بار الها، می ستمايت آنگاه كه ترانه معرفت را بر تار و پودم چنگ می زنی و جان و دلم را در قنوت خواستگاههايم ، به معراج می رسانی و در دستان منتظر ياري، گلبوته اميد می كاری و در قلب پر تپش نگاه، شبنم ياس مي نشاني و عزم را استوار می نمايی.
خدايا زيبايی با تو شروع شد و راه يافتگان با ياد تو سر بلند كردند و زيبا سروش شدند، زيبا نگريستند و زيبا زيستند و زيبا راه يافتند و بر عرش زيبائيها، آن همه خوبی و زيبائی را در تو ديدند آن همه گفتنيها با تو جلا يافت و آن همه رفتار به زيور خواست تو زيبنده گشت و اين همه يعني با همة خوبيها آميختن و با همة شوكت نشست و برخاست كردن و بر درگاه تو سجده كردن، كه تو ای خدای مهربان، تو به وادی انسانها شكوه اوج گرفتن بخشيدی.
خدايا ما را با تو بودن، شرايطش اخلاص و محبت است، و اين همه در عشق به تو تجلی می يابد، آنگاه كه بر تمامی راه بی انتهايت، ساية مهر می گسترانی
چگونه می توان با تو بود و خود را تنها ديد، آنسان كه فطرت انسان، به نور سرشته شده باشد و لطف غنی تو رازق سفره بندگانت باشد.
پس ای خداوند بخشنده مهربان! بر همه بندگانت روزی حلال ارزانی دار و آنان را بندگانی شاكر و ساعی قرار ده، تا تلاش نمايند و نعمتهای فراوان تو را در راه اعتلای انسانيت صرف نمايند.
گل افشان گل محمدی