اصول دین عدل
اسلام مکتب معتدل
از آنجا که عدالت از اهداف اساسى بعثت پیامبران است، در دین محمّدى که خاتم آنهاست اجراى عدالت در جامعه بشرى هدف اصلى است و در آیات و روایات در سیره عملى رسول اکرم(ص) و اهل بیت او نیز اجراى عدالت به صورت اصلى بنیادین مطرح گشته و مورد تأکید بسیارى قرار گرفته است. رابطه انسان با خداوند، با خویشتن، با محیط پیرامون و نیز با انسانهاى دیگر، هر کدام ویژگى و مقوله خاصى است و داراى قلمرو و اعمالى مىباشد ولى همه در صورت رعایت عدالت شکل درستى بخود مىگیرند. در واقع هر عملى که امکان دارد از انسان سر بزند و یا لازم باشد که انجام بگیرد از این چهار قلمرو بیرون نمىباشد و بنابراین مىتوان گفت که همگى اصول شرایع و آیین ادیان آسمانى در عدل و احسان خلاصه مىگردد و این دو، جوهر همه احکام و تعالیم آسمانى است. ابومالک مىگوید به امام سجاد(ع) عرض کردم مرا از دین خدا آگاه کن، امام فرمود همه تعالیم دین، حقگویى، داورى طبق عدالت و وفاى به عهد است. همه دین خدا همین هاست.(1)
در اسلام تمامى پستهاى حسّاس را به افراد عادل واگذار مىکنند، در قضاوت، امامت جمعه و جماعت، عدالت شرط اساسى است، مرجع تقلید، رهبرى و مسؤول بیت المال باید عادل باشند، در مسایل خانواده و بحثهاى حقوقى و روابط بین دو زوج نیز به عدالت تأکید مىگردد و در واقع اسلام اهمیت خاصى به عدالت داده و آن را در تاروپود جامعه و در مسایل حقوقى، اجتماعى، خانوادگى و اقتصادى، شرط اساسى دانسته است.(2)
۱ - مقدمه
عدل و ظلم از جمله واژههایی هستند که بحث درباره آنها، دامنهای وسیع دارد. رفتار انسان، از وظایفی که نسبت به خداوند دارد، تا جزئیترین فعلی که از او در ارتباط با خود با دیگران سر میزند، میتواند مصداق عمل عادلانه و یا ظالمانه باشد.
با این وجود علمای اخلاق بیش از آنکه پیرامون ابعاد نفسانی و آثار فردی این دو صفت بحث کنند، درباره آثار اجتماعی آنها سخن گفتهاند. چرا که این دو از اوصاف اولیه نظامهای حکومتی و بیانگر وضع امنیت و آسایش مردم در روزگار سیستم اجتماعی و حکومتی عادلانه و یا ظالمانه است.
روایاتی نیز که از ائمه معصومین (علیهمالسّلام) نقل شده، نشانگر اهمیت اجرای عدل و پرهیز از ظلم از جانب حکّام و متصدیان امور و مردم است.
در این مقاله به سیری گذرا در آیات و روایات میپردازیم. به امید آنکه قدمی هر چند کوتاه در راه آراستن هر چه بیشتر فرد و جامعه به زیور عدل باشد.
۲ - معنای عدالت
عدل در لغت و اصطلاح، معانی مختلفی دارد که به برخی از آنها اشاره میشود: «نهادن هر چیزی به جای خود»، «حد متوسط میان افراط و تفریط در قوای درونی»،
«به تساوی تقسیم کردن»،
«رعایت برابری در پاداش و کیفر دادن به دیگران، اگر عمل نیک است پاداش، و اگر بد است است کیفر داده شود.»
شهید مطهری (رحمةاللهعلیه) از واژه عدالت و ظلم، که درباره انسان به کار میرود، چنین ترسیمی ارائه داده است:
«ما افراد بشر، فردی از نوع خود را که نسبت به دیگران قصد سوئی ندارد، به حقوق آنها تجاوز نمیکند، هیچگونه تبعیضی میان افراد قائل نمیگردد، در آنچه مربوط به حوزه حکومت و اداره او است، با نهایت بیطرفی، به همه به یک چشم نگاه میکند، در مناقشات و اختلافات افراد دیگر، طرفدار مظلوم و دشمن ظالم است؛ چنین کسی را دارای نوعی از کمال (یعنی عدالت) میدانیم و روش او را قابل «تحسین» میشماریم و خود او را «عادل» میدانیم.»
در مقابل، فردی را که نسبت به حقوق دیگران تجاوز میکند، در حوزه قدرت و اداره خود میان افراد تبعیض قائل میشود، طرفدار ستمگران و ستمکشان «بی تفاوت» است، چنین کسی را دارای نوعی نقص به نام «ظلم» و ستمگری میدانیم و خود او را «ظالم» میخوانیم و روش او را لایق «تقبیح» میشماریم.
۲.۱ - معنای لغوی
گفتگو با هوش مصنوعی
💬 سلام! میخوای دربارهی «عدالت نمی تواند منفک از اخلاق و تکوین و تشریع باشد» بیشتر بدونی؟ من اینجام که راهنماییت کنم.
عدالت چند وجهی است و مراتب عدالت از بالا به پایین است یا از پایین به بالاست در عرض هست یا در طول است و تاثیرات آن چگونه است|
متن ارائه شده به طور مفصل به بحث در مورد عدالت در حکمت متعالیه و ارتباط آن با اخلاق، تکوین و تشریع میپردازد. در اینجا خلاصهای از نکات کلیدی و پاسخ به سوال شما در مورد چند وجهی بودن و مراتب عدالت ارائه میشود:
نکات کلیدی متن:
- عدالت، خیر وجودی است: عدالت صرفاً یک مفهوم اخلاقی یا قراردادی نیست، بلکه ریشه در هستی دارد و یک امر واقعی است.
- ارتباط با اسمای حسنای الهی: عدالت یکی از صفات الهی است و در حکمت متعالیه، با عرفان محیالدین عربی پیوند دارد.
- همگرایی حوزهها: عدالت نمیتواند از اخلاق، تکوین (نظام آفرینش) و تشریع (قوانین) جدا باشد. این حوزهها در هم تنیده هستند.
- اهمیت عدالت در ساختار سیاسی: تحقق عدالت نیازمند رسوخ این ارزش در صاحبان قدرت و همچنین وجود ساختار عادلانه است. عدالت فردی و ساختاری هر دو مهم هستند.
- نظام جمهوری اسلامی و حکمت متعالیه: نظام جمهوری اسلامی ایران در ناخودآگاه امام خمینی مبتنی بر حکمت متعالیه است و امکان تحقق حقوق مردم و تعیین سرنوشت آنها را فراهم میکند.
پاسخ به سوال شما: عدالت چند وجهی است و مراتب عدالت از بالا به پایین است یا از پایین به بالا؟ در عرض هست یا در طول؟ و تاثیرات آن چگونه است؟
بر اساس متن، عدالت یک مفهوم چند وجهی است که در سه حوزه اصلی قابل بررسی است:
- عدالت در تکوین: نظام آفرینش و قوانین حاکم بر آن نیز باید عادلانه باشد. (نظام احسن)
- عدالت در تشریع: قوانین و احکام باید عادلانه و متناسب با مصلحت جامعه باشند.
- عدالت در اخلاق: فضیلت عدالت باید در افراد و جامعه رسوخ کند.
مراتب عدالت:
- متن به صراحت به این موضوع اشاره نمیکند که مراتب عدالت از بالا به پایین یا از پایین به بالا است. اما میتوان استنباط کرد که این دو مرتبه در هم تنیده هستند. یعنی عدالت فردی (اخلاقی) میتواند زمینه را برای ایجاد ساختار عادلانه (تشریعی) فراهم کند و ساختار عادلانه نیز به تقویت عدالت فردی کمک میکند.
- به نظر میرسد که عدالت در این منظومه، هم در عرض و هم در طول یکدیگر وجود دارد. یعنی هر یک از این حوزهها (تکوین، تشریع، اخلاق) بُعد خاصی از عدالت را تشکیل میدهند (عرض) و در عین حال، هر بُردی میتواند در بُعد دیگر تاثیر بگذارد و آن را تکمیل کند (طول).
تاثیرات عدالت:
- تحقق حقوق: در یک ساختار عادلانه، افراد میتوانند به حقوق خود دست یابند و در جایگاه شایسته خود قرار گیرند.
- حل مسائل: حکمت متعالیه با پشتوانه حکمت نظری، میتواند مسائل را به طور موثر حل کند.
- نظام سیاسی کارآمد: عدالتی که به صورت وجودی دیده شود، میتواند در نظام سیاسی کارساز باشد.
- تقویت نهادها: نهادهایی که در راستای عدالت عمل میکنند، باید تقویت شوند و نهادهای سیاسی از منظر حکمت متعالیه مورد بازبینی قرار گیرند.
در نهایت، متن بر این نکره تاکید دارد که عدالت یک مفهوم جامع و چند وجهی است که نمیتوان آن را از سایر حوزههای معرفتی جدا کرد. تحقق عدالت نیازمند توجه به ابعاد مختلف آن و ایجاد هماهنگی بین این ابعاد است.
مقدمه
گفته می شود که یکی از بنیادیترین مفاهیم در علوم انسانی و به خصوص در علم سیاست مفهوم عدالت است. این سخن گزاف نیست زیرا که اهمیت عدالت و نقش تعیین کنندة آن در اجتماع غیر قابل انکار می باشد. می توان غرض را با این عبارت بیان کرد که مبحث عدالت در مرکز منظومة فکری اندیشمندان سیاسی واقع شده است.
عدل صفتی است که هم نزد خالق محبوب است و هم نزد مخلوق و خدا خود را با این صفت ستوده است.[1]
در نگاهی به همة ادیان، اعم از آسمانی و غیر آسمانی، ما شاهد هستیم که همگی به عنصر مهم عدالت توجه کرده اند و از آن یا به عنوان اصلی ترین هدف و یا یکی از اهداف مهم نام برده اند.
در دین اسلام هم این بحث از نظر دور نمانده و تعداد 29 ایه از ایات قرآن مستقیماً دربارة عدالت
ر متن آمده است، آورده شده است:
معنای عدالت:
- رعایت استعدادها و استحقاقها: عدالت به معنای دادن حق هر صاحب حقی به طور کامل و قرار دادن هر چیزی در جای خود است. این شامل رعایت تفاوتها در شرایط متفاوت و تساوی در موقعیتهای مساوی میشود.
- ابعاد مختلف عدالت: عدالت دارای ابعاد فقهی، اخلاقی و عرفانی است و در هر مرتبه، با مرتبه معنویت مرتبط است.
- عدالت در اندیشه شهید مطهری و رهبری: عدالت در اندیشه این دو شخصیت، مقیاس خلقت، شریعت، معیار پیشرفت و توسعه همه جانبه و پایدار است.
- اجزای عدالت: عدالت شامل قوانین عادلانه، حکومت و حاکم عادل، جامعه عدالت پذیر، نیروهای مدافع عدالت و نیروهای اجرایی عدالت است.
نیاز انسان به عدالت:
- سرشت الهی و فطرت توحیدی: انسان بر اساس سرشت الهی و فطرت توحیدی تشنه معنویت و عدالت است.
- جامع، کامل و کارآمد: انسان خواستار معنویت الهی-توحیدی، جامع، کامل و کارآمد و عدالت همه جانبه فردی و اجتماعی است.
- تحقق جامعه الهی: عدالت اجتماعی بر مبنای تعلیم و تزکیه نفس استوار است تا فرد و جامعه الهی در مدینه النبی (ص) یا مدینه فاضله توحیدی ولایی تحقق یابد.
قرآن کریم :
لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدیدَ فیهِ بَأْسٌ شَدیدٌ وَ مَنافِعُ لِلنّاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللّهَ قَوىٌّ عَزیزٌ؛
[سوره حدید، آیه ۲۵] به راستى ما پیامبران خود را با دلایل آشکار فرستادیم و با آنها کتاب و میزان (شناسایى حق از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند و آهن را نازل کردیم که در آن نیروى شدید و منافعى براى مردم است ، تا خداوند بداند چه کسى او و رسولش را یارى مى کند بى آن که او را ببینند، خداوند قوى و شکست ناپذیر است .
وَ مَنْ یَظْلِمْ مِنْکُمْ نُذِقْهُ عَذابًا کَبیرًا؛
[ سوره فرقان، آیه ۱۹ ] هر کس از شما ظلم کند، عذاب شدیدى به او مى چشانیم.
۱امام صادق علیه السلام: ثَلاثَهُ اَشْیاءَ یَحْتاجُ النّاسُ طُرّا اِلَیْها: اَلاَْمْنُ وَالْعَدْلُ وَالْخِصْبُ ؛
سه چیز است که همه مردم به آنها نیاز دارند: امنیّت، عدالت و رفاه.
[تحف العقول، ص ۳۲۰]
۲پیامبر صلی الله علیه و آله: اَلظُّلْمُ ثَلاثَهٌ: فَظُلْمٌ لایَغْفِرُهُ اللّه ُ وَظُلْمٌ یَغْفِرُهُ وَظُلْمٌ لایَتْرُکُهُ، فَأَمَّا الظُّلْمَالَّذى لایَغْفِرُ اللّه ُ فَالشِّرْکُ قالَ اللّه ُ: «إنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظیمٌ» وَأَمَّا الظُّلْمَ الَّذى یَغْفِرُهُ اللّه ُفَظُلْمُ الْعِبادِ أَنْفُسَهُمْ فیما بَیْنَهُمْ وَبَیْنَ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الظُّلْمَ الَّذى لا یَتْرُکُهُ اللّه ُ فَظُلْمُ الْعِبادِبَعْضُهُمْ بَعْضا؛
ظلم سه قسم است: ظلمى که خدا نمى آمرزد، ظلمى که مى آمرزد و ظلمى که از آننمى گذرد، اما ظلمى که خدا نمى آمرزد شرک است. خداوند مى فرماید: «حقا که شرکظلمى بزرگ است» و اما ظلمى که خدا مى آمرزد، ظلم بندگان به خودشان میان خود وپروردگارشان است اما ظلمى که خدا از آن نمى گذرد ظلم بندگان به یکدیگر است.
قرآن کريم :
لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللّهَ قَوىٌّ عَزيزٌ؛[سوره حديد، آيه ۲۵]
به راستى ما پيامبران خود را با دلايل آشكار فرستاديم و با آنها كتاب و ميزان (شناسايى حق از باطل و قوانين عادلانه) نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند و آهن را نازل كرديم كه در آن نيروى شديد و منافعى براى مردم است ، تا خداوند بداند چه كسى او و رسولش را يارى مى كند بى آن كه او را ببينند، خداوند قوى و شكست ناپذير است .
وَ مَنْ يَظْلِمْ مِنْكُمْ نُذِقْهُ عَذابًا كَبيرًا؛[ سوره فرقان، آيه ۱۹ ]
هر كس از شما ظلم كند، عذاب شديدى به او مى چشانيم.
۱ امام صادق عليه السلام:ثَلاثَةُ اَشْياءَ يَحْتاجُ النّاسُ طُرّا اِلَيْها: اَلاَْمْنُ وَالْعَدْلُ وَالْخِصْبُ ؛
سه چيز است كه همه مردم به آنها نياز دارند: امنيّت، عدالت و رفاه.[تحف العقول، ص ۳۲۰]
۲ پيامبر صلي الله عليه و آله:اَلظُّلْمُ ثَلاثَةٌ: فَظُلْمٌ لايَغْفِرُهُ اللّه ُ وَظُلْمٌ يَغْفِرُهُ وَظُلْمٌ لايَتْرُكُهُ، فَأَمَّا الظُّلْمَالَّذى لايَغْفِرُ اللّه ُ فَالشِّرْكُ قالَ اللّه ُ: «إنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظيمٌ» وَأَمَّا الظُّلْمَ الَّذى يَغْفِرُهُ اللّه ُفَظُلْمُ الْعِبادِ أَنْفُسَهُمْ فيما بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الظُّلْمَ الَّذى لا يَتْرُكُهُ اللّه ُ فَظُلْمُ الْعِبادِبَعْضُهُمْ بَعْضا؛
ظلم سه قسم است: ظلمى كه خدا نمى آمرزد، ظلمى كه مى آمرزد و ظلمى كه از آننمى گذرد، اما ظلمى كه خدا نمى آمرزد شرك است. خداوند مى فرمايد: «حقا كه شركظلمى بزرگ است» و اما ظلمى كه خدا مى آمرزد، ظلم بندگان به خودشان ميان خود وپروردگارشان است اما ظلمى كه خدا از آن نمى گذرد ظلم بندگان به يكديگر است.[نهج الفصاحه، ح ۱۹۲۴]
۳ امام صادق عليه السلام:اَلْعَدْلُ اَحْلى مِنَ الشَّهْدِ وَاَلْيَنُ مِنَ الزُّبْدِ وَاَطيَبُ ريحا مِنَ الْمِسْكِ؛
عدالت از عسل شيرين تر، از كره نرم تر و از مُشك خوشبوتر است.[كافى، ج ۲، ص ۱۴۷، ح ۱۵]
۴ پيامبر صلي الله عليه و آله:اِتَّقوا دَعْوَةَ الْمَظْلومِ وَإنْ كانَ كافِرا فَإِنَّها لَيْسَ دونَها حِجابٌ؛
از نفرين مظلوم بترسيد اگر چه كافر باشد، زيرا در برابر نفرين مظلوم پرده و مانعى نيست.[نهج الفصاحه، ح ۴۸]
۵ امام صادق عليه السلام:اَلنّاسُ يَسْتَغْنونَ اِذا عُدِلَ بَينَهُمْ وَتُنْزِلُ السَّماءُ رِزْقَها وَتُخْرِجُالاَْرْضُ بَرَكَتَها بِاِذْنِ اللّه ِ تَعالى؛
هنگامى كه در ميان مردم عدالت برقرار شود، بى نياز مى شوند و به اذن خداوندمتعال آسمان روزىِ خود را فرو مى فرستد و زمين بركاتش را بيرون مى ريزد.[كافى، ج ۳، ص ۵۶۸، ح ۶]
وزیرکار: بدترین مسئله عدالت آموزشی عدالت در محتواست
مهر | اجتماعی و حوادث، سیاسی، چندرسانهای | سه شنبه، 25 آذر 1404 - 09:06
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: وزارت تعاون از مشاوران مختلف برای اندازهگیری ابعاد فقر از جمله فقر آموزشی و ارائه راهکار برای عدالت استفاده میکند.
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: وزارت تعاون از مشاوران مختلف برای اندازهگیری ابعاد فقر از جمله فقر آموزشی و ارائه راهکار برای عدالت استفاده میکند.
مهر | دین و اندیشه | جمعه، 14 آذر 1404 - 15:40
گروه حکمت عملی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران نشست علمی بررسی عدالت اجتماعی از منظر علامه طباطبایی (ره) را برگزار میکند.
خلاصه خبر
به گزارش خبرنگار مهر، گروه حکمت عملی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران نشست علمی بررسی عدالت اجتماعی از منظر علامه طباطبایی (ره) را برگزار میکند.
در این نشست حجت الاسلام یزدانی مقدم عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی به ارائه دیدگاههای خود میپردازد.
محمود حبيبي٭
قوام حقيقت حيات انساني به اصل عدالت است. دادگري همانند اصل توحيد ريشه در نظام تكوين دارد همچنانكه پيامبر اكرم (ع) فرمودند: «بِالْعدْلِ قامتِ السّماواتُ و الارْض» يعني اينكه آسمانها و زمين، با عدالت، پا برجا ميمانند، بنابراين ناديده انگاشتن قسط و عدل، مخالفت با نظام طبيعي و اهتمام به آن هماهنگي با نظام هستي است. عدالت در لغت به معناي مساوات، ضدجور و عدم افراط و تفريط ميباشد و در اصطلاح عبارت است از رعايت استحقاق و شايستگيها، تعريف عدالت به اين معنا تعبير رايج متفكران مسلمان است، لذا آنان عدالت را معنا نمودهاند. « إعْطاء كُلّ ذِي حقٍّ حقّه»
در اين يادداشت به تحليل و بررسي مفهوم عدالت اجتماعي از نگاه قرآن ميپردازيم.
1- عدالت ريشه در فطرت انسان دارد: از نگاه قرآن، عدل به مثابه صفت و ملكه انساني و اجتماعي، ريشه در فطرت انسانها دارد. بدين معنا كه در وجود آدمي، گرايش به عدالت و عدالتخواهي، مبارزه با ظلم و بيعدالتي نهادينه شده است. اين حقيقتي است كه سرشت انسان به آن خو گرفته، همچنانكه آيه 7 سوره مباركه انفطار ميفرمايد: «الذِي خلقك فسواك فعدلك» آفرينش انسان و هماهنگي و تعادل ميان اعضاي او، جلوهاي از لطف و عنايت خداوند است. آنگاه اعتدال و عدالت را در وجود تو