اصول دین معاد
باشگاه خبرنگاران | فرهنگی و هنری | جمعه، 18 فروردین 1402 - 15:56
تجربهگر در این قسمت از برنامه «زندگی پس از زندگی» از ترازوی اعمال خود در برزخ گفته بود که هر اعمالش در آنجا نشان داده میشد.
خلاصه خبر
«زندگی پس از زندگی» برنامهای متفاوت درباره مرگ و عالم ماوراست که شبکه چهار سیما برای لحظات افطار تدارک دیده است.
این برنامه روایت افرادی است که در تجربه مرگ تقریبی از کالبد جسم خارج شدند و عالم برزخ را درک کردند و بازگشتند.
باشگاه خبرنگاران | فرهنگی و هنری | سه شنبه، 15 فروردین 1402 - 12:35
تجربهگر در این قسمت از برنامه «زندگی پس از زندگی» از روزی گفت که همسرش حالش بد شده بود و او مطمئن بود که خانمش تا صبح زنده نمیماند.
خلاصه خبر
«زندگی پس از زندگی» برنامهای متفاوت درباره مرگ و عالم ماوراست که شبکه چهار سیما برای لحظات افطار تدارک دیده است.
این برنامه روایت افرادی است که در تجربه مرگ تقریبی از کالبد جسم خارج شدند و عالم برزخ را درک کردند و بازگشتند.
در این برنامه با سفر به نقاط مختلف ایران و جهان، مخاطبان برنامه مهمان روایتهای تجربهگران مرگ تقریبی از عالم غیب میشوند.
باشگاه خبرنگاران | فرهنگی و هنری | یکشنبه، 13 فروردین 1402 - 00:28
تجربهگر در برنامه «زندگی پس از زندگی» درباره باغ بهشتی که از نزدیک دیده بود، گفت: همینکه دستم را دراز کردم تا سیب بچینم، گفتند دست نزن.
خلاصه خبر
چراکه آنها نگذاشتند من سیب را بردارم.
«زندگی پس از زندگی» برنامهای متفاوت درباره مرگ و عالم ماوراست که شبکه چهار سیما برای لحظات افطار تدارک دیده است.
این برنامه روایت افرادی است که در تجربه مرگ تقریبی از کالبد جسم خارج شدند و عالم برزخ را درک کردند و بازگشتند.
در این برنامه با سفر به نقاط مختلف ایران و جهان، مخاطبان برنامه مهمان روایتهای تجربهگران مرگ تقریبی از عالم غیب میشوند.
باشگاه خبرنگاران | فرهنگی و هنری | جمعه، 11 فروردین 1402 - 00:12
در این قسمت از برنامه «زندگی پس از زندگی» تجربهگر بعد از تجربه نزدیک به مرگ، مسیر زندگیاش تغییر کرد.
خلاصه خبر
«زندگی پس از زندگی» برنامهای متفاوت درباره مرگ و عالم ماوراست که شبکه چهار سیما برای لحظات افطار تدارک دیده است.
این برنامه روایت افرادی است که در تجربه مرگ تقریبی از کالبد جسم خارج شدند و عالم برزخ را درک کردند و بازگشتند.
در این برنامه با سفر به نقاط مختلف ایران و جهان، مخاطبان برنامه مهمان روایتهای تجربهگران مرگ تقریبی از عالم غیب میشوند.
مهر | دین و اندیشه | دوشنبه، 07 فروردین 1402 - 07:02
انگیزه یابی برای مهار هواخواهیها، زیاده طلبیها، برتری جوییها، فرصت طلبیها و درگیر شدن در مسابقات غیر ضرور و آرامش سوز از آثار اعتقاد به معاد است.
خلاصه خبر
از میان عقاید دینی، اعتقاد به رستاخیز و معاد یکی از نافذترین و مؤثرترین باورها در جهت دادن به رفتار آدمی و تربیت و اصلاح اوست.بدون شک، ایمان به معاد تأثیر بسیار عمیق و گسترده ای در اعمال انسانها دارد.
سید حسین شرف الدین در گفت و گو با خبرنگار مهر، با اشاره به جایگاه «معاد» و برانگیختن انسانها در روز حساب در آیات و روایات، عنوان کرد: اعتقاد به معاد و استمرار حیات انسان در جهان آخرت (در رتبه بعد از اعتقاد به مبدآ) از مؤلفههای بنیادین اعتقادی در جهان بینی ادیان الهی از جمله اسلام و از اصول خدشه ناپذیر اعتقادی شمرده میشود.
شرف الدین تصریح کرد: اعتقاد به معاد و آثار آن علاوه بر اتکا و استناد به انبوه شواهد و دلایل درون متنی و منابع مفهومی دین، به طیفی از تجربههای شهودی رسوب یافته در نظام باورداشت های عمومی مؤمنان مستظهر است.
این استاد جامعه شناسی با بیان اینکه تردیدی نیست که برای داشتن یک جامعه رشد یافته و در مسیر تعالی و تقرب، التزام نظری و عملی عموم یا اکثریت آحاد جامعه به اصول اعتقادی، ارزشی، هنجاری و رفتاری یک مکتب وحیانی (جهان بینی و ایدئولوژی) ضرورت اجتناب ناپذیر دارد.
وی در خصوص آثار اعتقاد به معاد در زندگی فردی و اجتماعی تصریح کرد: همانگونه که در پاسخ به سوال اول به اجمال اشاره شد، داوری در خصوص کم و کیف آثار متفرع بریک اصل اعتقادی همچون باور به معاد هم میتواند به ادله عقلی و نقلی (آیات و روایات) و هم به ادله و شواهد تجربی (حکایات منقول از تجربههای مومنانه اولیای الهی و مردم عادی؛ بخشی از این تجربهها در سطح مردم عادی در سریالهای مختلف تحت عنوان «زندگی پس از زندگی» یا «زندگی مجدد پس از مرگ» که از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد، انعکاس یافته است.
کتاب «معاد شناسی» علامه تهرانی نیز به انعکاس برخی از این تجربهها پرداخته است) مستند باشد.
آثار اعتقاد به معاد در زندگی فردی و اجتماعی بشر
در مقیاس اجتماعی نیز همانگونه که اشاره شد، امکان برخورداری از آثار مترتب بر معاد باوری اکثریت مؤمنان در سطوح مختلف حیات جمعی، تابع وجود زمینههای محیطی و تمهیدات ساختاری و رفع موانع خواهد بود.
اهم این آثار عبارتند از: توجیه حکیمانه بودن خلقت (بدون وجود معاد و زندگی پس از مرگ، اساساً خلقت این جهان با هدف بستر سازی جهت زیست مطلوب انسان، بدلیل عدم امکان حصول نتایج منظور خالق حکیم در این جهان، ابتر میماند.
وی تصریح کرد: تحقق معاد حتی از دید کسانی که به قابلیتهای بیولوژیکی انسان نظر دارند نیز امری اجتناب ناپذیر است چه ساختار زیستی انسان، استعداد لازم برای زیست جاودانه یا حتی طولانی مدت در این جهان را ندارد؛ از طرفی، وقوع مرگ، جایگزینی طولی نسلهای انسانی در امتداد زمان و آفرینش پیاپی آنها را نیز فراهم میسازد.
علاوه اینکه وقوع مرگ و پایان یابی قهری عمر این جهان مقتضای سنت حکیمانه خداوند است که در منابع مربوط توضیح یافته است.
باشگاه خبرنگاران | فرهنگی و هنری | پنجشنبه، 03 فروردین 1402 - 17:13
این قسمت از برنامه «زندگی پس از زندگی» پای صحبتهای کسی نشسته بود که بعد از تصادف تمام لحظات زندگی مقابل چشمانش گذشت.
خلاصه خبر
به گفته این تجربهگر، در یک لحظه کل زندگی از مقابل چشمانم گذشت.
نمیدانم چه زمانی این صحنهها از مقابل چشمانم عبور کرد.
حین تصادف بود؟
با این حال، قسمتهای مهم زندگیام از مقابل چشمانم عبور کرد.
این لحظات گذشت تا به قسمت تصادف رسید.
آن زمان لحظه تصادف را از زمین ندیدم.
«زندگی پس از زندگی» برنامهای متفاوت درباره مرگ و عالم ماوراست که شبکه چهار سیما برای لحظات افطار تدارک دیده است.
تسنیم | فرهنگی و هنری | چهارشنبه، 28 دی 1401 - 12:28
حجت الاسلام رفیعی با اشاره به تبعات کوچک انگاریِ گناه، به روایتی از امام صادق علیه السلام درباره علت عمده مرگ ها اشاره کرد.
خلاصه خبر
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حجتالاسلام رفیعی در سخنانی با اشاره به تبعات کوچکانگاریِ گناه گفت: قرآن میفرماید به برخی از مشرکین وقتی میگفتند گناهان شما چیست، «قالُوا لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ» اگر خدا میخواست، (آن غیر معبودان را) عبادت نمیکردیم.
پس حتماً خدا نخواست که ما مشرک شدیم.
مهر | دین و اندیشه | دوشنبه، 26 دی 1401 - 09:10
کینه ابلیس نسبت به آدم از آنجا شروع شد که گفت آدم باعث شد که مرا از بهشت خارج کنند و از آن مقامی که داشتم ساقط شوم، و مورد لعن خدا قرار بگیرم. اگر آدم نبود مشغول عبادت خدا بودم.
خلاصه خبر
طوری که یک سوم آیات قرآن در مورد سرگذشت امتهای گذشته است که خداوند به منظور عبرت گیری انسانها این قصهها را بیان فرموده است.
شیطان در اصل، صفت و به معنای شرور است.
بنابراین فرق کلمه «ابلیس» با «شیطان» این است که شیطان یعنی شرور، اما ابلیس یعنی آن شخص خاصی که داستانی معروف در قرآن دارد و به او امر شد که به حضرت آدم به سجده کند و ابا کرد؛ إِلاَّ إِبْلِیسَ أَبَی وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ .[۲] از اینرو شیطان بر دیگران هم قابل اطلاق است و شیاطین جن و شیاطین انس هم داریم.
براساس همین معنای وصفی بود که امام آمریکا را شیطان بزرگ، به معنای بزرگترین شرور این زمان میدانست.
بعد از این شش هزار سال، خداوند آدم را آفرید و دستور داد که همه فرشتگان در مقابل آدم به خاک بیفتند، اما ابلیس قبول نکرد؛ قَالَ أَنَا خَیرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ .[۴] گفت اینکه موجود شریفتر در مقابل موجود غیر شریف به خاک بیفتد کار حکیمانهای نیست.
اگر بنا باشد یکی از ماها برای دیگری به خاک بیفتد باید آدم برای من سجده کند.
آخر من شش هزار سال است عبادت خدا میکنم این حالا تازه آمده است، آن وقت من بیاییم و برای این سجده کنم؟!
ابلیس ششهزار سال خدا را پرستش کرد اما موقع امتحان رفوزه شد و همه شش هزارسالش بر باد رفت.
اگر او میآید و ما را وسوسه و اغوا میکند، چهطور ما او را نمیبینیم؟!
همچنین قرآن میفرماید: جن موجودی است که مثل انسان مکلف است؛ یا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنسِ أَلَمْ یأْتِکُمْ رُسُلٌ مِّنکُمْ یقُصُّونَ عَلَیکُمْ آیاتِی وَینذِرُونَکُم ْ.[۷] جن و انس هر دو مکلفند و سورهای به نام سوره جن در قرآن داریم.
از شش هزار سال پیش از خلقت انسان، خداوند نقشه این را کشیده است.
در اینجا این پرسش مطرح میشود که این شیطان با این همه عبادت چهطور شد که رانده درگاه خداوند شد؟
وقتی شیطان فهمید که این امر شوخی نیست، و خدا از تکلیفش دستبردار نیست، و باید مثل فرشتگان در مقابل آدم به خاک بیفتد، گفت: لَمْ أَکُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ؛[۸] خداوند از او پرسید: تو چرا سجده نکردی؟
جواب داد: من کسی نیستم که برای چنین موجودی سجده کنم.
کسی که شش هزار سال عبادت کردهام، در مقابل کسی که تازه از خاک خارج کردهای سجده کنم؟!
کینه ابلیس نسبت به آدمیزاد از اینجا شروع شد که گفت آدم باعث شد که من را از بهشت خارج کنند و از آن مقامی که دارم ساقط شوم، و مورد لعن خدا قرار بگیرم.
اگر آدم نبود ما مشغول عبادت خدا بودیم و در کنار فرشتگان مقام و منزلتی داشتیم!
این آدم که پیدا شد باعث شد ما گرفتار شویم!
این جریان اتفاق افتاد تا اینکه خدای متعال به حضرت آدم فرمود شما از این درخت بهشتی نخورید!
بهشتی بود و آدم و حوا در آنجا بودند و ابلیس هم به آنجا راه داشت.
شیطان فهمید که خدای متعال به حضرت آدم و حوا امر فرموده که از این درخت استفاده نکنند.
نزد حضرت آدم آمد و خیلی با ادب و احترام با او سخن گفت.
به صفات علیای الهی و اسماءی حسنای الهی سوگند خورد که من میخواهم یک خیرخواهی برای شما بکنم؛ وَقَاسَمَهُمَا إِنِّی لَکُمَا لَمِنَ النَّاصِحِینَ .[۱۰] در روایات دارد که حضرت آدم و حوا با آن فطرت پاکی که داشتند باور نمیکردند کسی جرئت کند قسم دروغ به خدا بخورد.
گفت: میدانید چرا خدا گفته از این درخت نخورید؟
خدا خواسته است شما ملک نشوید.
بالاخره آدم و حوا تحت تأثیر واقع شدند و از آن درخت تناول کردند.
در برخی از احتجاجاتی که با ائمه اطهار سلاماللهعلیهماجمعین شده، سؤالاتی از این قبیل مطرح شده است که خدا آدم را برای بهشت خلق کرد یا برای جهنم؟
خداوند میدانست که شیطان این وسوسه را میکند یا نه؟
و اگر میدانست، چرا او را به بهشت راه داد تا وسوسه کند؟
پاسخ حقیقی این پرسشها آن است که تدبیر خداوند این بود که خلیفهاللهی پیدا شود که همه امتحانات را پشت سر بگذارد و ثابت کند که در همه شرایط اطاعت خدا میکند.
اگر آنجا بودند فقط همان آدم و حوا باقی میماندند و من و شمایی به وجود نمیآمدیم.
باید آدم و حوا به این عالم بیایند تا فرزنددار شوند و این همه برکات پیدا شود.
آنها حکمتهای خداست و ما هر چه فکر کنیم به کنهاش نمیرسیم.
مهر | دین و اندیشه | دوشنبه، 26 دی 1401 - 12:38
این کارشناس مذهبی گفت: درست است که انسان کافر ۸۰ سال کفر می ورزد اما نتیجه این کفر ورزی آن است که او همه سرمایههای عمر خود را در این راه صرف میکند
خلاصه خبر
در این کلیپ حجت الاسلام والمسلمین رفیعی با بیان شبههای اظهار داشت: بعضیها شبهه میکنند و میگویند یک نفر ۸۰ سال کافر بوده پس به اندازه همان هشتاد سال در جهنم باقی بماند چرا تا ابد باید در جهنم باقی بماند؛ بعضی از آثار با جرم از نظر زمانی قابل مقایسه نیست برای مثال وقتی یک قاتل انسانی را به قتل میرساند شاید واقعه قتل در بازه زمانی پنج دقیقه بدهد اما قاضی برای مجازات قاتل رأی به اجرای حکم اعدام و یا حبس ابد میدهد چرا که گناه صورت گرفته بسیار بزرگ بود.
مهر | دین و اندیشه | شنبه، 24 دی 1401 - 08:12
اگر دل کسی آنچنان عاشق دنیا شد که در کنارش محبت دیگری امکان نداشت، پیداست که این محبت با آخرتخواهی جمع نمیشود.
خلاصه خبر
طوری که یک سوم آیات قرآن در مورد سرگذشت امتهای گذشته است که خداوند به منظور عبرت گیری انسانها این قصهها را بیان فرموده است.
امکان جمع دنیا و آخرت
در مطلب گذشته سؤالی درباره امکان جمع بین دنیا و آخرت مطرح کردیم.
دنیا و آخرت بهعنوان دو بخش از زندگی هر انسان
همانگونه که اشاره شد، واژه دنیا و آخرت کاربردهای مختلفی دارند.
در این کاربرد، منظور از دنیا و آخرت دو بخش از حیات هر انسان است.
دنیا و آخرت بهعنوان دو نظام در عالم هستی
اما در عالم آخرت اینگونه نیست.
دنیا و آخرت در این کاربرد، دو نوع عالم است که با دو نظام اداره میشود.
دنیا و آخرت بهعنوان دو مفهوم اخلاقی
کاربرد دیگر دنیا و آخرت مربوط به خود انسان است که خودش را اهل دنیا یا اهل آخرت کند.
مَن کَانَ یرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ وَمَن کَانَ یرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیا نُؤتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِن نَّصِیبٍ؛ [۴] بحث سر دنیاخواهی است.
کسی که آخرت را میخواهد یعنی کسی که به آخرت دلبستگی دارد.
محبت دنیا و آخرت طیفی از تعلق، میل، توجه و وابستگی را شامل میشود.
محبت اهلبیت جلوهای از محبت پیامبر است.
نمیشود انسان خدا را دوست بدارد، اما پیغمبرش را دوست نداشته باشد.
وقتی انسان بداند که این پیغمبر محبوبترین بنده خداست، نمیتواند او را دوست نداشته باشد.
خداوند متعال سنتهایی دارد که آنها را اعمال میکند.
همین احسانش باعث میشود که خدا نعمت دنیا و عمرش را زیاد کند.
اما آخرت این طور نیست.
روشن است که این کاربرد از دنیا و آخرت مربوط به دل و کار انسان است.
جمع خیر دنیا و آخرت
یعنی ما تا در دنیا هستیم آنچه به حسب سنتهای حاکم بر این عالم برای ما میسر میشود از ما مضایقه نشود، و در آخرت هم از نعمتهایی که خداوند در قرآن گفته است بهرهمند شویم.
حتی ممکن است در این دنیا خداوند به بندهای از بندگانش آن چنان قدرت، سلطنت و عزتی دهد که نمونه دیگر نداشته باشد.
حضرت سلیمان از خداوند خواست که رب هب لی ملکا لا ینبغی لاحد من بعدی.
به حسب ظاهر، این دعا مستجاب شد و خدا به حضرت سلیمان که از انبیای بزرگ بود و مقاماتش در آخرت محفوظ است، سلطنتی داد که به هیچ انسان دیگری نداده است.
نتیجه اینکه جمع میان لذائذ دنیا و لذائذ آخرت برای انسان ممکن است.
میتوانیم از خدا بخواهیم که این امکان را به فعلیت برساند و بهترین لذتها را در دنیا ببریم و در آخرت نیز از بهترین نعمتهای بهشتی بهرهمند شویم.
بسیاری از ما آخرت را واقعاً دوست داریم.
اسلام را پذیرفتهایم، محبت اهل بیت را داریم، برای اطاعت خدا نماز میخوانیم و روزه میگیریم و….
همه اینها برای این است که آخرت را دوست داریم.
اما به جاهایی میرسد که خود خدا هم فرموده که اینها قابل اغماض نیست و با بهشت جمع نمیشود.
مراتب غیرقابلجمع محبت دنیا و آخرت
انسان نمیشود هم عاشق دنیا باشد و هم عاشق آخرت.
خداوند دو دل برای آدمیزاد قرار نداده است.
عاشق دنیا در راه رسیدن به آن فجیعترین گناهان را مرتکب میشود.
خداوند میفرماید: إِنَّ اللّهَ لاَ یغْفِرُ أَن یُشْرَکَ بِهِ وَیغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَن یشَاء؛ [۶] خداوند شرک را نمیآمرزد.
در این صورت ممکن است کار انسان به جایی برسد که خدا را هم فراموش کند.
بنابراین عدم جمع دنیا و آخرت کلیت ندارد و میتوان بعضی از محبتهای دنیا را با محبتهای آخرت جمع کرد.
در این صورت این محبت شعاعی از محبت خداست.
اگر کسی واقعاً با این دید به دنیا نگاه کند (نه ادعا)، اگر همه عالم را هم دوست بدارد به محبت خداییاش ضرر نمیزند، زیرا این محبت فرع محبت خدا و شعاعی از محبت اوست و با هم تزاحم ندارند.
اگر کسی عالم را فقط به عنوان مظاهر الهی ببیند، هر چه هم به آن محبت داشته باشد، مزاحم محبت خدا نیست.
نتیجه اینکه با چهارمعنایی که برای دنیا گفته شد، احتمال جمع شدن دنیا و آخرت تفاوت میکند.
اگر به این معنا باشد که انسان عاشق دنیا باشد و کاملاً دلش را در اختیار لذتهای دنیا بگذارد، این هم با آخرت نمیسازد؛ اما اگر عشق کامل به دنیا نباشد، کمابیش با آخرت میسازد و بستگی به این دارد که کدام محبت بیشتر باشد.
وقتی کسی عاشق آخرت است، محبت خدا در دلش اصیل است و احکام خدا را بهتر رعایت میکند.
در این صورت گاهی میبیند برای رسیدن به خواسته دنیوی باید حکم خدا را زیر پا بگذارد، و کمکم حکم خدا که هیچ، (العیاذ بالله) خود خدا را میخواهد زیر پا بگذارد؛ ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَی أَن کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یسْتَهْزِؤُون.
اعراف، ۱۷۵-۱۷۶.