احکام دین. جهاد
ایسنا | فرهنگی و هنری | شنبه، 25 دی 1400 - 17:12
با تغییر مانور قرارگاه قدس که باعث عدم دستیابی به عقبه مورد نظر این قرارگاه شد، بنا بهضرورت، یگانهای تحت امر این قرارگاه نیز از عقبه گردهرش استفاده کردند که این امر موجب افزایش تردد شد و درنتیجه به ترافیک سنگین جاده افزود.
خلاصه خبر
با تغییر مانور قرارگاه قدس که باعث عدم دستیابی به عقبه مورد نظر این قرارگاه شد، بنا بهضرورت، یگانهای تحت امر این قرارگاه نیز از عقبه گردهرش استفاده کردند که این امر موجب افزایش تردد شد و درنتیجه به ترافیک سنگین جاده افزود.
با تغییر مانور قرارگاه قدس که باعث عدم دستیابی به عقبه مورد نظر این قرارگاه شد، بنا بهضرورت، یگانهای تحت امر این قرارگاه نیز از عقبه گردهرش استفاده کردند که این امر موجب افزایش تردد شد و درنتیجه به ترافیک سنگین جاده افزود.
عملیات بیتالمقدس ۲ در نظر تحلیل گران سیاسی –نظامی، نوعی فریب و یا تجزیه نمودن ارتش عراق از جبهه جنوب قلمداد شده است.
روزنامه انگلیسی ایندی پندنت نوشته است: ایران برخلاف معمول، در سرمای شدید دست به عملیات زده، درحالیکه قبلاً در فصل زمستان حملات خود را در جنوب متمرکز میکرد.
به گفته منابع غربی؛ هدف ایران از این حمله، وادار کردن عراق به گسترده کردن بیشازحد واحدهای زرهیاش میباشد.
روزنامه رای العام، چاپ کویت نیز در سرمقاله خود نوشت: هدف حمله ایران در کردستان عراق، منحرف ساختن توجه از بسیج عمده نیروهای ایران در جبهههای جنوبی عراق میباشد.
رادیو بیبیسی نیز با تحلیلی نزدیک به روزنامه ایندی پندنت، عملیات ایران در جبهههای شمالی را مقدمه اقدام در جنوب قلمداد کرد و گفت: عملیات نیروهای ایران در شمال احتمالاً مقدمه حمله تازهای علیه شهر بصره میباشد.»[۲]
ایسنا | فرهنگی و هنری | شنبه، 25 دی 1400 - 18:12
«شکارچی گوشبرها» خاطرات سردار شهید حاج یادگار امیدی، فرمانده اطلاعات لشکر ۱۱ امیرالمومین به قلم محمدعلی قاسمی منتشر شد.
خلاصه خبر
به گزارش ایسنا، این کتاب در ۴۳۹ صفحه از سوی انتشارات سوره مهر در دسترس علاقهمندان حوزه دفاع مقدس و پژوهش جنگ قرار گرفته است.
در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: "اولین شعلههای آتشافروزی جنگ هشتساله و تجاوز ارتش عراق به خاک ایران در مناطق مرزی استان ایلام از جمله موسیان، میمک و مهران رقم خورد.
پس از تجاوز قوای عراقی به خاک ایران و اشغال بخشهای مهمی از آن، اولین درگیریهای گروههای مردمی با ارتش زرهی عراق در ایلام رقم خورد.
از همینرو نام و یاد فرماندهان و نیروهای زبده آن در حاشیه تاریخ گمنام و مهجور مانده است و بیم آن میرود که در آیندهای نه چندان دور، نقش و حضور مردم ایلام در تاریخ دفاع مقدس کاملا محو و نادیده گرفته شود.
فارس | فرهنگی و هنری | چهارشنبه، 22 دی 1400 - 13:13
هفته سیام رویداد «با این ستارهها» با یاد و خاطره شهید حاج احمد کاظمی برگزار میشود.
خلاصه خبر
در این برنامه که هر هفته با حضور یکی از راویان دفاع مقدس برگزار میشود، راوی و جانباز دفاع مقدس، داوود احمدپور همزمان با ایام شهادت حاج احمد کاظمی به روایتگری هشت سال دفاع مقدس میپردازد.
دو سال فرماندهی جبهه فیاضیه آبادان، شش سال فرماندهی لشکرزرهی ۸ نجف اشرف، یکسال فرماندهی لشکر ۱۴ امام حسین(ع)، هفت سال فرماندهی قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) و قرارگاه رمضان و پنج سال فرماندهی نیروی هوایی سپاه را به عهده داشت.
۱۹ دی ماه سالروز شهادت سرلشکر پاسدار شهید حاج احمد کاظمی و تعدادی دیگر از همقطارانش است.
ایسنا | فرهنگی و هنری | چهارشنبه، 22 دی 1400 - 15:12
رئیس عقیدتی سیاسی ستاد کل نیروهای مسلح گفت:دشمنان تاکنون شبهات فراوانی را در حوزههای مختلف مطرح کردهاند، اما نتوانستهاند در حوزه دفاع مقدس چنین کنند؛ چرا که شما حافظ آثار و ناشر ارزشهای دفاع مقدس هستید.
خلاصه خبر
به گزارش ایسنا، حجتالاسلام «عبدالعلی گواهی» رئیس عقیدتی سیاسی ستاد کل نیروهای مسلح که در دومین روز از همایش سراسری مدیران بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس که در موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس سخن می گفت، بیان کرد: دفاع مقدس دوران شکوفایی انقلاب اسلامی بود.
امروز اگر بخواهیم از انسانهای قوی و با اراده مثالی بزنیم، باید به رزمندگان دفاع مقدس اشاره کنیم.
یادواره شهدا، راهیان نور، شبهای شعر و جشنوارهها فرصتی است تا اجازه ندهیم دفاع مقدس تحریف شود.
تسنیم | فرهنگی و هنری | چهارشنبه، 22 دی 1400 - 16:53
مادر شهید احمدی روشن میگوید: یک روز، عروسم تماس گرفت که در سایت هستهای نطنز با موادی که برای سلامتی خطر دارد، کار میکنند، شما مخالفتی ندارید؟ من مخالف بودم.
خلاصه خبر
«صدیق سالاریان» به جز آقا مصطفی، سه دختر هم دارد و دخترها هم به مانند برادر باهوش و تحصیلات بالای دانشگاهی دارند.
یکبار یکی از دوستانش گفته بود: تو چرا لباسهایت را نمیشویی؟
گفته بود همین که مادرم حس کند من هنوز هم بهش نیاز دارم از دلتنگیاش کم میکند، به این دلیل لباسها را میبرم تا بشوید، نه اینکه خودم نمیتوانم بشویم.»
به قصه ازدواج مصطفی میرسیم، مادر با یادآوری تصویر تنها پسرش در لباس دامادی، میگوید: «با همسرش در بسیج دانشگاه آشنا شدند، برای مصطفی حجاب و رعایت محرم و نامحرم مهم بود، خدا را شکر خانمش خیلی آرام و نجیب و اهل رعایت این مسائل است.
مادر شهید تعریف میکند: «با خانمش عقد کرده بودند، یک روز، عروسم تماس گرفت که در سایت هستهای نطنز با موادی که برای سلامتی خطر دارد، کار میکنند، شما مخالفتی ندارید؟
من مخالف بودم، با حاج آقا صحبت کردم و از خطرات جسمی کار در سایت هستهای گفتم- البته آن زمان از خطرات سیاسیاش چیزی نمیدانستیم - حاج آقا گفت: شما نمیتوانید محدودش کنید، میسپاریمش به خدا.
به خانمش گفتم: عطیه جان حاج آقا که به جبهه میرفت، میگفتم خدایا اگرصلاح باشد شیشه را کنار سنگ، سالم نگه میداری، خدای جبههها، تهران و همدان یکی است، حالا مصطفی چه در سایت هستهای نطنز باشد چه در تهران، خدا بخواهد ازش نگهداری کند، میکند.
نگران نباش.
به این شکل عروسم را هم راضی کردم.»
شبهایی که خانه ما میخوابیدند صبح شهید قشقایی دنبالش میآمد، پسرش علی خیلی کوچک بود.
به من هم میگفت: مامان شما هم در پذیرایی بخواب!
عروسم میخندید و میگفت: نخود نخود هر کی میرود پیش مامان خود!
میگوید: «به پدرش خیلی احترام میگذاشت اما احترام به من همراه با محبت و شوخی بود.
یک وقتهایی که پدرش میگفت آنقدر سر به سر مامانت نگذار، میرفت سراغ حاج آقا و همدانی صحبت میکرد.
در هر کاری همیشه پدرش اجازه میداد مصطفی تصمیم نهایی را بگیرد، الان هم گاهی اتفاق مهمی میافتد.
خیلی شوخ بود، یکبار قرار بود برای خواهرش خواستگار بیاید من یک ظرف خیلی کوچک انگور را با قیمت گران خریدم و لا به لای میوهها چیده بودم، مصطفی میگفت: اگر داماد بخواهد برای برداشتن انگورها دست دراز کند من پشت دستش میزنم و بهش میگویم: پلاستیکی است و مامان برای خوشگلی گذاشته است.
من و مصطفی هردو خندهمان گرفته بود؛ الان هم هر وقت انگور میگیریم، بچهها میگویند: مامان این انگورش پلاستیکی است نباید بهش دست بزنیم.»
آن یکی خواهرش هم میگفت در هر مشکلی کافی بود به داداشی تلفن کنم، شاید یک دقیقه که باهاش صحبت میکردم، آرام میشدم.
تسنیم | فرهنگی و هنری | چهارشنبه، 22 دی 1400 - 16:53
مصطفی احمدی روشن آمد کنارم و یک نامه به دستم داد و رفت. نامه را خواندم. نوشته بود چرا پیش بچهها از من تعریف کردی. نگفتی شاید دچار غرور و خود بزرگبینی بشوم؟
خلاصه خبر
«آقا، این رادیو مال شما نیست.
این ماشین دولته، صداش هم مال دولته، تو که موبایل داری، هدفون بذار توی گوشت، گوش کن.» از این تذکرها که میداد، به شوخی بهش میگفتم:«مصطفی با این کارها شهید نمیشوی.» میگفت:«اتفاقا اگر مراقب این چیزها باشی، یک چیزی میشوی.»
یک نامه به دستم داد و رفت.
نماز شب میخواندیم تا قد بکشیم
توی کلاس همه قد کشیده بودند جز ما دو نفر چقدر وسط حیاط مدرسه، بسکتبال بازی کردیم تا قدمان بلند شود اما نمیشد.
قبل از سحری بلند میشدیم، نماز شب میخواندیم و آرزو میکردیم قد بکشیم.
مصطفی قد کشید و یک سر و گردن از همه ما بالاتر شد.
آقا مصطفی معمولا سیاه نمی پوشید، مثلا این طور نبود که دهه اول محرم را کامل سیاه بپوشد.
بعد پسرخالهام زنگ زد، او در دفتر نهاد ریاست جمهوری کار میکند.
پسرخالهام آن روز تلفنی پرسید: «فامیلی آقا مصطفی چیست؟» گفتم:«احمدی روشن.» بعد تلفن را قطع کرد.
من داشتم درس میخواندم، نگران نشدم ولی چند دقیقه بعد ناگهان حالم بهم ریخت.
زنگ زدم به پسرخالهام نپرسیدم ماجرا چیست؟
حالم بد و بدتر میشد تا اینکه گفتند: «آقا مصطفی در دم شهید شده، حتی زخمی هم نشده.»
زنگ زدم به مادر آقا مصطفی.
بعد یکی از دوستانش زنگ زد.
گفت: «مصطفی در بیمارستان است.» فوری به او گفتم: «دروغ میگویی» گفت: «نه» بعد گفت: «به دلیل مسائل امنیتی مصطفی پیش ماست.» این را که گفت، گفتم: «حالا مثلا این چیزی که میگویی اگر درست باشد خب باید بگویی کدام بیمارستان است؟» گفت: «بیمارستان لبافی نژاد.» این بیمارستان از خانه ما زیاد دور نبود.
آژانش گرفتم و رفتم که بروم به بیمارستان.
داشتم میدویدم که موبایلم زنگ خورد.
پسرخالهام بود گفتم: «دارم میروم بیمارستان مصطفی را ببینم.» گفت: «مصطفی بیمارستان لبافی نژاد نیست.»من آنجا یقین کردم که وقت مصطفی رسیده است و خوابم تعبیر شده است.
مهر | فرهنگی و هنری | سه شنبه، 21 دی 1400 - 14:06
شهید کاظمی گفته بود شهید خرازی اغلب اوقات شخصاً به شناسایی میرفت و بدون ذرهای احساس خطر میگفت ما از دیگر بسیجیها عزیزتر نیستیم.
خلاصه خبر
شهید کاظمی در میانه سالهای ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۶ فرمانده قرارگاه حمزه بود و از ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۹ فرماندهی لشکر ۱۴ امامحسین را برعهده داشت.
این شهید والامقام در فاصله سالهای ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۴ به عنوان فرمانده نیروی هوایی سپاه پاسداران فعالیت میکرد و در سال ۱۳۸۴ به فرماندهی نیروی زمینی سپاه پاسداران منصوب شد.
همرزمانش عظمت روحی این شهید بزرگوار را بسیار ستودهاند.
شهید خرازی از فرماندهان عالی مقام سالهای آتش و خون بود و فرماندهی لشکر ۱۴ امام حسین (ع) را تا روز شهادت به تاریخ هشتم اسفند ۱۳۶۵ برعهده داشت.
این لشکر از یگانهای قدیمی و خط شکن سپاه بود.
شهید خرازی در عملیاتهای مختلفی چون طریقالقدس، فتحالمبین، بیتالمقدس، رمضان، والفجر ۴، بدر و والفجر ۸، حضوری دلاورانه داشت و سلحشوریاش بارها مورد ستایش همرزمان قرار گرفت.
شهید خرازی پس از شهادت در عملیات کربلای پنج در تخت فولاد اصفهان (گلستان شهدا) که از آن به عنوان قطعهای از بهشت یاد میشود به خاک سپرده شد و دوست نزدیکش شهید کاظمی نیز پس از شهادت در کنارش آرمید.
بنابراین خاطرات مشترک بسیاری از این دو فرمانده والامقام و دلیر منتشر شده است.
این خاطره را در ادامه بخوانید:
با همه علاقهای که به زیارتش داشتم اما به علت درگیری در عملیات نتوانستم به عیادتش بروم و هر چند دورا دور جویای حالش بودم و از احوالش خبر داشتم با بی صبری منتظر فرصتی بودم تا بتوانم به دیدارش بروم بعداً فهمیدم او هم منتظر مـن بوده است.
بالاخره یک روز به دیدارش رفتم بسیار خوشحال شد از من گلایه کرد که خیلی پیشتر از این منتظرت بودم.
شرمنده شدم اما او میدانست که من برایم مقدور نبود.
سرانجام نوبت به عملیات کربلای پنج رسید، درست دو روز قبل از شهادتش دوستانه و به عنوان درد دل به من گفت: میخواهم یک موضوع را خصوصی به اطلاعت برسانم و بگویم که من خودم را از جهت شهید شدن کاملاً آماده کردهام.
فارس | سیاسی، فرهنگی و هنری | سه شنبه، 21 دی 1400 - 14:53
حدود ۱۰ سال پیش در چنین روزی بود که دشمنان انقلاب و مردم مصطفی احمدیروشن دانشمند هستهای جوان کشورمان را به شهادت رساندند، با این خیال که با این کار راه پیشرفت هستهای کشور بسته میشود؛ اما احمدیروشنهای کشور این خیال خام را نقش برآب کردند.
خلاصه خبر
مصطفی احمدی روشن در تاریخ هفدهم شهریورماه ۱۳۵۸ در شهر همدان چشم به جهان گشود.
جد پدری وی ملا مصطفی همدانی و جد مادری اش آیت الله مهدی مهدوی ( از وعاظ معروف یزد) هستند.
پدر مصطفی (حاج رحیم)، از درجه داران شهربانی وقت بود.
مصطفی دوران کودکی را در محله امامزاده عبداله (ع) محله ای که جد پدری مصطفی نیز در آنجا ساکن بود و دوران نوجوانی را در محله امامزاده یحیی (ع) گذراند.
دوران تحصیل
دبستان مینو در شهر همدان میزبان دوره تحصیلات ابتدایی و مدرسه راهنمائی خیام محمل گذراندن دوران راهنمائی مصطفی بود.
بر مکانیکی تسلط خوبی داشت و به اذعان مادرش حقیقتا کمک حال خوبی برای پدر بود.
در دوران تحصیل در دانشگاه در پروژه ساخت غشاهای پلیمری برای جداسازی گازها که برای اولین بار در کشور انجام شد، همکاری داشت و چندین مقاله ISI در مجلات معتبر علمی جهان به چاپ رساند.
بعد از شهادت این شهید والا مقام، دانشگاه تهران به پاس قدردانی از جانفشانی های اثرگذار این دانشمند نخبه جوان در عرصه علم و فناوری و جهاد علمی، درجه دکتری افتخاری تخصصی در رشته’نانوبیوتکنولوژی’ این دانشگاه را به وی اعطاء نمود.
این دانشمند هستهای در کارش بسیار جسور و جدی و بسیار شجاع بود هیچ مصالحه ای در کارش نبود آنچه فکر می کرد درست است عین آن را انجام می داد و به قول خودش زنده باد مرده باد دیگران برایش مهم نبود.
برای موفقیت در کارش در همه ابعاد می جنگید بسیار زیرک و زرنگ بود، خیلی عالی تکنولوژی را می فهمید و بر دانشی که داشت کاملا مسلط بود اگر در بخشی از کار نقصی پیش می آمد از تمام نبوغش برای رفع نقص استفاده می کرد.
دوستانش می گفتند سوزن مصطفی در سال همت مضاعف و کار مضاعف گیر کرده!
شهید از شاگردان کلاس درس آیت الله خوشوقت بود.
اهل نماز اول وقت بود و همیشه می گفت: ” دعا کنید من شهید شوم و اگر شما شهید شدید دست من را هم بگیرید” به گفته خانواده و دوستان، مصطفی به شهید متوسلیان علاقه بسیاری داشت.
شهادت
دوستانش می گفتند با دست می زد رو شانه شهید قشقایی و به شهید قشقایی می گفت “داش رضا” تو با من باش قول میدم هر جا رفتم تو رو هم با خودم ببرم و بالاخره تنها خوری نکرد و به این قولش هم عمل کرد.
مسئولیت ها و مجاهدت های شاخص شهید:
2- حضور در سپاه قدس با نیت مبارزه برای ریشه کنی غده سرطانی منطقه اسرائیل غاصب
« چه گویم که در کوچه آقا امام حسن علیهالسلام چه دید؟!
چه گویم که چه روزی بود که باقر علیهالسلام را به شهادت رساندند؟چه گویم که چه روزی صادق علیهالسلام را به شهادت رساندند؟چه گویم که چه روزی بود که مردی در زندان دعای موت را زمزمه میکرد؟
چه گویم که چه روزی بود آن روز که مردی به یاد جدش خود را بر روی خاکها غلتاند و میگفت “یا جداه”؟
چه گویم که مردی با ۱۸ [۲۹] سال سن مثل مادر قد خمیدهاش در خون غوطه خورد؟
و چه گویم دربارهی مردی که در سرداب مقدس از گناهان شیعه به خدا استغفار میکرد؟
به گفته شهید چمران: وقتی کوس جنگ به صدا درآید شناختن مرد از نامرد آسان میشود».
به خدا که همه اینها جواب دارد.
چرا نمیدانید که بزرگترین نعمت را خدا به ما داده است که در حکومتی الهی زندگی میکنیم به رهبری ولایت فقیه.
امام خمینی(ره) فرمودند: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به انقلاب آسیبی نرسد” و حال من تصمیم گرفتهام در آخرت و پل صراط با کسانی که مخالف انقلاب و ولی فقیه هستند روبرگردانم.
اما کار مهم و سختی که بر دوش ما نهاده شده این است که با این تحریفات مبارزه کنیم و کار ما شاید به مراتب مهمتر از کار شهداست که اگر انقلاب از این وهله خارج شود ما هم پاسدار انقلاب بودهایم و هم پاسدار خون شهدا و شاید اجر و ثواب ما بیشتر از آنها باشد.
و این استدلال [را] به قول حضرت امام(ره) بعضیها نمیدانند و اگر دانسته باشند و با ولی فقیه مخالفت کنند مرتد هستند، حال میفهمیم چرا امام زمان ظهور نمیکنند.
فارس | فرهنگی و هنری، تصویری | سه شنبه، 21 دی 1400 - 16:12
پیکر مطهر شهید مدافع حرم «مصطفی چگینی» بعد از گذشت ۶ سال از شهادتش، طی عملیات تفحص پیکر مطهر شهدا توسط تیم تفحص ایثارگران سپاه و نقسا در سوریه کشف و هویتش از طریق آزمایش DNA شناسایی شد. شهید مصطفی چگینی متولد ۲ آبان ماه سال ۱۳۵۵ بود که در ۲۱ دی ماه سال ۱۳۹۴ در خان طومان به شهادت رسید. این شهید مدافع حرم حدود ۱۰ روز قبل از شهادتش روی تختهای نوشته بود: «هرکس مهر امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری در دل نداشته باشد، مطمئن باشد اگر در زمان یکی از امامان معصوم هم باشد، مهر آنها را در دل نخواهد داشت.»
خلاصه خبر
بازگشت پیکر شهید مدافع حرم مصطفی چگینی به میهن
پیکر مطهر شهید مدافع حرم «مصطفی چگینی» بعد از گذشت ۶ سال از شهادتش، طی عملیات تفحص پیکر مطهر شهدا توسط تیم تفحص ایثارگران سپاه و نقسا در سوریه کشف و هویتش از طریق آزمایش DNA شناسایی شد.
ایسنا | فرهنگی و هنری، سیاسی، استانها | سه شنبه، 21 دی 1400 - 17:30
مراسم استقبال از خانواده شهید تازه تفحص شده گلستانی مدفون در گلزار شهدای شهر الوند با حضور چند هزار نفری مردم این شهرستان برگزار شد.
خلاصه خبر
به گزارش ایسنا، ظهر امروز با حضور چند هزار نفری مردم شهرستان الوند در استان قزوین، تعدادی از فرماندهان و پایوران تیپ ۱۱۶ مکانیزه ارتش، مسئولان ارشد استان قزوین و شهرستان الوند خانواده شهید سلطان محمد عباسی، شهید تازه شناسایی شده مدفون در گلزار شهدای گمنام شهر الوند مورد استقبال گرم قرار گرفته و مسیر منتهی به گلزار شهدای گمنام این شهرستان را به همراه موج خروشان مردم به شوق وصال بعد از فراقی ۳۴ ساله طی کردند.