۱ - آسمان
آسمان ، در قلمرو حاکمیت خدا:
۱. «أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...؛
آیا نمیدانستی که حکومت آسمانها و زمین ، از آن خداست؟! (و حق دارد هر گونه تغییر و تبدیلی در احکام خود طبق مصالح بدهد؟!) و جز خدا، ولی و یاوری برای شما نیست. (و اوست که مصلحت شما را میداند و تعیین میکند.)»
۲. «وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ؛
و حکومت آسمانها و زمین، از آن خداست؛ و خدا بر همه چیز تواناست.»
۳. «... وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ... • ... وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما ...؛
... (آری،) حکومت آسمانها و زمین از آن خداست ... و حکومت آسمانها و زمین و آنچه در میان آنهاست، از آن اوست....»
۴. «أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...؛
آیا نمیدانی که حکومت و فرمانروائی آسمانها و زمین از آن خداست؟ ....»
۵. «لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...؛
حکومت آسمانها و زمین از آن خداست....»
۶. «... إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...؛
... من فرستاده خدا به سوی همه شما هستم؛ همان خدایی که حکومت آسمانها و زمین، از آن اوست....»
۷. «إِنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يُحْيِي وَ يُمِيتُ ...؛
حکومت آسمانها و زمین تنها از آن خداست؛ زنده میکند و میمیراند....»
۸. «وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ؛
و از برای خداست حکومت و مالکیّت آسمانها و زمین؛ و بازگشت (تمامی موجودات) بسوی اوست!»
۹. «الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ خَلَقَ كُلَ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً؛
خداوندی که حکومت آسمانها و زمین از آن اوست، و فرزندی برای خود انتخاب نکرد، و همتایی در حکومت و مالکیّت ندارد، و همه چیز را آفرید، و به دقّت اندازهگیری نمود!»
۱۰. «أَمْ لَهُمْ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما فَلْيَرْتَقُوا فِي الْأَسْبابِ؛
یا اینکه مالکیّت و حاکمیّت آسمانها و زمین و آنچه میان این دو است از آن آنهاست؟! (اگر چنین است) با هر وسیله ممکن به آسمانها بروند (و جلو نزول وحی را بر قلب پاک محمّد بگیرند)!»
۱۱. «قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَمِيعاً لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...؛
بگو: تمام شفاعت از آن خداست، (زیرا) حاکمیّت آسمانها و زمین از آن اوست....»
۱۲. «لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...؛
مالکیّت و حاکمیّت آسمانها و زمین از آن خداست....»
۱۳. «وَ تَبارَكَ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما ...؛
پر برکت و پایدار است کسی که حکومت آسمانها و زمین و آنچه در میان آن دو است از آن اوست....»
۱۴. «وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...؛
مالکیّت و حاکمیّت آسمانها و زمین برای خداست....»
قرآن کریم در آیات متعدد خداوند متعال را با ویژگی هایی که در خدا هست و ویژگی هایی که در او نیست معرفی می کند.برخی از آیات قرآن که در آن به معرفی و شناسایی صفاتی که در خدا هست پرداخته، عبارتند از:
۱. در سور توحید می فرماید:«قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یلِدْ وَ لَمْ یولَدْ وَ لَمْ یکنْ لَهُ کفُواً أَحَدٌ» بگو: خداوند یکتا و یگانه است، خداوندی است که همه نیازمندان قصد او می کنند (و به او پناه می برند)، نه زاید و زاده نشده، و برای او هرگز شبیه و مانندی نبوده است.
۲. خداوند متعال قادر بوده و قدرت او بالای تمام قدرت ها است و هر آن چه قدرت در هستی وجود دارد از قدرت خداوند متعال سرچشمه می گیرد.«. . . إِنَّ اللَّهَ عَلَی کلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ»(۱). . . همانا خداوند بر هر چیزی تواناست.«. . . یدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیدِیهِمْ»(۲). . . دست خدا بالای دست آنها است.
۳. خداوند کسی است که در وعده ها و عهدش صادق است. «. . . فَلَنْ یخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ. . . »(۳)
۴. خداوند دشمن کافران و دوست مؤمنان و متقین است. (۴)
۵. خداوند مالک آسمانها و زمین است. (۵)
۶. خداوند نسبت به بندگانش رئوف و رحیم است. (۶)
۷. خداوند توبه کاران و پاکان را دوست دارد. (۷)
۸. خداوند متعال بصیر و عالم به غیب است. (۸)
۹. قرآن کریم در جایی دیگر خداشناسی را امری فطری دانسته و می فرماید:«فَأَقِمْ وَجْهَک لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیها لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِک الدِّینُ الْقَیمُ وَ لکنَّ أَکثَرَ النَّاسِ لا یعْلَمُونَ»(۹) پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده، دگرگونی در آفرینش الهی نیست، این است آیین استوار، ولی اکثر مردم نمی دانند.
۱۰. قرآن کریم پرستش وعبادت را مخصوص خداوند یکتا می داند و از هرگونه شرک نسبت به خداوند متعال نهی می کند:«وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلا تُشْرِکوا بِهِ شَیئًا. . . »(۱۰) و خدا را بپرستید! و هیچ چیز را همتای او قرار ندهید!. . .
۱۱. ارادة خداوند متعال به تمام هستی تعلق گرفته و تمام هستی تحت فرمان و اراده او قرار دارند.«إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیئًا أَنْ یقُولَ لَهُ کنْ فَیکونُ»(۱۱) فرمان او چنین است که هر گاه چیزی را اراده کند، تنها به آن می گوید: موجود باش!، آن بی درنگ موجود می شود!
۱۲. قرآن کریم در سوره حشر، آیه ۲۲ تا ۲۴ می فرماید:«هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عالِمُ الْغَیبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِک الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یشْرِکونَ هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنی یسَبِّحُ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکیمُ» او خدایی است که معبودی جز او نیست، از پنهان و آشکار آگاه است، و او رحمان و رحیم است، او خدایی است که معبودی جز او نیست، حاکم و مالک اصلی اوست، از هر عیب منزه است، به کسی ستم نمی کند، به مؤمنان امنیت می بخشد و مراقب همه چیز است، او قدرتمندی است شکست ناپذیر که با ارادة نافذ خود هر امری را اصلاح می کند، او شایسته بزرگی است، خداوند منزه است از آن چه شریک برای او قرار می دهند، او خداوندی است خالق و آفریننده ای بی سابقه و صورت گری است (بی نظیر) برای او نام های نیک است، و آن چه در آسمانها و زمین است تسبیح او می گویند و او عزیز و حکیم است. (۱۲) و. . . قرآن کریم برخی از صفاتی را که در خدای متعال نیست را متذکر می شود که بعضی از آنها عبارتند از:
۱. خداوند متعال، زمان، جهت و جسم ندارد. (بقره، ۱۱۵)
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
لا مُظاهَرَةَ ، أوثَقُ مِنَ المُشاوَرَةِ .
هيچ پشتيبانى و حمايتى ، استوارتر از مشورت نيست .
( المحاسن : ۲/۴۳۵/۲۵۰۹ )
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
ما مِن رَجُلٍ يُشاوِرُ أحَدا ، إلاّ هُدِيَ إلَى الرُّشدِ .
هيچ مردى نيست كه با كسى مشورت كند ، مگر آن كه به راه درست ( حلّ مشكل خود ) رهنمون شود .
( مجمع البيان : ۹/۵۱ )
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
الحَزمُ ، أن تَستَشِيرَ ذَا الرَّأيِ و تُطِيعَ أمرَهُ .
احتياط و دور انديشى ، آن است كه با صاحب نظر مشورت كنى و به نظر او عمل نمايى .
( بحار الأنوار : ۷۵/۱۰۵/۴۱ )
احادیث فاطمه زهرا سلام الله علیها۹۰ حدیث
مِن دُعاءِ فاطِمَةَ الزَّهراء عليهاالسلام: بِسْمِ اللّه ِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ. بِسْمِ اللّه ِ النُّورِ بِسْمِ اللّه ِ نُورِ النٌّورِ بِسْمِ اللّه ِ نُورٌ عَلى نُورٍ بِسْمِ اللّه ِ الَّذى هُوَ مُدَبِّرُ الأُمُورِ بِسْمِ اللّه ِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ وَاَنْزَلَ النُّورَ عَلَى الطُّورِ فىكِتابٍ مَسْطُورٍ في رَقٍّ مَنْشُورٍ بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ عَلى نَبِىٍّ مَحْبُورٍ... [مهج الدعوات: ۷]
يكى از دعاهاى معروف حضرت زهرا عليهاالسلام: به نام خداوند بخشنده مهربان، به نام خدايى كه نور است، به نام خدايى كه نور نور است، به نام خدايى كه نورى بالاى نور است، به نام خدايى كه تدبير امور به دست اوست، به نام خدايى كه نور را از نور آفريد. ستايش و سپاس خدايى را كه نور را از نور آفريد و نور را بر كوه طور فرود آورد، در ـ درون ـ كتابى نوشته شده، در طومارى گسترده بر پيامبرى برخوردار از نعمتها.
مسیر این حدیث در کتابخانه : چهل حديث « گهرهاى فاطمى » عليها السلام حدیث شماره : ۳۰۱
نمایش منبع
مِن خُطبَتِها عليهاالسلام: ... اَيُّهَا النّاسُ اِعْلَمُوا اَنّى فاطِمَةُ وَاَبى مُحَمَّدٌ اَقُولُ عَوْدا وَبَدْءا وَلا اَقُولُ ما اَقُولُ غَلَطا وَلا اَفْعَلُ ما اَفْعَلُ شَطَطا. « لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ اَنْفُسِكُمْ عَزيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤمِنينَ رَؤُوفٌ رَحيمٌ ...» [بخشى از خطبه بزرگ، احتجاج، ج ۱: ۱۳۴.]
حضرت زهرا در بخشى از خطبه خود مى فرمايد: اى مردم! بدانيد كه من فاطمه ام و پدرم محمد صلي الله عليه و آلهاست. پايان و آغاز سخنم يكى است، نابجا سخن نمى گويم و به كار يـاوه و بيهـوده نمى پـردازم. به حقيقت پيامبرى از ميان خودتان برخاست كه رنجهاى شما بر او دشوار بود و به ـ هدايت و اصلاح ـ شما حريص و بر مؤمنان دلسوز و مهربان بود.
مسیر این حدیث در کتابخانه : چهل حديث « گهرهاى فاطمى » عليها السلام حدیث شماره : ۳۰۲
نمایش منبع
مِن خُطبَتِها عليهاالسلام: ... كِتابُ اللّه ِ النّاطِقُ وَالْقُرْانُ الصّادِقُ وَالنُّورُ السّاطِعُ وَالضِّياءُ الّلامِعُ، بَيِنَّةً بَصائِرُهُ، مُنْكَـشِفَـةً سَرائِرُهُ، مُنْجَلِيَةً ظَواهِرُهُ، مُغْتَبِطَةً بِهِ اَشْياعُهُ، قائدا اِلَى الرِّضْوانِ اِتِّباعُهُ، مُؤَدٍّ اِلَى النَّجاةِ اِسْتِماعُهُ. [بخشى از خطبه بزرگ، احتجاج، ج ۱: ۱۳۴.]
و در بخش ديگرى از خطبه مى فرمايد: ... كتاب گوياى خداوند و قران راستگو و نور فروغ بخش و روشنايى درخشان ـ عهد الهى و يادگار پيامبر است ـ كه ديدگاههايش روشن و اسرار درونى او بر ملا و ظاهر آن جلوه گر و پيروان او مورد غبطه همگان است. تبعيت از آن راهگشاى دستيابى به رضاى الهى و گوش سپردن به او موجب نجات است
مسیر این حدیث در کتابخانه : چهل حديث « گهرهاى فاطمى » عليها السلام حدیث شماره : ۳۰۳
نمایش منبع
مِن خُطبَتِها عليهاالسلام: ... كِتابُ اللّه ِ بَيْنَ اَظْهُرِكُمْ اُمُورُهُ ظاهِرَةٌ وَاَحْـكامُهُ زاهِرَةٌ وَاَعْـلامُهُ باهِـرَةٌ وَزَواجِرُهُ لائحَةٌ وَاَوامِرُهُ واضِحَةٌ... [بخشى از خطبه بزرگ، احتجاج، ج ۱: ۱۳۷.]
و در بخش ديگرى از خطبه مى فرمايد: كتاب الهى فرا روى شماست، امور مربوط به او ظاهر و احكامش فروزان و نشانه هايش خيره كننده و ـ فرامين ـ بازدارنده اش آشكار و دستورهايش واضح است.
مسیر این حدیث در کتابخانه : چهل حديث « گهرهاى فاطمى » عليها السلام حدیث شماره : ۳۰۴
نمایش منبع
مِن خُطبَتِها عليهاالسلام: ... وَاحْمِدُوا اللّه َ الَّذى لِعَظَمَتِهِ وَنُورِهِ يَبْتَغى مَنْ فِى السَّماواتِ وَالْأرَضِ اِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَنَحْنُ وَسيلَتُهُ فى خَلْقِهِ وَنَحْنُ خاصَّتُهُ وَمَحَلُّ قُدْسِهِ وَنَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَيْبِهِ وَنَحْنُ وَرَثَةُ اَنْبِيائِهِ... [شرح ابن ابى الحديد ج ۱۶:۲۱۱.]
در پايان خطبه فرمود: سپاسِ خدايى را به جاى آريد كه به خاطر عظمت وجود و جلوه نورش هر آنچه در آسمانها و زمين است خواهان ره يافتن به سوى او هستند و ـ در اين ميان تنها ـ ما وسيله تقرب به او و بندگانِ برگزيده و پايگاه تقديس و تنزيه او و حجت او در غيبت و نهان و وارث پيامبران اوييم.
مسیر این حدیث در کتابخانه : چهل حديث « گهرهاى فاطمى » عليها السلام حدیث شماره : ۳۰۵
نمایش منبع
قالَ جابِرُ... فَقُلتُ لَها: بِأبى أنتَ وَ اُمّى يا بِنتَ رَسُولِ اللّه ِ، ما هذَا اللَّوحُ؟ فَقالَت: هذَا اللَّوْحُ اَهْداهُ اللّه ُ عَزَّوَجَلَّ اِلى رَسُولِهِ صلي الله عليه و آلهفيهِ اسْمُ اَبى وَفيهِ اسْمُ بَعْلى وَاسْمُ ابْنَىَّ وَاَسْماءُ الْأَوْصِياءِ مِنْ وُلْدى. فَاَعْطانيهِ اَبى لِيَسُرَّنى بِذلِكَ. [اكمال الدين ج ۱:۳۰۹.]
جابر بن عبداللّه مى گويد: در دست فاطمه زهرا عليهاالسلام لوحى زمردين ديدم، پرسيدم: اى دختر رسولخدا پدر و مادرم فداى تو باد اين چه لوحى است؟ حضرت فرمود: اين لوح را كه در آن نام پدر و شوهرم و دو پسرم و نامهاى فرزندان معصومم نوشته شده است خداى عزوجل به پيامبرش هديه نمود و پيامبر نيز براى خوشحالى من آن را به من داد.
مسیر این حدیث در کتابخانه : چهل حديث « گهرهاى فاطمى » عليها السلام حدیث شماره : ۳۰۶
نمایش منبع
إفتَخَرَ عَلِىٌّ وَفاطِمَةُ عليهماالسلام فَقالَ رَسُولُ اللّه صلي الله عليه و آلهلِفاطِمَة: لَكِ حَلاوَةُ الْوَلَدِ وَلَهُ عِزُّ الرِّجالِ وَهُوَ اَحَبُّ إلَىَّ مِنْكِ. فَقالَت فاطِمَةُ: وَالَّذِى اصْطَفاكَ واجْتَباكَ وَهَداكَ وَهَدى بِكَ الْأُمَّةَ لازِلْتُ مُقِرَّةً لَهُ ما عِشْتُ. [قوت القلوب ج ۳: ۱۱۱]
در جمع گرم خانواده هر يك از على و فاطمه خود را نزد پيامبر محبوبتر مى شمردند، پيامبر به فاطمه فرمود: تو را حلاوت فرزندى و على را عزّت مردان است و او نزد من محبوتر است.فاطمه گفت: به خدايى كه تو را برگزيد و هدايت كرد و امّت را به سبب تو راه نمود، همواره تا زنده ام به ـ مقام ـ او مقّر خواهم بود.
مسیر این حدیث در کتابخانه : چهل حديث « گهرهاى فاطمى » عليها السلام حدیث شماره : ۳۰۷
نمایش منبع
قالَت فاطِمَةُ عليهاالسلام : اَخْبَرَنَى اَبى وَهُوَذا: هُوَ اَنَّهُ مَنْ سَلَّمَ عَلَيْهِ وَعَلَىَّ ثَلاثَةَ اَيّامٍ اَوْجَبَ اللّه ُ لَهُ الْجَنَّةَ. قالَ الرّاوى: قُلْتُ لَها: فى حَياتِهِ وَحَياتِكِ؟ قالَتْ عليهاالسلام : نَعَمْ وَبَعْدَ مَوْتِنا. [تهذيب الاحكام ج ۶:۹.]
حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود: پدرم قبل از رحلتش به من فرمود: هر كس سه روز بر او و بر من درود فرستد خدا بهشت را بر او واجب گرداند. راوى مى گويد: گفتم: در زندگى او و شما؟ حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود: بلى هم در حال حيات، و هم پس از مرگ.
مسیر این حدیث در کتابخانه : چهل حديث « گهرهاى فاطمى » عليها السلام حدیث شماره : ۳۰۸
نمایش منبع
قالَ رَجُلٌ لاِءمرَأتِهِ: إذهَبى إلى فاطِمَةَ عليهاالسلامفَاسْأَليها أنّى مِن شيعَتِكُم؟ ... فَقالَت عليهاالسلام: قُولى لهُ: اِنْ كُنْتَ تَعْمَلُ بِما اَمَرْناكَ وَتَنْتَهى عَمّا زَجَرْناكَ عَنْهُ فَأَنْتَ مِنْ شيعَتِنا وَاِلاّ فَلا... [تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السلام]
شخصى به زنش گفت: پيش فاطمه زهرا عليهاالسلام برو و بپرس: آيا من از شيعيان اهل بيت هستم؟ ـ زن آمد و پرسيد، حضرت زهرا عليهاالسلام در پاسخ گفت: به همسرت بگو: اگر به آنچه ترا فرمان داده ايم عمل مى كنى و از آنچه نهى كرده ايم پرهيز نموده اى از شيعيان خواهى بود و در غير اين صورت از شيعيان نيستى.
مسیر این حدیث در کتابخانه : چهل حديث « گهرهاى فاطمى » عليها السلام حدیث شماره : ۳۰۹
نمایش منبع
مِن دُعائِها عليهاالسلام: اَلّلهُمَّ اِنّى اَسْـأَلُكَ قُـوَّةً فى عِبـادَتِكَ وَتَبَصُّرا فى كِتابِكَ وَفَهْما فى حُكْمِكَ، اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّـدِ وَالِ مُحَمَّـدٍ وَلاتَجْعَلِ الْقُرْانَ بِنا ماحِلاً وَالصِّراطَ زائِلاً وَمُحَمَّـدا صَلَى اللّهُ عَلَيهِ وَالِهِ عَنّـا مُوَلِّيا. [بلد الامين: ۱۰۱.]
يكى از دعاهاى حضرت زهرا عليهاالسلام اين بود: بارالها: نيرومندى در بندگيت و بينش روشن در كتابت و فهم و درك احكامت را از تو خواستارم. خدايا بر محمد و آل محمد درود فرست و قران را دور از دسترس ما و پل صراط را لغزشگاه ما و محمد صلي الله عليه و آله را رويگردان از ما قرار مده.
مسیر این حدیث در کتابخانه : چهل حديث « گهرهاى فاطمى » عليها السلام حدیث شماره : ۳۱۰
باشگاه خبرنگاران | سیاسی | پنجشنبه، 11 تیر 1405 - 19:55
معاون اول رئیسجمهور و رئیس ستاد ملی وداع و تشییع رهبر شهید انقلاب با حضور در مصلی تهران، از آخرین اقدامات و روند آمادهسازی محل برگزاری مراسم وداع مردمی بازدید کرد.
خلاصه خبر
این نشست با حضور سردار وحیدی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سردار حسنزاده فرمانده سپاه تهران، پورجمشیدیان دبیر ستاد، معتمدیان استاندار تهران و جمعی از مسئولان برگزار شد و آخرین هماهنگیها و اقدامات اجرایی برای برگزاری مراسم مورد بررسی قرار گرفت.
وی در پایان با قدردانی از تلاشهای سردار وحیدی فرمانده کل سپاه، فرماندهان سپاه تهران، قم، خراسان رضوی، استانداران تهران، قم و خراسان رضوی، دبیر ستاد، دستگاههای اجرایی، نهادهای عمومی و نیروهای مردمی تأکید کرد: همه این تلاشها با هدف خلق رویدادی ماندگار بهعنوان نماد وحدت و انسجام ملی و نقطه عطفی در تاریخ کشور انجام شده است و خوشحالم که به تکلیف خودمان عمل کردیم.
این تعلیم و تعلم است که فرهنگ جامعه را رشد می دهد و انسانها را به سوی کمال رهنمون می سازد .
این تعلیم و تعلم است که آدمیان را از اخلاق ناپسند دور می کند و به سوی اخلاق پسندیده فرا می خواند .
این تعلیم و تعلم است که عمل مردم را پاک و خالص می گرداند و از شرک و ریا دور می سازد .
آنچه در پی می آید چهل حدیث درباره «تعلیم و تعلم » است که امیدوارم با فراگیری و به کارگیری آنها به «علم حقیقی » و «حقیقت علم » نزدیکتر شویم .
(1)
آموزش هدف بعثت
پیامبر عزیز خداصلی الله علیه وآله می فرمایند:
«بالتعلیم ارسلت; (1)
من برای آموزش دادن فرستاده شده ام .»
(2)
گرامیداشت دانشمند، گرامیداشت خداست
امام امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند:
«من وقر عالما فقد وقر ربه; (2)
هر کس دانشمندی را گرامی بدارد، بی گمان پروردگارش را گرامی داشته است .»
(3)
ارزشمندترین مردم کیست؟
پیامبر عزیز خداصلی الله علیه وآله می فرماید: «اکثر الناس قیمة اکثرهم علما; (3)
بیشترین مردم از نظر ارزش، بیشترین آنهاست از نظر دانش .»
(4)
تا جوان هستی دانش بجوی
پیامبر عزیز خداصلی الله علیه وآله می فرمایند:
«من تعلم فی شبابه کان بمنزلة الرسم فی الحجر; (4)
هر کس در جوانی دانش بیاموزد، [از نظر پایداری] چون نقش روی سنگ است .»
(5)
برای دانش اندوزی قدم رنجه فرما!
پیامبر عزیز خداصلی الله علیه وآله می فرمایند:
خلاصه خبر
به گزارش خبرنگار مهر، دوران صفوی یکی از مقاطع مهم در توسعه هنر معماری ایران محسوب میشود.
در این مسجد، کاشیکاریهای معرق و هفترنگ در بخشهایی مانند گنبد، دیوارها و محراب به کار رفته و در کنار نقوش هندسی و اسلیمی، ساختار تزئینی بنا را شکل دادهاند.
تلفیق تکنیکهای معرق و هفترنگ در نظام تزئینی مسجد
در میان این تکنیکها، کاشی معرق و هفترنگ بیشترین کاربرد را دارند.
در شیوه معرق، قطعات کوچک کاشی با رنگهای مختلف در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند تا نقوش هندسی و اسلیمی بر روی دیوارها، طاقها و بخشهایی از گنبد شکل بگیرد.
همچنین، ترکیب رنگهایی مانند لاجوردی، فیروزهای، کرم و طلایی، در کنار نقوش گیاهی و هندسی، از دیگرساختار تزئینی مسجد هستند.
در کتیبههای مسجد نیز خطوط کوفی، ثلث و نستعلیق بر روی کاشیها دیده میشود که در کنار نقوش اسلیمی، بخشی از ترکیببندی تزئینی بنا را تشکیل میدهند.
نقوش گیاهی، شامل طرحهایی برگرفته از گلها، برگها و شاخهها، در کنار الگوهای هندسی در بخشهای مختلف بنا تکرار شدهاند.
حاصل این ترکیب، فضایی است که نگاه مخاطب را بهصورت طبیعی به سمت کانونهای اصلی بنا، از جمله مرکز گنبد و قوسهای معماری، هدایت میکند؛ موضوعی که بیانگر تسلط معماران صفوی بر دانش هندسه و کارکرد آن در طراحی معماری است.
ویژگی مهم دیگر این بنا، پیوند دقیق میان نقوش هندسی و کتیبههای خوشنویسی است.
در این مسجد، هندسه، رنگ، نور و نوشتار در قالب یک ساختار هماهنگ در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند تا علاوه بر خلق جلوهای چشمنواز، نظمی دقیق و هدفمند را در کالبد بنا شکل دهند.
نهادینه کردن ارزشها و فضیلتهای اخلاقی تأثیر بسزایی در رشد و کمال معنوی انسان داشته و دارد و هر انسانی در زندگی فردی و اجتماعی برای رسیدن به مقامات والای معنوی، رشد و کمال دینی، خودسازی و حتی در زمینههای اخلاقیِ دیگر باید فضایل و ارزشهای اخلاق را در خود پرورش دهد.
در مطلب حاضر که از حوزه نیوز انتخاب وتلخیص شده برخی از فضایل و رذایل اخلاقی از دیدگاه امام علی (ع) با مراجعه به نهجالبلاغه بررسی شده است.
فضلیتهای اخلاقی و خُلقهای ناپسند از دیر زمان مورد عنایت اندیشمندان، عالمان و مربیان اخلاق بوده و نقش و تأثیر آنها در زندگی و شکل دادن به جوامع انسانی از مباحث علمی و فلسفی بسیار مهمی است. بیتردید سعادت و خوشبختی حقیقی و دستیابی به کمالات شایسته انسان بدون برخورداری از ارزشهای اخلاقی و صفات متعالی برای آدمی میسر نمیگردد.
خُلقهای نیک و خویهای پسندیده، ضمن آنکه زمینه رشد روحی و تعالی معنوی را برای انسان فراهم میآورد، وی را به رعایت ادب، پاسداری از حقوق دیگران واحترام متقابل فرا خوانده، به مهرورزی، نوعدوستی و محبت صادقانه ترغیب میکند. تخلّق به اخلاق نیک زندگی را از گرمی و نشاط واقعی برخوردار ساخته، روحیه همزیستی و وظیفهشناسی، پیوند برادری و دوستی و احساس همدلی و همدردی را درآدمی استحکام میبخشد و زمینه امنیت، رفاه، آسایش و حیات شایسته انسانی را برای او فراهم میآورد.
مکارم اخلاق نشانه بزرگواری و کرامت انسانی است و ریشه در نهاد و فطرت آدمی دارد. پیامبران الهی که خود بالاترین مرتبه از مکارم اخلاقی و سجایای انسان را دارا بودهاند، برای رهنمون ساختن جوامع بشری به ارزشهای والای انسانی به فرمان خداوند متعال، پایههای خُلقهای بزرگوارانه را با ارائه الگوهای واقعی به مردم پیریزی کرده اند.
در حدیث مشهوری که شیعه و سنی آن را از رسول گرامی اسلام(ص) نقل کردهاند مقصد اصلی و انگیزه نهایی بعثت حضرتش تکمیل مکارم اخلاق معرفی شده است: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاق» (1)تنها برای تکمیل مکارم اخلاق و صفات عالی انسانی مبعوث گردیدهام.
فضيلت ها
الإمامُ عليٌّ عليه السلام : الارتِقاءُ إلَى الفَضائلِ صَعبٌ مُنْجٍ ، الانحِطاطُ إلَى الرَّذائلِ سَهلٌ مُرْدٍ .[غرر الحكم : 1136 و 1137.]
امام على عليه السلام : بالا رفتن بر نردبان فضيلتها دشوار، اما رهايى بخش است و فرود آمدن به سوى پستيها آسان، اما مُهلك است.
نمایش منبع
عنه عليه السلام : أكرِهْ نفسَكَ علَى الفَضائلِ ؛ فإنّ الرَّذائلَ أنتَ مَطبوعٌ علَيها .[غرر الحكم : 2477.]
امام على عليه السلام : نفْس خويش را به [پذيرفتن ]فضيلتها مجبور كن؛ زيرا رذايل سرشتى توست.
نمایش منبع
عنه عليه السلام : أقوَى الوَسائلِ حُسنُ الفَضائلِ .[غرر الحكم : 2980.]
امام على عليه السلام : محكمترين وسيله ها[ى كمال و قرب الهى ]فضيلت هاى نيكوست.
نمایش منبع
عنه عليه السلام : باكتِسابِ الفَضائلِ يُكبَتُ المُعادِي .[غرر الحكم : 4268.]
امام على عليه السلام : با به دست آوردن فضيلت ها، دشمن سركوب مى شود.
نمایش منبع
عنه عليه السلام : فَخرُ المَرءِ بفَضلِهِ لا بأصلِهِ .[غرر الحكم : 6539.]
امام على عليه السلام : افتخار آدمى به فضيلت اوست، نه به تبار او.
نمایش منبع
عنه عليه السلام : مَن قَلَّت فَضائلُهُ ضَعُفَت وَسائلُهُ .[غرر الحكم : 8677.]
امام على عليه السلام : هر كه فضيلت هايش اندك باشد، وسيله هايش [براى رسيدن به كمال و قرب الهى ]سست گردد.
نمایش منبع
عنه عليه السلام : عِندَ تَعاقُبِ الشَّدائدِ تَظهَرُ فَضائلُ الإنسانِ .[غرر الحكم : 6204.]
امام على عليه السلام : در سختيهاى پياپى است كه فضيلت هاى انسان آشكار مى شود.
نمایش منبع
امام على عليه السلام:
قَدرُ الرّجُلِ على قَدرِ هِمَّتِهِ؛
ارزش مرد، به اندازه همّت اوست.
نهج البلاغه، حكمت ۴۷
:: دسته بندي احاديث بر اساس نام معصوم(ع) ::
مهر | دین و اندیشه | پنجشنبه، 11 تیر 1405 - 17:22
رهبر شهیدمان، در پیشاپیش این قافله، عزیزترین سرمایه خویش را پیش از همه نثار اسلام کرد و این، رسم جبهه ایمان است؛ پیش از آنکه دیگران را به میدان فراخواند، خود در صف نخست ایثار میایستد.
خلاصه خبر
خبری که گویی قرنها در سینه زمان نهفته بود تا ناگهان بر جان عالم فرود آید.
جهان اسلام در سوگ بزرگمردی نشست که تمامی لشکر ابلیس برای خاموش ساختن چراغ وجودش همقسم شده بودند؛ چنانکه خداوند فرمود:
«میخواهند با (فوت) دهانهایشان، نور خدا را خاموش کنند؛ حال آنکه خداوند، نورش را کامل خواهد کرد؛ هرچند کافران خوش نداشته باشند».
(سوره صف، آیه ۸)
همانگونه که، به تصریح آیه ۵۹ سوره انعام، بیاذن خداوند برگی از درخت فرو نمیافتد...
آخرین خطابه خویش را نه با زبان، که با آیات وحی، برای دولت و امت به ودیعت نهاد.
خداوند در آیه ۴۹ سوره انفال میفرماید:
«یاد کنید هنگامی را که منافقان و آنان که در دلهایشان بیماری [شک و تردید نسبت به حقایق] است، میگفتند: مؤمنان را دینشان [با این جمعیت اندک و اسلحه ناچیز برای شرکت در میدان نبرد] فریفت، و [آنان باور نمیکردند که] هر کس بر خدا توکل کند [بیتردید پیروز میشود]؛ زیرا خدا توانای شکستناپذیر و حکیم است».
به فضل خداوند، دشمن نهتنها در دستیابی به اهداف خود ناکام ماند، بلکه در برابر اراده ملت ایران، به استیصال کشیده شد.
مؤمنان را به پیکار برانگیز.
این نیز از اشارات شگفت قرآن است؛ گویی رهبر شهید همه این آیات را به امت سپرد.
و اما آیه تأملبرانگیز ۵۷ سوره انفال؛ آیهای که بیش از آنکه هشدار دشمن باشد، انذار خواص است تا در میدان نبرد، گرفتار خطای محاسباتی نشوند.
این ملت آمده است تا به جهان و قاتلان رهبر شهیدشان اعلام کند که خون امامشان بیوارث نمانده است.
دل این ملت، هنوز از داغ امام شهیدشان شعلهور است.
«ای مسلمانان، از خدا و پیامبر و صاحبان امرتان (یعنی امامان معصوم) اطاعت کنید؛ پس اگر درباره چیزی با یکدیگر دچار اختلاف شدید، آن را به حکم خدا و پیامبر ارجاع دهید، اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید.
«با آنان بجنگید تا خداوند آنان را به دست شما عذاب کند، خوار و رسوایشان سازد، شما را بر ایشان پیروز گرداند و سینههای مؤمنان را شفا بخشد».
آیا نالههای برخاسته از سینههای مؤمنان را نمیشنوید؟
او که پس از عمری جهاد، صبر و استواری در سنگر اسلام و ایران، با قلبی سلیم به قافله صالحان پیوست؛ مردی که همه عمر، رنج را به جان خرید و در برابر آن همه مجاهدت، هیچ مزدی جز رضای حضرت حق نجست.
و منافقان داخلی، آنگونه که خداوند در آیه ۵۷ سوره انفال وعده فرموده است، در برابر دیدگان همگان رسوا خواهند شد.