در اموال آنها حریص گردد،و نادان نیز لیاقت رهبری ندارد تا با نادانی خود مسلمانان را به گمراهی کشاند و ستمکار نیز نمی تواند رهبر مردم باشد که با ستم حق مردم را غصب و عطاهای آنان را قطع کند،و نه کسی که در تقسیم بیت المال عدالت ندارد زیرا در اموال و ثروت آنها حیف و میل می کند و گروهی را بر گروهی مقدم می دارد،و رشوه خوار در قضاوت نمی تواند امام باشد زیرا که برای داوری با رشوه گرفتن حقوق مردم را پایمال و حق را به صاحبان آنها نمی رساند و آن کسی که سنت پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و اله را ضایع می کند لیاقت رهبری ندارد زیرا که امت اسلامی را به هلاکت می کشاند.»1
در جای دیگر امام علی علیه السّلام یکی از آفات حکومت و دولت را،حاکمیت افراد پست دانسته و می فرماید:ریاست و حاکمیت فرومایگان و بی تجربه ها تازه به دولت رسیده،نشانه انحلال و انحطاط دولتهاست،2
و آن حضرت نشانه برگشتن دولتها را در چهار عامل بیان می کند:1-کنار گذاشتن اصول 2-تمسک به فروع 3-مقدم داشتن مردمان فرومایه 4-کنار زدن عالمان و اندیشمندان.3
براساس همین اندیشه ها امام علی علیه السّلام سفارش می کنند:فرومایه را بر کسی که شرف و حسب و نسب دارد،ترجیح مده.4حضرت به خوبی آگاه بودند که حاکمیت اینگونه افراد با ایجاد فساد در سیستم سیاسی جز بدبختی و عقب ماندگی و انحطاط، ارمغان دیگری برای جامعه در پی نخواهد داشت.امام علی علیه السّلام با توجه به پیامدهای ناگوار حاکمیت نااهلان به هیچ وجه حاضر نشده در سپردن مسئولیت ها به افراد مسامحه روا داشته و از اصول و معیارها عدول نماید.در عهدنامه خود به مالک اشتر به او یاد
--------------
(1)-نهج البلاغه:خطبه 131،ص 249.
(2)-همان،ص 35.
(3)-همان،ص 67 و 68.
(4)-عبد الکریم بن محمد یحیی قزوینی:پیشین،ص 73.
......................................................... انقلاب اسلامی » شماره 5 (صفحه 30)
آور می شود که مبادا نااهلان را در مصدر امور قرار دهد و گمان کند که با یاری آنها می تواند به اداره درست امور بپردازد،و در این رابطه می فرماید:بدترین وزیران تو، افرادی هستند که پیش از تو وزیر بدکاران بوده و در گناهان آنها شرکت داشته اند،پس مبادا چنین افرادی محرم راز تو شوند،زیرا که ایشان یاوران گناهکاران و یاری دهندگان ستمکارانند.تو باید جانشینانی بهتر از آنان داشته باشی که قدرت فکری امثال آنها را داشته،اما گناهان و کردار زشت آنها را نداشته باشند.کسانی که ستمکاری را بر ستمی یاری نکرده،و گناهکاری را در گناهی کمک نرسانده باشند، هزینه اینگونه از افراد بر تو سبک تر،یاریشان بهتر،و مهربانیشان بیشتر،و دوستی آنان با غیر تو کمتر است،1امام علی علیه السّلام در دوران حاکمیت خود به هیچ قیمتی حاضر نگردید،نااهلان جایگزین شایستگان شوند و تحمیل سه جنگ جمل،صفین،نهروان در دوران کوتاه خلافت امام،به خاطر آن بود که حاضر نشدند برای یک لحظه نا اهلان را در مصدر امور بپذیرند.از نظر امیر المؤمنین ابقای اشخاصی همچون معاویه به معنای نفی اسلام و سازش با کفر است و در این رابطه،می فرماید:«نباید خداوند مرا درحالی که از گمراهان بعنوان بازوی قدرت استفاده کرده ام ببیند.2
امام قدرت طلبان را شایسته آن نمی دانست که مسئولیتی به ایشان سپرده شود و بر اساس سخن حضرت رسول اکرم صلّی اللّه علیه و اله که فرمود:«لن نستعمل علی عملنا من اراده».«ما هرگز کسی را که به دنبال حکومت و زمامداری است،در امورمان به کار نمی گماریم»3از واگذاری مسئوولیت به آنها خودداری می ورزید.
ابن قتیبه می گوید:طلحه و زبیر پس از بیعت همگان نزد امام علی علیه السّلام آمدند و گفتند:ما بر این پایه با تو بیعت کردیم که در خلافت شریک باشیم،پس از گفتگوی آنها با امام،امام با ابن عباس به صحبت نشست و نظر او را جویا شد،او گفت آنها
--------------
(1)-نهج البلاغه،نامه 53،ص 571.
(2)-نصر بن مزاحم منقری:وقعه صفین،تحقیق عبد السلام هارون،قم،مکتبه المرعشی نجفی، 1376 ش،ص 52
(3)-سلیمان بن اشعث السجستانی ابو داوود:سنن ابی داوود،جلد 2،قاهره،شرکه مکتبه و مطبعه الحلبی،1371 ق،ص 269،ابو عبد الله محمد بن اسماعیل البخاری:صحیح البخاری،شرح و تحقیق قاسم الشماعی الرفاعی،جلد 9،بیروت،دار القلم،1407 ق،ص 704.
......................................................... انقلاب اسلامی » شماره 5 (صفحه 31)
خواهان خلافت هستند،بصره را به زبیر و کوفه را به طلحه واگذار کن،امام خنده ای کردند و گفتند:کوفه و بصره شهرهای ثروتمندی هستند،اگر آن دو به زمامداری آن شهر برسند،افراد سفیه و نادان را به سوی خود جلب نموده و اشخاص ضعیف را به سختی و مشقت می اندازند،اگر قرار بود کسی را به واسطه نفع و ضرر آن به کار حکومت گمارم،معاویه را بر شام می گماشتم،از حرص و آز آن دو بر حکومت کوفه و بصره ضرری متوجه من نخواهد شد.1
بنابراین از عمده ترین ضعفهای مدیریت،عدم توانائی در سپردن امور به شایسته ترین افراد و قرار دادن ایشان در مناسب ترین جایگاه است.این امر ممکن است آگاهانه یا ناآگاهانه صورت گیرد.از جمله علل پدید آمدن آن جهالت،رقابت، حسادت،حقارت،خصومت و خیانت است.ناتوانی در شناخت شایسته ترین افراد و به کار گرفتن ایشان،سبب بر سر کار آمدن افرادی می گردد که نمی توانند حق اداره امور را ادا کنند.مدیرانی که با علم به وجود افراد شایسته تر،غیر از ایشان را به کار می گیرند،باب خیانتی خانمان برانداز را بر خود و مردم خویش می گشایند.از امام علی علیه السّلام روایت شده که:هیچ امتی امر(زمامداری)خویش را به عهده شخصی که آگاهتر از وی در میان آن است،نمی سپارد مگر اینکه روز به روز،کار آنان به مذلت و پستی کشیده شود تا آنکه به آنچه واگذاشته اند باز گردند.2
امام علی علیه السّلام برای بنیان یک نظام سیاسی کارآمد و مطلوب رعایت اصل پرهیز از سپردن امور به افراد را با وجود شایسته تر از ایشان،لازم می داند.محمد بن ابو بکر یکی از اصحاب مخلص و باوفای امام علی علیه السّلام بود که حکومت مصر را بعد از قیس بن سعد به عهده داشت.او فردی شایسته و باکفایت بود و امام نیز از مدیریت او رضایت داشتند.اما حضرت به این نتیجه رسیدند که با توجه به موقعیت و ویژگی خاص مصر و امکان نفوذ معاویه در آنجا،مالک اشتر برای ولایت آن منطقه
--------------
(1)-ابن قتیبه دینوری:امامت و سیاست(تاریخ خلفاء)ترجمه سید ناصر طباطبایی، تهران،ققنوس،1380 ش،ص 77 و 78.
(2)-سلیم بن قیس الهلالی العامری الکوفی:کتاب سلیم بن قیس الکوفی،بیروت،دار الفنون للطباعه و النشر و التوزیع،1400 ق،ص 148.
......................................................... انقلاب اسلامی » شماره 5 (صفحه 32)
مناسب تر و از شایستگی بالاتری برخوردار است،به همین دلیل محمد را عزل و مالک را به جای وی منصوب نمودند.1امام علی علیه السّلام شنیدند که محمد از عزل خود دلتنگ شده،پس خطاب به وی نوشتند:
«به من خبر داده اند که از فرستادن اشتر به سوی محل فرمانداری ناراحت شده ای، این کار را به دلیل کند شدن و سهل انگاری یا انتظار کوشش بیشتری از سوی تو انجام نداده ام،اگر تو را از فرمانداری عزل کردم،فرماندار جایی قرار دادم که اداره آنجا بر تو آسان تر و حکومت تو در آن سامان خوش تر است،و همان فردی را فرماندار مصر قرار دادم که نسبت به تو خیرخواه و به دشمنان ما سخت و درهم کوبنده است.»2
شایسته سالاری در نامه امام علی علیه السّلام به مالک اشتر
امیر المؤمنین در این نامه معیارهایی را در مورد انتخاب کارگزاران نظام اسلامی ارائه می دهند که این ضوابط نمونه و الگوی کامل رعایت اصل شایسته سالاری است.
حضرت علی علیه السّلام در این نامه در مورد گزینش افراد برای مسئولیت ها و منصب، معیارهایی همچون تعهد،تقوا،سابقه مثبت،تخصص،توان نظری و علمی و فنی و لازم برای انجام کار و اداره امور را لازم می دانند و ثمرات گزینش کارگزاران با این معیارها را موجب جلب اعتماد عمومی،اصلاح مفاسد و سر و سامان یافتن امور می دانند.حضرت علی علیه السّلام خطاب به مالک اشتر در مورد گزینش و انتخاب فرماندهان نظامی،قضات و کارکنان دولت ویژگیهایی را در چارچوب اصل شایسته سالاری بیان می دارند.
الف-انتخاب سرپرستان و فرماندهان قوای نظامی
--------------
(1)-احمد بن ابی یعقوب«ابن واضح یعقوبی»:تاریخ یعقوبی،ترجمه محمد ابراهیم آیتی،تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی،1371 ش،ص 99، ابو الحسن علی بن حسین مسعودی:مروج الذهب و معادن الجوهر،ترجمه ابو القاسم پاینده،جلد اول،تهران،بنگاه ترجمه و نشر کتاب،1356،ص 769.
(2)-نهج البلاغه،نامه 34 ص 541.
......................................................... انقلاب اسلامی » شماره 5 (صفحه 33)
حضرت علی علیه السّلام در راستای اصل شایسته سالاری در مورد گزینش سرپرستان و فرماندهان قوای نظامی توصیه می کنند که از بین گروهها،افراد زیر،انتخاب کن:
بذوی المروات و الاحساب-اهل البیوتات الصالحه-و السوابق الحسنه 1-ثم اهل النجده و الشجاعه و السخاء و السماحه 2
در میان دارندگان مروت،جوانمردی،و در بین افراد با نسب و حسب بدنبال آنها بگردد.در میان خانواده های صالح که معتقد و پای بند به موازین دین خدا و شایسته و پاک و شریف هستند.آنها را جستجو کن.از میان کسانیکه دارای سوابق خوب هستند و در گذشته اهل خیانت و جنایت نبوده اند،دنبالشان بگرد.و در میان افراد و گروههای فوق،آنهایی را که اهل بزرگواری،شجاعت،سخاوت و گذشت هستند،انتخاب کن.
ب-انتخاب قضات
حضرت علی علیه السّلام در انتخاب قضات به عنوان منصبی کلیدی در جامعه اسلامی تأکید روی گزینش شایسته ترین افراد می کنند:
«ثم اختر للحکم بین الناس افضل رعیتک فی نفسک»3
«برای تصدی امر قضا،فاضل ترین و بهترین رعیت خود را برگزین»یعنی از نظر علمی و عملی وضعیت روحی و وجودی از دیگران بهتر و برتر باشد تا بتواند از پس چنین کار مهمی برآید.
ج-انتخاب کارکنان دولت
حضرت علی علیه السّلام در فرازی دیگر از نامه خود به مالک اشتر،گزینش کارکنان را مورد توجه قرار می دهند و تأکید فراوان بر رعایت اصل شایسته سالاری می کنند:
«فاستعملهم اختیارا»4-«و لا تولهم محاباه و اثره»-«فانهما جماع من شعب الجور و الخیانه»5
--------------
(1)-نهج البلاغه،نامه 53،ص 574
(2)-همان.
(3)-همان،ص 576.
(4)-همان.
(5)-همان.
......................................................... انقلاب اسلامی » شماره 5 (صفحه 34)
در گزینش کارکنان براساس آزمون و امتحان از آنان عمل کن و براساس اعطاء و بخشش(و اینکه بخواهی کار و خدمتی به آنها بکنی)یا بر پایه دلخواه خود به کار نگمار.
در اینجا حضرت علی علیه السّلام تأکید دارند که واگذاری مسئولیت به کارکنان دولت نباید براساس معیاری غلط چون حاکمیت رابطه بر ضابطه باشد.در واقع در گزینش کارکنان دولت باید ضابطه جایگزین رابطه شود و اساس آن بر امتحان صلاحیت و آزمایش شایستگی شغلی افراد باشد.
زیرا واگذاری مشاغل و مسئولیت ها بدون رعایت اصل شایسته سالاری و صرفا بر اساس اعطاء و بخشش و از روی دلخواه و هوی و هوس،شاخه ای از شاخه های ظلم و خیانت است.علاوه بر نکات ذکر شده کارکنان دولت از نظر حضرت علی«علیهم السلام»باید دارای صفات ذیل باشند:
1-کارکنان را باید از میان افراد باتجربه و آزمایش شده انتخاب کرد.(هم به تعهد و هم به تخصص آنها توجه داشت.)
2-اهل حیاء باشند.
3-از خانواده های صالح باشند.
4-در اسلام پیش قدم باشند.
نتیجه گیری
مدیریت از دید حضرت علی علیه السّلام یک امانت و تکلیف از جانب خداوند در دست انسانها و شایستگان این منصب است و براساس اصل شایسته سالاری در مدیریت اسلامی است که می توان جامعه و مردمانش را به سوی رشد و تعالی و کمال سوق داد.در نظام اسلامی امام تأکید دارند که افراد فاضل،کریم و شایسته مسئولیت ها را در سطوح و پستهای مختلف اجتماع(مدیریت هیا خرد و کلان)بر عهده گرفته و از اینکه این مناصب در دست افراد ناشایسته قرار گیرد پرهیز شود،چرا که باعث انحطاط و سستی اجتماع و مردمانش خواهد شد و خیانت در امانت الهی صورت می گیرد.
......................................................... انقلاب اسلامی » شماره 5 (صفحه 35)
فهرست منابع
1-نهج البلاغه:ترجمه محمد دشتی،قم،انتشارات مشرقین،1379 ش.
2-ابن ابی الحدید:شرح نهج البلاغه،تحقیق محمد ابو الفضل ابراهیم،قاهره،دار الحیاء الکتب العربیه،1358 هـ1965/ م.
3-البخاری،ابو عبد الله محمد بن اسماعیل:صحیح البخاری،شرح و تحقیق قاسم الشماعی الرفاعی،بیروت،دار القلم،1407 ق.
4-ابو داود،سلیمان بن الاشعث السجستانی:سنن ابو داود،قاهره،شرکه مکتبه و مطبعه الحلبی، 1371 ق.
5-التمیمی،ابو حنیفه النعمان بن محمد:دعائم الاسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الاحکام،تحقیق آصف بن علی اصغر فیضی،القاهره،دار المعارف،1389 ق.
6-خوانساری،جمال الدین محمد:شرح غرر الحکم و درر الکلم،تهران،انتشارات دانشگاه تهران،1360 ش.
7-دینوری،ابن قتیبه:امامت و سیاست(تاریخ خلفاء)،ترجمه سید ناصر طباطبایی،تهران، ققنوس،1380 ش.
8-قزوینی،عبد الکریم بن محمد یحیی:بقا و زوال دولت در کلمات سیاسی امیر المؤمنان علی علیه السّلام(نظم الغرر و نضد الدرر)،بکوشش رسول جعفریان،قم،انتشارات کتابخانه عمومی آیت الله مرعشی نجفی،سال 1371 ش.
9-المحمودی،محمد باقر:نهج السعاده فی مستدرک نهج البلاغه،بیروت،مؤسسه الاعلمی للمطبوعات،مؤسسه التضامن الفکری،1385-1397 ق.
10-مسعودی،ابو الحسن علی بن الحسین:مروج الذهب و معادن الجوهر،ترجمه ابو القاسم پاینده،تهران،بنگاه ترجمه و نشر کتاب،1356 ش.
11-منقری،نصر بن مزاحم:وقعه صفین،تحقیق عبد السلام هارون،قم،مکتبه المرعشی النجفی،1376 ش.
12-الهلالی العامری الکوفی،سلیم بن قیس:کتاب سلیم بن قیس الکوفی،بیروت،دار الفنون للطباعه و النشر و التوزیع،1400 ق.
13-یعقوبی،احمد بن ابی یعقوب:تاریخ یعقوبی،ترجمه محمد ابراهیم آیتی،تهران،شرکت انتشارات علمی و فرهنگی وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی،1371 ش.
پایان مقاله
نویسنده :
جزایری، رضوان السادات؛ عضو هیأت علمی گروه مشاوره و راهنمایی دانشگاه اصفهان
