به منظرگاه مدیریتی امام جعفر صادق سلام الله علیه خوش آمدید.
مشرق | فرهنگی و هنری، برگزیده | دوشنبه، 24 فروردین 1405 - 20:33
امام صادق(ع) نه تنها صادقترین امام، بلکه معمار بزرگترین انقلاب علمی تاریخ تشیع بودند. اگر امروز شیعه صاحب چنین گنجینهٔ عظیمی از علم، فقه، حدیث و کلام است، ۹۰ درصد آن مرهون نورتابان ششم است.
خلاصه خبر
سرویس فرهنگ و هنر مشرق - امام صادق سلام الله علیه از طرف پـدر فرزند امام باقر(ع) هستند.
نام مبارکشان جعفر و لقبشان صادق است و کنیّة حضرت(ع) ابوعبـدالله است.
کنیّة آقا حضرت سیّدالشهـداء(ع) و نیز آقا امام صادق(ع) هر دو اباعبدالله بوده است، با این تفاوت که در علم حدیث و مباحث مربوط به آن، هر کجـا گفته شود ابوعبدالله یعنی آن حدیث از امام صادق(ع) است.
هر کجا در کتب روائی دیدید که روایتی یا حدیثی از ابوعبدالله نقل شده است، باید بدانید که منظور آقا امام صادق سلام الله علیه هستند.
مـادر بزرگوار آقا امام صادق(ع) خـانم امّ فَروِه بودهاند و نام مبارکشان فاطمه است.
ایشان دختر قاسم ابن محمّد بن ابیبکر بودند.
(۲) محمّد بن ابوبکر یکی از بهترین اصحاب آقا امیرالمؤمنین(ع) بود.
اگرچه پدرش ابوبکر بوده است ولی محمّد از دو سالگی در منزل حضرت امیر(ع) بود و رشد یافت.
خـداوند از اسماء نیز دو پسر به امیرالمؤمنین(ع) به نامهای عون و یحیی مرحمت فرمود، که آن دو نفر در کربلا و در رکاب آقا حضرت سیّدالشهـداء(ع) به شهادت رسیدند.
این را هم بدانیم که اسماء قبـل از ابوبکر، همسر جعفر بن ابیطالب رضوان الله تعالی علیهما برادر آقا حضرت امیر سلام الله علیه بوده است و عبدالله بن جعفر که همسر خانم حضرت زینب سلام الله علیهـا بود نیز فرزند همین خانم یعنی اسماء است.
تربیّت علوی محمّد بن ابیبکر
قاسم ابن محمّد بن ابیبکر شاگرد مبرّز امام سجّاد(ع)
محمّد بن ابوبکر چند پسر داشت که یکی از آنها قاسم بود.
امام سجّاد(ع) تعدادی اصحاب داشتند که از حواریّون ایشان بودند، همانند حواریّون حضرت عیسی عَلی نَبیّنَـا وَ آلِهِ وَ عَلیهِ اَلسَّلام.
حواریّون حضرت سجّاد(ع) برای ایشان واقعاً خیلی خصوصی بودند و یکی از این افراد قاسم بن محمّد بن ابوبکر بود.
لذا والدة ماجدة آقا امام صادق(ع) فاطمه دختر قاسم بن محمّد بن ابوبکر هستند.
همسر قاسم بن محمّد نیز دختر عمویش اسماء بنت عبدالرّحمن بن ابوبکر بوده است.
قاسم بن محمّد در مکتب آقـا امام سجّاد(ع) زانوی تلمذ بر زمین زده بود و از فقیهان بزرگ در مدینـه بود که دانشمنـدان از جانب او حدیث نقل کرده اند.
فاطمه دختر قاسم نیز برای همسری امام باقر(ع) و مادری امام صادق(ع) برگزیده شد.
مدّت امامت آن حضرت(ع) نیز نسبت به حضرات ائمة دیگر به غیر از آقا حضرت صاحب ارواحنا فداه طولانیتر بود و حدود سی و پنج سال طول کشید.
در همان بحران قیـام، ابوسلمه که از سران آن قیام بود، سه نامه نوشت.
دقّت شود که این شخصی که نامه نوشت، ابوسلمه بوده نه ابومسلم.
یکی ابومسلم خراسانی(۱۲) بود و دیگری نیز ابوسلمه خلّال(۱۲) که به این ابوسلمه، وزیر آل محمّد(ص) نیز گفته شده بود.
ابوسلمه یکی از نامه ها را به محضر آقا امام صادق(ع) نوشت و یک نامه را نیز به عمر بن علی بن الحسین علیهما السلام و یک نامه را نیز به محمّد بن عبدالله بن حسن بن حسن که نبیرة حضرت امام حسن مجتبی(ع) بود نوشت و هر سه نفر را به خلافت دعوت نمود.
به قاصدی که قرار بود نامه ها را ببرد و نامش محمّد بن عبدالرّحمن اسلم بود، گفت که نامة اوّل را به جعفر بن محمّد(ص) بدهد و اگر ایشان پذیرفتند، آن دو نامة دیگر را به دو نفر بعدی ندهد و چنانچه ایشان نپذیرفتند، نامة دوّم را به عمر بن علی بن الحسین(ع) بدهد.
دقیقاً مشخص نیست که این ابوسلمه واقعاً انسان سادهای بوده است و از نقشه های شوم ابومسلم و برنامه ریزی های بنی عبّاس خبـر نداشته و غـافل بوده و یـا اینکـه واقعـاً میخواسته منتهای نظر امام(ع) را بداند که چنین نامهای را برای حضرت(ع) نوشته بود.
من با ابو سلمه چه کار دارم؟
عمر بن علی(ع) از ارادتمندان و تابعین آقا امام صادق(ع) بوده است.
قاصد نامة سوّم را به نزد محمّد بن عبدالله بن حسن بن حسن که نبیرهی امام مجتبی(ع) بود برد.
آقا امام صادق(ع) به او فرمودند: «ای محمّد!
بدان که مردم خراسان شیعة تو نیستند و ابوسلمه فریب خورده و جانش را به خطر افکنده است».(۱۹)
امام صادق(ع) از باب خیرخواهی و نصیحت به محمّد بن عبدالله توصیه فرمودند که از این قضیّه کناره گیری نماید تا خود و خانواده اش سالم بمانند، امّـا محمّد بن عبدالله با ناراحتی به امام تهمت حسادت زد و حضرت(ع) را حسود خواند.
ابراهیم امام برای ابومسلم خراسانی، ابوسلمه خلّال و قحطبه نامه هائی نوشته بود و این مطلب را برایشان تشریح کرده بود.
به محضر حضرت صادق(ع) رفته بود و یک مقداری هم لباسهایی را از خراسان برای امام(ع) برده بود.
حضرت(ع) به او فرمودند: «نام تو چیست؟
سادات بنیالحسن معتقد بودند که امامت باید در خاندان آنان باشد و چون از امام صادق(ع) نیز حرف شنوی نداشتند، لذا هر چه حضرت(ع) آنان را پند میدادند و نصیحت میفرمودند، آنها گوش نمیکردند و غالب آنها به همین جهت توسط بنی العبّاس کشته شدند.
گفتیم که امام صادق(ع) دعوت قیام ابوسلمه را رد فرمودند ولی در عوض کار بزرگی انجام دادند که امروز ما شیعیان هرچه داریم از زحمات آن امام عزیز داریم و هرچه هست از ثمرات همان کار بزرگ حضرت(ع) است.
هشام بن حکم، عبد الله بن ابی جعفر، هشام بن سالم، محمّد بن مسلم، ابوبصیر، مُفضّل بن عمر و جابر بن حیّـان از جملة آنان هستند.
پیشوایان چهارگانه اهل سنّت یعنی ابوحنیفه، مالک ابن انس، محمّد ادریس شافعی و احمد بن حنبل با واسطه یا مستقیماً از امام صادق(ع) بهره های بسیاری برده اند.
امام صادق(ع) بنیانگذار ساختار علمی مذهب تشیع
این فرصت یک فرصت طلائی بود که برای امام صادق(ع) بوجود آمده بود و در آن زمانی که همه مشغول جنگ و نزاع و درگیری بودند، حضرت(ع) از این فرصت طلائی نهایت استفاده را برای رشد دادن و به تعالی رساندن مردم و احیاء اندیشه های صحیح فرمودند و تشکیلاتی را تدارک دیدند که همانگونه که ملاحظه می کنید، مذهب مـا را امـروز مذهب جعفری مینامند.
چرا نمی گویند مذهب علوی یا حسینی!؟
امام شهید ما که بقاء دین با خون ایشان تضمین گردید، آقا حضرت سیّدالشهـداء سلام الله علیه هستند.
امّا مذهب ما به مذهب جعفری مشهور گشته است.
ساختار علمی مذهب تشیع را آقا امام صادق(ع) بنیان نهادند و شکل دادند.
مطلب بالا برگرفته از مجلس یازدهم کتاب مجالس السعادة فی الولایة و الاِمامَة(مجالس درس امام شناسی مرحوم حضرت آیت الله سیّد حسن سعادت مصطفوی رضوان الله تعالی علیه) است.
۹- الاصابة فی تمییز الصحابه، ابن حجر عسقلانی، ج۶، ص۱۵.
۱۲- تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ج۳۵، ص۴۰۸/ الوافی بالوفیات، خلیل ابن ایبک صفدی، ج ۱۸، ص ۲۷۱/ وفیات الأعیان و أنباء أبناء الزمان، ابن خلکان، ج ۳، ص ۱۴۵.
۱۳- وفیات الأعیان و انباء ابناء الزمان، ابن خلکان، ج۲، ص۱۹۷.
۱۴- تاریخ طبری، مُحمّد بن جریر طبری، ج۷، ص۴۱۸/ تاریخ یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، ج۲، ص۳۵۲/ تاریخ فخری، مُحمّد بن علی ابن طباطباء، ص۲۰۹.
۱۷- مُروج الذّهب، عـلی بن حُـسین مسعودی، ج ۲، ص ۲۵۸/ تاریخ فخری، مُحمّد بن علی ابن طباطباء، ص۲۰۸/ حدیقة الشیعة، مقدّس اردبیلی، ص۵۵۱.
۲۱- الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، ج ۵، ص ۳۴۸/ النزاع و التخاصم فیما بین بنیاُمیّه و بنی هاشم، مقریزی، ص۶۶/ العبر و دیوان المبتداء و الخبر، ابن خلدون، ج۲، ص۱۶۷.
۲۳- وفیات الاعیان، ابن خلکان، ج۳، ص۱۴۸.
۲۵- کشف ألمحجة لثمرة ألمهجة، سیّد بن طاووس، ص۱۷۳/ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۲، ص۱۵۲/ عوالم العلوم و المعارف کتاب العلم، شیخ عبدالله بحرانی اصفهانی، ص۴۵۵.
مهر | دین و اندیشه | دوشنبه، 24 فروردین 1405 - 15:17
به مناسبت سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) مراسم عزاداری در مساجد و هیئتها برگزار میشود
خلاصه خبر
به گزارش خبرگزاری مهر، به مناسبت فرا رسیدن ۲۵ شوال سالروز شهادت امام جعفرصادق(ع) مراسم سخنرانی و عزاداری در مساجد و هیئات مذهبی برگزار می شود.
مسجد جامع الزهرا(س)
سخنران: حجت الاسلام محمد دغانلو
زمان: ۲۴ فروردین ماه بعد از نماز مغرب و عشا
نشانی:بلوار کوهسار
مسجد خامس آل عبا(ع)
زمان:۲۴ فروردین ماه بعد از نماز مغرب و عشا
نشانی: خیابان شهید رجایی، تقاطع اتوبان آزادگان
زمان: ۲۴ و ۲۵ فروردین ماه بعد از نماز ظهر و عصر
زمان: ۲۴ فروردین ماه بعد از نماز مغرب و عشا
مسجد آشتیانی ها
زمان:۲۴ فروردین ماه بعد از نماز مغرب و عشا
مسجد جامع الغدیر
زمان:۲۴ فروردین ماه بعد از نماز مغرب وعشا
مسجد فائق
زمان:۲۴ فروردین ماه بعد از نماز مغرب و عشا
مسجد جامع قلهک
زمان: ۲۴ فروردین ماه بعد از نماز مغرب و عشا
زمان: ۲۵ فروردین ماه بعد از نماز مغرب و عشا
زمان:۲۴ فروردین ماه بعد از نماز مغرب و عشا
میدان شهدا
زمان: ۲۴ فروردین ماه بعد از نماز مغرب و عشا
حسینیه مرحوم پنبهچی
نشانی:میدان امام حسین(ع)، خیابان ۱۷ شهریور
مشرق | فرهنگی و هنری، برگزیده | دوشنبه، 24 فروردین 1405 - 20:33
امام صادق(ع) نه تنها صادقترین امام، بلکه معمار بزرگترین انقلاب علمی تاریخ تشیع بودند. اگر امروز شیعه صاحب چنین گنجینهٔ عظیمی از علم، فقه، حدیث و کلام است، ۹۰ درصد آن مرهون نورتابان ششم است.
خلاصه خبر
سرویس فرهنگ و هنر مشرق - امام صادق سلام الله علیه از طرف پـدر فرزند امام باقر(ع) هستند.
نام مبارکشان جعفر و لقبشان صادق است و کنیّة حضرت(ع) ابوعبـدالله است.
کنیّة آقا حضرت سیّدالشهـداء(ع) و نیز آقا امام صادق(ع) هر دو اباعبدالله بوده است، با این تفاوت که در علم حدیث و مباحث مربوط به آن، هر کجـا گفته شود ابوعبدالله یعنی آن حدیث از امام صادق(ع) است.
هر کجا در کتب روائی دیدید که روایتی یا حدیثی از ابوعبدالله نقل شده است، باید بدانید که منظور آقا امام صادق سلام الله علیه هستند.
مـادر بزرگوار آقا امام صادق(ع) خـانم امّ فَروِه بودهاند و نام مبارکشان فاطمه است.
ایشان دختر قاسم ابن محمّد بن ابیبکر بودند.
(۲) محمّد بن ابوبکر یکی از بهترین اصحاب آقا امیرالمؤمنین(ع) بود.
اگرچه پدرش ابوبکر بوده است ولی محمّد از دو سالگی در منزل حضرت امیر(ع) بود و رشد یافت.
خـداوند از اسماء نیز دو پسر به امیرالمؤمنین(ع) به نامهای عون و یحیی مرحمت فرمود، که آن دو نفر در کربلا و در رکاب آقا حضرت سیّدالشهـداء(ع) به شهادت رسیدند.
این را هم بدانیم که اسماء قبـل از ابوبکر، همسر جعفر بن ابیطالب رضوان الله تعالی علیهما برادر آقا حضرت امیر سلام الله علیه بوده است و عبدالله بن جعفر که همسر خانم حضرت زینب سلام الله علیهـا بود نیز فرزند همین خانم یعنی اسماء است.
تربیّت علوی محمّد بن ابیبکر
قاسم ابن محمّد بن ابیبکر شاگرد مبرّز امام سجّاد(ع)
محمّد بن ابوبکر چند پسر داشت که یکی از آنها قاسم بود.
امام سجّاد(ع) تعدادی اصحاب داشتند که از حواریّون ایشان بودند، همانند حواریّون حضرت عیسی عَلی نَبیّنَـا وَ آلِهِ وَ عَلیهِ اَلسَّلام.
حواریّون حضرت سجّاد(ع) برای ایشان واقعاً خیلی خصوصی بودند و یکی از این افراد قاسم بن محمّد بن ابوبکر بود.
لذا والدة ماجدة آقا امام صادق(ع) فاطمه دختر قاسم بن محمّد بن ابوبکر هستند.
همسر قاسم بن محمّد نیز دختر عمویش اسماء بنت عبدالرّحمن بن ابوبکر بوده است.
قاسم بن محمّد در مکتب آقـا امام سجّاد(ع) زانوی تلمذ بر زمین زده بود و از فقیهان بزرگ در مدینـه بود که دانشمنـدان از جانب او حدیث نقل کرده اند.
فاطمه دختر قاسم نیز برای همسری امام باقر(ع) و مادری امام صادق(ع) برگزیده شد.
مدّت امامت آن حضرت(ع) نیز نسبت به حضرات ائمة دیگر به غیر از آقا حضرت صاحب ارواحنا فداه طولانیتر بود و حدود سی و پنج سال طول کشید.
در همان بحران قیـام، ابوسلمه که از سران آن قیام بود، سه نامه نوشت.
دقّت شود که این شخصی که نامه نوشت، ابوسلمه بوده نه ابومسلم.
یکی ابومسلم خراسانی(۱۲) بود و دیگری نیز ابوسلمه خلّال(۱۲) که به این ابوسلمه، وزیر آل محمّد(ص) نیز گفته شده بود.
ابوسلمه یکی از نامه ها را به محضر آقا امام صادق(ع) نوشت و یک نامه را نیز به عمر بن علی بن الحسین علیهما السلام و یک نامه را نیز به محمّد بن عبدالله بن حسن بن حسن که نبیرة حضرت امام حسن مجتبی(ع) بود نوشت و هر سه نفر را به خلافت دعوت نمود.
به قاصدی که قرار بود نامه ها را ببرد و نامش محمّد بن عبدالرّحمن اسلم بود، گفت که نامة اوّل را به جعفر بن محمّد(ص) بدهد و اگر ایشان پذیرفتند، آن دو نامة دیگر را به دو نفر بعدی ندهد و چنانچه ایشان نپذیرفتند، نامة دوّم را به عمر بن علی بن الحسین(ع) بدهد.
دقیقاً مشخص نیست که این ابوسلمه واقعاً انسان سادهای بوده است و از نقشه های شوم ابومسلم و برنامه ریزی های بنی عبّاس خبـر نداشته و غـافل بوده و یـا اینکـه واقعـاً میخواسته منتهای نظر امام(ع) را بداند که چنین نامهای را برای حضرت(ع) نوشته بود.
من با ابو سلمه چه کار دارم؟
عمر بن علی(ع) از ارادتمندان و تابعین آقا امام صادق(ع) بوده است.
قاصد نامة سوّم را به نزد محمّد بن عبدالله بن حسن بن حسن که نبیرهی امام مجتبی(ع) بود برد.
آقا امام صادق(ع) به او فرمودند: «ای محمّد!
بدان که مردم خراسان شیعة تو نیستند و ابوسلمه فریب خورده و جانش را به خطر افکنده است».(۱۹)
امام صادق(ع) از باب خیرخواهی و نصیحت به محمّد بن عبدالله توصیه فرمودند که از این قضیّه کناره گیری نماید تا خود و خانواده اش سالم بمانند، امّـا محمّد بن عبدالله با ناراحتی به امام تهمت حسادت زد و حضرت(ع) را حسود خواند.
ابراهیم امام برای ابومسلم خراسانی، ابوسلمه خلّال و قحطبه نامه هائی نوشته بود و این مطلب را برایشان تشریح کرده بود.
به محضر حضرت صادق(ع) رفته بود و یک مقداری هم لباسهایی را از خراسان برای امام(ع) برده بود.
حضرت(ع) به او فرمودند: «نام تو چیست؟
سادات بنیالحسن معتقد بودند که امامت باید در خاندان آنان باشد و چون از امام صادق(ع) نیز حرف شنوی نداشتند، لذا هر چه حضرت(ع) آنان را پند میدادند و نصیحت میفرمودند، آنها گوش نمیکردند و غالب آنها به همین جهت توسط بنی العبّاس کشته شدند.
گفتیم که امام صادق(ع) دعوت قیام ابوسلمه را رد فرمودند ولی در عوض کار بزرگی انجام دادند که امروز ما شیعیان هرچه داریم از زحمات آن امام عزیز داریم و هرچه هست از ثمرات همان کار بزرگ حضرت(ع) است.
هشام بن حکم، عبد الله بن ابی جعفر، هشام بن سالم، محمّد بن مسلم، ابوبصیر، مُفضّل بن عمر و جابر بن حیّـان از جملة آنان هستند.
پیشوایان چهارگانه اهل سنّت یعنی ابوحنیفه، مالک ابن انس، محمّد ادریس شافعی و احمد بن حنبل با واسطه یا مستقیماً از امام صادق(ع) بهره های بسیاری برده اند.
امام صادق(ع) بنیانگذار ساختار علمی مذهب تشیع
این فرصت یک فرصت طلائی بود که برای امام صادق(ع) بوجود آمده بود و در آن زمانی که همه مشغول جنگ و نزاع و درگیری بودند، حضرت(ع) از این فرصت طلائی نهایت استفاده را برای رشد دادن و به تعالی رساندن مردم و احیاء اندیشه های صحیح فرمودند و تشکیلاتی را تدارک دیدند که همانگونه که ملاحظه می کنید، مذهب مـا را امـروز مذهب جعفری مینامند.
چرا نمی گویند مذهب علوی یا حسینی!؟
امام شهید ما که بقاء دین با خون ایشان تضمین گردید، آقا حضرت سیّدالشهـداء سلام الله علیه هستند.
امّا مذهب ما به مذهب جعفری مشهور گشته است.
ساختار علمی مذهب تشیع را آقا امام صادق(ع) بنیان نهادند و شکل دادند.
مطلب بالا برگرفته از مجلس یازدهم کتاب مجالس السعادة فی الولایة و الاِمامَة(مجالس درس امام شناسی مرحوم حضرت آیت الله سیّد حسن سعادت مصطفوی رضوان الله تعالی علیه) است.
۹- الاصابة فی تمییز الصحابه، ابن حجر عسقلانی، ج۶، ص۱۵.
۱۲- تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ج۳۵، ص۴۰۸/ الوافی بالوفیات، خلیل ابن ایبک صفدی، ج ۱۸، ص ۲۷۱/ وفیات الأعیان و أنباء أبناء الزمان، ابن خلکان، ج ۳، ص ۱۴۵.
۱۳- وفیات الأعیان و انباء ابناء الزمان، ابن خلکان، ج۲، ص۱۹۷.
۱۴- تاریخ طبری، مُحمّد بن جریر طبری، ج۷، ص۴۱۸/ تاریخ یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، ج۲، ص۳۵۲/ تاریخ فخری، مُحمّد بن علی ابن طباطباء، ص۲۰۹.
۱۷- مُروج الذّهب، عـلی بن حُـسین مسعودی، ج ۲، ص ۲۵۸/ تاریخ فخری، مُحمّد بن علی ابن طباطباء، ص۲۰۸/ حدیقة الشیعة، مقدّس اردبیلی، ص۵۵۱.
۲۱- الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، ج ۵، ص ۳۴۸/ النزاع و التخاصم فیما بین بنیاُمیّه و بنی هاشم، مقریزی، ص۶۶/ العبر و دیوان المبتداء و الخبر، ابن خلدون، ج۲، ص۱۶۷.
۲۳- وفیات الاعیان، ابن خلکان، ج۳، ص۱۴۸.
۲۵- کشف ألمحجة لثمرة ألمهجة، سیّد بن طاووس، ص۱۷۳/ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۲، ص۱۵۲/ عوالم العلوم و المعارف کتاب العلم، شیخ عبدالله بحرانی اصفهانی، ص۴۵۵.
برگزاری تجمع روحانیون و طلاب تبریز در شب شهادت امام صادق(ع)
مهر | استانها | دوشنبه، 24 فروردین 1405 - 22:49
تبریز-روحانیون و طلاب تبریز در جلوی مسجد رسول الله کوی دانشگاه درسرما و بارشباران تجمع کرده و در محکومیت اقدام دشمنان صهیونی و آمریکایی شعار دادند.
تبریز-روحانیون و طلاب تبریز در جلوی مسجد رسول الله کوی دانشگاه درسرما و بارشباران تجمع کرده و در محکومیت اقدام دشمنان صهیونی و آمریکایی شعار دادند.
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الإمامُ الصّادِقُ، الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْوَصِیُّ النّاطِقُ،
سلام بر تو اى امام راستین، سلام بر تو اى وصىّ ناطق،
الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْفائِقُ الرّائِقُ، الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا السَّنامُ الاَعْظَمُ،
سلام بر تو اى مصلح برتر، سلام بر تو اى بزرگ بزرگان،
الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الصِّراطُ الاَقْوَمُ، الَسَّـلامُ عَلَیْکَ یا مِصْباحَ الظُّلُماتِ،
سلام بر تو اى صراط استوار، سلام بر تو اى چراغ تاریکى ها،
الَسَّـلامُ عَلَیْکَ یا دافِعَ المُعْضِلاتِ، الَسَّـلامُ عَلَیْکَ یا مِفْتاحَ الخَیْراتِ،
سلام بر تو اى دفع کننده مشکلات، سلام بر تو اى کلید خیرات،
الَسَّـلامُ عَلَیْکَ یا مَعْدِنَ الْبَرَکاتِ، الَسَّـلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الحُجَجِ وَالدَّلالاتِ،