به منطرگاه مدیریتی قرآن خوش آمدید.
مهر | دین و اندیشه | دوشنبه، 20 بهمن 1404 - 11:18
جلد بیستم دائره المعارف قرآن کریم در پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تألیف و به همت مؤسسه بوستان کتاب منتشر شد.
خلاصه خبر
به گزارش خبرگزاری مهر، جلد بیستم دائره المعارف قرآن کریم در ۶۳۲ صفحه در پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، تألیف و به همت مؤسسه بوستان کتاب منتشر شد.
«دائره المعارف قرآن کریم» نخستین و جامع ترین دائره المعارف قرآنی در جهان اسلام است و یکی از بزرگترین و مهمترین پروژههای قرآنی در حال انجام در سطح کشور می باشد که در پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تولید و ارائه شده است.
بیش از ۲۰ سال است که پروژه دائره المعارف قرآن کریم شروع شده و تاکنون ۱۷ جلد از این پروژه منتشر شده است؛ این کار با معیارها، استانداردها و معیارهای شناخته شده دایره المعارفی در کشور، در حال تدوین می باشد که بر اساس حروف الفبا انجام شده و به زبان فارسی است.
تجدید میثاق جامعه قرآنی کشور با آرمانهای امام خمینی (ره)
مهر | دین و اندیشه، تصویری | دوشنبه، 20 بهمن 1404 - 20:12
جامعه قرآنی، همزمان با دهه مبارک فجر با حضور حجتالاسلام محمد قمی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، حجتالاسلام سیدحسن خمینی، تولیت حرم امام خمینی (ره) و حجتالاسلام علی تقیزاده، رئیس دارالقرآن کشور، در حرم امام خمینی(ره) گرد هم آمدند و با آرمانهای بنیانگذار انقلاب اسلامی تجدید میثاق کردند.
سوره جمعه/متن و ترجمه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
درباره سوره جمعه (62)آیات سوره جمعهفهرست قرآنپخش و دانلود ترتیل سوره (پرهیزگار)
دانلود پی دی اف
دانلود پاورپوینت
سورة الجمعة
(ترجمه حسین انصاریان)
برای مشاهده ترجمه ها و تفسیرهای هر آیه روی آن کلیک کنید.
1
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
يُسَبِّـحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ﴿١﴾
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است، خدا را [به پاک بودن از هر عیب و نقصی] می ستایند، خدایی که فرمانروای هستی و بی نهایت پاکیزه و توانای شکست ناپذیر و حکیم است. (۱)
2
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ ﴿٢﴾
اوست که در میان مردم بی سواد، پیامبری از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و آنان را [از آلودگی های فکری و روحی] پاکشان کند و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد، و آنان به یقین پیش از این در گمراهی آشکاری بودند. (۲)
3
وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿٣﴾
و [نیز پیامبر را] بر مردمی دیگر [از عرب و غیر عرب] که هنوز به آنان نپیوسته اند [برانگیخت]. و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است. (۳)
4
ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ﴿٤﴾
این [برانگیختن به پیامبری و مسؤولیت عظیم تعلیم و تربیت،] فضل خداست که آن را به هر کس بخواهد عطا می کند، و خدا صاحب فضل بزرگ است. (۴)
5
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا ۚ بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ ۚ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿٥﴾
وصف کسانی که عمل کردن به تورات به آنان تکلیف شده است، آن گاه به آن عمل نکردند، مانند درازگوشی است که کتاب هایی را [که هیچ آگاهی به محتویات آنها ندارد] حمل می کند. چه بد است سرگذشت مردمی که آیات خدا را تکذیب کردند. و خدا مردم ستمکار را هدایت نمی کند. (۵)
6
قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ﴿٦﴾
بگو: ای یهودیان! اگر گمان می کنید که فقط شما دوستان خدایید نه مردم دیگر، پس آرزوی مرگ کنید اگر راستگویید [چون دوستان خدا برای رسیدن به لقاء او مشتاق مرگ هستند.] (۶)
7
وَلَا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ۚ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ﴿٧﴾
ولی آنان به سبب گناهانی که مرتکب شده اند هرگز آروزی مرگ نمی کنند، و خدا به ستمکاران داناست. (۷)
8
قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ ۖ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَىٰ عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٨﴾
بگو: بی تردید مرگی را که از آن می گریزید با شما دیدار خواهد کرد، سپس به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانده می شوید، پس شما را به اعمالی که همواره انجام می دادید، آگاه خواهد کرد. (۸)
9
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَىٰ ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ۚ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٩﴾
ای مؤمنان! چون برای نماز روز جمعه ندا دهند، به سوی ذکر خدا بشتابید، و خرید و فروش را رها کنید. که این [اقامه نماز جمعه و ترک خرید و فروش] برای شما بهتر است اگر [به پاداشش] معرفت و آگاهی داشتید. (۹)
10
فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿١٠﴾
و چون نماز پایان گیرد، در زمین پراکنده شوید و از فضل و رزق خدا جویا شوید و خدا را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید. (۱۰)
11
وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا ۚ قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ ۚ وَاللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ﴿١١﴾
و [برخی از مردم] چون تجارت یا مایه سرگرمی ببینند [از صف یک پارچه نماز] به سوی آن پراکنده شوند و تو را در حالی که [بر خطبه نماز] ایستاده ای، رها کنند. بگو: پاداش و ثوابی که نزد خداست از سرگرمی و تجارت بهتر است، و خدا بهترین روزی دهندگان است. (۱۱)
https://wiki.ahlolbait.com/
بشر در پرتو هدایت فطرت و راهنمایی خرد، برای خویش و جهان، آفریدگاری قائل بود و در هر زبان از این آفریدگار به نحوی تعبیر میشد، چیزی که هست هرگاه بشر موحد بود و تنها به یک خدا معتقد بود، درباره او لفظ جلاله و یا معادل آن در هر زبان، به کار میبرد و اگر مشرک بود و به خدایان متعدد معتقد بود، درباره آنها از لفظ «اله» کمک میگرفت.
بنابر این، این دو لفظ پیوسته دارای یک معنا بوده؛ چیزی که هست در تفهیم خالق جهان و یا به تعبیر دیگر واجب الوجود، لفظ جلاله به کار میبرد، ولی در اشاره به دیگر خدایان که به پندار او در عین مخلوق بودن، سهمی از الوهیت داشتند، از لفظ «اله» بهره گرفت، بنابر این در طول تاریخ عرب لفظ اله معنی عام، و لفظ جلاله (الله) معنی خاص داشته است.
اتّفاقاً در برخی از زبانها نیز این معنی به نوعی رعایت میشود، با این تفاوت کهدر زبان عربی برای تفهیم این دو مطلب از دو لفظ استفاده میشود، ولی مثلاً در زبان انگلیسی از دو نوع کتابت کمک میگیرند.
اگر اهل لغت برای «اله» معانی متعدد ذکر کرده و یا در اشتقاق «الله» از «اله» مناسبتهایی بیان نمودهاند، همگی میتواند مربوط به عصر قبل از نزول قرآن باشد؛ ولی در عصر نزول قرآن همه این مناسبتها به دست فراموشی سپرده شده بود، و هر دو لفظ به نحوی که بیان گردید، معنی واحد داشتهاند؛ تنها تفاوت آنها این بود که لفظ «اله» کلی بوده و لفظ الله، جزئی و علم و نام فردی از آن کلی بوده است. آیات قرآن گواهی میدهد که اله به معنی خدا لکن به صورت کلی، در مقابل لفظ الله به معنی خاص است.
کسانی که لفظ «اله» را به معنی معبود میگیرند، در حقیقت آن را به لوازم معنی اصلی تفسیر میکنند. اینک ما در این جا یک رشته شواهد قرآنی میآوریم که به روشنی ثابت میکنند که «اله» به معنی معبود نیست.
1. «لَوْ کان فِیهِما آلهة اِلاّ الله لَفَسَدَتا...».(1)
«اگر در آسمان و زمین دو خدا بود، آن دو تباه میشدند».
تلاوت دلنشین قرآن توسط نوجوان تبریزی در برنامه «محفل ستارهها»
مهر | دین و اندیشه | دوشنبه، 06 بهمن 1404 - 15:58
محمد نعیم ابراهیمی، نوجوان قاری قرآن از تبریز، با تلاوتی آرامشبخش از آیات ۶۷ تا ۷۱ سوره مبارکه زخرف، فضایی معنوی و تأثیرگذار در برنامه «محفل ستارهها» ایجاد کرد.
به گزارش خبرنگار مهر، محمد نعیم ابراهیمی، نوجوان قاری قرآن از تبریز، با تلاوتی آرامشبخش از آیات ۶۷ تا ۷۱ سوره مبارکه زخرف، فضایی معنوی و تأثیرگذار در برنامه «محفل ستارهها» ایجاد کرد.
بخشی از این برنامه در ادامه تقدیم مخاطبان می شود:
۱ - معنای لغوی سعادت و شقاوت
سعد و سعادت به معنای نیک بختی است، مقابل شقوه و شقاوت که به معناى بدبختی است.
۲ - معنای اصطلاحی سعادت و شقاوت
سعادت یعنى رسیدن به خیری که سبب کمال و لذت است.انسان که از روح و جسم ترکیب یافته، سعادتش به این است که به حسب قوای بدنی و روحى به خیر برسد و لذت ببرد.
و شقاوت آن است که این خیر را دارا نباشد و از آن محروم گردد.
۳ - واژه سعادت در قرآن
واژه سعادت دوبار در قرآن، و در آیات ۱۰۵ و ۱۰۸ سوره هود آمده است: " یوم یأت لا تکلم نفس الا باذنه فمنهم شقى و سعید
و اما الذین سعدوا ففى الجنة خالدین فیها ما دامت السموات والارض ... "
۴ - تفسیر سعادت از دیدگاه امام خمینی
امام خمینی سعادت را در اصطلاح عرفی، فراهم بودن مایههای لذت، راحتی، شهوتها و هر چه با قوای نفس سازگار است میداند؛ البته در عرف مؤمنان به معنای فراهم بودن لذتهای آخرتی است، اگرچه در دنیا ناملایماتی داشته باشند.
امام خمینی حقیقت سعادت را مساوق وجود و اختلاف مراتب سعادت را بر پایه تفاوت کمال وجود که همان دریافت لذت و ادراک ملایم است میداند، بنابراین سعادت همان کمال و راحتی مطلق و پیمودن راه معرفت و انسانیت است.
ایشان سعادت و شقاوت را به اعتبار مختلف تقسیم کرده است: ازجمله به اعتبار ادراکات انسان به سعادت و شقاوت حسی، خیالی و عقلی و به اعتبار رابطه انسان با اجتماع به سعادت و شقاوت فردی و اجتماعی تقسیم کرده است. چنانکه شقاوت را به دو بخش تقسیم میکند:
۱- شقاوتی که در برابر وجود و کمالهای آن است که بازگشت آن به عدم و نقصان است.
۲- شقاوتی که گونهای از وجود را داراست و آن شقاوت اکتسابی است که از جهل مرکب و باورهای فاسد و اوهام خرافی در باور و ملکات رذیله پدید میآید.
امام خمینی بر این باور است که سعادت و شقاوت عرفی و شرعی از لوازم ذاتی انسان نیستند وگرنه باید نوع انسان سعید محض یا شقی محض باشد؛ بلکه آنها اموری وجودیاند که با اختیار و اراده انسان پدید میآیند؛ زیرا سرآغاز سعادت باورهای درست، اخلاق پسندیده و کردار نیک است و سرآغاز شقاوت باورهای نادرست، اخلاق و کردار بد است که امور اکتسابیاند و هر انسانی که در دنیاست میتواند خود را از مرتبه نقص شقاوت و شرک رهایی داده و به مرتبه کمال و سعادت برسد. انسان میتواند با پایبندی به احکام شرعی، جلوی این اقتضای ذاتی شقاوت را گرفته و سعادتمند شود.
۵ - واژه شقاوت در قرآن
واژه شقاوت و شقی و مشتقات آن ۱۴ بار در قرآن و در آیات ۱۰۵ و ۱۰۶ سوره هود؛
آیات ۲، ۱۱۷ و ۱۲۳ سوره طه؛
آیات ۴، ۳۲ و ۴۸ سوره مریم؛
آیه ۱۵ سوره لیل؛
آیه ۱۲ سوره شمس
و آیه ۱۰۶ سوره مؤمنون،
به کار رفته است؛ بنابراین، آیات فوق که دربرگیرنده و بازگو کننده سعادت و شقاوت است به " آیات سعادت و شقاوت " معروفان
سعادت، مطلوب فطری و قلبی هر انسان است. انسان با تمام وجود تلاش می کند که از رنج ها و سختی ها رها شود و به زندگی آسوده و لذت واقعی و دائمی برسد. به همین دلیل، بسیار مهم است که آدمی، سعادت حقیقی را بشناسد و عوامل آن را بداند. البته خدای متعال که خالق انسان است، بهتر از هر کس دیگری سعادت واقعی و شقاوت و عوامل آن را در کتاب خویش، قرآن کریم، بیان نموده است. به همین دلیل، باید به قرآن مراجعه کنیم تا سعادت راستین را بشناسیم.
معنای لغوی سعادت و شقاوت
سعادت در لغت، از «سَعَدَ» گرفته شده و بر سرور و شادی قلبی دلالت مي كند.[1] نقطه مقابل سعادت، شقاوت است که از «شقی» گرفته شده است؛ یعنی حالتى سخت و دشوار كه انسان را از پيمودن راه خير، شايسته و كمال مادى و معنوى باز مى دارد.[2]
نزدیک ترین واژه به سعادت، واژه فلاح و فوز است. «فلاح»، به معناى نجات از بديها و دست يافتن به خير و صلاح آمده است.[3] «فوز» هم معنایی مشابه دارد.[4] البته فوز، یک مرحله بالاتر از فلاح است و به مطلوب و مقصود، بیشتر توجه دارد.[5]
دقت در معنای لغوی نشان می دهد که «فلاح یا رستگاری»، مقدمه «سعادت» است؛ زیرا انسان ابتدا باید از عوامل شقاوت و گرفتاری نجات یابد تا بتواند به مطلوب خود که سعادت است، برسد. «فوز»، مرحلهای بالاتر بوده و به سعادت خیلی نزدیکتر است؛ ولی سعادت، خود مقصودی است که انسان می خواهد؛ به بیان دیگر، نتیجه و حاصل «فلاح» و «فوز»، سعادت است.
سعادت در اصطلاح
مرحوم طبرسي میگوید: «سعادت، قوت و غلبه اسباب سعادت بر شقاوت و برخورداري از نعمت است كه به واسطه حُسن عمل در راه اطاعت خداوند به دست مي آيد.»[6]
آیتالله مکارم شیرازی، سعادت را «فراهم بودن اسباب تكامل براى يك فرد يا يك جامعه» به منظور رسیدن به مطلوب، یعنی بهرهمندی از شرایط روحى، جسمى، خانوادگى، محيطی و فرهنگی مناسب، براى رسيدن به هدفها تعریف کرده اند.[7]
قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي ۖ وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ
بگو: این طریقه و راه من است که من و هر کس پیرو من است بر پایه بصیرت و بینایی به سوی خدا دعوت می کنیم، و خدا از هر عیب و نقصی منزّه است و من از مشرکان نیستم.
[12–108] (مشاهده آیه در سوره)
آیه صد و هشت سوره یوسف
قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي ۖ وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ
بگو: این طریقه و راه من است که من و هر کس پیرو من است بر پایه بصیرت و بینایی به سوی خدا دعوت می کنیم، و خدا از هر عیب و نقصی منزّه است و من از مشرکان نیستم.
[12–108] (مشاهده آیه در سوره)
آیه صد و هشت سوره یوسف
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام
حال غريبی است خدايا، از زمزم عشق تو پيمانۀ طهورا خوردن و نمردن! خدایا اين همان سّر ازليست، كه از آغاز سرودی، اين همان سرّ رمزياسين و طه ها و تين و زيتون است. اين سرهمان مشعرالحرام زمين است؟!، اين سرهمان وادی نوراست، در سرزمين طور؟! اين سرهمان بارش نور خدا است بر سينا و ياسين وجود، تا ای خالق هستی بخش ای مالک آفرینش، بندگانت بانورت، در تو، حل شوند؟! اين سر همان نشستن با نور منور تقدیر تدبیر حکیمانه علم لایتناهی خداوند بلندمرتبه است، که بر جان و قلب و خِرد مسيح و خضر و محمد و مهدي زمان"س" و آنان كه در سرزمين تور جودِ پروردگار جهانیان، حضور یافته اند، فرود آمد تا سرزمين وجودشان را پر از گوهرهاي جودِ خدا نمانيد؟