با نگاه خدای محمد
کبریا شد حرای محمد
جامه سبز پیغمبری شد
تا قیامت ردای محمد
خاکسارش نه تنها حرا شد
مکه شد خاک پای محمد
تا رسالت بر او گشت ابلاغ
نام حق شد نوای محمد
******
از همان اولش مرتضی بود
هر کجا پا به پای محمد
مصطفی مصطفای علی شد
مرتضی مرتضای محمد
شیعه مردانه تا پای جانش
مانده زیر لوای محمد
او امین رفت و پیغمبر آمد
بهر بیعت علی حیدر آمد
******
گوشه غار حرا
هست مشغول نماز
می شود درهای عرش
سوی او آهسته باز
غار را پر می کند
ناگهان فرمان وحی
با طراوت می شود
قلبش از باران وحی
باز می گردد به شهر
بر لبش پیغام دوست
می رود تا پر کند
شهر را از نام دوست
******
یه شب تو غار حرا
شنیده شد یک ندا
بخوان محمد (ص) بخوان
بهش میگفت اون صدا
غار شده بود پر از نور
دنیایی از ستاره
بخوان محمد (ص) بخوان
صدا پیچید دوباره
گفت تو جواب محمد (ص)
چه چیزی رو بخوانم؟
گفت با صدایی لرزان :
خواندن نمی توانم!
فرشته گفت به نام
پروردگارت بخوان
من جبرئیل اویم
تویی رسول زمان
بود بیست و هفت رجب
که شد محمد (ص) نبی
بود روز مبعث که شد
پیامبر آخری
خدیجه (س) و علی (ع) زود
ایمان آوردن به او
اونها بودن اولین
مسلمون خدا جو
به جای بت پرستی
آورد خدا پرستی
با آیه های روشن
رفتش به جنگ پستی
******
پیغمبر خوب ما
نور خدا محمّد
چراغ راه مردم
رهبر ما محمّد
ما کودکان همیشه
گوییم یا محمّد
ما پیرو تو هستیم
صلّ علی محمّد
ای پیرو محمّد
ای کودک مسلمان
قلب تو پاک و روشن
از نور دین و ایمان
یار و نگهدار تو
باشد خدا و قرآن
بگو تو یا محمّد
صلّ علی محمّد
******
پیامبرم محمد
در آسمان ها احمد
عبد الله پدر او
آمنه مادر او
خدیجه همسر او
فاطمه دختر او
دایه ی او حلیمه
با اخلاق کریمه
صل علی محمد
صلوات بر محمد
******
گوشه غار حرا
هست مشغول نماز
می شود درهای عرش
سوی او آهسته باز
غار را پر می کند
ناگهان فرمان وحی
با طراوت می شود
قلبش از باران وحی
باز می گردد به شهر
بر لبش پیغام دوست
می رود تا پر کند
شهر را از نام دوست
******
یا محمد با کتاب آسمانی آمدی
یا محمد با پیام مهربانی آمدی
دین تو راه نجات از ظلمت است
یا محمد جان من قربان تو
شد چراغ راه من قرآن تو
******
آن شب ستاره
تا صبح بارید
روشنتر از پیش
مهتاب تابید
دنیا لباسی
از نور پاشید
قلب ملا یک
از شوق جوشید
روزی زمین شد
مانند گلشنقلب
از نور شب شد
چون روز روشن
آن نور و گلها
آن شور و غوغا
آن شب برایم
شد یک معما
تا صبح آن شب
نوری به پا بود
سرچشمه نور
غار حرا بود
زیرا در آن شب
پیغمبر ما
از جانب حق
شد رهبر ما
شاعر : علی اصغر نصرتی
******
در 27 رجب، رسیده عید مبعث
تو جشن های این روزا، خوش میگذره به هر کس
محمد شده پیامبر، درون غار حرا
جبرئیل به او می گوید بخوان به نام خدا
می ترسید و می پرسید من هیچ سواد ندارم
یک چوپان فقیرم، من هیچ پولی ندارم
حالا تو با سواد شدی، تو آخرین رسولی
معصوم و خیلی خوبی، از گناهان به دوری
تو بهترین پیامبر خدایی، خاتم انبیائی
تو بهترین فرشته زمینی، محمد امینی
با اینکه تو یتیمی، پدر عالمینی
با اینکه تو فقیری، در اخلاق بهترینی
شاعر : سیما شمال نصب
https://hadith.net/post/5117/%D9%85%D8%A8%D8%B9%D8%AB-%D9%BE%D9%8A%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%85-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%A8%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84-%D9%87-%D8%B5/