مهر | استانها | چهارشنبه، 21 مرداد 1405 - 09:44
مشهد- امام حسن مجتبی (ع) پاسدار میراث نبوت بود که با تدبیری هوشمندانه، نهضت پیامبر (ص) را از تلاطمهای تاریخ عبور داد تا پرچم اسلام ناب باقی بماند.
خلاصه خبر
سبط اکبر رسول خدا (ص)، در شرایطی که حقیقت در محاصره نیرنگ و وفاداری در معرض معامله بود، پاسدار راهی شد که از بعثت پیامبر (ص) آغاز شده بود.
امام حسن مجتبی (ع) پاسبان نهضت رسولالله (ص)
پیامبر اکرم (ص) در آن جمع، دست امام حسن مجتبی (ع) را گرفتند و با تعبیرهایی سرشار از محبت، ایشان را به حاضران معرفی کردند.
این رخداد نیز بیانگر جایگاه علمی و معنوی امام حسن (ع) در نگاه رسول خداست.
استاد حوزه علمیه خراسان با بیان اینکه امیرالمؤمنین علی (ع) نیز در مقاطع گوناگون بر امامت امام حسن مجتبی (ع) تصریح کردند، گفت: پس از شهادت امیرالمؤمنین (ع)، امام حسن مجتبی (ع) در میان مردم به امامت رسیدند؛ هرچند امامت ایشان انتخابی الهی بود، اما در بستر جامعه نیز مردم با ایشان بیعت کردند.
امام حسن مجتبی (ع) پس از شهادت پدر بزرگوارشان، در سخنرانی خود فرمودند: «مَن عَرَفَنی فَقَد عَرَفَنی وَ مَن لَم یَعرِفنی فَأَنا الحَسَنُ بنُ مُحَمَّد»؛ هر کس مرا میشناسد که میشناسد و هر کس مرا نمیشناسد، بداند که من حسن، فرزند محمد هستم.
حضرت با این بیان، نسبت خود را با پیامبر اکرم (ص) و جایگاه اهلبیت (ع) را یادآور شدند.
وی تصریح کرد: تأکید امام مجتبی (ع) بر معرفی خود به عنوان فرزند پیامبر (ص)، پاسخی به جریانهایی بود که پس از رحلت رسول خدا (ص) تلاش میکردند فرزندان حضرت زهرا (س) را از نسبت فرزندی با پیامبر اکرم (ص) جدا کنند و این پیوند را کمرنگ جلوه دهند.
اسکندری با اشاره به تلاشهای تاریخی برای جدا نشاندادن نگاه امام حسن مجتبی (ع) از امیرالمؤمنین (ع) و امام حسین (ع)، گفت: برخی کوشیدهاند چنین القا کنند که امام حسن (ع) از ابتدا با رویکرد جهادی امیرالمؤمنین (ع) یا امام حسین (ع) همراه نبودند، در حالی که این برداشت با واقعیت تاریخی و سیره آن حضرت همخوانی ندارد.
استاد حوزه علمیه خراسان افزود: امام حسن مجتبی (ع) در ماههای نخست حکومت خود، در برابر معاویه ایستادگی کردند و از مبارزه با جریان انحرافی او کوتاه نیامدند؛ اما زمانی که یاران حضرت سستی کردند، خیانتها و پیمانشکنیها گسترش یافت و زمینه ادامه نبرد از بین رفت، امام (ع) با تدبیری حکیمانه آتشبس را پذیرفتند.
وی خاطرنشان کرد: صلح امام حسن مجتبی (ع) را نباید به معنای عقبنشینی از حق دانست؛ این تصمیم، پاسداری از نهضت رسول خدا (ص) و حفظ اسلام ناب در شرایطی دشوار بود.
حضرت محمد(ص) پیش از آنکه در جایگاه حکومت و رهبری اجتماعی قرار گیرد، در میان مردم به عنوان انسانی امین و راستگو شناخته میشد و همین مسئله از منظر تاریخی اهمیت فراوانی دارد، زیرا حتی مخالفان نیز اصل صداقت و امانتداری ایشان را انکار نمیکردند.
اصحاب، رسول خدا(ص) را به او معرفی کردند و آن جوان گفت از راه دور آمده، مسکن و غذا میخواهد.
از این رو، حضرت آن جوان را به منزل خود بردند.
هنگامی که رسول خدا(ص) به خانه بازگشتند، مشغول آمادهسازی و تمیز کردن اتاق برای بازگشت آن جوان شدند.
حضرت فرمودند: «این اتاق را برای تو آماده میکنم؛ زیرا چند روزی مهمان ما هستی.»
بسم الله الرحمن الرحیم
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ رَسُولِ رَبِّ الْعالَمینَ
سلام بر تو اى فرزند پیامبر (خدا) پروردگار جهانیان
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ فاطِمَهَ الزَّهْراَّءِ
سلام بر تو اى فرزند امیرمؤ منان سلام بر تو اى فرزند فاطمه زهرا
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حَبیبَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صِفْوَهَ اللّهِ
سلام بر تو اى حبیب خدا سلام بر تو اى برگزیده خاص خدا
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمینَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّهَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا نُورَ اللّهِ
سلام بر تو اى امین (وحى ) خدا سلام بر تو اى حجت خدا سلام بر تو اى نور خدا
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صِراطَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا بَیانَ حُکْمِ اللّهِ
سلام بر تو اى راه (مستقیم ) خدا سلام بر تو اى بیان (کننده ) حکم خدا
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ناصِرَ دینِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا السَّیِدُ الزَّکِىُّ
سلام بر تو اى یاور دین خدا سلام بر تو اى آقاى پاک (و منزه از هر عیب )
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْبَرُّ الْوَفِىُّ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْقاَّئِمُ الاْمینُ
سلام بر تو اى نیکوکردار وفادار سلام بر تو اى قیام کننده (به امر خدا) و امین
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْعالِمُ بِالتَّأویلِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْهادِى الْمَهْدِىُّ
سلام بر تو اى داناى به تاءویل (قرآن ) سلام بر تو اى راهنماى راه یافته
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الطّاهِرُ الزَّکِىُّ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا التَّقِِیُّ النَّقِىُّ
سلام بر تو اى پاکیزه منزه سلام بر تو اى پرهیزکار پاکدامن
السَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْحَقُّ الْحَقیقُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الشَّهیدُ الصِّدّیقُ
سلام بر تو اى حق سزاوار بدان سلام بر تو اى شهید راست گفتار
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِی وَ رَحْمَهُ اللّهِ وَ بَرَکاتُهُ
سلام بر تو اى ابا محمد حسن بن على و رحمت خدا و برکات او
مهر | دین و اندیشه | چهارشنبه، 21 مرداد 1405 - 11:11
پیامبر اکرم (ص) در سال یازدهم هجری قمری (برابر با ۶۳۲ میلادی) در سن ۶۳ سالگی در شهر مدینه دار فانی را وداع گفتند که این واقعه در تاریخ با پرسشها و ابهاماتی همراه است.
خلاصه خبر
از جمله این وقایع رحلت رسول گرامی اسلام است که برخی از آن به عنوان شهادت حضرت و برخی دیگر به عنوان رحلت یاد می کنند.
درباره روز دقیق رحلت ایشان میان مورخان اختلافنظر وجود دارد؛ بیشتر منابع شیعی روز ۲۸ صفر را تاریخ رحلت میدانند، در حالیکه در بسیاری از منابع اهلسنت، ۱۲ ربیعالاول ذکر شده است.
قبل از خوردن غذا، جبرئیل خبر داد و حضرت آن لقمه را فرو نبرد و به سلامت ماند.
بشر بن براء که زودتر از آن غذا خورد، مسموم شد و به شهادت رسید.
مثلاً اینکه آن حضرت لقمه مسموم را در دهان گذاشت و مقداری از سم اثر کرد؟
از خود آن حضرت هم نقل کردهاند که به مادر بُشر فرمود این بیماری من اثر آن لقمه سمّی است که با پسرت در خیبر خوردیم.
با اینهمه، در تاریخ صدر اسلام و پس از رحلت و در منابع تاریخ و حدیث، تعبیر قتل یا شهادت درباره آن حضرت به کار نرفته است.
به فرض پذیرش مسمومیت پیامبر، وقتی تعبیر رحلت میشود مربوط به آخرین لحظات است.
ایشان معتقد است در میان قدمای اهل سنت معروف است که قائل اند رسول خدا در روز دوشنبه در مدینه با سم به شهادت رسیده است .
به گزارش مشرق، موضوع مذاکره و جنگ یکی از موضوعات این روزها در جهان است.
اما شاید کمتر کسی به این فکر کند که اولین دیپلمات تاریخ اسلام، خودِ پیامبر(ص) بود؛ آن هم نه در پشت میزهای شیشهای، بلکه از مدینهای که تازه از محاصرههای خونین سر برآورده بود.
آن حضرت در همان سالهای آغاز تبلیغ اسلام، همزمان که با قریش در صلح حدیبیه دستوپنجه نرم میکرد، نامههایی به بزرگترین قدرتهای زمان نوشت: روم، ایران، حبشه، مصر، بحرین و یمامه.
سؤال اصلی این یادداشت ساده است: آن نامهها چه منطقی داشتند و آن منطق، امروز چه حرفی برای ما دارد؟
روایت تاریخی: چه نامههایی، به چه کسانی؟
بر اساس آنچه در سیره ابنهشام (جلد ۴، ص ۲۴۰ تا ۲۷۰) و تاریخ طبری (جلد ۳، ص ۱۵۳ به بعد) آمده، پیامبر اکرم(ص) پس از صلح حدیبیه و در سال ششم هجری، سفیرانی را با نامههایی به سران کشورها فرستاد.
مهمترین این نامهها:
۱.
نامه به هرقل، امپراتور روم شرقی:
متن نامه در برخی منابع نقل شده است.
پیامبر(ص) نوشت: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ، مِنْ مُحَمَّدٍ عَبْدِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَی هِرَقْلَ عَظِیمِ الرُّومِ، سَلَامٌ عَلَی مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَی، أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّی أَدْعُوکَ بِدِعَایةِ الإِسْلَامِ، أَسْلِمْ تَسْلَمْ، یؤْتِکَ اللَّهُ أَجْرَکَ مَرَّتَینِ، فَإِنْ تَوَلَّیتَ فَإِنَّ عَلَیکَ إِثْمَ الأَرِیسِیینَ...؛ از محمد، بنده و فرستاده خدا، به هرقل، بزرگ روم.
سلام بر آنکه هدایت را پیروی کند.
تو را به اسلام فرا میخوانم؛ مسلمان شو تا سالم بمانی.
خداوند دو بار اجرت خواهد داد.
و اگر روی گردانی، گناه کشاورزان و مردم ساده [که از امر تو پیروی میکنند] بر گردن توست.» (کامل التواریخ، جلد ۲)
هرقل (قیصر روم) نامه را خواند، ابوسفیان پدر معاویه – که دشمنان جدی پیامبر بود- را فراخواند و سؤالاتی پرسید.
حتی گفت: «اگر آنچه میگویی راست باشد، بهزودی جای پای من را هم خواهد گرفت.» (همان حدیث) اما در نهایت نپذیرفت.
با این حال، احترام متقابل حفظ شد و جنگی درنگرفت.
۲.
نامه به خسروپرویز، پادشاه ساسانی:
در تاریخ طبری (جلد ۳) و تاریخ بغداد (جلد ۱) نوشته شده که پیامبر اعظم(ص) نوشت: «بسم الله الرحمن الرحیم، من محمد رسول الله الی کسری عظیم فارس، سلام علی من اتبع الهدی و آمن بالله و رسوله...»
خسروپرویز در کمال بیادبی نامه حضرت را پاره کرد.
واکنش پیامبر(ص) طبق روایت طبری این بود: «فَرَّقَ اللَّهُ مُلْکَهُ» (خداوند حکومتش را پارهپاره کند) و همان طور که تاریخ نشان داد، چند سال بعد امپراتوری ساسانی فروپاشید.
۳.
نامه به نجاشی، پادشاه مسیحی حبشه:
در اعیان الشیعه (جلد ۲) آمده که پیامبر(ص) در این نامه ضمن دعوت به اسلام، از حضرت مریم(س) با احترام یاد کرد و پاکی او را یادآور شد.
این یک انتخاب آگاهانه در «مخاطبشناسی» بود که آن حضرت با پادشاه مسیحی، از مشترکات سخن گفت.
۴.
نامه به مُنذِر بن ساوی، حاکم بحرین:
در این نامه که متنش در تاریخ طبری آمده، پیامبر اکرم (ص) شرایط و احکام مسلمان شدن را بهصورت شفاف و عملی شرح داد.
پنج اصل دیپلماسی نبوی که از دل این نامهها بیرون میآید
اگر نامههای پیامبر (ص) به حاکمان آن روز را کنار هم بگذاریم، چند اصل روشن میشود:
اصل اول: تعامل از موضع عزت، نه التماس
پیامبر اکرم (ص) در هیچیک از نامهها التماس نکرد.
لحن، محترمانه اما از موضع قدرت و اقتدار بود.
آن حضرت نه «عظیم روم» را نفی کرد، نه خود را کوچک شمرد.
قرآن کریم همین منطق را تأیید میکند: «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ؛ سست نشوید و غمگین مباشید؛ شما برترید اگر ایمان داشته باشید.» (سوره آلعمران؛ آیه ۱۳۹) درواقع مذاکرهای که از موضع ضعف آغاز شود، نه مذاکره است، نه دیپلماسی؛ تسلیم تدریجی است.
اصل دوم: مذاکره، آمادگی دفاعی را نمیبندد
مشرق | فرهنگی و هنری | چهارشنبه، 21 مرداد 1405 - 11:00
یک پژوهشگر تاریخ اسلام از عبودیت به عنوان مهمترین ویژگی پیامبر اکرم(ص) یاد کرد و گفت: مقامهایی مثل رسالت یا عصمت در سایه عبودیت پیامبر(ص) معنا پیدا میکند.
خلاصه خبر
عبودیت به معنای نهایت خضوع، تسلیم، محبت، طاعت و وابستگی وجودی در برابر خداوند است.
منشا عبودیت نیز درک فقر ذاتی انسان و غنای مطلق الهی است و در آیه ۱۵ سوره فاطر خداوند میفرماید «یا أَیُّهَا النّاسُ أَنتُمُ الفُقَراءُ إِلَی اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الغَنِیُّ الحَمیدُ».
وی با اشاره به آیه ۵۶ سوره ذاریات گفت: قرآن کریم هدف خلقت جن و انس را عبادت و عبودیت معرفی میکند و میفرماید «وَما خَلَقتُ الجِنَّ وَالإِنسَ إِلّا لِیَعبُدونِ» و اگر بخواهیم هسته مرکزی شخصیت پیامبر را شناسایی کنیم، به عبودیت آن حضرت میرسیم.
در آیه اول سوره اسراء نیز آمده است که «سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَیٰ بِعَبْدِهِ».
قرآن نیز همه انسانها را برای دستیابی به این مقام و مرتبه دعوت کرده و فرموده «إِنَّ ٱللَّهَ رَبِّی وَرَبُّکُمْ فَٱعْبُدُوهُۚ هَٰذَا صِرَٰطࣱ مُّسْتَقِیمࣱ»
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِىِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الاِمامِ التَّقِىِّ النَّقِىِّ وَحُجَّتِکَ عَلى مَنْ فَوْقَ الاَرْضِ وَمَنْ تَحْتَ الثَّرى الصِّدّیقِ الشَّهیدِ صَلوهً کَثیرَهً تآمَّهً زاکِیَهً مُتَواصِلَهً مُتَواتِرَهً مُتَرادِفَهً کَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ عَلى اَحَدٍ مِنْ اَوْلِیآئِکَ
خدایا درود فرست بر على بن موسى الرضا آن امام پسندیده با تقواى پاک و حجت تو بر هر که روى زمین و هر که در زیر زمین است آن راستگوى شهید درودى بسیار و تام و تمام و پاکیزه و پیوسته و پى در پى و دنبال هم مانند بهترین درودى که مى فرستى بر یکى از دوستانت
زیارت مختصر امام رضا علیه السلام :
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وَلِىَّ اللَّهِ وَابْنَ وَلِیِّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّهَ اللَّهِ وَابْنَ حُجَّتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اِمامَ الْهُدى وَالْعُرْوَهَ الْوُثْقى وَرَحْمَهُ اللَّهِ وَبَرَکاتُهُ اَشْهَدُ اَنَّکَ مَضَیْتَ عَلى ما مَضى عَلَیْهِ آبآؤُکَ الطّاهِرُونَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ لَمْ تُؤْثِرْ عَمىً عَلى هُدىً وَلَمْ تَمِلْ مِنْ حَقٍّ اِلى باطِلٍ وَاَنَّکَ نَصَحْتَ لِلَّهِ وَلِرَسُولِهِ وَاَدَّیْتَ الاَمانَهَ فَجَزاکَ اللَّهُ عَنِ الاِْسْلامِ وَاَهْلِهِ خَیْرَ الْجَزآءِ اَتَیْتُکَ بِاَبى وَ اُمّى زائراً عارِفاً بِحَقِّکَ مُوالِیاً لاَوْلِیآئِکَ مُعادِیاً لاَعْدآئِکَ فَاشْفَعْ لى عِنْدَ رَبِّکَ
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَوْلاىَ یَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَرَحْمَهُ اللَّهِ وَبَرَکاتُهُ اَشْهَدُ اَنَّکَ الاِمامُ الْهادى وَالْوَلِىُّ الْمُرْشِدُ اَبْرَءُ اِلَى اللَّهِ مِنْ اَعْدآئِکَ وَاَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ بِوِلایَتِکَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ وَرَحْمَهُ اللَّهِ وَبَرَکاتُهُ
سلام بر تو اى ولى (و نماینده ) خدا و فرزند ولى او سلام بر تو اى حجت خدا و فرزند حجت او سلام برتو اى پیشواى هدایت و رشته محکم حق ، و رحمت خدا و برکاتش نیز بر تو باد گواهى دهم که تو به همان راهى رفتى که پدران پاکت بدان راه رفتند درودهاى خدا بر ایشان باد اختیار نکردى کورى (گمراهى ) را بر هدایت و تمایل نگشتى از حق به سوى باطل و تو براستى خیرخواهى کردى براى خدا و پیامبرش و پرداختى امانت را پس خداوند پاداشت دهد از دین اسلام و مسلمانان به بهترین پاداش، آمده ام پدرم و مادرم به فدایت به درگاه تو براى زیارت با معرفت به حق تو و دوستدارم دوستانت را و دشمنم با دشمنانت پس شفاعت کن از من در نزد پروردگارت
سلام بر تو اى مولا و سرور من اى فرزند رسول خدا و رحمت خدا و برکاتش بر تو باد گواهى دهم که تویی امام راهنما و سرپرست با رشد و هدایت بیزارى جویم به درگاه خداوند از دشمنانت و تقرب جویم به درگاه خدا به وسیله دوستى تو درود خدا و رحمت خدا و برکاتش بر تو باد.
باشگاه خبرنگاران | سیاسی | چهارشنبه، 21 مرداد 1405 - 08:33
طحان نظیف در پیامی گفت: کار خبرنگاری این است که در لحظات سرنوشتساز و سختترین و دشوارترین شرایط، پاسدار حافظه تاریخی ملت و نگهبان آگاهی جامعه باشند.
خلاصه خبر
باشگاه خبرنگاران جوان؛ محمد امیرحسینی - هادی طحان نظیف سخنگوی شورای نگهبان با حضور در باشگاه خبرنگاران جوان در روز خبرنگار به بیان مطالبی درباره اهمیت جایگاه خبرنگاران در کشور و رسالت خطیری که برعهده دارند، پرداخت.
حقیقتاً در این مدت، عزیزان زحمات زیادی کشیدند.
اساساً شغل و کار خبرنگاری این است که حتی در بزنگاهها، لحظات سرنوشتساز و سختترین و دشوارترین شرایط، پاسدار حافظه تاریخی ملت و نگهبان آگاهی جامعه باشند.
اجازه بدهید در ابتدای کلام، درود بفرستم به روح بلند و ملکوتی امام راحل عظیمالشأن، قائد شهید عظیمالشأن، عموم شهدا و بهویژه شهدایی که در سالهای اخیر، خصوصاً در جنگ تحمیلی اخیر، به شهادت رسیدند؛ اعم از فرماندهان باکفایت نظامی، دانشمندان برجسته کشورمان و عموم مردم بیدفاعی که در این جنگ جان عزیزشان را تقدیم آرمانهای انقلاب اسلامی و مردم کردند.
میتوانم بگویم حلقه واسطی میان رویدادها و حافظه تاریخی ملت هستند.
اتفاقی که برای فرزندان عزیز ما در مدرسه میناب رخ داد یا حادثهای که در لامِرد اتفاق افتاد، توسط عزیزان ما در عرصه رسانه ثبت میشود و اینها فردا به اسناد قابل اتکایی تبدیل خواهند شد که مبنای قضاوتها قرار میگیرند.
آن امدادگری که جان انسانها را نجات میدهد، در حال مجاهدت است.
وقتی این کار را انجام میدهیم، در حقیقت بخشی از تاریخ یک ملت را ثبت و ماندگار میکنیم.
پدری که در انتظار فرزندش است، مادری که داغدار فرزندش شده، امدادگری که ساعتها در صحنه میماند و به کار خود ادامه میدهد، پزشکی که خسته نمیشود و با امید کار میکند و شهروندی که در روزهای سخت، زندگی عادی جامعه را پیش میبرد؛ رسانه باید صدای همه اینها باشد.
من وظیفه خود دانستم که امروز در خدمت شما عزیزان حاضر شوم، از زحمات یکایک شما تشکر کنم و برایتان آرزوی توفیق داشته باشم تا انشاءالله در این عرصه مهم موفق باشید.
ما نیز در کنار شما، هر کاری که از دستمان برآید و در حوزه مسئولیت شورای نگهبان باشد، انشاءالله خدمتگزار شما خواهیم بود.
أَشْهَدُ أَنْ لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لَاشَرِيكَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَأَنَّهُ سَيِّدُ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ، وَأَنَّهُ سَيِّدُ الْأَنْبِياءِ وَالْمُرْسَلِينَ . اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ وَعَلَىٰ أَهْلِ بَيْتِهِ الْأَئِمَةِ الطَّيِّبِينَ.
گواهی میدهم که معبودی جز خدا نیست، یگانه و بیشریک است و گواهی میدهم که محمّد بنده و رسول اوست و آقای پیشینیان و پسینیان و سرور پیامبران و رسولان است، خدایا بر او و اهلبیتش، آن امامان پاک درود فرست.
سپس بگو:
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خَلِيلَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نَبِيَّ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صَفِيَّ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا رَحْمَةَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حَبِيبَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نَجِيبَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خاتَِمَ النَّبِيِّينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سَيِّدَ الْمُرْسَلِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا قائِماً بِالْقِسْطِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا فَاتِحَ الْخَيْرِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَعْدِنَ الْوَحْيِ وَالتَّنْزِيلِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مُبَلِّغاً عَنِ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَ يُّهَا السِّراجُ الْمُنِيرُ؛
سلام بر تو ای رسول خدا، سلام بر تو ای دوست صمیمی خدا، سلام بر تو ای پیامبر خدا، سلام بر تو ای برگزیده خدا، سلام بر تو ای رحمت خدا، سلام بر تو ای منتخب خدا، سلام بر تو ای محبوب خدا، سلام بر تو ای بنده نجیب خدا، سلام بر تو ای خاتم پیامبران، سلام بر تو ای سرور رسولان، سلام بر تو ای قیام کننده به عدالت، سلام بر تو ای فتح کننده خیر، سلام بر تو ای معدن وحی و تنزیل، سلام بر تو ای رساننده پیام از سوی خدا، سلام بر تو ای چراغ پرفروغ؛