احکام دین. جهاد
تسنیم | فرهنگی و هنری | پنجشنبه، 08 تیر 1402 - 15:13
مریم عرفانیان نویسنده کتاب «شیشه های ترک خورده» می گوید این اثر داستان خانواده ای است که 8 پسر و 2 دامادش به جبهه رفته و از این نظر رکوردداراند.
خلاصه خبر
این کتاب مجموعه خاطراتی از علی اصغر شیشهچی جانباز و رزمنده هشت سال دفاع مقدس است که خاطرات نابی را از اتفاقات مهم سالهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی تا دفاع مقدس دارد.
قبل از آنکه علی اصغر به جبهه برود، داماد خانوادهشان ناصر فاتق و برادرش جواد به جبهه میروند و شهید میشوند.
سالهای بعد هم برادر کوچکش هاشم شهید میشود.
عرفانیان با اشاره به اینکه اعضای خانواده شیشهچی حضور بسیار فعالی در جبههها داشتهاند، گفت: از این خانواده، پدری با هشت پسر و دو داماد به جبهه رفتهاند و در نهایت دو پسر و یک داماد به شهادت میرسند.
آقا علی اصغر و یکی دیگر از برادرانشان به نام جعفر نیز جانباز شدهاند.
از این خانواده، پدری با هشت پسر و دو داماد به جبهه رفتهاند و در نهایت دو پسر و یک داماد به شهادت میرسند.
آقا علی اصغر و یکی دیگر از برادرانشان به نام جعفر نیز جانباز شدهاند.
او متولد سال 1358 و از شهدایی است که در حلب سوریه به شهادت میرسد.
او درباره چاپ این کتاب گفت: نگارش این کتاب کاملاً تمام شده و برای چاپ به نشر 27 بعثت سپرده شده است.
این کتاب روایتگر ایثار و فداکاری یک دختر جوان در دهه 1370 است؛ جنگ تمام شده و او احساس میکند که کاری نکرده است، بنابراین تصمیم میگیرد پرستاری یک جانباز 70 درصد را برعهده بگیرد و همسرش باشد.
این کتاب نیز برای انتشارات به نشر (آستان قدس رضوی) آماده شده است.
وی ادامه داد: شهید احمدی زنجانی که از مدافعین حرم بوده، مدتی بعد از شهادت حاج قاسم در نبرد با تفکیریها در سوریه به شهادت میرسد.
این کتاب نیز برای انتشار توسط انتشارات خط مقدم آماده شده است.
جنگ تمام شده و او احساس میکند که کاری نکرده است، تصمیم میگیرد پرستاری یک جانباز 70 درصد را برعهده بگیرد و همسرش باشد.
باشگاه خبرنگاران | فرهنگی و هنری | پنجشنبه، 08 تیر 1402 - 14:56
گلزارراغب گفت: من به همراه شهید سعیدزاده اسیر دست کومله بودیم و دغدغهام منجر به نگارش کتاب «عصرهای کریسکان» شد.
خلاصه خبر
بحث اقتباس این است که یک موضوعی را از یک اثر دریافت کنیم و به آن ارزش افزودهای را بیفزاییم.
احساس میکنم در «سوران» ارزش افزوده شکل گرفته است.
این تیم علاوهبر از اقتباس از کتاب، بخشهای ناگفتهای را که بنابه حساسیتهای زمان در کتاب نبود یا شهید سعیدزاده آن را ننوشته بود، به سریال اضافه شده است.
همت حوزه هنری بابت اقتباس از آثار منتشر شده خود منجر به شکلگیری سریال تلویزیونی «سوران» شد.
در اقتباس بن مایه حقیقت و واقعیت نهفته است، که هیچ ذهن خلاقه نمیتواند آن تخیل کند.
اگر به درستی اقتباس تصویرسازی شود، مخاطب ارتباط بهتری برقرار میکند.
مهر | فرهنگی و هنری | پنجشنبه، 08 تیر 1402 - 17:06
کادر پزشکی بهداری سپاه با کمک نیروهای محلی توانستند از دو حمام شهر به عنوان دو ایستگاه رفع آلودگی جهت استقرار زنان، مردان و کودکان استفاده کنند.
خلاصه خبر
علت این نامگذاری بمباران شیمیایی سردشت در سال ۱۳۶۶ توسط رژیم بعث عراق است.
ساعت چهار و نیم عصر یکشنبه هفتم تیر سال ۱۳۶۶ هواپیماهای جنگی ارتش بعث عراق، چهار نقطه شهر سردشت و سه نقطه در روستاهای اطراف آن را در استان آذربایجان غربی و کنار مرز عراق با ۷ بمب شیمیایی خردل و تاول زا مورد حمله قرار دادند.
دو بمب در بازار و دو بمب دیگر به دو منطقه مسکونی اصابت کرد و بقیه در باغهای مجاور شهر افتاد.
با توجه به ماهیت اثر گاز خردل، برخلاف گاز اعصاب که ناگهان همه بیماران در همان ساعت اول مراجعه میکنند، ساعت ساعت بر تعداد مصدومین افزوده میشد.
یک روز پس از حادثه، مصدومان بدحال با چندین پرواز از ارومیه و تبریز به تهران منتقل شدند.
تعداد زیادی از مصدومان بد حال به بیمارستان منتقل شدند.
در همان لحظات اولیه ۲۰ نفر شهید و حدود ۲ هزار نفر مجروح شدند.
ناآشنا بودن مردم با تبعات و آثار گاز خردل، چگونگی مواجهه با سلاحهای شیمیایی و اصابت بمبها به بازار و مناطق پر رفت و آمد شهری باعث افزایش شمار مصدومان و قربانیان این فاجعه شد.
بر اساس آمار رسمی از شهر ۱۲ هزار نفری سردشت ۸ هزار و ۲۵ نفر از این جمعیت در جریان این بمباران مصدوم شدند.
شهر را بمباران شیمیایی کردند، شش بمب خردل در شهر و چند بمب بیرون شهر انداختند.
کم کم عراق با موشکهای با برد زیاد و سلاحهای شیمیایی وارد جنگ شده بود که اوج قساوت آن بمباران شیمیایی حلبچه بود."
در روز نوشتهای کوتاه یک رزمنده جنگی از روز فاجعه بمباران شیمیایی سردشت تا ١٠ روز پس از آن آمده است:
دوشنبه ١٣ تیر ١٣٦٦؛ دیشب از ساعت ۲ بامداد تا ۷ صبح سردشت و حومه و بعضی روستاها مورد تهاجم توپخانه شدید عراق قرار گرفت که در نتیجه چند تن شهید و عدهای مجروح شدند.
سابقه ارتش بعث در بمباران شیمیایی
البته ارتش بعث عراق پیش از بمباران شیمیایی سردشت به کرات از این عمل که مصداق بارز جنایت جنگی محسوب میشود برای هدف قرار دادن غیر نظامیان استفاده کرده بود؛ اولین باری که ارتش عراق از سلاح شیمیایی در جنگ استفاده کرد مربوط به ۲۷ مهرماه ۱۳۵۹ در منطقه جنوب استان خوزستان بود.
در این سال عراق چهار بار از سلاح شیمیایی از نوع تاولزا (گاز خردل) استفاده کرد که یک مصدوم و ۲۰ شهید به دنبال داشت.
حملات شیمیایی ارتش بعث در سالهای ۶۰ و ۶۱ همزمان با عملیاتهای پیاپی رزمندگان ایرانی گسترش یافت.
بر اثر این حملات صدها نفر شهید و هزاران نفر مصدوم شدند.
در سال ۱۳۶۵ عراق در مناطق شلمچه، سردشت، خوزستان، بصره، کردستان، دیاله و ایلام ۴۳ بار از سلاح شیمیایی استفاده کرد که ۹ هزار و ۴۴۰ مصدوم ۴۴۲ شهید حاصل این حملات بود.
۳۶ سال از حمله عراق به سردشت میگذرد کسانی که نجات پیدا کردند هنوز از درد ناشی از بمباران شیمیایی رژیم بعث عراق رنج میبرند و با آثار و پیامدهای این بمباران دست به گریبان هستند.
مهر | فرهنگی و هنری | پنجشنبه، 25 خرداد 1402 - 11:57
«بانی» عنوان بیست و دومین قسمت از مجموعه مستند «آبروی کوچهها» است که جمعه ۲۶ خرداد حوالی ساعت ۲۲:۳۰ از شبکه پنج روانه آنتن میشود.
خلاصه خبر
از روزهای آبرسانی به مناطق محروم چهار دانگه و جفتوجور کردن جهیزیه نوعروسان شروع میشود و به فصل فعالیتهای فرهنگی، تشکیل گروههای سرود و نمایش و برپایی باشگاههای ورزشی برای محلات کمتر برخوردار چهاردانگه میرسد.
«آبروی کوچهها» کاری است از گروه معارف شبکه پنج به تهیهکنندگی رضا محمدنیا که هر جمعه حوالی ساعت ۲۲:۳۰ در جدول پخش برنامههای این شبکه قرار میگیرد.
مهر | فرهنگی و هنری | پنجشنبه، 25 خرداد 1402 - 11:57
رضا خط زیبایی داشت تفسیر آیات قرآن را با خط وکاغذ زیبانوشت و به چندجای دیوارهای خانه نصب کرد تا هیچوقت یادمان نرود که قرآن پشتوانه آغاز این زندگی بوده است.
خلاصه خبر
پس از ازدواج نیز در دانشگاه امام حسین (ع) ادامه تحصیل داد.
زمان حضورش در سوریه، اخلاق خوب، اخلاص، ادب و مقید بودن به نماز شب و روزه او را در میان همرزمانش شاخص کرده بود.
قرار اقامه نماز شب
از جمله شرطهایی که در دوران آشنایی و پیش از محرم شدن با رضا گذاشتیم اقامه نماز شب بود.
من متعهد شدم که هر شب نماز شب بخوانم.
بعد از ازدواج خواندن نماز شب از طرف من به خاطر دغدغه رسیدگی به بچهها کمرنگ شد، ولی از طرف رضا هرگز ترک نمیشد.
از ساعت ده و نیم تا دوازده و نیم شب درس میخواند و ساعت سه و نیم صبح برای نماز شب بلند میشد.
توصیه اش به من این شده بود که در دوران مأموریتش من حواسم به نمازهای یومیه به ویژه نماز شب باشد.
دوست دارم برای نماز شب بلند بشی.
میخوام احساس کنم که در کنار من تو هم نماز شب میخونی.» این را عادت کرده بودم که در مسیر اتوبان یا هر جای دیگر که اذان میگفت ماشین را نگه میداشت.
زیراندازی میانداخت و نمازش را میخواند.
ذکر قنوت نمازش هم معمولاً این بود: «ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قره اعین واجعلنا للمتقین اماما»
حالا کو تا شهادت!
با توکل و توجه به سیره ائمه (ع) زندگی ساده ای را در خانهای اجارهای آغاز کردیم.
از همان شروع زندگی حرف از شهادت مشترک دائماً میزد.
مهر | فرهنگی و هنری | پنجشنبه، 25 خرداد 1402 - 13:29
فراخوان سومین دوره دو سالانه انتخاب آثار برتر مدافعان حرم و جبهه مقاومت و جایزه قافله سالار شهدای مدافع حرم شهید حاج حسین همدانی منتشر شد.
خلاصه خبر
اختتامیه این جشنواره همزمان با هشتمین سالگرد شهادت سرلشکر پاسدار حاج حسین همدانی برگزار خواهد شد.
نشانی دبیرخانه این جشنواره به این ترتیب است: خیابان انقلاب، چهارراه ولیعصر، خیابان مظفر شمالی، جنب مرکز تبادلات کتاب، بن بست اول، پلاک ۴.
مهر | فرهنگی و هنری | چهارشنبه، 24 خرداد 1402 - 18:28
کتاب «مهمان کارون» نوشته محمد محمودی نورآبادی توسط انتشارات کتاب جمکران منتشر و راهی بازار نشر شد.
خلاصه خبر
عباس و علیرضا بیش از اینکه پدر و پسر باشند دوست و رفیق بوده اند.
رؤیای شبانه پدر، او را بی تاب تر می کند.
جای پسر را بلد نیست و به همین خاطر، ناچار است مقر به مقر و گردان به گردان دنبال دردانه اش بگردد…
تیمم کردیم و قامت بستیم به نماز.
شلمچه غرق در آتش بود.
از سجده رکعت اول که بلند شدم، تندتند رکعت دوم را شروع کردم.
دستهایم را به حالت قنوت بالا گرفته بودم.
همان لحظه بود که قنوت خواندن علیرضا را هم متوجه شدم.
خیلی زود داغی خون را از روی گونۀ طرف چپم حس کردم.
امام حسن سلام الله علیه :
وقد سُئلَ عنِ الشَّجاعةِ : مُواقَفَةُ الأقرانِ ، والصَّبرُ عِندَ الطِّعانِ .
امام حسن عليه السلام ـ در پاسخ به اين سؤال كه شجاعت چيست ؟ ـ : ايستادگى در برابر هماوردان و پايدارى در نبرد .
تحف العقول : ۲۲۶
تسنیم | فرهنگی و هنری | یکشنبه، 21 خرداد 1402 - 13:42
«درخت تنها» به قلم «حامد جلالی» از سوی انتشارات کتاب جمکران و با مشارکت ستاد ملی کنگره شهدای استان قم منتشر شد.
خلاصه خبر
«درخت تنها» روایت زندگی و حضور «حسین برزگر» از رزمندگان لشکر 17 علی بن ابیطالب قم در جبههها و بعد از پایان جنگ در تفحص شهدا است.
ایشان تا مدتها مسئول کارت و پلاک بوده و در قسمت کفن کردن و شناسایی شهدا فعالیت داشته است.
«آمار مفقودان دفاع مقدس صفر شد.»
مهر | فرهنگی و هنری | سه شنبه، 16 خرداد 1402 - 14:40
همسرشهیداینانلومی گوید: ارادت محمد کارخودش را کرد.او چون حضرت زهرا (ع) بینام و نشان و مانند امام رضا (ع) در کشوری غریب و چون علیاکبر (ع) در سن ۲۷ سالگی آسمانی شد.
خلاصه خبر
یک خواهر و دو برادر دارد و فرزند دوم خانواده است.
او مفقودالاثر بود تا اینکه پس از شش سال، در شهریور ۱۴٠٠ پیکر مطهرش شناسایی شده و به وطن بازگشت و در گلزار شهدای امامزاده طاهر (ع) کرج به خاک سپرده شد.
فاطمه عامرزاده همسر این شهید عزیز خاطراتی را از وی روایت میکند که مشروح آن در ادامه میآید:
من همسرم را با جان و دل و با دستهای خودم برای دفاع از اسلام و دفاع از عقیله بنیهاشم راهی سوریه کردم.
آخر شب که محمد با حال بدی به خانهی مادرم آمد.
بچهها داشتند باهاش خداحافظی میکردند، از خواب که بلند شدم، نمی دونستم کجام.
به تابوت نزدیک شدم.
خودم رو تو تابوت دیدم.
تو اون لحظه فقط حلما اومد جلو چشمم.» حلما تازه راه میرفت و "بابا" میگفت.
محمد خیلی به ائمه ارادت داشت ولی چهارتن از این بزرگواران همۀ زندگی محمد بودند؛ حضرت زهرا (ع)، امام حسین (ع)، امام رضا (ع) و علی اکبر (ع).
محمد در رکاب امام حسین (ع) و در صحرای کرب و بلای سوریه شهید شد، چون حضرت زهرا (ع) بینام و نشان و مانند امام رضا (ع) در کشوری غریب و چون علیاکبر (ع) در سن ۲۷ سالگی آسمانی شد او به هر آنچه دوست داشت رسید.
روزهای بی محمد بر من سخت میگذرد، همۀ دلتنگیهای همسرانهام را گذاشتهام پیش مادرمان حضرت زهرا و زینب علیهماالسلام تا در قیامت سرمان را بالا بگیریم و بگوییم اللهم تقبل منا هذا القلیل.
حلما دخترم، همراهمان بود.
حلما یکی از القاب حضرت زینب علیهاالسلام بود که همسرم به خاطر ارادت قلبی به خانم حضرت زینب علیهاالسلام این نام را برایش انتخاب کرد.
گفتم: «باشه دعا میکنم به آرزوت برسی.
اما اگه قرار شهید بشی، خوبه مثل حبیب بن مظاهر شهید شی.» محمد خندید و گفت: «بهترین عیدی بود که تو عمرم گرفتم.»
بعد دستانم را گرفت و گفت: «حواست به همه چی باشه.»
مفقودالاثر بود تا اینکه پس از شش سال، در شهریور ۱۴٠٠ پیکر مطهرش شناسایی شد.
یکی از دوستانش بود.
گوشی را که گرفتم پیامکی از طرف دوست محمد به برادرم آمد که «بیا همدیگه را ببینیم تا بگم چه اتفاقی برای محمد افتاده».
متوجه شدم اتفاقی افتاده و برادرم را قسم دادم، اما ایشان گفتند: «آقا محمد مجروح شده».
ظهر بود که پدر محمد با یکی از دوستانش تماس گرفت.