کربلا، بام زمین است و سبب اتصال به آسمان؛ کربلاییان در هنگامهای تفتیده، سقایت تاریخ را بر عهده گرفتهاند. در ظاهر، واژههای زلال معنا شکسته، چاکچاک شده و به خون غلطان است؛ اما همین جماعت زخمی زیرساخت قاموس بزرگ مهدوی را شکل دادهاند. ازاینروست که کربلا حقّ بزرگی بر انقلاب جهانی امام زمان (علیهالسلام) دارد.
کربلا در ظاهر کویر سکوت است، با خیمههایی نیمسوخته و مشکهایی شرحه؛ اما در باطن زمزم است که اهل معنا از آن کام میگیرند.
یکی از قهرمانان کربلا، فرزند رشید امام حسین (علیهالسلام)، حضرت علی اکبر (علیهالسلام) است. او که در خَلق و منطق به حضرت محمد (ص) میماند، رازدار لحظههای خلوت پدر، با نگاهی که مهر محمدی(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) را به یاد میآورد و با قامتی به بلندای اندیشۀ علی(علیهالسلام).
ولادت حضرت علی اکبر (ع)
حضرت علی اکبر (علیهالسلام) در یازدهم شعبان سال سیوسوم هجری، پیش از کشته شدن عثمان، چشم به جهان گشود.
این گفتۀ شیخ جلیلالقدر، ابنادریس حلّی که در بخش مزار کتاب السرائر آمده که وی در زمان عثمان متولد شد، درست است. بهاینترتیب، آن حضرت در روز عاشورا، حدوداً بیستوهفتساله بوده است. دلیل آن، اتفاقنظر مورخان و نسبشناسان است که ایشان از امامسجاد(علیهالسلام) که در کربلا بیست و سه سال داشته، بزرگتر بوده است.
کنیه حضرت علی اکبر (ع)
علی بن حسین بن علی بن ابیطالب، معروف به علی اکبر، کنیهاش ابوالحسن (۳۳-۶۱ق)، فرزند امامحسین(علیهالسلام) و از شهدای کربلا در قیام امامحسین(علیهالسلام) است.
جدّش، امیرالمؤمنان، امام علی (علیهالسلام) شجاعی است که هیچ قدرتمندی در مقابلش توان و یارای مقاومت ندارد. شخصیتی که هرگز از دشمن گریزان نبود، او حیدر تکرار است.
پدرش حسین بن علی(علیهالسلام) نیز در شجاعت شیر بیشۀ میدان نبرد است؛ پس او دارای شجاعت حسینیه است. عمویش امام حسن (علیهالسلام) فاتح جنگ جمل و نبرد صفین است. عموی دیگرش قمر بنیهاشم، حضرت عباس (علیهالسلام)، سپهسالار امامحسن(علیهالسلام) و علمداری امامحسین(علیهالسلام) در کربلا است.
لقب حضرت علی اکبر (ع)
علی بن الحسین به (اکبر) ملقب شد؛ زیرا از امام زینالعابدین(علیهالسلام) بزرگتر بود. امام سجاد (علیهالسلام) این مطلب را در پاسخ ابنزیاد ملعون که پرسید: «مگر خداوند علی را در کربلا نکشت؟» فرمود: «من برادری بزرگتر، به نام علی داشتم که شما او را کشتید.»
ابنجریر طبری میگوید که حمید بن مسلم گفت: «علی بن الحسین اصغر را دیدم؛ درحالیکه بیمار بود و علی اکبر (علیهالسلام)، فرزند امامحسین(علیهالسلام) بود و از او نسلی نماند که مادرش امّ ولد بود.»
علی اکبر (علیهالسلام) با پدرش کنار نهر فرات در کربلا به شهادت رسید و فرزندی نداشت. علی اصغر(علیهالسلام) نیز در کربلا همراه پدرش بود. وی بیست و سه سال داشت و بیمار بود.
قرمانی میگوید: «شمر ملعون برای کشتن علی اصغر(علیهالسلام) که بیمار بود، تلاش کرد.»
دمیری در حیات الحیوان در مادۀ (بغل) گفته است: «علی اصغر به زینالعابدین(علیهالسلام) ملقب بود. برادر بزرگتری داشت، به نام علی اکبر که در کربلا با پدرش شهید شد.»
مادر حضرت علی اکبر (ع)
شیخ مفید(رحمتالله) در ارشاد و برخی مورخان از قبیل ابناثیر در کامل، یعقوبی در تاریخ خود، طبری در تاریخ خود، فخر رازی در کتاب الشجرة مبارکه، شیخ طوسی(رحمتالله) در رجال خود، مرحوم سپهر در ناسخالتواریخ؛ مادر آن بزرگوار را، لیلی دختر ابوعروه ثقفی میدانند.
اما سبط بن جوزی در کتاب خود به نام تذكرة الخواص و خوارزمی در کتاب مقتل خود، اسم مادر علی اکبر (علیهالسلام) را آمنه میدانند. ابنشهرآشوب مازندراني در كتاب مناقب، نام مادر علي اكبر را «برّه» ميداند و در مقتل ابي اسحاق اسفرايني، نام مادر او «شهربانو» آمده است.
پدر لیلی، ابومرّه پسر عروه مسعود ثقفی است. در نسب او، شخصیتی مثل عروه وجود دارد که در کتاب الاصابة ابنحجر از پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) نقل شده که مثل عروه، مثال صاحب یاسین است که قوم خود را بهسوی خدا خواند؛ ولی او را کشتند.
حضرت علی اکبر (ع) شبیه کیست؟
مورخان در میان خانوادۀ پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم)، از کسی که در تمام صفات شبیه پیامبر باشد، بهجز علی اکبر نام نبردهاند.
سخن امامحسین(علیهالسلام) دربارۀ فرزندش علی اکبر (علیهالسلام) به هنگام عزیمت به میدان نبرد این است: «خدایا گواه باش شبیهترین مردم به رسولت در خلقت و اخلاق و سخن گفتن بهسوی اینان رفت. هرگاه مشتاق پیامبرت میشدیم، به او نگاه میکردیم.» گویای این حقیقت است که علی اکبر (علیهالسلام) آینۀ جمال نبوی و نمونۀ کمالات آن جناب و در سخن گفتن، نمونۀ کامل حضرتش بود.
فضایل حضرت علی اکبر (ع)
از ابتدای جوانی، آثار عظمت و جلالت و انوار فضایل از سیمای مبارکش میدرخشید. بخشش نبوی از وجودش فراوان میریخت. در مجد و شرافت و بزرگواری، رسول خدا(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) را به یاد میآورد. به تمام خصال خیر پیچیده شده بود و بر قلۀ مناقب ایستاده بود. زبان از وصفش ناتوان و دشمن چارهای جز خضوع در برابر فضایل فراوان و بیمانندش ندارد.
حضرت علی اکبر (علیهالسلام) استعداد بلاغت و فصاحت را بهوسیلۀ فراگیری علم و دانش در دانشگاه حسینی بارور ساخت. او در دامن ولایت رشد و نمو کرده و جوانی آراسته به زیور کمالات انسانی و مبلّغی دارای سعهصدر، کرم و سخاوت، حلم و بردباری، تواضع و فروتنی و همیشه ساکت و آرام و کمصحبت بود. در روز عاشورا، پیوسته خود را به حسب و نسب عالی و خاندان نبوت و ولایت معرفی میکرد، بدون اینکه تکبری ورزد.
گواه ما، اعتراف دشمن مكار و سرسخت اهلبيت(عليهمالسلام) يعني معاويه است. روزي از سردمداران و دولتمردان حاضر در جلسه پرسيد: «سزاوارترين مردم براي اين امر (خلافت) كيست؟» گفتند: «تو هستي.» معاويه گفت: «نه، سزاوارترين مردم براي حكومت، علي بن الحسين است كه جدّش رسول خداست و شجاعت بنيهاشم، سخاوت بنياميه و بزرگمنشي ثقيف را داراست.»
معاویه میدانست که تمامی فضایل علی اکبر (علیهالسلام) از اجداد مطهرش است؛ اما خود را به غفلت زد و بهخاطر غرضهای پنهانیاش، دیگران را هم در آن فضایل دخالت داد که موارد زیر از آن جمله است:
- میخواست خلافت را از امامحسین(علیهالسلام) که از جانب پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و امیرالمؤمنان(علیهالسلام) که نصّ بر امامت بود، بگرداند و شخص دیگری را در برابر امامحسین(علیهالسلام) که مرجع امّت در مسائل علمی و گرفتاریها و حلوفصل مشکلات بود، عَلَم کند.
- میخواست ارزش شرایط خلافت را که در سه امر علم، عصمت و نص منحصر بود، تغییر دهد؛ زیرا او هیچیک را نداشت (بلکه از جانب اهلبیت(علیهمالسلام) مورد لعن واقع شده بود).
- میخواست فضیلتی را برای قوم خود اثبات کند تا همتراز قبایلی چون بنیهاشم و ثقیف شود؛ اما موفق نشد. همگان میدانستند خاندان امیه از زمان جدّشان، عبد شمس، هیچ فضیلت و احترامی نداشتند.
حضرت علی اکبر (ع) در شب عاشورا
شب عاشورا چه شبی است؟ شب غمبار و دردناک، یا شب جولانگاه عشق؟! شبی که انتظار شهادت و دیدار معبود را در بر دارد. شب آخر زندگی است. شب پیمان بستن با آرمانهای حسین(علیهالسلام)، شب وداع با یاران، شب دیدن اطفال نالان، شبی که فصول تاریخ اسلام را به خود جلب کرده، شبی که رعب و وحشت در او نیست. شب سبقت در کمال و ادب، شب فداکاری و شجاعت، شب دیدن بهشت.
ازاينروست كه اصحاب و بنيهاشم با يكديگر وداع ميكنند. در آن شب بنيهاشم يكديگر را سفارش ميکردند كه نگذارند اصحاب بر آنان سبقت بجويند. اصحاب نيز يكديگر را سفارش ميكردند كه نگذارند بنيهاشم بر ما سبقت گيرند.
یکی از افرادی که حاضر نبود دیگران بر او سبقت جویند، حضرت علی اکبر (علیهالسلام) است. از همینجاست که اکثر مورخین مینویسند: «اول کشتۀ بنیهاشم در کربلا، حضرت علی اکبر (علیهالسلام) است.» این اول بودن، نهتنها ادب آن سرور را میرساند؛ بلکه اوج کمال و ایمان او را بیان میکند.
از زیارت ناحیۀ مقدسه معلوم میشود که حضرت علی اکبر (علیهالسلام)، اولین شهید از اهلبیت اطهار(علیهمالسلام) بود که میفرماید: «والسلام علی قول قائل، من نسل خیر سبیل، من سلاله ابراهیم الخلیل؛ درود خدا بر اولین کشتهشدۀ کربلا (از بنیهاشم)، از نسل بهترین زادگان، از دودمان ابراهیم خلیلالله» که این مورد تأیید تعدادی از بزرگان، از قبیل شیخ مفید و سید بن طاووس است.
ناری القری لقب کیست؟
يكي از خصایل حضرت علی اکبر (علیهالسلام) نسبت به ديگران مهربان بودن، كمك كردن و دستگيري كردن است؛ بهحدي كه شعلۀ وجودش فروزان گردد و ديگران به واسطۀ او هدايت جويند.
از اولاد ائمه(علیهمالسلام) چند نفر را كريم و سخي دانستهاند و در حقّ هيچيك از آنها صفت «ناري القري؛ شعله فروزان» را ذكر نكردهاند؛ مگر در حقّ حضرت علي اكبر (عليهالسلام).
در نامۀ دانشوران ناصري آوردهاند: «در ميان عرب رسم است كه در شبهاي تاريك، آتش ميافروزند تا عابرين و واردين بهوسيلۀ آتش راهي پيدا كرده و بهآساني به مقصد برسند و بر ايشان ميهمان بشوند. آن آتش را ناري القري گويند. اگر احياناً فصل زمستان باشد و باد تندي بوزد كه نتوان آتش افروخت، سگهاي قبيله را در اطراف چادرها متفرق ميسازند تا آنها متوحش شده و بانگ بزنند. از اين طريق، گمشدگان صحرا راهي بيابند و بر ايشان مهمان بشوند.»
اين صفت همواره منسوب به شبه پيامبر(صلياللهعليهوآلهوسلم)، يعني علي اكبر (عليهالسلام) است؛ چه اينكه آن بزرگوار، چراغ هدايت بهسوي امام است. علاوهبر كريم و سخي و مهماننواز بودن آن سرور، هركس با وجود مقدس سيدالشهدا(عليهالسلام) كاري داشت، به ايشان مراجعه ميكرد.
حضرت علی اکبر (ع)، وارث شجاعت
یکی از علل مهم و اصلی ملکۀ شجاعت، عامل وراثت است. حضرت علی اکبر (علیهالسلام) وارث دو شجاعت بینظیر بوده؛ یکی شجاعت حیدری و دیگری شجاعت حسینی.
مورخان تصریح کردهاند که حضرت علی اکبر (علیهالسلام) در میدان مبارزه، آنچنان شجاعتی از خود نشان داد که صدای شیون و ناله از لشکر بلند شد و همه از اطراف او فرار میکردند. حتی در اولِ مبارزه کسی جرئت پیدا نمیکرد تا با جوان هاشمی (علی اکبر علیهالسلام) مبارزه کند. زیرا آن بزرگوار وابسته به خاندانی است که هرکدام در شجاعت زبانزد مردم هستند.
آنچه مسلم است، آن شاهزاده عالیمقام تعداد زیادی از دشمنان را به جهنم فرستاد. تعداد کشتهها را شمارش نکردهاند؛ ولی در بعضی تواریخ، تعداد کشتهها را در حملۀ اول هشتاد نفر و در حملۀ آخر صد و بیست نفر نوشتهاند.
در کتابهایی مانند مجالس شیخ صدوق(رحمتالله) و از وقایع و از حوادث، به نقل از امامصادق و امامسجاد(علیهماالسلام)، آمارهای دیگری هم آمده است: شصت و دو نفر، چهل و پنج نفر، پنجاه و چهار نفر، هشتاد و یک نفر.
حضرت علی اکبر (علیهالسلام) در کربلا مثل پروانه، گرد شمع ولایت میچرخید و حافظ خیام حرم بود. آن آقازاده نسبت به امام نزدیکترین فرد محسوب میشد. هرکس به امامحسین(علیهالسلام) حاجتی داشت، به او مراجعه میکرد.
مأموریتهای حضرت علی اکبر (ع) در عاشورا
شاهزاده علی اکبر (علیهالسلام) چند مأموریت حساس را در حماسه عاشورا عهدهدار بود:
- در ظهر عاشورا، هنگام خواندن نماز ظهر (نماز خوف)، عدهای اقتدا کردند و عدهای جلوی آنها صف کشیدند. دو نفر از آنها در این حال شربت شهادت نوشیدند. امامحسین(علیهالسلام) با اینکه حجاج بن مسبوق مأمور اذان گفتن بود، جوان برومندش را مأمور اذان گفتن کرد و فرمود: «عزیزم، اذان بگو تا نماز بخوانیم»؛ زیرا بسیار مایل بود صدای دلنوازش را بشنود.
- در حدیثی از امامصادق(علیهالسلام) نقل کردهاند: «امامحسین(علیهالسلام) حضرت علی اکبر (علیهالسلام) را با سی نفر فرستاد تا برای خیام حرم آب بیاورند.»
وجوه مشترک میان حضرت ابوالفضل(ع) و حضرت علی اکبر (ع)
موارد مشابهی در زندگانی آن دو بزرگوار را بیان میکنیم:
- در روز عاشورا، برای قمر بنیهاشم(علیهالسلام) اماننامه آوردند. همچنین هنگامی که حضرت علی اکبر (علیهالسلام) به میدان رفت. شخصی از آن طرف فریاد زد: «ای علی! تو با امیرالمؤمنین یزید خویشاوندی داری و ما میخواهیم خویشاوندی تو را رعایت کنیم. اگر میل داری تو را به محفل امنی ببریم.» علی اکبر (علیهالسلام) فرمود: «خویشاوندی رسول خدا(صلياللهعليهوآلهوسلم) را باید مراعات کرد.»
- وجه شباهت دیگر میان این دو آقازاده، سلام تودیع است. در آخرین لحظات زندگی، هنگامی که قمر بنیهاشم از اسب به روی زمین افتاد، فرمود: «علیک منّی السلام یا أباعبد اللَّه!» چون امام، کلام برادر را شنید، بسان عقابی تیز بر سَرش فرود آمد. همچنین وقتی حضرت علی اکبر (علیهالسلام) از بالای اسب بر زمین افتاد و او را با ضربات شمشیر قطعهقطعه کردند، فرمود: «یا أبتاه! علیک منّی السلام.»
- سر نازنین حضرت قمر بنیهاشم(علیهالسلام) را شکافتند. همینطور سر مبارک جوان حضرت سیدالشهدا(علیهالسلام) را نیز شکافتند. فردای قیامت آن دو آقازاده، با سر شکافته و خونآلود از پیروانشان دستگیری خواهند نمود.
- حضرت عباس و علی اکبر (علیهماالسلام)، هر دو شجاع و قدرتمند بودند و لشکریان دشمن از آن دو بزرگوار در هراس بودند.
- بعضی از ارباب مقاتل مینویسند: «حضرت ابوالفضل و علی اکبر (علیهماالسلام) هر دو موفق شدند در روز عاشورا از میان لشکر انبوه دشمن عبور کنند و از شریعه آب بردارند.»
- حضرت عباس و علی اکبر (علیهماالسلام) هر دو در اوج مرتبۀ یقین نشسته بودند و نسبت به امام زمان خویش نهایت اخلاص و مردانگی داشتند.
- حضرت عباس و حضرت علی اکبر (علیهماالسلام) در برترین مرتبه عصمت و پاکی بعد از ائمۀ هدی(علیهمالسلام) نشستهاند. هر دو یکهتاز عرصۀ علم و ادب، کمال و فضیلت، مهر و محبت، مروت و مردانگی، اخلاص و ورع، شجاعت و ایستادگی در برابر دشمن هستند و والاترین قهرمانهای تاریخ به شمار میآیند.
وداع حضرت علی اکبر (ع) از اهل حرم
پس از اینکه تمام اصحاب و یاران ابیعبدالله(علیهالسلام) به شهادت رسیدند، آن آقازاده از پدرِ بزرگوارش اجازه مبارزه گرفت و امامحسین(علیهالسلام) به او اجازه داد.
حضرت علی اکبر (علیهالسلام) با اهل حرم خداحافظی کرد و با آنها بدینگونه سخن گفت: «سلام بر تو ای برادر! و بر شما ای اهلبیت اطهر! این آخرین سلام و کلام است و شما مرا جز در بهشت نخواهید دید.»
صدای گریه و زاری بلند شد. همگی از جای جستند و دور او حلقه زدند و دستها در آغوشش گرفتند و هریک چنان ناله و گریه کردند که بیهوش شدند و بر خاک افتادند.
در کتاب الدمعة الساکبة نوشتهاند که هنگامی که حضرت علی اکبر (علیهالسلام) عزم میدان کرد، زنها دور او جمع شدند و به او گفتند: «به غُربت و بیکسی ما رحم کن و تعجیل به قتال مکن؛ چون تحمل دوری تو برای ما سخت است.»
وداع خصوصی حضرت علی اکبر (ع) با امامسجاد(ع)
از امام زینالعابدین(علیهالسلام) روایت کردهاند که من روز عاشورا به مرض شدیدی گرفتار بودم، ناگاه دیدم یکی آهستهآهسته دستوپای مرا میبوسد. نظر کردم، دیدم برادرم علی اکبر (علیهالسلام) است که در کمال ادب روی پایم افتاده و صورت خود را به کف پایم میمالد. گفتم: «ای برادر تو را چه میشود که حالتت دگرگون و گریانی؟!» گفت: «پدر تنها مانده و یارانش کشته شدهاند. قصد دارم که جانم را نثارش کنم.»
وداع امامحسین(ع) حضرت علی اکبر (ع)
علی اکبر (علیهالسلام) در آخرین لحظات، با عمهها و خواهرها و سایر زنان که هشتاد زن از کوچک و بزرگ دور او را احاطه کرده بودند، خداحافظی کرد. با پدر بزرگوارش نیز وداع کرد و سیلاب اشک از چشمان مبارک حسینِ فاطمه جاری شد، پس او را در آغوش گرفت و چون گل او را میبویید و ناله میکرد.
چون علی اکبر (علیهالسلام) عازم میدان گردید، از پدر بزرگوارش اجازۀ جهاد طلبید. حضرت به او اذن داد. پس آن حضرت بانگ بر عمر سعد زد: «از ما چه میخواهی؟ خداوند رَحِم تو را قطع کند! و هیچ کار را بر تو مبارک نگرداند! و بعد از من کسی را بر تو مسلط کند که در بستر سرت را ببرد؛ چنانکه رَحِم مرا قطع کردی و قرابت و خویشی مرا با رسول خدا(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) مراعات نکردی.»
پس به آواز بلند این آیه را تلاوت فرمود: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَی آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبراهِیمَ وَآلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِینَ ذُرِّیةً بعضها مِنْ بعْضٍ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ بهیقین، خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آلعمران را بر جهانیان برگزید. آنها فرزندان و نسلی بودند که در فضیلت و برتری، بعضی از بعض دیگر گرفته شده بودند و خداوند شنوا و داناست.»
با توجه به این آیۀ شریفه که مربوط به پیامبران الهی و اوصیای آنان است، از تلاوت آن توسط امام در چنین موقعیتی مشخص میشود که حضرت علی اکبر (علیهالسلام) دارای مقامات عالی و کمالات نفسانی و شایستۀ مقام امامت بودهاند.
در کتاب روضة الاحباب نقل کردهاند که امامحسین(علیهالسلام) به دست خود، لباس جنگ به قامت حضرت علی اکبر (علیهالسلام) پوشانید و کلاهخودی فولادی بر سر او گذاشت. کمربند چرمی که از علی مرتضی(علیهالسلام) به یادگار داشت، بر کمر وی بست. شمشیر مصری بر میان او حمایل کرد و اسب عقاب را به او داد تا سوار شود و او را بدینگونه روانۀ میدان کرد.
حمید میگوید که دیدم آن حضرت از شدت غم گاهی مینشست و گاهی برمیخاست و سر خود را به آسمان بلند کرد و گفت: «خدایا! شاهد باش که علی را فدای امت جدم کردم.»
خدا بسوزد دلم، واقفی که جانم رفت
ز جان عزیزترم، اکبر جوانم رفت
حضرت علی اکبر (ع) در میدان جنگ
حضرت علی اکبر (علیهالسلام) هنگام رفتن به میدان، شروع به تلاوت آیاتی از قرآن کرد. این بدان جهت بود که پیروان ادیان در طول قرون، هم میزان سنگدلی و شقاوت دشمنانِ اهلبیت(علیهمالسلام) را بدانند و هم به درجۀ فداکاری و جانبازی آنچنان فرزندی در راه احیای دین پی ببرند. همچنین بدانند که این چنین قربانی دادن، ارجمندترین آیین است و هرکه این ندای رسا و آسمانی را بشنود، درمییابد برای برپایی شریعت، گرانترین و عزیزترین موجود عالم را باید فدا کرد و نباید از قربانی کردن مهمترین ذخایر کوتاهی کرد.
پس آن شاهزاده به میدان رفت. جمیع لشکر حیران جمال نورانی او شدند. چون به میدان رسید، بر آن سپاه تاخت و قوّتِ بازویش که نشانهای از شجاعت حیدری بود، بروز داد و رجز میخواند: «أنا علی بن الحسین بن علی نحن و بیتالله أولی بالنبی؛ من علی فرزند حسین بن علی(علیهالسلام) هستم. سوگند به خدا! ما از هرکس به پیغمبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) والاتر و نزدیکتریم.»
پس حمله میکرد و آن نامردان شقی را میکشت. به هر جانب رو میکرد، گروهی را به خاک هلاکت میافکند؛ آنقدر از ایشان کشت تا صدای ضجه و شیون از آنها بلند شد. به سند معتبر روایت کردهاند که آن بزرگوار بااینکه تشنه بود، یکصد و بیست نفر را کشت.
شهادت حضرت علی اکبر (ع)
اکثر مورخان اسلامی بر این عقیدهاند: «اول شخصی که بعد از اصحاب و یاران از خاندان اهلبیت(علیهمالسلام) به شهادت رسید، حضرت علی بن الحسین، علی اکبر (علیهالسلام) است. چنانچه در زیارت آن حضرت آوردهاند: «السلام علیک یا أوّل قتیل، من نسل خیر سلیل، من سُلالة إبراهیم الخلیل.»
بعضی دیگر از تاریخنویسان بر این عقیدهاند: «اول شهید از اهلبیت(علیهمالسلام)، حضرت علی اکبر(علیهالسلام) نبوده؛ بلکه اول کس را عبداللَّه بن مسلم بن عقیل بن ابیطالب دانستهاند. بعضی مثل شعبی، اولین کشته را قمر بنیهاشم(علیهالسلام) دانسته است.
منبع: کتاب بدرقه جان: سیری در زندگانی حضرت علی اکبر (علیهالسلام) اثر واحد پژوهش مسجد مقدس جمکران
برای مشاهدۀ متن کتاب کلیک کنید.
بنر استوری شهادت حضرت علی اکبر (ع)

کلیپ استوری شهادت حضرت علی اکبر (ع)
دانلود ویدئوی بالا با کیفیت اصلی


