احکام حلال و حرام و مستحبات و مکروهات
بخش اوّل: جايگاه مال و ثروت
1. جايگاه مال و ثروت
عَن رَسُولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله:
إنَّ الدّينارَ وَ الدِّرهَمَ أهْلَكا مَنْ كانَ قَبلَكُم وَ هُما مُهْلِكاكُم.
[ كافى ج 2 ص 316 ح 6.]
پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: دينار و درهم، كسانى راكه پيش از شما بودند، نابود كرد و آن دو شما را هم به نابودى مى كشند.
2. گـوسالـه
امّت پيامبر صلي الله عليه و آله عَن رَسُولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله قالَ:
إنَّ لِكُلِّ اُمَّةٍ عِجْلٌ، وَ عِجْلُ هذِهِ الأُمَّةِ الدّينارُ وَ الدِّرْهَمُ.
[ محجه البيضاء ج 7 ص 328.]
رسول اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: هر امّتى گوساله اى دارد (كه او را منحرف مى كند) و گوساله اين امّت (امّت پيامبراكرم) دينار و درهم است. يعنى همانطور كه گوساله بنى اسرائيل پيروان حضرت موسى عليه السلام را گمراه كرد و آنان گوساله پرست شدند، مال و ثروت هم موجب انحراف امّت پيامبر صلي الله عليه و آله مى گردد.
(امروز شاهديم كه طبق پيشگويى پيامبر صلي الله عليه و آله خيلى از پيروان آن حضرت حتى بعضى از به ظاهر خوبان اين امّت چنين شده اند).
3. پيامد مالدوستى
عَن عَلِىٍّ عليه السلام:
حُبُّ المالِ يُفْسِدُ الَمالَ، و يُوَسِّعُ الآمالَ.
[ ميزان الحكمة ج 4 ص 2983 ح 19329.]
حضرت امام على عليه السلام فرمود: مالدوستى عاقبت انسان را تباه مى كند و آرزوها را گسترده و طولانى مى كند.
4. محـبوب خدا ومال و ثروت
ألإمام عَلِىٍّ عليه السلام قالَ:
إذا أحَبَّ اللّه ُ سُبْحانَهُ عَبْداً بَغَّضَ إلَيْهِ المالَ وَ قَصَّرَ مِنْهُ الآمالَ، إذا أرادَ اللّه ُ بِعَبْدٍ شَرّاً حَبَّبَ إلَيْهِ المالَ وَ بَسَطَ مِنْهُ الآمالَ.
[ غررالحكم ج 3 ص 166 ح 4111 و 4110.]
حضرت اميرمؤمنان عليه السلامفرمود: وقتى خداوند بنده اى را دوست بدارد، مال و ثروت را پيش او منفور و ناپسند جلوه مى دهد و آرزوهاى او را كوتاه مى كند و چون خداوند بدى بنده اى را اراده كند، مال و ثروت را محبوب او قرار مى دهد و آرزوهايش را گسترش مى دهد. خداوند متعال بدى هيچيك از بندگان خود را نمى خواهد مگر اينكه خود بنده اعمالى را انجام دهد كه مورد خشم پروردگار خود قرار گيرد كه در اين صورت خداهم او را رها مى سازد و به خودش وا مى گذارد.
5. زيان زيادى ثروت
ألإمامُ عَلِى عليه السلام قالَ:
كَثْرَةُ المالِ تُفْسِدُ القُلُوبَ وَ تُنْشِئُ الذُّنُوبَ.
[ ميزان الحكمه ج 4 ص 2985.]
امام علىّ بن ابى طالب عليه السلام فرمود: زيادى ثروت قلبها را تباه مى سازد و گناهان را پديد مى آورد.
6. مال و ثروت امـانت الهى
عَنِ الصّادِقِ عليه السلام قالَ:
ألمالُ مالُ اللّه ِ عَزَّ وَجَلَّ جَعَلَهُ وَدايِعَ عِنْدَ خَلْقِهِ وَ أَمَرَهُمْ أَن يَأكُلُوا مِنْهُ قَصْداً وَ يَشْرَبُوا مِنْهُ قَصْداً، وَ يَلبِسُوا مِنْهُ قَصْداً، وَ يَنكَحُوا مِنْهُ قَصْداً، وَ يَرْكَبُوا مِنْهُ قَصْداً وَ يَعُودُوا بِما سِوى ذلِكَ عَلى فُقَراءِ المُؤمِنينَ، فَمَنْ تَعَدّى ذلِكَ كانَ ما أَكَلَهُ حَراماً وَ ما شَرِبَ مِنْـهُ حَراماً، وَ ما لَبِسَهُ مِنْهُ حَـراماً، وَ ما نَكَحَهُ مِنْهُ حَراماً، وَ ما رَكِبَهُ مِنْهُ حَراماً.
[ بحارالانوار ج 103 ص 16 ح 74.]
امام صادق عليه السلام فرمود: ثروت از آنِ خداست و او آن را نزد بندگان خود امانت گذاشته و دستور داده است كه از آن درحدّ متعارف بخورند و بياشامند و لباس تهيه كنند و ازداوج كنند و براى سوارى از آن استفاده كنند و بقيه آن را به مؤمنان نيازمند يارى دهند، بنابراين كسى كه در هر قسمت از آن حدّ معمول تجاوز كند و بيشتر مصرف كند ـ مرتكب گناه شده است و آنچه زيادى خورده يا آشاميده يا پوشيده يا در امر ازدواج و سوارى صرف كرده است، حرام است.
7. يار شيطان
عَنْ أبى عَبدِاللّه ِ عليه السلام قالَ:
يَقُولُ إبْليسُ لَعَنَهُ اللّه ُ، ما أعْيانى فِى ابنِ آدَمَ فَلَنْ يُعينى مِنهُ واحِدَةٌ مِنْ ثَلاثٍ: أَخذُ مالٍ مِن غَيرِ حِلِّهِ، أوْ مَنْعِهِ مِن حَقِّهِ، أوْ وَضْعِهِ فى غَيْرِ وَجْهِهِ.
[ خصال صدوق ص 132 ح 141.]
امام صادق عليه السلام فرمود: ابليس ملعون مى گويد: در مورد بنى آدم، هرچه مرا خسته و ناتوان كند، يكى از اين سه چيز مرا نسبت به آدميزاد ناتوان نمى كند (يعنى در مورد فريب آنان موفق مى شوم): به دست آوردن مال از راه غير حلال، جلوگيرى كردن او از پرداخت واجب مالى، يا مصرف كردن آن در راه ناروا و حرام.
8. مراقبت از دارايى
۱ - مفهوم ضروری دین
در بحث مفهوم ضروری دین، نخست باید به قرآن و روایات مراجعه نماییم و جایگاه آن را در متون دینی روشن سازیم. سپس به بررسی سخنان فقیهان بپردازیم تا به تعریف جامع و مانعی دست یابیم. در تکمیل بحث به تفاوت آن با اجماع و محل اثبات این گونه ضروریات اشاره خواهیم کرد.
۱.۱ - ضروری دین در قرآن
برخی از احکام و عقاید دین اسلام در قرآن کریم آمده است و چون در «کتاب» که یکی از منابع فقه است ذکر شده و همه مذاهب اسلامی بر آن اتفاق دارند، از جمله ضروریات دین اسلام شمرده میشوند؛ مانند نماز و روزه و حج و زکات. پس میتوان گفت در قرآن کریم برخی از مصادیق ضروریات دین آمده است؛ اما اصطلاح ضروری دین، در هیچ سوره قرآن نیامده است.
۱.۱.۱ - آیات مورد استناد
تنها برخی آیات به بحث ضروریات دین مرتبط است که به بررسی آنها میپردازیم. از جمله آیه شریف:
«انَّ الذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللّهِ وِ رُسُلِهِ وَ یُریدُونَ اَنْ یُفَرِّفُوا بَیْنَ اللّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یَقُولُونَ نُؤمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَ یُرِیدُونَ اَنْ یَتَّخِذُوا بَیْن ذلِکَ سَبِیلاً اُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ حَقّا وَ اَعْتَدْنا لِلْکافِرینَ عَذابا مُهِینا»
از جمله «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» برخی برداشت کردهاند که نمیتوان به بعضی از شریعت ایمان آورد و به بقیه کفر ورزید؛ امّا همان گونه که روشن است، استدلال به یک بخش از آیه بدون توجه به شأن نزول و قبل و بعد آن، صحیح نمینماید. از این رو آیه را با توجه به قبل از آن مورد بررسی قرار میدهیم.
ترجمه آیه در ترجمه «تفسیر المیزان» این است:
«کسانی که (از اهل کتاب) به خدا و پیامبرانش کفر میورزند و میخواهند میان خدا و پیامبرانش فرق گذاشته، بگویند: من به خدای موسی و یا خدای عیسی ایمان دارم و به خدای محمد (صلیاللّهعلیهوآلهوسلم) ایمان نمیآورم و میخواهند (از پیش خود) راهی میانه داشته باشند، اینان همان کافران حقیقی هستند و ما برای کافران عذابی خوارکننده آماده کردهایم.»
این آیه درباره اهل کتاب، یعنی یهود و نصاری است. یهود به موسی ایمان میآورند ولی به عیسی کفر میورزند. نصاری به موسی و عیسی (علیهماالسّلام) ایمان میآورند و به دین محمد (صلیاللّهعلیهوآلهوسلم) کفر میورزند. این دو طایفه میپندارند که فقط به برخی از پیامبران خدا کفر ورزیدهاند و به خدا کفر نورزیدهاند. خداوند متعال نیز در آیه میفرماید: ایمان به برخی از پیامبران و کفر به برخی دیگر باعث کفر است. شأن نزول آیه درباره اهل کتاب میباشد و منظور از «نؤمن ببعض و نکفر ببعض»، ایمان به برخی از پیامبران و کفر به برخی دیگر است. آیه در صدد بیان کفر به برخی احکام و عقاید، و ایمان به برخی دیگر نیست.
مهر | دین و اندیشه | شنبه، 02 اسفند 1404 - 12:40
کنگره بینالمللی فقه مدیریت و سیاستگذاری در چارچوب آموزههای قرآنی، با ۱۰۹ مقاله از ۱۵ کشور در مجتمع عالی تربیت مجتهد مدیر محمدیه شهر مقدس قم برگزار شد.
خلاصه خبر
به گزارش خبرگزاری مهر، کنگره بینالمللی فقه مدیریت و سیاستگذاری در چارچوب آموزههای قرآنی، با حضور اندیشمندان ایرانی و غیرایرانی در مجتمع عالی تربیت مجتهد مدیر محمدیه شهر مقدس قم برگزار شد.
دبیر کنگره بینالمللی فقه مدیریت و سیاستگذاری در چارچوب آموزههای قرآن از انتشار دو جلد کتاب در حوزه فقه مدیریت خبر داد و گفت: دو جلد کتاب در حوزه فقه مدیریت آماده شده که انشاءالله به زودی رونمایی و خبر آن منتشر خواهد شد.
خلاصه خبر
خبرگزاری مهر- گروه دین، حوزه و اندیشه- سیده فاطمه سادات کیایی: پدیده مرجعیت علمی و فقهی در اسلام، یکی از ارکان اساسی نظام اجتهاد و استنباط احکام شرعی است که طی قرون متمادی توسط علمای برجسته توسعه یافته است.
ورود زنان به سطح عالی اجتهاد نه تنها یک حق علمی بلکه ضرورتی اجتماعی است، زیرا فقه اسلامی پویاست و نیاز دارد که از زاویهی نگاه گوناگون، از جمله نگاه زنانه، توسعه یابد.
این تحول میتواند درکهای سنتی را بدون نفی اصول اجتهاد با شرایط روز جامعه هماهنگ سازد.
در گام دوم با مهدی سجادی امین عضو هیئت علمی گروه فقه و حقوق مرکز تحقیقات زن و خانواده و نویسنده کتاب «زنان، افتاء و مرجعیت» به گفتگو بنشینیم.
علم فقه در واقع کاشف اراده تشریحی خداوند است که چه کاری را انجام دهیم و چه کاری انجام ندهیم.
بنابراین در بحث اجتماعی کسی که مجتهد است در فقه هیچ گاه برای آن ممنوعیت و محدودیت جنسیتی مطرح نشده، یعنی گفته نشده که فقط مردان می توانند مجتهد باشند.
هر زن و مردی اگر مسیر استنباط را طی کنند می توانند به آن برسند، پس جنسیت در بحث اجتهاد مطرح نیست.
اگر امر یا نهی کند، حتی اگر پشتوانه مصلحتی آن برای ما پنهان باشد، پذیرش آن عقلا محکوم به وجوب است.
شئونی مانند اجتهاد، افتا و تقلیدکه جزو امور غیرولایی محسوب میشوند مستقل از جنسیت هستند؛ یعنی زن میتواند مجتهد شود و دیگران از او تقلید کنند.
اما در شئون ولایی بهویژه ولایت مطلقه فقیه، قضاوت و رسیدگی به امور کلی جامعه اکثر فقها شرط ذکوریت (مرد بودن) را الزامی میدانند
*آیا در این مسئله همه فقها یک دیدگاه دارند؟
دستهای دیگر مانند حضرت امام خمینی ولایت فقیه را گستردهتر میدانند و آن را شامل اختیاراتی برای اجرای احکام دینی در سطح جامعه، حتی از طریق تشکیل حکومت اسلامی، میشمارند.
شئونی مانند اجتهاد، افتا و تقلید که جزو امور غیرولایی محسوب میشوند مستقل از جنسیت هستند؛ یعنی زن میتواند مجتهد شود و دیگران از او تقلید کنند.
اما در شئون ولایی بهویژه ولایت مطلقه فقیه، قضاوت و رسیدگی به امور کلی جامعه اکثر فقها شرط ذکوریت (مرد بودن) را الزامی میدانند.
البته در برخی موارد ولایت حسبی محدود مانند ولایت مادر بر اموال فرزندان خود بعضی فقها اجازه ولایت زن را میدهند.
در فقه اسلامی، فرآیند اجتهاد دو مرحله مهم را در پیش میگیرد.
از دیدگاه حضرت آیت الله خامنه ای، شرع هیچ مانعی برای مرجعیت زنان نمیبیند.
حضرت آیت الله خامنه ای معتقدند که جنسیت فقیه در مرحله دوم، یعنی استنباط حکم، هیچ تأثیری ندارد؛ چرا که روش استنباط برای همه فقها یکسان است و به مرد یا زن بودن بستگی ندارد.
هر فقیهای که شرایط اجتهاد را داشته باشد چه مرد باشد و چه زن میتواند با رعایت ضوابط علمی به کشف اراده خداوند بپردازد.
بنابراین، از دیدگاه حضرت آیت الله خامنه ای ، شرع هیچ مانعی برای مرجعیت زنان نمیبیند.
این دیدگاه ضمن پذیرش کامل امکان مرجعیت زنان از نظر علمی و شرعی، به تفاوتهای تجربی میان زن و مرد نیز احترام میگذارد و آن را فرصتی برای غنای بیشتر فقه میداند.
توضیح تکمیلی دفتر آیتالله سبحانی درباره موتورسواری بانوان
مهر | دین و اندیشه، استانها | شنبه، 25 بهمن 1404 - 12:40
قم- در پی انتشار یک استفتاء از آیت الله جعفر سبحانی درباره دوچرخه و موتورسواری بانوان، دفتر این مرجع تقلید توضیحات تکمیلی درباره دیدگاه و نظر فقهی ایشان ارائه کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، در پی انتشار یک استفتاء از آیت الله جعفر سبحانی درباره دوچرخه و موتورسواری بانوان، دفتر این مرجع تقلید توضیحات تکمیلی درباره دیدگاه و نظر فقهی ایشان ارائه کرد.
طبق دیدگاه فقهی حضرت آیت الله العظمی سبحانی، محور حکم شرعی «خودِ عمل یا وسیله» نیست، بلکه «عنوانی» است که در عمل تحقق پیدا میکند.
همانگونه که در پاسخ پیشین دفتر ایشان درباره اسبسواری بانوان تصریح شده، اگر سوارکاری با پوشش چسبان و بهنحوی باشد که موجب تحریک شود، جایز نیست.
بنابراین، موضوع حرمت، اسبسواری بهعنوان یک وسیله خاص نیست، بلکه تحقق عناوینی مانند تبرّج، تحریک یا مفسده است.
بر همین اساس، موتورسـواری زنان نیز ذاتاً حرام شمرده نمیشود؛ اما اگر با پوشش نامناسب همراه باشد یا زمینه جلوهگری و مفسده اجتماعی را فراهم کند، مشمول حکم حرام خواهد بود.
در غیر این صورت، صرفِ موتورسـواری، فینفسه دلیل شرعی بر حرمت ندارد و ملاک اصلی، رعایت موازین شرعی و اخلاقی در نحوه انجام آن است.
استفتائات جدید استفتائات جدید (دی ماه ۱۴۰۴)
این قسمت متشکل از جدیدترین سؤالات میباشد که توسط بخش استفتائات دفتر مقام معظم رهبری پاسخ داده شده و به صورت ماهانه بهروز رسانی میشود.
۱ /آذر/ ۱۴۰۴
استفتائات جدید استفتائات جدید (آذر ماه ۱۴۰۴)
این قسمت متشکل از جدیدترین سؤالات میباشد که توسط بخش استفتائات دفتر مقام معظم رهبری پاسخ داده شده و به صورت ماهانه بهروز رسانی میشود.
۲۷ /آبان/ ۱۴۰۴
احکام مناسبتی شرایط امامت بانوان در نماز جماعت
بانوان برای امامت در نماز جماعت، چه شرایطی را باید رعایت کنند؟
مهر | دین و اندیشه | چهارشنبه، 19 آذر 1404 - 10:52
کتاب غیبت (سلسله دروس خارج فقه آیتالله شیخ محسن فقیهی) به کوشش همتعلی حسینی و سعید قلوزی در ۳۵۹ صفحه به همت مؤسسه بوستان کتاب به چاپ رسید.
خلاصه خبر
به گزارش خبرگزاری مهر، کتاب غیبت (سلسله دروس خارج فقه آیتالله شیخ محسن فقیهی) به کوشش همتعلی حسینی و سعید قلوزی در ۳۵۹ صفحه به همت مؤسسه بوستان کتاب به چاپ رسید.
فقه، دانشی است که اندیشمند و دانشمند دینی با بذل تلاش خود میتواند از طریق بررسی و تحلیل گزارههای دینی و منابع استنباطی، این قوانین انسانساز را استخراج نماید تا مکلف با عمل به آن، در صراط مستقیم سلوک نماید.
کتاب حاضر، مجموعه تقریر دروس فقه آیتالله شیخ محسن فقیهی در باب فقهی «غیبت» است که به دست شاگردان معظم له، حجج اسلام همتعلی حسینی و سعید قلوزی، گردآوری، تقریر و تنظیم شده است.
بحث غیبت، از کسبهای حرام نیست؛ زیرا غیبت معمولاً سبب برای کاسبیکردن از سود بردن نیست، اما چون در فقه، مجال دیگری برای گفتن برخی از مباحث، همچون غیبت و… نیست به بحث مکاسب محرمه ملحق شدهاند.
سوال حقایق و فلسفه احکامی چون نماز ،روزه و حج چیست؟
جواب
1- خداوند متعال وجودی بی نیاز و بی نهایت از جمیع جهات داشته و علم او ازلی و ابدی می باشد، بر همه چیز احاطه کامل دارد و هیچ چیز حتی به اندازه سر سوزنی از علم بی پایان او مخفی نمی ماند.
2- هدف از خلقت بشر تکامل و سعادت و خوشبختی اوست و به همین جهت خداوند قوانین و مقرراتی وضع کرده و پیامبران و انبیاء(ع) را نیز جهت ابلاغ این قوانین به سوی خلق فرستاده است.
3- انبیاء الهی معصوم هستند و در تبلیغ و رساندن احکام الهی دچار هیچ گونه خطا و لغزشی نمی شوند. پس از آنجا که علم خدا مطلق است، به همه مصالح و مفاسد افعال مطلع است و از آنجا که خیر و سعادت بشری را می خواهد حکم عبث و بیهوده ای برای آنان وضع نمی نماید و از طریق انبیاء الهی افعالی را که دارای مصالح بوده و انسان را به سوی سعادت رهبری می نماید نشان داده ، و انجامش را می خواهد و از آن طرف افعالی و اعمالی که او را از این راه باز می دارد ترکش را می خواهد. لذا، کلیه دستوراتی که حضرت پیامبر اکرم (ص) آورده قطعاً دارای فوائد و مصالح و مفاسدی است که راهبر انسان ها به سعادت و کمال خواهد بود، حال انسان ها به آن مصالح و مفاسد پی ببرند یا نبرند. البته علم بشری بسیار ناقص و قطره ای در برابر اقیانوسی بی کران می باشد و دانسته های او بسیار اندک بوده و در میان مجهولات بشری چیزهایی هست که اگر از جهان مافوق کسی را بیاورند که آن ناشناخته ها را برای بشر روشن کند واکنش و استعداد درک آن را نخواهد داشت، همان طور که بسیاری از مسائل روشن و واضح امروزه برای انسان های قرون گذشته اصلاً قابل فهم و درک نبوده است و همه این ها به دلیل محدودیت انسان ها است. انسان محدود چگونه می تواند به مصالح و مفاسدی که از منبع علم لایتناهی خداوند سرچشمه گرفته است و همه حقائق هستی در پیش روی اوست و چیزی از او مخفی نمی ماند پی برد ؟