فرهنگ مدیریت و کارکنان
مقدمه
مطالب و نوشتههای فراوانی با محوریت «حکومت اسلامی و ابعاد آن» در قالب متون تفسیری، کتابهای علمی، نظریههای پرسمانی و یا انتقادی، پایاننامهها و حتی مقالات به رشته تحریر در آمدهاند. فراوانی اینگونه نوشتهها ناظر بر تکراری بودن موضوع نیست، بلکه نشانگر اوج اهمیت این موضوع در متن زندگی انسانی و تأثیرگذاری آن بر زندگی فردی افراد است. چرا که استقرار و ثبات زندگی شخصی و اجتماعی بدون نظام و حکومت غیرقابل تصور است. پس تشکیل حکومت و وجود یک نظام مشخص برای هر اجتماعی لازم و ضروری است. ضرورت حکومت تا آنجاست که طبق حدیثی از پیامبر اکرم (ص)، زمامداری انسان فاجر و ظالم بهتر از هرجومرج و اختلاف در زندگی اجتماعی شمرده شده است. (مجمعالزوائد ج 5: 221)
از سویی، حکومت تنها پناهگاه انسانهای ضعیف برای بازستانی حق خود از زورگویان و قدرتمندان است. نظم و آرامش و برخورداری از حقوق طبیعی و انسانی در جامعه مرهون حکومت است. البته تجربه حکومتها و دولتها نشان داده است که هر حکومتی توان کسب رضایت حداکثری ملت خود را ندارد؛ جز حکومتهایی که مبنای دینی و اعتقادی دارند و براساس عدل و مساوات حقوقی افراد تشکیل شدهاند. چون در این نوع حکومتها مهمترین رکنها، رهبری و مردم هستند؛ رهبری که حاکمیتی جز در جهت پیادهسازی قوانین اسلامی و حدود دینی، ندارد. از اینرو، سعادت دنیوی و اخروی افراد در سایه نظام اسلامی و رهبری استمرار میِیابد و سرمنشأ تحولات مثبت و گسترده در جهان امروز میشود.
بنابراین، تشکیل حکومت و ایجاد یک نظام مقتدر، هم به منظور اجرا و گسترش برنامههای اسلام و قرآن، و هم برای ایجاد بهترین پشتوانه مقابله و مبارزه با معاندین و مستکبران عالم، امری بدیهی و از ضروریات است. بدون چنین حکومتی همه برنامههای هدایت بشری و ایجاد آمادگی برای حکومت الهی امام زمان (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) امری فراموش شده خواهد بود و بیداری انسانهای خفته در خواب غفلت، کاری بس سخت و غیرممکن میشود.
قرآن کریم تشکیل حکومت را در رأس برنامههای اسلام قرار داده و همواره ملتها را به حفظ آن تشویق و ترغیب کرده است؛ چرا که اصل تشکیل حکومت اسلامی بیشتر به نفع خود مردم است. حکومت مقتدر اسلامی به مسلمانان قدرت ایستادگی در مقابل تفرقهها و استکبار را میدهد و با پیروی از رهبری آگاه از مبانی ارزشها و برنامههای سیاسی و اجتماعی اسلام است که میتوانند بهعنوان ملتی پیروز، عزت را به سایر ملتها و مذاهب صادر کنند.
حکومت اسلامی از دیدگاه قرآن:
قرآن کتاب هدایت و برنامه کامل برای زندگی بشر دیروز، امروز و فرداهاست. از آن رو که هیچ یک از نیازهای بشر را فروگذار نکرده، مگر اینکه راه حل و روزنه تفکری فراروی بشر قرار داده است. آیات مربوط به تشکیل حکومت در مدینه و پس از هجرت پیامبر اکرم (ص) نازل شدهاند.
اولین آیههای تشکیل حکومت اسلامی در سوره مائده، آیات 44 تا 49 آمدهاند. خداوند در این آیات میفرماید: (... و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون - و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الظالمون - و من لم یحکم بما انزلالله فاولئک هم الفاسقون - و انزلنا الیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه من الکتاب و مهیمناً علیه فاحکم بینهم بما انزل الله و لا تتبع اهوائهم عما جائک من الحق و ان احکم بینهم بما انزلالله و لا تتبع اهوائهم و احذرهم ان یفتنوک عن بعض ما انزلالله الیک) : و کسانی که مطابق آنچه خداوند فرو فرستاده است حکم نکنند، کافرند و کسانی که مطابق آنچه خداوند فرو فرستاده حکم نکنند، ستمگرند و کسانی که مطابق آنچه خداوند فرو فرستاده است حکم نکنند، فاسقاند و کتاب (قرآن) را بر تو به راستی فرو فرستادیم که تأییدکننده کتابهای آسمانی پیشین و حاکم بر آنهاست. بین آنها مطابق آنچه بر تو نازل شده است، داوری کن و به جای حق، از هواهای آنان پیروی مکن و در میان آنان به آنچه خداوند نازل کرده است، داوری کن و از هواهای آنان پیروی مکن و از آنان دوری کن؛ مبادا تو را از بعض آنچه خداوند بر تو نازل کرده است، برگردانند.
آیاتی درباره حکومت
محمد هادی معرفت
در قرآن کریم، موضوع حکومت «الله» در مقابل حکومت «طاغوت» در سطحی وسیع مطرح گردیده و انبیاء و شرایع آمدهاند تا حکومت طاغوت را در هم شکنند و حکومت «الله» را جهان شمول نمایند.و جایگزینی حکومت «الله» به جای حکومت «طاغوت» به آن است که کسانی که جنبه الهی دارند و با نام خلیفه الله فی الارض مطرحاند، حکومت کنند و دست طاغوت را از حاکمیت کوتاه سازند.
تمامی انبیای عظام به حکم نبوت و خلافت الهی، حق حاکمیت دارند و پیامبرانی که امکانات برایشان فراهم بود، به اقتضای مقام و حق نبوت، رهبری سیاسی متخویش را بر عهده گرفته بودند، مانند حضرت موسی علیه السلام که مادام الحیاة، سیاست و رهبری بنی اسرائیل را بر عهده داشت و همچنین حضرت داود و پس از وی فرزندش حضرت سلیمان، بر اساس حق نبوت بر مردم حکومت میکردند:
یا داود انا جعلناک خلیفة فی الارض فاحکم بین الناس بالحق، و لا تتبع الهوی فیضلک عن سبیل الله، ان الذین یضلون عن سبیل الله لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب (1).
خداوند در این آیه خطاب به حضرت داود میفرماید:
ما تو را خلیفه و جانشین خود در زمین قرار دادیم، پس حاکمیتخود را بر اساس حق و عدالت استوارنما، و زنهار که در پی خواستههای خود باشی که تو را گمراه میکند. کسانی که از راه حق جدا گشته و به بیراهه میروند به سختترین دشواریها دچار میگردند، زیرا روز بازرسی را فراموش کردهاند.
ذیل آیه هشدار به تمامی دولت مردان است، تا مبادا مصالح امت را نادیده گرفته و مصلحتخویشتن را در نظر گیرند و خدا را که شاهد و ناظر است فراموش کنند.
برخی در استدلال به این آیه در رابطه با حکومت دینی خدشه کردهاند که مقصود آیه، قضاوت به حق است و نه حکومت.در صورتی که لحن آیه عام است، بویژه با توجه به تفریع حق حکومتبر مساله خلیفة اللهی، که نمیتواند تنها به یک بعد قضیه نظر داشته باشد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز، طبق همین اصل، حق حاکمیتخود را نشات گرفته از مقام نبوت خویش میدید:
انا انزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما اراک الله (2).
قرآن و شریعت را بر تو فرستادیم، تا طبق آیین الهی در میان مردم حکومت کنی.
در این مقاله به بررسی احادیث معتبر از ائمه معصومین (ع) و آیات قرآنی مرتبط با موضوع حکومت و حاکم پرداخته می شود. هدف این است که با استناد به منابع اسلامی معتبر، دیدگاه دین اسلام درباره مسئولیت ها، ویژگی ها و وظایف حاکم و همچنین اصول حکومت داری اسلامی تبیین شود.
آیات قرآنی درباره حکومت و حاکم
قرآن کریم به عنوان منبع اصلی دین اسلام، اصول و مبانی متعددی را برای حکومت داری جامعه و ویژگی های حاکم عادل ارائه کرده است. در ادامه به برخی از آیات کلیدی اشاره می کنیم:
عدالت در حکومت داری (سوره مائده، آیه ۸):
"یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى"
«ای کسانی که ایمان آورده اید! برای خدا قیام کنید و گواهان عدالت باشید و دشمنی با قومی شما را به بی عدالتی نکشاند. عدالت کنید که آن به تقوا نزدیک تر است.»
این آیه بر لزوم برقراری عدالت توسط حاکم تأکید دارد و نشان می دهد که حتی دشمنی ها نباید مانع اجرای عدالت شود.
مشورت در حکومت (سوره شوری، آیه ۳۸):
"وَالَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ"
«و کسانی که دعوت پروردگارشان را اجابت کردند و نماز را برپا داشتند و کارشان در میانشان با مشورت است.»
قالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِىٍّ عليهماالسلام: قالَ رَسُولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله: إِنَّ الْأَنْبِياءَ عليهم السلام إِنَّما فَضَّلَهُمُ اللّه ُ عَلى خَلْقِهِ بِشِدَّةِ مُداراتِهِمْ لِأَعْداءِ دين اللّه ِ وَ حُسْنِ تَقِيَّتِهِمْ لِأَجْلِ إِخْوانِهِمْ فِى اللّه ِ. [بحارالانوار 75 : 401.]
امام حسن عليه السلام فرمود: رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند پيامبران را از آن جهت بر ديگران برترى داده كه با دشمنان دين خدا مدارا مى كنند و به جهت مراعات برادران دينى خود، با دشمنان با تقّيه رفتار مى كنند.
توضيح: آسايش دو گيتى تفسير اين دو حرف است: با دوستان مروّت، با دشمنان مدارا برخورد تند و سخت گيرى و خشونت، مايه رنجش مردم است. انبياى الهى از طرف خداوند مأمور بودند كه در راه تبليغ و هدايت انسانها، تحمّل و بردبارى و صبر داشته باشند و با رفتارهاى ناهنجار آنان مدارا كنند، تا دلهايشان نرم شود و به دين حق، جذب شوند. همين خصلت سبب برترى آنان بر ديگران بوده است.
قالَ أَميرُالْمُؤْمنينَ عليه السلام قالَ: رَسُولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله: إِنّا مَعاشِرَالْأَنْبِياءِ أُمِرْنا أَنْ نُكَلِّمَ النّاسَ بِقَدْرِ عُقُولِهِمْ. قالَ فَقالَ النَّبِىُّ صلي الله عليه و آله: أَمَرَنى رَبّى بِمُداراةِ النّاسِ كَما أَمَرَنا بِإِقامَةِ الْفَرائِضِ. [بحارالانوار 2 : 69 ح 23، تحف العقول : 37]
اميرمؤمنان عليه السلام مى فرمايد: پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود: ما پيامبران مأموريم كه با مردم به اندازه درك آنان صحبت كنيم. و باز پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود: پروردگارم مرا فرمان داده كه با مردم مدارا كنم، همانگونه كه مأموريم واجبات را به پا داريم.
توضيح: پيامبر خدا صلي الله عليه و آله با آنكه عقل كل و برترين انسان و افضل انبيا بود، شيوه زندگيش ساده و مردمى و زبانش در حدّ و سطح فكر و دريافت مردم بود. از شيوه هاى مهمّ تبليغ و سخنرانى هم، يكى مراعات سطح مخاطبان است، تا از طريق هم زبانى، همدلى بيشترى فراهم آيد. هم ساده گويى، هم مدارا با مردم، از توصيه هاى الهى به فرستادگان خود بوده است.
قرآن کريم :
مَنْ عَمِلَ صالِحا فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ اَساءَ فَعَلَيْها وَ ما رَبُّكَ بِظَـلاّمٍ لِلْعَبيدِ؛[سوره فصلت، آيه ۴۶]
هر كس خوبى كند به نفع خود او و هر كس بدى كند، به ضرر خود اوست و هرگز پروردگارت به كسى ستم نمى كند.
۱ امام صادق عليه السلام:مَنْ يَزْرَعْ خَيْرا يَحْصِدْ غِبْطَةً وَ مَنْ يَزْرَعْ شَرّا يَحْصِدْ نَدامَةً وَ لِكُلِّزارِعٍ ما زَرَعَ؛
هر كس خوبى بكارد، خشنودى درو مى كند و هر كس بدى بكارد، پشيمانىمى چيند، هر كس هر چه بكارد، همان را دِرو مى كند.[كافى، ج ۲ ، ص ۴۵۸، ح ۱۹]
۲ لقمان حكيم عليه السلام:يا بُنَىَّ... وَ اجْهَدْ اَنْ يَكونَ الْيَوْمُ خَيْرا لَكَ مِنْ اَمْسِ وَ غَدا خَيْرالَكَ مِنَ الْيَوْمِ فَاِنَّهُ مَنِ اسْتَوى يَوْماهُ فَهُوَ مَغْبونٌ وَ مَنْ كانَ يَوْمُهُ شَرّا مِنْ اَمْسِهِفَهُوَ مَلْعونٌ؛
فرزندم بكوش تا امروزت بهتر از ديروز و فردايت بهتر از امروز باشد، كه هر كسدو روزش برابر باشد، زيانكار است و هر كس امروزش بدتر از ديروزش باشد،از رحمت خدا دور است.[ارشاد القلوب ديلمى، ص ۷۳]
۳ امام حسين عليه السلام:اَ يُّهَا النّاسُ نافِسوا فِى الْمَكارِمِ وَ سارِعوا فِى الْمَغانِمِ وَ لا تَحْتَسِبوابِمَعْروفٍ لَمْ تَجْعَلوا... ؛
اى مردم در خوبى ها با يكديگر رقابت كنيد و در كسب غنائم (بهره گرفتن از فرصت ها)شتاب نماييد و كار نيكى را كه در انجامش شتاب نكرده ايد، به حساب نياوريد.[بحارالأنوار، ج ۷۸، ص ۱۲۱، ح ۴]
۴ امام صادق عليه السلام:ما اَنْعَمَ اللّه ُ عَلى عَبْدٍ مِنْ نِعْمَةٍ فَعَرَفَها بِقَلْبِهِ وَ حَمِدَ اللّه َ ظاهِرا بِلِسانِهِفَتَمَّ كَلامُهُ حَتّى يُؤْمَرَ لَهُ بِالْمَزيدِ؛
چون خداوند به بنده اى نعمت بدهد و او آن را قلبا قدر بشناسد و به زبان سپاسبگويد، هنوز سخنش به پايان نرسيده، فرمان افزايش نعمت براى وى صادر مى شود.[كافى، ج ۲، ص ۹۵، ح ۹]
نویسنده: فاطمه درویشی
چکیده
تحقیق پیش رو با موضوع حاکم شایسته از منظر نهج البلاغه به تحریر در آمده است. مسئله مورد نظر در این پژوهش این است که حاکم شایسته از منظر نهج البلاغه باید چه وظایفی را انجام دهد و نیز چه ویژگیهایی را باید در خود پیاده کند.
براساس این پژوهش اگر در جامعه اسلامی حاکم شایسته وجود نداشته باشد، احکام و فرامین این دین به خوبی به مرحله اجرا در نخواهد آمد و جامعه به هرج و مرج دچار میگردد و این مسئله ضرورت انجام این تحقیق را نشان میدهد. با مطالعه نهج البلاغه مطالب در دو بخش مجزا وظایف و ویژگیهای حاکمان مورد بررسی قرار گرفته است. دو فصل نیز کلیات و نتیجه گیری را در بر دارند. واژگان کلیدی: حاکم، امام، صالح
مقدمه
در جوامع بشری بین افراد تزاحماتی به وجود میآید و دلیل آن این است که اموری مورد علاقه و نیز اموری مورد تنفر تمامی انسانها و یا عموم ایشان است، در صورتی این تزاحمات و اختلافات بین افراد از بین میرود که قوانینی وجود داشته باشد که جامع و کامل باشند و بتوانند مسائل انسانی را سامان ببخشند، اما این قوانین زمانی میتوانند موفق باشند که سرپرستی لایق امور جامعه را در دست داشته باشد. حاکم جامعه با به اجرا در آوردن قوانین هرج و مرج را از بین میبرد و نظم و انضباط را برای افراد به ارمغان میآورد. باید توجه داشت که حاکم در صورتی میتواند اینگونه باشد که فردی شایسته و مدیری توانا باشد؛ در همین راستا این پژوهش برای شناسایی مدیر و حاکم شایسته در جامعه تدوین میگردد. و در راستای معرفی حاکم شایسته از کتاب شریف نهج البلاغه بهره میبرد و با استفاده از رهنمودهای این کتاب برخی از وظایف و ویژگیهای حاکم شایسته را بیان میکند.
بیان مسئله
https://ir.kowsarblog.ir/
مهر | دین و اندیشه | جمعه، 14 آذر 1404 - 09:46
کتاب «نهجالبلاغه» با هدف رفع پراکندگی موضوعی موجود در چینش خطبهها، نامهها و حکمتهای امام علی (ع)، مجموعه سخنان حضرت را بر پایه ترتیب تاریخی سامان داده است.
خلاصه خبر
مترجم در مقدمه این اثر آورده است: بهدستآوردن تواتر لفظی و معنوی در سخنان امام (ع) و تفسیر بعد از سخنان او به کمک بعضی از سخنان دیگر سخنان حضرت را در نهجالبلاغه بر حسب موضوعات به چند بخش تقسیم کردهایم و سخنان مربوط به موضوع را در کنار هم قرار دادهایم تا با هم سنجیده و مقایسه شوند.
با توجه به توضیحات فوقالذکر، سخنان حضرت در نهجالبلاغه را به هشت بخش و موضوع تقسیم کردهایم که عناوین هر یک از بخشها عبارتاند از: بیانات مربوط به اصل مسئله خلافت و امامت و شرایط وظایف امام و نحوه انعقاد امامت، سیره سیاسی و عملی حضرت امام علی (ع)، فتنه طلحه و زبیر و عایشه و جنگ بصره، بیانات مربوط به فتنه معاویه و جنگ صفین، بیانات مربوط به جریان حَکَمیت در جنگ صفین و جنگ خوارج، بیانات مربوط به غارات معاویه و تحریک سپاه، سخنان مربوط به آینده سیاسی جامعه بعد از خود (فتنه بنی امیه و ملاحم)، و الهیات و مواعظ و بیاناتی درباره روش شناخت دین.
مهر | فرهنگی و هنری | سه شنبه، 06 آبان 1404 - 11:12
نامه تاریخی امام علی(ع) به فرماندار مصر، توسط انتشارات بهنشر در قالب کتاب «مدیریت علوی» منتشر شد.
خلاصه خبر
این اثر ارزشمند، دستورالعملی اخلاقی و کاربردی برای مدیریت در سطوح مختلف است که از گنجینه بیکران نهجالبلاغه استخراج شده است.
اگرچه مخاطب اصلی این فرماننامه در وهله اول مدیران ارشد و میانی هستند، اما آموزههای آن در هر جایی که رابطه بین «فرادست» و «فرودست» مطرح باشد، الگوی رفتاری بیبدیلی ارائه میکند.
کتاب «مدیریت علوی» با هدف ترسیم الگویی اسلامی از مدیریت و ارائه راهکاری برای تزکیه روابط سازمانی منتشر شده است و ابزاری ارزشمند برای نهادینه کردن فرهنگ اخلاق علوی در سازمانها و دستیابی به توسعه اخلاقی و اجتماعی محسوب میشود.
امام على عليه السلام :
التَّفريطُ مُصيبَةُ القادِرِ .
كوتاهى كردن، مصيبت شخص توانا [بر انجام كار] است.
امام على عليه السلام :
ثَمَرةُ التَّفريطِ النَّدامَةُ ، و ثَمَرةُ الحَزمِ السَّلامَةُ
نتيجه كوتاهى در كار، پشيمانى است و نتيجه دور انديشى، سالم ماندن [از خسارت و دريغ].
امام على عليه السلام :
اِحذَرُوا التَّفريطَ ؛ فإنّهُ يُوجِبُ المَلامَةَ
از كوتاهى كردن بپرهيزيد كه آن موجب سرزنش است.
امام على عليه السلام :
إيّاكُم و التَّفريطَ ؛ فَتَقَعَ الحَسرَةُ حينَ لا تَنفَعُ الحَسرَةُ
زنهار از كوتاهى كردن؛ زيرا كوتاهى كردن حسرت به بار مى آورد، آن گاه كه حسرت سودى ندارد.
امام على عليه السلام :
إنّ اللّه َ سبحانَهُ جَعَلَ الطاعَةَ غَنيمَةَ الأكياسِ عِندَ تَفريطِ العَجَزَةِ
خداوند سبحان طاعت [از خود ]را غنيمتى قرار داده است كه در هنگام كوتاهىِ نا توانان [از به دست آوردن آن ]زيركان آن را از آنِ خود مى كنند.