خطبه 89
و من خطبة له عليهالسلام في الرسول الأعظم صلىاللهعليهوآله و بلاغ الإمام عنه (1)
ترجمه خطبه 89 (اين خطبه طبق نقل برخى از شارحان در شهر كوفه ايراد شد) وصف روزگاران بعثت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
أَرْسَلَهُ عَلَى حِينِ فَتْرَةٍ مِنَ اَلرُّسُلِ (2)
خدا پيامبر اسلام را هنگامى مبعوث فرمود كه از زمان بعثت پيامبران پيشين مدّتها گذشته
وَ طُولِ هَجْعَةٍ مِنَ اَلْأُمَمِ (3)
و ملّتها در خواب عميقى فرو خفته بودند
وَ اِعْتِزَامٍ مِنَ اَلْفِتَنِ (4)
فتنه و فساد جهان را فرا گرفته
وَ اِنْتِشَارٍ مِنَ اَلْأُمُورِ (5)
و اعمال زشت رواج يافته بود
وَ تَلَظٍّ مِنَ اَلْحُرُوبِ (6)
آتش جنگ همه جا زبانه مىكشيد
وَ اَلدُّنْيَا كَاسِفَةُ اَلنُّورِ (7)
و دنيا،بىنور
ظَاهِرَةُ اَلْغُرُورِ (8)
و پر از مكر و فريب گشته بود
عَلَى حِينِ اِصْفِرَارٍ مِنْ وَرَقِهَا (9)
برگهاى درخت زندگى به زردى گراييده
وَ إِيَاسٍ مِنْ ثَمَرِهَا (10)
و از ميوۀ آن خبرى نبود
وَ اِغْوِرَارٍ مِنْ مَائِهَا (11)
آب حيات فروخشكيده
قَدْ دَرَسَتْ مَنَارُ اَلْهُدَى (12)
و نشانههاى هدايت كهنه و ويران شده بود
وَ ظَهَرَتْ أَعْلاَمُ اَلرَّدَى (13)
پرچمهاى هلاكت و گمراهى آشكار
فَهِيَ مُتَجَهِّمَةٌ لِأَهْلِهَا (14)
و دنيا با قيافه زشتى به مردم مىنگريست
عَابِسَةٌ فِي وَجْهِ طَالِبِهَا (15)
و با چهرهاى عبوس و غم آلود با اهل دنيا روبرو مىگشت
ثَمَرُهَا اَلْفِتْنَةُ (16)
ميوۀ درخت دنيا در جاهليّت فتنه
وَ طَعَامُهَا اَلْجِيفَةُ (17)
و خوراكش مردار بود
وَ شِعَارُهَا اَلْخَوْفُ (18)
در درونش وحشت و اضطراب
وَ دِثَارُهَا اَلسَّيْفُ (19)
و بر بيرون شمشيرهاى ستم حكومت داشت
فَاعْتَبِرُوا عِبَادَ اَللَّهِ (20)
عبرت آموزى از روزگار جاهليّت ارشاد شيخ مفيد و شرح منهاج البراعة خوئى ج 6 ص 251 و 249. اى بندگان خدا عبرت گيريد
وَ اُذْكُرُوا تِيكَ اَلَّتِي آبَاؤُكُمْ وَ إِخْوَانُكُمْ بِهَا مُرْتَهَنُونَ (21)
و همواره به ياد زندگانى پدران و برادران خود در جاهليّت باشيد، كه از اين جهان رفتند و در گرو اعمال خود بوده
وَ عَلَيْهَا مُحَاسَبُونَ (22)
برابر آن محاسبه مىگردند
وَ لَعَمْرِي مَا تَقَادَمَتْ بِكُمْ وَ لاَ بِهِمُ اَلْعُهُودُ (23)
به جان خودم سوگند!پيمانى براى زندگى و مرگ و نجات از مجازات الهى بين شما و آنها بسته نشده است
وَ لاَ خَلَتْ فِيمَا بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمُ اَلْأَحْقَابُ وَ اَلْقُرُونُ (24)
و هنوز روزگار زيادى نگذشته
وَ مَا أَنْتُمُ اَلْيَوْمَ مِنْ يَوْمَ كُنْتُمْ فِي أَصْلاَبِهِمْ بِبَعِيدٍ (25)
و از آن روزگارانى كه در پشت پدران خود بوديد زياد دور نيست
وَ اَللَّهِ مَا أَسْمَعَكُمُ اَلرَّسُولُ شَيْئاً إِلاَّ وَ هَا أَنَا ذَا مُسْمِعُكُمُوهُ (26)
به خدا سوگند،پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چيزى به آنها گوشزد نكرد جز آن كه من همان را به شما مىگويم
وَ مَا أَسْمَاعُكُمُ اَلْيَوْمَ بِدُونِ أَسْمَاعِكُمْ بِالْأَمْسِ (27)
شنوايى امروز شما از شنوايى آنها كمتر نيست
وَ لاَ شُقَّتْ لَهُمُ اَلْأَبْصَارُ (28)
همان چشمها و قلبهايى كه به پدرانتان دادند به شما نيز بخشيدند
وَ لاَ جُعِلَتْ لَهُمُ اَلْأَفْئِدَةُ فِي ذَلِكَ اَلزَّمَانِ (29)
إِلاَّ وَ قَدْ أُعْطِيتُمْ مِثْلَهَا فِي هَذَا اَلزَّمَانِ (30)
وَ وَ اَللَّهِ مَا بُصِّرْتُمْ بَعْدَهُمْ شَيْئاً جَهِلُوهُ (31)
به خدا سوگند،شما پس از آنها مطلبى را نديدهايد كه آنها نمىشناختند
وَ لاَ أُصْفِيتُمْ بِهِ وَ حُرِمُوهُ (32)
و شما به چيزى اختصاص داده نشديد كه آنها محروم باشند
وَ لَقَدْ نَزَلَتْ بِكُمُ اَلْبَلِيَّةُ جَائِلاً خِطَامُهَا (33)
راستى حوادثى به شما روى آورده مانند شترى كه مهار كردنش مشكل است
رِخْواً بِطَانُهَا (34)
و ميان بندش سست و سوارى بر آن دشوار است
فَلاَ يَغُرَّنَّكُمْ مَا أَصْبَحَ فِيهِ أَهْلُ اَلْغُرُورِ (35)
مبادا آنچه كه مردم دنيا را فريفت شما را بفريبد
فَإِنَّمَا هُوَ ظِلٌّ مَمْدُودٌ إِلَى أَجَلٍ مَعْدُودٍ (36)
كه دنيا دامى است مانند سايهاى گسترده و كوتاه، كه تا سر انجامى روشن و معيّن يعنى مرگ آدميان را رها نمىكند
حقوق مادی و معنوی اين پايگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیرمجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.
میزبانی شده توسط مرکز داده نور
میزبانی شده توسط مرکز داده نور
https://hawzah.net/Nahj/90/2